گریه ک نه


1216540

دلم گریه می کند

با سوز و اشک و آه، دلم گریه می کندبا جامه ی سیاه، دلم گریه می کنددشمن به روبروست هزاران هزار تابر شاه بی ، دلم گریه می کندخورشید روی نیزه شد و آسمان گرفتبا یاد روی ماه، دلم گریه می کندبر پای طفل خار مغیلان نشسته استبر طفل بی گناه، دلم گریه می کندکو آن سوار تا بکشد دست بر دلمهمراه ذوالجناح، دلم گریه می کندگُل ها به زیر تلّ پر از نیزه مانده انددر گود قتلگاه، دلم گریه می کنداینگونه پا کجا می برندشان؟از رنج های راه، دلم گریه می کندبا یاد گریه های پر از سوز دخترشدر شام و در پگاه، دلم گریه می کند*ماه محرم است، خدایا! ولیِ عصر-ارواحنا فداه، دلش گریه می کند حسی ...
645090

بعد از من و جان کندن من نوبت توست

نکبت مکافات زجر درد گریه سر و صدا . گریه معضل بحران گریه تف تو ذاتت گریه گریه برو بمیر برو به جهنم گریه حالم بهم می خوره از خودم پستی رذ. گریه گناه خشم غضب گریه عذاب رنج نخواستن هیچ چیز خوبی قهر گریه درد مکافات نکبت.
2363576

با غصه های آل عبا گریه می کنی

با غصه های آل عبا گریه می کنی در اوج روضه های عزا گریه می کنی ما با گناه اشکِ تو را در می آوریم از سوز بی وفایی ما گریه می کنی ای صاحب عزا، تو به این روضه های ما می آیی و بدون صدا گریه می کنی «گاهی نجف، مدینه، گهی کربلا و گاه» در مشهد رضا گریه می کنی بر کشته ی فتاده به هامونِ کربلا بر داغ سید ال گریه می کنی این روزها به حال دل زینب اسیر در ماجرای شام بلا گریه می کنی بر رأس های رفته به بالای نیزه ها با خیزران و طشت طلا گریه می کنی حالا دوباره چشم تو را خون گرفته است با غصه های آل عبا گریه می کنی وحید محمدی
1735020

گریه نمیکنم

من برای دنیا گریه نمیکنمبرای خودم گریه نمیکنمبرای بابام هم گریه نمیکنمبرای مامان هم گریه نمیکنماینا که میریزه اشک نیستمن اصلا گریه نمیکنممن نباید گریه کنممن گریه نمیکنم...
397572

تو هم در این میانه گریه کن...

بغض خود را بشکن و بی هر بهانه گریه کن شرم را گاهی رها کن! عاشقانه گریه کن! خوب می دانم دلت از دست خیلی ها پر است پس .وشان شو! شبیه رودخانه گریه کن هرچه را در . ات سنگین شده آزاد کن من خودم سنگ صبورت! بی کرانه گریه کن گریه گاهت هستم و در شکل های مختلف می کشم ناز تو را! پس نازدانه گریه کن اشک بعد از هر .. مژده ی آبادی است تا دلت لبریز باشد از جوانه گریه کن رشته کوهی از هزاران شانه هستم پیش تو این منِ مشتاق را شانه به شانه گریه کن با نوازش های من آرام خواهی شد! بیا شعر می خوانم تو هم در این میانه گریه کن محمد فرخ طلب فومنی
211072

چطوری بگم که دلم برات تنگ شده )):

من آپدیت می کنم البته اگه بدونم خواننده ای هم داره! خسته شدم از بس برای خودم نوشتم[ناراحت] دلم برات تنگ شده چطوری بگم که بفهمی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ [گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه]
980442

غزل : گریه کرد

لب گشودم دره ای سر روی دامن گریه کرددرد دل با ص.ه . کوه با من گریه کرد...اشک مریم با غمی با نام شبنم زاده شدلاله ی سرخی که از بدو شکفتن گریه کردعشق فرزندی که جان می داد و سودی هم نداشتهرچه بر بالین سهرابم تهمتن گریه کرد... تا نوشتم دوستت... افتاد از دستم دواتتا قلم نی از تو زد زیر نوشتن گریه ن همان بغضم که در یک شیشه جا خوش کرده بودتا به او گفتم مرا در . بشکن... گریه کرد
1983856

از این زمانه جدا می شویم با گریه

از این زمانه جدا می شویم با گریه ز دام نفس، رها می شویم با گریه به روی خاک می افتیم از سرِ غفلت ولی دو مرتبه پا می شویم با گریه دل ش ته حریم مقدس یار است مُقربین خدا می شویم با گریه به عشق شاه نجف ما کمیل می خوانیم غریقِ نور دعا می شویم با گریه همین که بوی شب می رسد از راه اسیر کرب و بلا می شویم با گریه حسین کشته ی اشک است، پس به عشق حسین فدای شاهِ وفا می شویم با گریه به زخم های تن کشته ی میان دو نهر شبانه روز، دوا می شویم با گریه برای روضه ی سقا به لطف اُمّ بنین به روز سوا می شویم با گریه محمد جواد
1587748

گریه نکن

یادمه دبستان که بودم یه ضبط مشکی دوبانده داشتیم که نوار کاست میخورد۰بعضی وقتا که گریه می داداش کوچیکه آهنگ گریه نکن یا گریه کن سیاوش قمیشی رو میذاشت با صدای بلند منم تا وسطای آهنگ گریه مو ادامه میدادم ولی چون از بچگی عاشق موسیقی بودم ت میشدم گوش بدم به آهنگ گریه م رو یادم میرفت :)))) حالا امشب اتفاقی وسط گریه آهنگ گریه نکن رو دیدم و پلی و مثه بچگیا تونست گریه ی منو بند بیاره۰برام عجیب بود :دی
646840

پیشاپیش رحلت حضرت . . (رح) بر ملت ایران تسلیت باد!

زنده تر از تو .ی نیست، چرا گریه کنیم؛ /مرگمان باد و مباد آن که تو را گریه کنیم /هفت پشت عطش از نام زل. لرزید /ما که باشیم که در سوگ شما گریه کنیم؛ /رفتنت آینه آمدنت بود، ببخش /شب میلاد تو تلخ است که ما گریه کنیم /ما به جسم . گریه نکردیم، مگر /می توانیم به جان . گریه کنیم؛ /گوش جان باز به فتوای تو داریم، بگو /با چنین حال بمیریم و یا گریه کنیم؛ /ای تو با لهجه خورشید سراینده ما /ما تو را با چه زبانی به خدا گریه کنیم؛ /آسمانا! همه ابریم گره خورده به هم /سر به دامان کدام عقده گشا گریه کنیم؛ /باغبانا ! ز تو و چشم تو آموخته ایم /که به جان تشن?...
174574

بی تو بودن را تمام شهر با من گریه کرد...

بی تو بودن را تمام شهر با من گریه کرد دوست با من هم صدا نالید دشمن گریه کرد جای جای بی تو بودن را در آن تنگ غروب آسمانی ابر با بغض سترون گریه کرد با هزاران آرزو یک مرد - مردی پر غرور - مثل یک آلاله در فصل شکفتن گریه کرد این خبر وقتی که در دنیای گل ها پخش شد نسترن در گوشه ای افسرد، لادن گریه کرد وسعت تنهایی ام را در شبستان غزل شاعری با فاعلاتن فاعلاتن گریه کرد گریه یعنی انفجار بغض یعنی درد عشق بارها این درد را در چاه بیژن گریه کرد یک زمان حتی تو هم در مرگ من خواهی گریست مثل سهر. که در سوگش تهمتن گریه کرد محمد سلمانی
2027236

از این زمانه جدا می شویم با گریه

"انا عند من رة قلوبهم" صوت شعر با نوای حاج آقا از این زمانه جدا می شویم با گریه ز دام نفس، رها می شویم با گریه به روی خاک می افتیم از سرِ غفلت ولی دو مرتبه پا می شویم با گریه دل ش ته حریم مقدس یار است مُقربین خدا می شویم با گریه به عشق شاه نجف ما کمیل می خوانیم غریقِ نور دعا می شویم با گریه همین که بوی شب می رسد از راه اسیر کرب و بلا می شویم با گریه حسین کشته ی اشک است، پس به عشق حسین فدای شاهِ وفا می شویم با گریه به زخم های تن کشته ی میان دو نهر شبانه روز، دوا می شویم با گریه برای روضه ی سقا به لطف اُمّ بنین به روز سوا می شویم با گریه محمد جواد
298808

صدای گریه

هوا دلتنگ و بارانی، صدای گریه می آید شده دریا چه توفانی، صدای گریه می آید دل هر خانه ای آوار موجا، موج طغیانگر .اب از هرچه ویرانی، صدای گریه می آید پریشان مو پری های جزیره "شروه" می خوانند در انبوه پریشانی صدای گریه می آید ش.ته مثل قایقها دل جاشوی سرگردان به لنگرگاه توفانی صدای گریه می آید چه باید کرد با این درد، با این هق هق "برگرد"؟ کمی آن سوی حیرانی صدای گریه می آید بهاری نیست، یاری نیست، شوق سبزه زاری نیست در اندوهی زمستانی صدای گریه می آید "شب تاریک و بیم موج و گرد. چنین هایل" 2 خط "حافظ" که می خوانی صدای گریه می آید سرودم گریه و گریه نیامد بن...
2906999

گریه هام

عشقم تو میگفتی نمیزارم گریه کنی اگه هم گریه کنی گریه هاتو خودم پاک میکنم اخه کجایی بی تو فقط گریه میکنم بیا گریه هامو پاک کن بی تو نمیشه
1163434

عَح شِت

هفت سال پیش ، چنین روزی ، چنین خبری را شنیدم ؛ و بجای خوشحالی ، بالا و پایین پ و جیغ زدن ، گریه . گریه شوق نه ، گریه ی هیجان نه . گریه ی ناراحتی . هفت سال نفهمیدم چرا.امروز ، بعد از هفت سال ، بعد از شنیدن همان خبر ، دوباره گریه ، از ناراختی .امسال دلیل گریه ی هفت سال پیشم را فهمیدم ؛ دقیقترش ، همین یکی دو ماهِ اخیر . امروز گریه ؛ وقتی پوریا هدفونم را ازم گرفت .ریختم . افتادم.امروز گریه برای هفت سال دیگرم ؛ که دلیل گریه ی هفت سال پیشش را میفهمد . که باز دلش میشکند ، که باز
86706

یاد تو...

هرجا که حرفت شد همان دم گریه . خود را به یک گوشه کشاندم گریه . جاى تو غم را بو کشیدم با نوازش بر روى زانویم نشاندم گریه . هر روز خو.دم که شب بیدار باشم هر شب نشستم شعر خواندم گریه . باران که زد با بغض پشت رل نشستم در .هاب شهر راندم ، گریه . تا آشنایى دیدم از حال تو پرسید جایت سلامت را رساندم ، گریه . تار سفیدى بین موها دیدم امروز آنقدر بر خود خیره ماندم ، گریه .
260528

چرا گریه می کنی

اینجا از آن ماست چرا گریه می کنی؟ مشکل گشا خداست چرا گریه می کنی؟ قلبم شبیه خانه امنی برای توست این خانه پا به جاست چرا گریه می کنی؟ گیرم که قفل کرده .ی درب خانه را رمزش که پیش ماست چرا گریه می کنی؟ اصلا تو آرزو کن و من هم دعای خیر دستم پر از دعاست چرا گریه می کنی؟ امشب که قلب تو رفت سوی آنژیو فردا از آن ماست چرا گریه می کنی؟ من خواهری کج و معوج خواهم به چه سکته در کمین ماست چرا گریه می کنی؟ آینده ای بساز که مثالش نیامده اینها برای ماست چرا گریه می کنی؟
1426794

یا سجاد(ع)

یا سجاد(ع) دریا به دیدگان ترم گریه می کند آتش به قلب شعله ورم گریه می کند خون می چکد زدیده یِ خون بار ِ سلسله زنجیر هم به بال وپرم گریه می کند با کعب نی دهند تسلیِّ خاطرش هر دَم سه ساله همسفرم گریه می کند وقتی زدند خنده به اشکم ن ِ شام دیدم به نی سر ِ پدرم گریه می کند چشم رباب تا به سر اصغرش فتاد گفتا هنوزهم پسرم گریه می کند برداغ جان گداز اسیری ام هر صبح و شام منتظرم گریه می کند (غلامرضا سازگار"میثم")
2931105

اشعار حضرت زهرا (س) - اشک محبّان

اشک محبان دریای غصه ام به غمت گریه می کنم باران دردم از المت گریه می کنم خواهی که خیزی از دل و جان شُکر می کنم چون پا شوی به قد خمت گریه می کنم دیوار شد عصای تو می روی به درد ای ناتوان به هر قدمت گریه می کنم ای وای من که درب حریمت ش ته اند در هُرمِ آتشِ حَرَمت گریه می کنم بیچاره من به کودکی ام می شوم یتیم ای محتضر به عمر کمت گریه می کنم حسن لطفی
2926737

اشعار حضرت زهرا (س) - اشک محبّان

اشک محبان دریای غصه ام به غمت گریه می کنم باران دردم از المت گریه می کنم خواهی که خیزی از دل و جان شُکر می کنم چون پا شوی به قد خمت گریه می کنم دیوار شد عصای تو می روی به درد ای ناتوان به هر قدمت گریه می کنم ای وای من که درب حریمت ش ته اند در هُرمِ آتشِ حَرَمت گریه می کنم بیچاره من به کودکی ام می شوم یتیم ای محتضر به عمر کمت گریه می کنم حسن لطفی
2930762

اشعار حضرت زهرا (س) - اشک محبّان

اشک محبان دریای غصه ام به غمت گریه می کنم باران دردم از المت گریه می کنم خواهی که خیزی از دل و جان شُکر می کنم چون پا شوی به قد خمت گریه می کنم دیوار شد عصای تو می روی به درد ای ناتوان به هر قدمت گریه می کنم ای وای من که درب حریمت ش ته اند در هُرمِ آتشِ حَرَمت گریه می کنم بیچاره من به کودکی ام می شوم یتیم ای محتضر به عمر کمت گریه می کنم حسن لطفی
1296410

دل من لک زده تا کنج حرم گریه کنم

دل من لک زده تا کنج حرم گریه کنم دو قدم روضه بخوانم...دو قدم گریه کنم بروم سمت ضریحی که بهشتم آنجاست برسم پیش نگارم...برسم گریه کنم دست خود را گره بر گوشه ی شش گوشه کنم درد دل با خود ارباب کنم...گریه کنم کارم این است که سمت حرمش رو کنم و... از همین دور سلامش بدهم گریه کنم؟ [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
1320556

شهادت سجاد علیه السلام

دریا به دیده ی تر من گریه می کند آتش ز سوز حنجر من گریه می کند سنگی که می زنند به فرقم ز روی بام بر زخم تازه ی سر من گریه می کند از حلقه های سلسله خون می چکد چو اشک زنجیر هم به پیکر من گریه می کند ریزد سرشک دیده ی اکبر به نوک نی اینجا به من برادر من گریه می گند وقتی زدند خنده به اشکم ن شام دیدم سه ساله خواهر من گریه می کند رأس حسین بر همه سر می زند ولی چون می رسد برابر من گریه می کند ای اهل شام پای نکوبید بر زمین کاینجا ستاده مادر من گریه می کند زنهای شام هلهله و خنده می کنند جایی که جد اطهر من گریه می کند سال روز شهادت العابدین و زاهدین، زین ال ...
1241592

بگذارید کناربدنش گریه کنم

بگذارید کناربدنش گریه کنم بگذارید به بی سرشدنش گریه کنم تا که سر داشت نشد پاک کنم خون سرش مهلتی نیست که چون زخم تنش گریه کنم بگذارید گلم را که فتاده است به خاک کنم از چادر مادر کفنش گریه کنم چه غریبانه صدازد که مرا آب دهید بگذاریدبه سوز سخنش گریه کنم ساربانان مزنیدم به خدا خواهم رفت اندکی صبر کنار بدنش گریه کنم صلی الله علیک یا مظلوم یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام karballa313
155356

محمد سلمانی

بی تو بودن را تمام شهر با من گریه کرد دوست با من هم صدا نالید دشمن گریه کرد جای جای بی تو بودن را در آن تنگ غروب آسمانی ابر با بغضی سترون گریه کرد با هزاران آرزو یک مرد مردی پر غرور مثل یک آلاله در فصل شکفتن گریه کرد این خبر وقتی که در دنیای گل ها پخش شد نسترن در گوشه ای افسرد لادن گریه کرد گریه یعنی انفجار بغض یعنی درد عشق بارها این درد را در چاه بیژن گریه کرد متن کامل شعر در ادامه بی تو بودن را تمام شهر با من گریه کرد دوست با من هم صدا نالید دشمن گریه کرد جای جای بی تو بودن را در آ
2858752

شده؟

شده با خواندن بیت غزلی گریه کنی؟ یا که در حسرت حس بغلی گریه کنی؟ به دلت بارشی از غم، به لبت خنده زنی ظاهرت شاد نشان داده ولی گریه کنی؟ خنده ی تلخ کند، زرد شود رخسارت ی شهر شوی و مثلی، گریه کنی؟ هوس بوسه ای از لعل لبش داشته و بهر یک بوسه ی قند و عسلی گریه کنی؟ شده دیدار رخش را به دلت وعده دهد نکند وعده ی خود را عملی، گریه کنی ؟ بعد دیدار شود، شهر دلت ز له خیز یا غرورت شکند چون گسلی گریه کنی؟ لاادری من این جا هستم: t.me/minimug hy
1209078

...بیاهلال محــــــــــــــــــرم

بازنشر بیا هلال محــــرم دمید، گریه کنیمبه زیر بیرق شاه شـــــــهید گریه کنیم بس است اینهمه ی ال، سیر خندیدیمیکی دوماه بیا تا شدید گریه کنیم به داغهای خداوندگار غم ـ زینب که گریه او ندید گریه کنیم* برای حجله ء قاسم ، عمو، رباب ... همهبه سرخ وسبز وکبود وسپید گریه کنیم به یاد دخترک تشنه، پا ، یتیمکه روی خار بیابان دوید گریه کنیم وبرگلوی علی اصغر شهیدی که بجای شیر، سنان را مکید گریه کنیم علی الخصوص برآن ساعتی که شاه شهیدشد از برادر خود ناامید گریه کنیم وخاک بر سر دنیا کنیم اگر نتوان به کاکلی که به خون در تپید گریه کنیم خدا نیاورد آن روز را که نتو? ...
621780

اشعارنوجوانان

اشعار نوجوانان حیدر هوای خانم تو گریه آور است . . .این آسیای گندم تو گریه آور است این پخت نان و هیزم تو گریه آور است گرچه کبودْ چهره ی تو زیر روسری است اما همین تجسم تو گریه آور است وقتی هنوز زخم لبت درد میکند زحمت نکش! تبسم تو گریه آور است کم کم کنار آمدی با درد پهلویت سنگینی تفاهم تو گریه آور است باران گرفت .ب و می گفت آسمان حیدر! هوای خانم تو گریه آور است... برادران عادل
1941048

نوای دین

ازبرای فاطمیه توفراوان گریه کن/درگه حق بانوای دین و ایمان گریه کن/حیدرکراراینک درجهان بی یاوراست/غربت مولاعلی بین بازآسان گریه کن/بریتیمان مدینه یک نظربا سوزکن/ازبقیع ت ت مولابادل وجان گریه کن/ش ایت بازتنها ازفراق فاطمه/همره کل خلائق جن وانسان گریه کن/مرهم درد علی شدآن ظهورمنتقم/درفراق مهدی او اشکریزان گریه کن/
1936788

نوای دین

ازبرای فاطمیه توفراوان گریه کن/درگه حق بانوای دین و ایمان گریه کن/حیدرکراراینک درجهان بی یاوراست/غربت مولاعلی بین بازآسان گریه کن/بریتیمان مدینه یک نظربا سوزکن/ازبقیع ت ت مولابادل وجان گریه کن/ش ایت بازتنها ازفراق فاطمه/همره کل خلائق جن وانسان گریه کن/مرهم درد علی شدآن ظهورمنتقم/درفراق مهدی او اشکریزان گریه کن/
1187594

...بیاهلال محــــــــــــــــــرم

بازنشر بیا هلال محــــرم دمید، گریه کنیمبه زیر بیرق شاه شـــــــهید گریه کنیم بس است اینهمه ی ال، سیر خندیدیمیکی دوماه بیا تا شدید گریه کنیم به داغهای خداوندگار غم ـ زینب که گریه او ندید گریه کنیم* برای حجله ء قاسم ، عمو، رباب ... همهبه سرخ وسبز وکبود وسپید گریه کنیم به یاد دخترک تشنه، پا ، یتیمکه روی خار بیابان دوید گریه کنیم وبرگلوی علی اصغر شهیدی که بجای شیر، سنان را مکید گریه کنیم علی الخصوص برآن ساعتی که شاه شهیدشد از برادر خود ناامید گریه کنیم وخاک بر سر دنیا کنیم اگر نتوان به کاکلی که به خون در تپید گریه کنیم خدا نیاورد آن روز را که نتوا? ...
1090692

آهنگ گریه از احسان خواجه ی + ت ت

گریه نمی کنم نه اینکه سنگم گریه غرورم رو به هم می زنه مرد برای هضم دلتنگی هاش گریه نمی کنه ، قدم می زنه گریه نمی کنم ، نه اینکه خوبم نه اینکه دردی نیست ، نه اینکه شادم یک اتفاق نصفه نیمه ام که ، یهو میون زندگی افتادم یک ماجرای تلخ ناگزیرم یک ک شونم ولی بی ستاره یک قهوه که هرچی شکر بریزی بازم همون تلخی ناب رو داره اگر یکی باشه من رو بفهمه براش غرورم رو به هم می زنم گریه که سهله ، زیر چتر شونش تا آ دنیا قدم می زنم گریه نمی کنم نه اینکه سنگم گریه غرورم رو به هم می زنه مرد برای هضم دلتنگی هاش گریه نمی کنه ، قدم می زنه گریه نمی کنم ، نه اینکه خوبم نه اینک ...
2878344

گریه نکن

آسون نشو ای همسفر ویرون نشو ای در به درمنو بگیر از همهمه منو به خلوتت ببرمعجزه کن خاتون من تولدی دوباره کنمنو ببر به حادثه شبو پر از شراره کنستاره پ ر میکنی ای نازنین گریه نکنپروانه آتش میزنی تو اینچنین گریه نکنگریه نکن ای شب زده ای شب نشین گریه نکنگریه نکن گریه نکن خاتون هم گریز منبرای این دربه در بی سرزمین گریه نکن
336830

زندگی

الان جای من و زهره عوض شدهزهره گریه میکنه و من چشام خشک شدهالان جلو .ی نشستم دارم مینویسماگر نه گریه می.وقتی بچه بودم گریه می.میگفت اشک تمساح می ریزیمن دیگه گریه نمیکنممن اون کارو تکرار نمیکنمچون خیلی خوبه گریه میکنه و ارو م میشهوقتی بچه بوده وقتی گریه میکردهمامانم بهش میگفت اگر میخوای گریه کنی برو تو . گریه کنبه خاطر همین وقتی من گریه می. به من میگفت اشک تمساح می ریزیخیلی سخت گذشت از یه ور میدیدم حال مامانم بد میشه و می ترسیدمپس باید گریه می.بعد از اون ور به خاطر حرف زهره گریه نمی .بعد اگر زهره سرم داد میزد من باید سکوت می. چون بابام هی بهم میگفت زهرا ه...
1982930

اگر عرضۀ خندیدن نداری، گریه کن!

آدمی یا باید بخندد یا گریه کند؛ وگرنه سنگ می شود؛ چوب می شود؛ خا تر مطبخ های سرد و خاموش می شود. بخند تا گریبانت را از دست غصه ها بیرون بیاوری. اگر نمی توانی، گریه کن، تا غصه ها نیز با تو هم نوایی کنند، همراه تو بگریند. گریه ، غصه ها را با تو مهربان می کند. گریه، راهی است برای هم زیستی مسالمت آمیز با غم های سنگدل. یا قاه قاه بخند یا های های گریه کن. گریه، دل را می شوید؛ از غم، از درد. خنده، دل را ماساژ می دهد، خستگی را از او می گیرد. اگر می توانی بخند؛ اگر عرضۀ خندیدن نداری، گریه کن؛ های های ... رضا بابایی
578406

این کوچه و پس کوچه ها را من فراوان گریه .(بتول مبشری)

گریه .*این کوچه و پس کوچه ها را من فراوان گریه .بعد از تو کرمان را خیابان تا خیابان گریه .رفتی ولی یادت نفس های دلم را بی نفس کردویران شدم با خاطرات باغ ماهان گریه .یکشنبه ها رفتم کنار کوههای سنگ ِصاحبهم بغض صدها روح سرگردان و حیران گریه .بغض دلم را پیش خواجو ناله . در خیابانگفتم ببین آشفته ای از دار کرمان گریه .بعد از تو هر روز از دلم رد شد . خان قاجارهر روز یادت را به زیر سُم اسبان گریه .آلاشت تا مشتاقیه هرروز فریادت زدم آیا شنیدیحتی میان کوبش بازارمسگرهای کرمان گریه .گاهی کنارشانه های رهگذرها ازمسیر شاه سابقدنبال رویایت دویدم تا مسیر گنجعلیخان گریه .فیر...
2652414

یک نفر

شش نفر در تاریخ بسیار گریه کرده اند۱-حضرت ادم برای قبولی توبه اش انقدرگریه کرد که رد اشک بر گونه اش افتاد.۲–حضرت یعقوب به اندازه ای برای یوسف خود گریه کرد که نور دیده اش را از دست داد.۳- حضرت یوسف در فراق پدر انقدر گریه کرد که زندانیان گفتند یاشب گریه کن یا روز.۴-فاطمه زهرا در فراق پدر انقدر گریه کرد که اهل مدینه گفتندما را به تنگ اوردی با گریه هایت…یا شب گریه کن یا روز…۵_ سجاد بیست تا چهل سال در مصیبت و عزای پدرش گریه کرد.هر گاه اب و خوراکی برایش میاوردند گریه می د ومی گفتند هرگاه قتلگاه فرزندان فاطمه را به یاد میاورم گریه گلویم را میفشارد.۶- اما یه نفر ...
1240942

بابا حسین

ابر مستی تیره گون شد باز بی حد گریه کردبا غمت گاهی نباید ساخت، باید گریه کردامتحان ببینم سنگ می فهمد تو را از تو گفتم با دلم، کوتاه آمد، گریه کردای که از بوی طعام خانه ها خوابت نبردمادرم نذر تو را هر وقت هم زد گریه کردبا تمام این اسیران فرق داری قصه چیست؟هر ی آمد به احو بخندد، گریه کرداز سر ایمان به داغت گاه می گویم به خویششاید آن شب زجر هم وقتی تو را زد، گریه کردوقت غسلت هم به زخم تو نمک پاشیده شدآن زن غساله هم اشکش درآمد، گریه کرد(کاظم بهمنی)
2383422

چه حالیم۰۰۰

ببین من چه حالیم که اول چاووشی پلی میکنم میخونه ؛ اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش ۰ آهنگ بعد گوش میدم ؛ صبوریم کمه بی قراریم زیاده ۰۰۰ بعد میرم گوش میدم ؛ گریه نکن ای شب زده ، ای شب نشین گریه نکن ، گریه نکن خاتون غم گریز من۰۰۰ بعدش سیاوش قمیشی میخونه گریه کن ، گریه قشنگه ، گریه سهم دل تنگه۰۰۰ + و قسم به وقت هایی که از شدت بغض و اشک ، چونه ت میلرزه۰۰۰ + تهش پیروز میدان شد :دی
147096

گریه

عجب حال عجیبی گریه داردشفای بی رقیبی گریه داردکنار چشم بیمارم همیشهفضایی از غریبی گریه دارد."ایمان ."
2929042

شعر

فَِقَِطَِ بَِرَِاَِیَ تَِوَِ در کنار پنجره،ابری برایم گریه کرد بغض هم اهسته امد تا صدایم گریه کرد خواندم آن شعری که یک روزی برایم گفته بود آسمان ناگاه با حال وهوایم گریه کرد بعد باران هم ،قلم خون شد ز دلتنگى نوشت قصه ی من چیست که قصه سرایم گریه کرد؟ عطر تلخ رفتنش در موی من پیچیده بود مو پریشان شد به روی شانه هایم گریه کرد کوچه های بی حضورش چون مزارِ خاطره است شک ندارم خاطرش با هر دعایم گریه کرد زردتر شد برگ برگِ شاخه های انتظار فصل شی خزان شد در عزایم گریه کرد #شیدا_مهدی_زاده @ atbarayeto
1189298

عمری به مرگ خاطره ها گریه کرده ایم..

عمری به مرگ خاطره ها گریه کرده ایم هر دو کنار پنجره ها گریه کرده ایم در امتداد سایه ی شب، پشت بی ی در لابلای کرکره ها گریه کرده ایم هی در حوالی غمِ خود چرخ خورده ایم هی در محیط دایره ها گریه کرده ایم حیف از امیدو عاطفه،حیف از گذشته ها تا صبح در مذاکره ها گریه کرده ایم یک عمر پشت پنجره رنگ غروب داشت از رنگ زرد منظره ها گریه کرده ایم از دستِ... بگذریم، همین سرنوشت، آه عمری به مرگ خاطره ها گریه کرده ایم ****
2124442

ع نوشته گریه و بغض

ع نوشته گریه و بغضخیلی از وقتا اینقدر حالمون بد میشه که بغض سنگینی سراغمون میاد این وقت ها خوش به حال اونایی که میتونند گریه کنند و خودشونو خالی کنند اما عده ای هم هستند که بغض شون حتی اجازه گریه بهشون نمیده و من به خوبی می فهمم که چه حالی اونا دارند. در این پست پارلین ما زیباترین ع نوشته های گریه و بغض و اشک را برای پروفایل آماده کرده ایم که شاید بعضی از این ع نوشته ها حرف دل خیلی هامون باشد امیدوارم بپسندید.ع نوشته گریه دو چیز خیلی دردناکهدختری که گریه آرامش نمیکنهو سیگار میکشهپسری که سیگار آرومش نمیکنهو گریه میکنهع نوشته گریه کن گریه قشنگه برای پروف ...
2207120

زمین به صالحان خواهد رسید

گفت میشود گریه کنم؟ گفتم گریه کن که گریه بهتر از سکته است و دیگری برایش گفت که اینجا اصلا برای همین است. او آرام گریه میکرد و ما نگاهش میکردیم. دیگری راست میگفت؛ این دیوارها در همین مدت اندک، گریه خیلی ها را به چشم دیده بود، حتی گریه من را. زنیم دیگر، برای تمام غم ها و مشکلات دنیا واکنشی ثابت داریم. علت گریه اش بی تفاوتی جامعه متدین به آرمان های انقلاب بود.
2767854

من نباید گریه کنم

اون یه هفته استفاده از دارو تموم شد من همچنان چشم درد دارم من نباید گریه کنم گریه برای چشمام ضرر داره از ب گریه که الان اینقدر چشم درد دارم مگه میشه گریه نکرد اخه دلم خوش بود امسال میرم کربلا نشد
1934036

سلاح اشک

همرزمان حسین علیه السلام | سلاح اشک حضرت آیت الله : چرا مسئله ى گریه ى حساب شده، گریه ى درازمدّت و طولانى در خاندان اتّفاق افتاد؟ گریه ی حضرت زهرا (علیهاالسّلام)، گریه ای حساب شده و طولانی مدت بود. دختر پیغمبر (صلّی الله علیه و آله) به یک شکل خاصّی گریه کرده و وضع را به گونه ای فراهم آورده که رقبا و مخالفین از آن گریه احساس خطر د. گریه ی دیگر، گریه ى سجّاد (علیه السّلام) است که چهل سال به هر مناسبتى براى حسین بن على (علیهماالسّلام) گریه کرده... گریه ى سوّم هم گریه اى است که باقر (علیه السّلام) بسى حساب شده و دقیق معیّن و مقرّر کرد. خب، شیعیان ملتفتند؛ خاندان پ ...
2652848

شش نفر در تاریخ بسیار گریه کرده اند:

شش نفر در تاریخ بسیار گریه کرده اند: 1 حضرت آدم(ع) برای قبولی توبه اش آنقدر گریه کرد که رد اشک بر گونه اش افتاد 2 حضرت یعقوب(ع) به اندازه ای برای یوسف خود گریه کرد که نور دیده اش را از دست داد. 3 حضرت یوسف(ع) در فراق پدر آنقدر گریه کرد که زندانیان گفتند یا شب گریه کن یا روز. 4 حضرت فاطمه زهرا(س) در فراق پدر آنقدر گریه کرد که اهل مدینه گفتند ما را به تنگ آوردی با گریه هایت…یا شب گریه کن یا روز… 5 سجاد(ع) بیست تا چهل سال در مصیبت و عزای پدرش گریه کرد. هر گاه آب و خوراکی برایش می آوردند گریه می د و می گفتند هرگاه قتلگاه فرزندان فاطمه را به یاد میاورم گر ...
1210642

فلسفه عزاداری

سؤال: چراسوگوارى مى‏ کنیم؟! مى‏گویند اگر حسین علیه السلام پیروز شد، پس چرا جشن نمى‏گیریم؟ چرا گریه مى‏کنیم؟ آیا این همه گریه در برابر آن پیروزى بزرگ شایسته است؟ پاسخ: آنها که این ایراد را مطرح مى‏کنند، «فلسفه عزادارى» را نمى‏دانند و آن را با گریه‏هاى ذلیلانه اشتباه مى‏کنند. «گریه» و جریان قطره‏هاى اشک از «چشم» که دریچه قلب آدمى است، چهارگونه است: 1- گریه‏ هاى شوق‏ گریه مادرى که از دیدن فرزند دلبند گمشده خویش، پس از چندین سال، سر داده مى‏شود، و یا گریه شادى آفرین و رضایت بار عاشق پاکبازى که پس از یک عمر محرومیّت معشوق خود را مى‏یابد گریه ش ...
2691600

سلاح اشک

سلاح اشک حضرت آیت الله : چرا مسئله ى گریه ى حساب شده، گریه ى درازمدّت و طولانى در خاندان اتّفاق افتاد؟ گریه ی حضرت زهرا (علیهاالسّلام)، گریه ای حساب شده و طولانی مدت بود. دختر پیغمبر (صلّی الله علیه و آله) به یک شکل خاصّی گریه کرده و وضع را به گونه ای فراهم آورده که رقبا و مخالفین از آن گریه احساس خطر د. گریه ی دیگر، گریه ى # _سجّاد (علیه السّلام) است که چهل سال به هر مناسبتى براى حسین بن على (علیهماالسّلام) گریه کرده... گریه ى سوّم هم گریه اى است که باقر (علیه السّلام) بسى حساب شده و دقیق معیّن و مقرّر کرد. خب، شیعیان ملتفتند؛ خاندان پیغمبر (صلّی الله ع? ...
2874238

روزی ک گریه !

بالا ه یک روز رسید ک حس کار از حرف زدن گذشته کار از تصمیمات جدید گرفتن گذشته یک روز رسید ک حس تمام درد و دل های سربسته ام ب بن بست رسیده اند! حس دیگر هیچ کاری از دست من بر نمی آید! یک روز حس اشک های بی صدای شبانه بیشتر از اینکه آرامم کنند آزارم می دهند روزی ک نیاز داشتم فریاد بزنم اما نمیشد جیغ بزنم آنقدر ک گلویم زخم شود اما نمیتوانستم یک روز رسید ک فهمیدم حالا فقط باید گریه کنم فهمیدم برخلاف همیشه باید در جمع گریه کنم ن در خفا یک روز حس باید حرف هایم را ب شکل گریه بگویم پس گریه و گریه و گریه بلند گریه ساعتها گریه همه متعجب شدند اما برای اولین بار بر? ...
1460142

روضه حسین علیه السلام(گریه )

هر روز در غم و محنت گریه می کنم بر قطره های خون زخم تنت گریه می کنم با نوحه های تو همه جا می زنم با روضه های دل شکنت گریه می کنم گاهی شبیه عصر دهم سرخ می شوم بر لحظه ی به نی شدنت گریه می کنم .................. شیخ جعفر شوشتری در کتابش (خصائص الحسینیه،عنوان نهم،مطلب دوم)آورده اند: ادامه مطلب
2616602

ماه عزاست...

حس می کنی زمین و زمان گریه می کنند وقتی که جمع ن گریه می کنند باز این چه شورش است که در خلق عالم است در ماتم تو پیر و جوان گریه می کنند این سیل، سیل اشک عزادارهای توست چون ابر با تمام توان گریه می کنند تو کیستی که در غم از دست دادنت مردان ما شبیه ن گریه می کنند... تیموری
1730966

معراج

بسم اللههمیشه گریه های بی صدا می ...ارام قطرات اشک قل میخوردند روی صورتم و پایین میافتادند...بی صدا...ارام...همیشه تا میشد گریه نمی ...بغض که می ...مبخو دم تا بغضم نشکند...نه....غرور نبود...فقط نمیخواستم گریه کنم!برای دعوای مادرم گریه ...برای نمره بدم گریه ...برای دخترک گوشه خیابان گریه ...بعد ان ماجرا هم...حتی برای ارام گریه می به یاد ندارم حتی از کودکی با صدای بلند گریه کرده باشم...همیشه گریه های بی صدا و در کنج خانه...دور از چشم دیگران بود.. اولین بار...بعد ان ماجرامعراجزار زدم...معراج اهواز بود....خسته بودم...از خودم...دنیا...و خودم....اولین بار انجا زار زدم....اولین بار ک? ...
2525714

معجزه تنهایی!

تنها که باشی معجزه ای درونت رخ میدهد و آن اشک هایی است که آرام بر گونه هایت جاری می شوند و از جایی به بعد از گریه ی زیاد خواهی خندید خنده ای که از گریه هم گریه آور تر است...! و به قول شاعر، خنده ی تلخ من از گریه غم انگیز تراست کارم از گریه گذشته به ان می خندم
1935426

همرزمان حسین علیه السلام | سلاح اشک

همرزمان حسین علیه السلام | سلاح اشکحضرت آیت الله : چرا مسئله ى گریه ى حساب شده، گریه ى درازمدّت و طولانى در خاندان اتّفاق افتاد؟ گریه ی حضرت زهرا (علیهاالسّلام)، گریه ای حساب شده و طولانی مدت بود. دختر پیغمبر (صلّی الله علیه و آله) به یک شکل خاصّی گریه کرده و وضع را به گونه ای فراهم آورده که رقبا و مخالفین از آن گریه احساس خطر د. گریه ی دیگر، گریه ى سجّاد (علیه السّلام) است که چهل سال به هر مناسبتى براى حسین بن على (علیهماالسّلام) گریه کرده... گریه ى سوّم هم گریه اى است که باقر (علیه السّلام) بسى حساب شده و دقیق معیّن و مقرّر کرد. خب، شیعیان ملتفتند؛ خاندان پیغ ...
1496660

بوی تابوت پر از تیر حسن می آید...

باید امشب بلـند گریه کنیم مثل زینب بلـند گریه کنیم که مرتب بلـند گریه کنیم سوخت از تب بلـند گریه کنیم گریه کن گرچه گریه تسکین است غم غربت عجیب سنگین است...
1639444

علی غریب مولتان

رسول مولتان را خواندم و گریه موقع در خون فرو رفتن و جان دادن علی غریب مولتان، آن هم در چند قدمی خانه اش، همراه زنش گریه موقع اضطرار و ماس پسر کوچکش که نه بابا چیزیش نیست گریه هر چه نگاه به آن خانه و به آن دفتر و به آن شب آ و به درد دلهای دوشادوش آن دو نفر....گریه برای غربت علی و غربت مریم گریه برای بغض فروخورده ی مریم در همه ی سالهای بعد علی که امسال شد بیست و یک سال....گریه برای این مقابل مریم ایستادنهای علی بعد از شهادتش گریه برای مولتان فقیر و غریب گریه برای مردم شبه قاره گریه برای شبعه های اردو زبان گریه برای آنها که صحابه روضه گرفتن را برایشان ...
537490

گریه ندارد

تقدیم به خواهرزاده ام آقامهدی د.اسخ به سروده ای که سراسر ناامیدی مختوم به (گریه ندارد!)بود 25رمضان 11تیر 1395 انگشت نمای همه خوبان شده ای گریه ندارد سلسله جنبان جوانان شده ای گریه ندارد عمری پی روزی حلالی وشب وروزپی کاری مرضی رضای عزیزان شده ای گریه ندارد ازدست .ی لقمه نانی نگرفتی ونخوردی ازرنج وبلا تاج رقیبان شده ای گریه ندارد درظلم وستم دست نداری وتماشاگه عدلی محبوب وشفیق دل وایمان شده ای گریه ندارد دستی به خطا باز نکردی وبه کجراهه نرفتی مجذوب دل حضرت یزدان شده ای گریه ندارد د.رتوایمانی ودرسایه قرآن ورسولی پروانه صفت جمله زخوبان شده ای گریه ن
213468

با من گریه کن

گریه می کنم به درازای بی انتهای تاریخ، به درازای رنج زیستن، به درازای رنج مردن. گریه می کنم به درازای خشم خدای فقها، به درازای رأفت خدای عرفا، به درازای تحیّر آدمی. گریه می کنم به درازای سالهایی که گذشت، به درازای سالهایی که می گذرد، به درازای سالهایی که نخواهد آمد. گریه می کنم به درازای جنگ های تاریخ، به درازای صلح های تاریخ، به درازای مکرهای تاریخ. گریه می کنم به درازای خوشبختی ک ن، به درازای تغافل جوانان، به درازای خستگی پیران. گریه می کنم به درازای وجود، به درازای عدم، به درازای جبری که با ما هم آغوش است. گریه می کنم به دراز
210816

با من گریه کن

گریه می کنم به درازای بی انتهای تاریخ، به درازای رنج زیستن، به درازای رنج مردن. گریه می کنم به درازای خشم خدای فقها، به درازای رأفت خدای عرفا، به درازای تحیّر آدمی. گریه می کنم به درازای سالهایی که گذشت، به درازای سالهایی که می گذرد، به درازای سالهایی که نخواهد آمد. گریه می کنم به درازای جنگ های تاریخ، به درازای صلح های تاریخ، به درازای مکرهای تاریخ. گریه می کنم به درازای خوشبختی ک ن، به درازای تغافل جوانان، به درازای خستگی پیران. گریه می کنم به درازای وجود، به درازای عدم، به درازای جبری که با ما هم آغوش است. گریه می کنم به دراز

گریه ک نه