گریه ک نه


1216540

دلم گریه می کند

با سوز و اشک و آه، دلم گریه می کندبا جامه ی سیاه، دلم گریه می کنددشمن به روبروست هزاران هزار تابر شاه بی ، دلم گریه می کندخورشید روی نیزه شد و آسمان گرفتبا یاد روی ماه، دلم گریه می کندبر پای طفل خار مغیلان نشسته استبر طفل بی گناه، دلم گریه می کندکو آن سوار تا بکشد دست بر دلمهمراه ذوالجناح، دلم گریه می کندگُل ها به زیر تلّ پر از نیزه مانده انددر گود قتلگاه، دلم گریه می کنداینگونه پا کجا می برندشان؟از رنج های راه، دلم گریه می کندبا یاد گریه های پر از سوز دخترشدر شام و در پگاه، دلم گریه می کند*ماه محرم است، خدایا! ولیِ عصر-ارواحنا فداه، دلش گریه می کند حسی ...
645090

بعد از من و جان کندن من نوبت توست

نکبت مکافات زجر درد گریه سر و صدا . گریه معضل بحران گریه تف تو ذاتت گریه گریه برو بمیر برو به جهنم گریه حالم بهم می خوره از خودم پستی رذ. گریه گناه خشم غضب گریه عذاب رنج نخواستن هیچ چیز خوبی قهر گریه درد مکافات نکبت.
1188463

گریه کن

آمده ماه محرم گریه کن/ناله ها و شور ماتم گریه کن/کربلا آماده برمولاحسین/شد بپا صدمجلس غم گریه کن/اشک هم تفسیر عاشوراشده/بهرمظلومان دمادم گریه کن/حجت حق شدغریب وتشنه لب/غصه ها گشته فراهم گریه کن/یک یک یاران مولا جانفشان/کن نظربرنهر علقم گریه کن/اکبر واصغرشهید راه دین/مثل دریاها وزمزم گریه کن/میدهد مهدی تسلی زینبین/اشکها راکن تو مرهم گریه کن/
856569

. آهنگ گریه نکن از فرزین متن آهنگ فرزین بنام گریه نکن

. آهنگ فرزین بنام گریه نکن . آهنگ گریه نکن از فرزین متن آهنگ فرزین بنام گریه نکن قسمت میدم پشت سرِ من، منِ مسافر گریه نکن گریه نکن گریه نکن بیشتر از جونم من دوستت دارم این دم آ. گریه نکن گریه نکن گریه نکن میبرم با خود من کوله بار خاطره هارو گریه نکن گریه نکن گریه نکن ادامه مطلب
1806281

گریه نمی کنی چرا

سنگ تر از سنگ دلم، گریه نمی کنی چرا؟ تنگ تر از تنگ دلم، گریه نمی کنی چرا؟ غم شده یار و همرهت، آه نشسته بر درت بغض گرفته حنجرت، گریه نمی کنی چرا؟ پای گرفته ای به بر، خاک نمی کنی به سر ضجّه نمی زنی دگر، گریه نمی کنی چرا؟ زل زده ای به آسمان، چشم به ابر این خزان ابر تویی و آسمان، گریه نمی کنی چرا؟ در پس کاروان او پای دوان نمی کنی سیل روان نمی کنی، گریه نمی کنی چرا؟ در سفر است یار و تو پات نبسته آبله قافله پشت قافله، گریه نمی کنی چرا؟ دل تو به هر که بسته ای قامت خود ش ته ای پیر شدی و خسته ای، گریه نمی کنی چرا؟ پر ز امید و وحشتی، غرق غبار غربتی دور ز لطف ? ...
1735020

گریه نمیکنم

من برای دنیا گریه نمیکنمبرای خودم گریه نمیکنمبرای بابام هم گریه نمیکنمبرای مامان هم گریه نمیکنماینا که میریزه اشک نیستمن اصلا گریه نمیکنممن نباید گریه کنممن گریه نمیکنم...
397572

تو هم در این میانه گریه کن...

بغض خود را بشکن و بی هر بهانه گریه کن شرم را گاهی رها کن! عاشقانه گریه کن! خوب می دانم دلت از دست خیلی ها پر است پس .وشان شو! شبیه رودخانه گریه کن هرچه را در . ات سنگین شده آزاد کن من خودم سنگ صبورت! بی کرانه گریه کن گریه گاهت هستم و در شکل های مختلف می کشم ناز تو را! پس نازدانه گریه کن اشک بعد از هر .. مژده ی آبادی است تا دلت لبریز باشد از جوانه گریه کن رشته کوهی از هزاران شانه هستم پیش تو این منِ مشتاق را شانه به شانه گریه کن با نوازش های من آرام خواهی شد! بیا شعر می خوانم تو هم در این میانه گریه کن محمد فرخ طلب فومنی
211072

چطوری بگم که دلم برات تنگ شده )):

من آپدیت می کنم البته اگه بدونم خواننده ای هم داره! خسته شدم از بس برای خودم نوشتم[ناراحت] دلم برات تنگ شده چطوری بگم که بفهمی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ [گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه]
980442

غزل : گریه کرد

لب گشودم دره ای سر روی دامن گریه کرددرد دل با ص.ه . کوه با من گریه کرد...اشک مریم با غمی با نام شبنم زاده شدلاله ی سرخی که از بدو شکفتن گریه کردعشق فرزندی که جان می داد و سودی هم نداشتهرچه بر بالین سهرابم تهمتن گریه کرد... تا نوشتم دوستت... افتاد از دستم دواتتا قلم نی از تو زد زیر نوشتن گریه ن همان بغضم که در یک شیشه جا خوش کرده بودتا به او گفتم مرا در . بشکن... گریه کرد
386815

گریه

تعبیر خواب گریه . و تعبیر خواب گریه . دختر و تعبیر خواب اشک ریختن ع. تعبیر خواب گریه . و تعبیر خواب گریه . دختر تعبیر خواب گریه گریه . در خواب تعبیر خواب گریه و گریه . در خواب یکی از رایجترین خواب هایی است که انسان ها به دنبال تعبیر خواب ان هستند. تعبیر خواب گریه . تنها به شرطبی اعتبار دارد که شخص شام سبک خورده باشد و یا با ناراحتی به خواب نرفته باشد. تعبیر گریه . در خواب تعبیر خواب گریه . لوک اویتنهاو : گریه : دلداری ، تسکین یوسف نبی علیه السلام گوید : دیدن گریه . زن باشد تعبیر خواب گریه . محمد بن سیرین : دیدن گریستن درخواب، دلیل شادی است از حق تعالی...
982419

علی محمد مودب

آرام در رثای خود م گریه می کنم درمجلس عزای خودم گریه می کنم یک گوشه می نشینم و هی مثل بچه ها لج می کنم برای خودم، گریه می کنم چونان مسافری که ی نیست خویش او چون چشمه پشت پای خودم گریه می کنم پیش چراغ های جهان سرخ می شوم از شرم چشم های خودم گریه می کنم بسیار سا ده ام من آواره ، مدتی است با یا د رو ستا ی خو د م گریه می کنم ای د ل عجیب خسته ام از درد مرد مان امشب فقط به جا ی خود م گریه می کنم
1983856

از این زمانه جدا می شویم با گریه

از این زمانه جدا می شویم با گریه ز دام نفس، رها می شویم با گریه به روی خاک می افتیم از سرِ غفلت ولی دو مرتبه پا می شویم با گریه دل ش ته حریم مقدس یار است مُقربین خدا می شویم با گریه به عشق شاه نجف ما کمیل می خوانیم غریقِ نور دعا می شویم با گریه همین که بوی شب می رسد از راه اسیر کرب و بلا می شویم با گریه حسین کشته ی اشک است، پس به عشق حسین فدای شاهِ وفا می شویم با گریه به زخم های تن کشته ی میان دو نهر شبانه روز، دوا می شویم با گریه برای روضه ی سقا به لطف اُمّ بنین به روز سوا می شویم با گریه محمد جواد
1587748

گریه نکن

یادمه دبستان که بودم یه ضبط مشکی دوبانده داشتیم که نوار کاست میخورد۰بعضی وقتا که گریه می داداش کوچیکه آهنگ گریه نکن یا گریه کن سیاوش قمیشی رو میذاشت با صدای بلند منم تا وسطای آهنگ گریه مو ادامه میدادم ولی چون از بچگی عاشق موسیقی بودم ت میشدم گوش بدم به آهنگ گریه م رو یادم میرفت :)))) حالا امشب اتفاقی وسط گریه آهنگ گریه نکن رو دیدم و پلی و مثه بچگیا تونست گریه ی منو بند بیاره۰برام عجیب بود :دی
646840

پیشاپیش رحلت حضرت . . (رح) بر ملت ایران تسلیت باد!

زنده تر از تو .ی نیست، چرا گریه کنیم؛ /مرگمان باد و مباد آن که تو را گریه کنیم /هفت پشت عطش از نام زل. لرزید /ما که باشیم که در سوگ شما گریه کنیم؛ /رفتنت آینه آمدنت بود، ببخش /شب میلاد تو تلخ است که ما گریه کنیم /ما به جسم . گریه نکردیم، مگر /می توانیم به جان . گریه کنیم؛ /گوش جان باز به فتوای تو داریم، بگو /با چنین حال بمیریم و یا گریه کنیم؛ /ای تو با لهجه خورشید سراینده ما /ما تو را با چه زبانی به خدا گریه کنیم؛ /آسمانا! همه ابریم گره خورده به هم /سر به دامان کدام عقده گشا گریه کنیم؛ /باغبانا ! ز تو و چشم تو آموخته ایم /که به جان تشن?...
2038195

گریه

گریه باورت میشه منکه از سنگم گریه که بدونی چقدر دلتنگم گریه شبایی که نبودی گریه پشته عینکه دودی
174574

بی تو بودن را تمام شهر با من گریه کرد...

بی تو بودن را تمام شهر با من گریه کرد دوست با من هم صدا نالید دشمن گریه کرد جای جای بی تو بودن را در آن تنگ غروب آسمانی ابر با بغض سترون گریه کرد با هزاران آرزو یک مرد - مردی پر غرور - مثل یک آلاله در فصل شکفتن گریه کرد این خبر وقتی که در دنیای گل ها پخش شد نسترن در گوشه ای افسرد، لادن گریه کرد وسعت تنهایی ام را در شبستان غزل شاعری با فاعلاتن فاعلاتن گریه کرد گریه یعنی انفجار بغض یعنی درد عشق بارها این درد را در چاه بیژن گریه کرد یک زمان حتی تو هم در مرگ من خواهی گریست مثل سهر. که در سوگش تهمتن گریه کرد محمد سلمانی
2027236

از این زمانه جدا می شویم با گریه

"انا عند من رة قلوبهم" صوت شعر با نوای حاج آقا از این زمانه جدا می شویم با گریه ز دام نفس، رها می شویم با گریه به روی خاک می افتیم از سرِ غفلت ولی دو مرتبه پا می شویم با گریه دل ش ته حریم مقدس یار است مُقربین خدا می شویم با گریه به عشق شاه نجف ما کمیل می خوانیم غریقِ نور دعا می شویم با گریه همین که بوی شب می رسد از راه اسیر کرب و بلا می شویم با گریه حسین کشته ی اشک است، پس به عشق حسین فدای شاهِ وفا می شویم با گریه به زخم های تن کشته ی میان دو نهر شبانه روز، دوا می شویم با گریه برای روضه ی سقا به لطف اُمّ بنین به روز سوا می شویم با گریه محمد جواد
298808

صدای گریه

هوا دلتنگ و بارانی، صدای گریه می آید شده دریا چه توفانی، صدای گریه می آید دل هر خانه ای آوار موجا، موج طغیانگر .اب از هرچه ویرانی، صدای گریه می آید پریشان مو پری های جزیره "شروه" می خوانند در انبوه پریشانی صدای گریه می آید ش.ته مثل قایقها دل جاشوی سرگردان به لنگرگاه توفانی صدای گریه می آید چه باید کرد با این درد، با این هق هق "برگرد"؟ کمی آن سوی حیرانی صدای گریه می آید بهاری نیست، یاری نیست، شوق سبزه زاری نیست در اندوهی زمستانی صدای گریه می آید "شب تاریک و بیم موج و گرد. چنین هایل" 2 خط "حافظ" که می خوانی صدای گریه می آید سرودم گریه و گریه نیامد بن...
2039237

گریه

گریه باورت میشه منکه از سنگم گریه که بدونی چقدر دلتنگم گریه شبایی که نبودی گریه پشته عینکه دودی حسین تخمکار
1163434

عَح شِت

هفت سال پیش ، چنین روزی ، چنین خبری را شنیدم ؛ و بجای خوشحالی ، بالا و پایین پ و جیغ زدن ، گریه . گریه شوق نه ، گریه ی هیجان نه . گریه ی ناراحتی . هفت سال نفهمیدم چرا.امروز ، بعد از هفت سال ، بعد از شنیدن همان خبر ، دوباره گریه ، از ناراختی .امسال دلیل گریه ی هفت سال پیشم را فهمیدم ؛ دقیقترش ، همین یکی دو ماهِ اخیر . امروز گریه ؛ وقتی پوریا هدفونم را ازم گرفت .ریختم . افتادم.امروز گریه برای هفت سال دیگرم ؛ که دلیل گریه ی هفت سال پیشش را میفهمد . که باز دلش میشکند ، که باز
86706

یاد تو...

هرجا که حرفت شد همان دم گریه . خود را به یک گوشه کشاندم گریه . جاى تو غم را بو کشیدم با نوازش بر روى زانویم نشاندم گریه . هر روز خو.دم که شب بیدار باشم هر شب نشستم شعر خواندم گریه . باران که زد با بغض پشت رل نشستم در .هاب شهر راندم ، گریه . تا آشنایى دیدم از حال تو پرسید جایت سلامت را رساندم ، گریه . تار سفیدى بین موها دیدم امروز آنقدر بر خود خیره ماندم ، گریه .
260528

چرا گریه می کنی

اینجا از آن ماست چرا گریه می کنی؟ مشکل گشا خداست چرا گریه می کنی؟ قلبم شبیه خانه امنی برای توست این خانه پا به جاست چرا گریه می کنی؟ گیرم که قفل کرده .ی درب خانه را رمزش که پیش ماست چرا گریه می کنی؟ اصلا تو آرزو کن و من هم دعای خیر دستم پر از دعاست چرا گریه می کنی؟ امشب که قلب تو رفت سوی آنژیو فردا از آن ماست چرا گریه می کنی؟ من خواهری کج و معوج خواهم به چه سکته در کمین ماست چرا گریه می کنی؟ آینده ای بساز که مثالش نیامده اینها برای ماست چرا گریه می کنی؟
1426794

یا سجاد(ع)

یا سجاد(ع) دریا به دیدگان ترم گریه می کند آتش به قلب شعله ورم گریه می کند خون می چکد زدیده یِ خون بار ِ سلسله زنجیر هم به بال وپرم گریه می کند با کعب نی دهند تسلیِّ خاطرش هر دَم سه ساله همسفرم گریه می کند وقتی زدند خنده به اشکم ن ِ شام دیدم به نی سر ِ پدرم گریه می کند چشم رباب تا به سر اصغرش فتاد گفتا هنوزهم پسرم گریه می کند برداغ جان گداز اسیری ام هر صبح و شام منتظرم گریه می کند (غلامرضا سازگار"میثم")
491315

شاه .اسان گریه کرد

می شود بر شانه ی لطفت پریشان گریه کردپا. سویت آمد مثل باران گریه کردهردم ای آیینه! با آهت دل عالم گرفتچشم دنیا تار شد، سر در گریبان گریه کردخون به جای اشک از زنجیر دستانت چکیدپا به پای تو در و دیوار زندان گریه کرد از شکوه تو زن آوازه خوان لکنت گرفتبا نوای ربنای تو نگهبان گریه کردتازیانه خط به خط بر پیکرت مقتل نوشتتازیانه زخم هایت را فراوان گریه کرد::بیت آ. خواند دعبل از غریب کاظمینبی صدا زیر عبا شاه .اسان گریه کردحسین عباسپور
1308835

گریه در مرگ عزیزان

گریه واسه عزیزان هیچ اشکالی نداره، پس لطفا به این عزادارها نگوییم:«گریه نکن!» گریه نکنه پس چیکار کنه؟!! گریه رحمت خدا رو نازل می کنه اما باید دست و زبان رو هنگام گریه کنترل کرد و حرف های کفرآمیز و بد نزنیم و به خودمان لطمه نزنیم؛ خیلی متشخص یه جا بشینیم و گریه کنیم. جلد 82 بحار الانوار در این زمینه احادیث جالبی داره.
703829

تا .اسان...

می شود هر شب به یادت مثل باران گریه کرد در خیابان بغض کرد و در خیابان گریه کرد می شود اصلا به یاد چشم های ناز تو از دل شیراز رفت و تا .اسان گریه کرد وای بر آن اعتقادی که تو را از من گرفت در فراقت می شود از درد ایمان گریه کرد چشم هایم بعد . دراز موی تو هر که را می دید با موی پریشان گریه کرد مولوی از شمس رویت دم زد و مشهور شد سعدی از چشم تو گفت و یک گلستان گریه کرد بس که گفتم از تو شعرم انجمن ها را گرفت همنوا با شعر من اشعار ایشان گریه کرد حال من را می شود حالا چنین توصیف کرد: شاعر بیچاره ای که مثل باران گریه کرد
1296410

دل من لک زده تا کنج حرم گریه کنم

دل من لک زده تا کنج حرم گریه کنم دو قدم روضه بخوانم...دو قدم گریه کنم بروم سمت ضریحی که بهشتم آنجاست برسم پیش نگارم...برسم گریه کنم دست خود را گره بر گوشه ی شش گوشه کنم درد دل با خود ارباب کنم...گریه کنم کارم این است که سمت حرمش رو کنم و... از همین دور سلامش بدهم گریه کنم؟ [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
1320556

شهادت سجاد علیه السلام

دریا به دیده ی تر من گریه می کند آتش ز سوز حنجر من گریه می کند سنگی که می زنند به فرقم ز روی بام بر زخم تازه ی سر من گریه می کند از حلقه های سلسله خون می چکد چو اشک زنجیر هم به پیکر من گریه می کند ریزد سرشک دیده ی اکبر به نوک نی اینجا به من برادر من گریه می گند وقتی زدند خنده به اشکم ن شام دیدم سه ساله خواهر من گریه می کند رأس حسین بر همه سر می زند ولی چون می رسد برابر من گریه می کند ای اهل شام پای نکوبید بر زمین کاینجا ستاده مادر من گریه می کند زنهای شام هلهله و خنده می کنند جایی که جد اطهر من گریه می کند سال روز شهادت العابدین و زاهدین، زین ال ...
1235113

شعر_روز

شعر_روز داری عقیله خواهر من گریه می کنی آیینه برابر من گریه می کنی از لا به لای خیمه دلم تا مدینه رفت خیلی شبیه مادر من گریه می کنی دلشوره می چکد ز نگاه سه ساله ام وقتی کنار دختر من گریه می کنی من از برای معجر تو گریه می کنم تو از برای حنجر من گریه می کنی امشب برای ماندن من نذر می کنی فردا برای پیکر من گریه می کنی امشب نشسته ای و مرا باد می زنی فردا به جسم بی سر من گریه می کنی علی_اکبر_لطیفیان zendegisalam
1492999

دوست دارم که شبی در حرمت گریه کنم

کرده ام نذر که عمری ز غمت گریه کنمآه از دل کشم و از المت گریه کنمگر دل سوخته ای لطف به من کرده خدابهر آنست که سوزم ز غمت گریه کنمگاه در ماتم تو بر سر و بر زنمگاه بنشینم و زیر علمت گریه کنممنم آن سائل درمانده که با دست تهیدر دل شب به امید کرمت گریه کنم [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
1241592

بگذارید کناربدنش گریه کنم

بگذارید کناربدنش گریه کنم بگذارید به بی سرشدنش گریه کنم تا که سر داشت نشد پاک کنم خون سرش مهلتی نیست که چون زخم تنش گریه کنم بگذارید گلم را که فتاده است به خاک کنم از چادر مادر کفنش گریه کنم چه غریبانه صدازد که مرا آب دهید بگذاریدبه سوز سخنش گریه کنم ساربانان مزنیدم به خدا خواهم رفت اندکی صبر کنار بدنش گریه کنم صلی الله علیک یا مظلوم یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام karballa313
1227061

نشسته ام برابرت بلند گریه می کنم

نشسته ام برابرت بلند گریه می کنم چه آمده است بر سرت؟! بلند گریه می کنم قدم قدم به روی زانویم به سویت آمدم برای دیده ی ترت بلند گریه می کنم مقابل تمام دشمنان که خنده می کنند کنار جسم اطهرت بلند گریه می کنم تو تشنه ام شدی و از تو تشنه تر شدم به تو به یاد حرف آ ت بلند گریه می کنم به وجه مصطفایی ات دوباره بوسه می زنم به چهره ی منورت بلند گریه می کنم چه نامرتب است آیه های مصحف تنت بر آیه های پیکرت بلند گریه می کنم به روی خاک پا کشیدی و پرت جدا شده برای جسم پ رت بلند گریه می کنم چقدر بوی مادرم گرفته پیکرت علی بر این تن معطرت بلند گریه می کنم دوید و گ ...
1077225

محمد سلمانی

بی تو بودن را تمام شهر با من گریه کرد دوست با من هم صدا نالید دشمن گریه کرد جای جای بی تو بودن را در آن تنگ غروب آسمانی ابر با بغضی سترون گریه کرد با هزاران آرزو یک مرد مردی پر غرور مثل یک آلاله در فصل شکفتن گریه کرد این خبر وقتی که در دنیای گل ها پخش شد نسترن در گوشه ای افسرد لادن گریه کرد گریه یعنی انفجار بغض یعنی درد عشق بارها این درد را در چاه بیژن گریه کرد متن کامل شعر در ادامه بی تو بودن را تمام شهر با من گریه کرد دوست با من هم صدا نالید دشمن گریه کرد جای جای بی تو بودن را در آن تن ...
155356

محمد سلمانی

بی تو بودن را تمام شهر با من گریه کرد دوست با من هم صدا نالید دشمن گریه کرد جای جای بی تو بودن را در آن تنگ غروب آسمانی ابر با بغضی سترون گریه کرد با هزاران آرزو یک مرد مردی پر غرور مثل یک آلاله در فصل شکفتن گریه کرد این خبر وقتی که در دنیای گل ها پخش شد نسترن در گوشه ای افسرد لادن گریه کرد گریه یعنی انفجار بغض یعنی درد عشق بارها این درد را در چاه بیژن گریه کرد متن کامل شعر در ادامه بی تو بودن را تمام شهر با من گریه کرد دوست با من هم صدا نالید دشمن گریه کرد جای جای بی تو بودن را در آ
265037

محمد سلمانی

بی تو بودن را تمام شهر با من گریه کرد دوست با من هم صدا نالید دشمن گریه کرد جای جای بی تو بودن را در آن تنگ غروب آسمانی ابر با بغضی سترون گریه کرد با هزاران آرزو یک مرد مردی پر غرور مثل یک آلاله در فصل شکفتن گریه کرد این خبر وقتی که در دنیای گل ها پخش شد نسترن در گوشه ای افسرد لادن گریه کرد گریه یعنی انفجار بغض یعنی درد عشق بارها این درد را در چاه بیژن گریه کرد متن کامل شعر در ادامه بی تو بودن را تمام شهر با من گریه کرد دوست با من هم صدا نالید دشمن گریه کرد جای جای بی تو بودن را در آ
787099

دلتنگی ...

بر روزگار زار خودم گریه می کنم بر دوری ام ز یار خودم گریه می کنم سال هاست می شود حرمت را ندیده ام از دوری از دیار خودم گریه می کنم دیدار کربلای تو دارایی من است از این همه ندار خودم گریه می کنم حالا که غیر صبر مرا راه چاره نیست پس پای انتظار خودم گریه می کنم باشد قبول من حرمت را نخواستم باشد، به احتضار خودم گریه می کنم از این به بعد هم، که نشد زائرت شوم بر حال گریه دار خودم گریه می کنم
1209078

...بیاهلال محــــــــــــــــــرم

بازنشر بیا هلال محــــرم دمید، گریه کنیمبه زیر بیرق شاه شـــــــهید گریه کنیم بس است اینهمه ی ال، سیر خندیدیمیکی دوماه بیا تا شدید گریه کنیم به داغهای خداوندگار غم ـ زینب که گریه او ندید گریه کنیم* برای حجله ء قاسم ، عمو، رباب ... همهبه سرخ وسبز وکبود وسپید گریه کنیم به یاد دخترک تشنه، پا ، یتیمکه روی خار بیابان دوید گریه کنیم وبرگلوی علی اصغر شهیدی که بجای شیر، سنان را مکید گریه کنیم علی الخصوص برآن ساعتی که شاه شهیدشد از برادر خود ناامید گریه کنیم وخاک بر سر دنیا کنیم اگر نتوان به کاکلی که به خون در تپید گریه کنیم خدا نیاورد آن روز را که نتو? ...
797377

دلم گریه می خواهد

دلم گریه می خواهد صبح رفتم . زیردوش گریه . اما اروم نشدم بازهم گریه میخواهم، گریه زیاد میخواهم شاید گریه دردهامو کم کنه
621780

اشعارنوجوانان

اشعار نوجوانان حیدر هوای خانم تو گریه آور است . . .این آسیای گندم تو گریه آور است این پخت نان و هیزم تو گریه آور است گرچه کبودْ چهره ی تو زیر روسری است اما همین تجسم تو گریه آور است وقتی هنوز زخم لبت درد میکند زحمت نکش! تبسم تو گریه آور است کم کم کنار آمدی با درد پهلویت سنگینی تفاهم تو گریه آور است باران گرفت .ب و می گفت آسمان حیدر! هوای خانم تو گریه آور است... برادران عادل
1936788

نوای دین

ازبرای فاطمیه توفراوان گریه کن/درگه حق بانوای دین و ایمان گریه کن/حیدرکراراینک درجهان بی یاوراست/غربت مولاعلی بین بازآسان گریه کن/بریتیمان مدینه یک نظربا سوزکن/ازبقیع ت ت مولابادل وجان گریه کن/ش ایت بازتنها ازفراق فاطمه/همره کل خلائق جن وانسان گریه کن/مرهم درد علی شدآن ظهورمنتقم/درفراق مهدی او اشکریزان گریه کن/
1941048

نوای دین

ازبرای فاطمیه توفراوان گریه کن/درگه حق بانوای دین و ایمان گریه کن/حیدرکراراینک درجهان بی یاوراست/غربت مولاعلی بین بازآسان گریه کن/بریتیمان مدینه یک نظربا سوزکن/ازبقیع ت ت مولابادل وجان گریه کن/ش ایت بازتنها ازفراق فاطمه/همره کل خلائق جن وانسان گریه کن/مرهم درد علی شدآن ظهورمنتقم/درفراق مهدی او اشکریزان گریه کن/
252293

گریه . به چه کار می آید؟

مردها نمی فهمند گریه . به چه کاری می آید. تو گریه میکنی و آنها تنها سیگار می کشند، شانه هایشان می افتد، ریش هایشان بلند می شود،با غم تخمه پوست میکنند و مدام دنبال چیزی می گردند. من گریه می . وقتی که نور بیلبوردها افتاده بود روی صورتم ؛ گریه می . کنار خیابانی که تراکت های باران زده پیاده رو اش را فتح کرده بودند ... من گریه می . و او میگفت : گریه می کنی که چه؟ این گریه .ت به چه کاری می آید؟ کدام بدبختی را می دهد که باد با خودش ببرد؟ فایده ی همه ی اینها چیست؟؟؟ او نمی دانست گریه که می کنم_ چشم هایم که اشکی می شوند؛ زندگی مات است. انقدر مات و نامعلوم که انگا
1187594

...بیاهلال محــــــــــــــــــرم

بازنشر بیا هلال محــــرم دمید، گریه کنیمبه زیر بیرق شاه شـــــــهید گریه کنیم بس است اینهمه ی ال، سیر خندیدیمیکی دوماه بیا تا شدید گریه کنیم به داغهای خداوندگار غم ـ زینب که گریه او ندید گریه کنیم* برای حجله ء قاسم ، عمو، رباب ... همهبه سرخ وسبز وکبود وسپید گریه کنیم به یاد دخترک تشنه، پا ، یتیمکه روی خار بیابان دوید گریه کنیم وبرگلوی علی اصغر شهیدی که بجای شیر، سنان را مکید گریه کنیم علی الخصوص برآن ساعتی که شاه شهیدشد از برادر خود ناامید گریه کنیم وخاک بر سر دنیا کنیم اگر نتوان به کاکلی که به خون در تپید گریه کنیم خدا نیاورد آن روز را که نتوا? ...
96771

اسمان ببار

آسمان، گریه کن امشب شب با. توست شب درماندگی من، شب نالیدن توست هر چه آمد به سرم،حاصل تقدیر تو بود این گناهی که به نامم زده ای گردن توست گریه کن، جور مرا نیز تو باید بکشی دل من منتظر لحظه ی لرزیدن توست گریه کن، تا به هوای تو کمی گریه کنم باز هم قصّه همان "دست من و دامن تو" ست گریه کن، چشمه ی اشکم شده مانند کویر آ.ین دلخوشیم اشک بسی روشن توست تو اگر گریه کنی قلب من آرام شود روح سر گشته ام انگار درون تَن توست این همه گریه ی من کار به جایی نرساند آسمان، گریه کن امشب شب با. توست
1090692

آهنگ گریه از احسان خواجه ی + ت ت

گریه نمی کنم نه اینکه سنگم گریه غرورم رو به هم می زنه مرد برای هضم دلتنگی هاش گریه نمی کنه ، قدم می زنه گریه نمی کنم ، نه اینکه خوبم نه اینکه دردی نیست ، نه اینکه شادم یک اتفاق نصفه نیمه ام که ، یهو میون زندگی افتادم یک ماجرای تلخ ناگزیرم یک ک شونم ولی بی ستاره یک قهوه که هرچی شکر بریزی بازم همون تلخی ناب رو داره اگر یکی باشه من رو بفهمه براش غرورم رو به هم می زنم گریه که سهله ، زیر چتر شونش تا آ دنیا قدم می زنم گریه نمی کنم نه اینکه سنگم گریه غرورم رو به هم می زنه مرد برای هضم دلتنگی هاش گریه نمی کنه ، قدم می زنه گریه نمی کنم ، نه اینکه خوبم نه اینک ...
336830

زندگی

الان جای من و زهره عوض شدهزهره گریه میکنه و من چشام خشک شدهالان جلو .ی نشستم دارم مینویسماگر نه گریه می.وقتی بچه بودم گریه می.میگفت اشک تمساح می ریزیمن دیگه گریه نمیکنممن اون کارو تکرار نمیکنمچون خیلی خوبه گریه میکنه و ارو م میشهوقتی بچه بوده وقتی گریه میکردهمامانم بهش میگفت اگر میخوای گریه کنی برو تو . گریه کنبه خاطر همین وقتی من گریه می. به من میگفت اشک تمساح می ریزیخیلی سخت گذشت از یه ور میدیدم حال مامانم بد میشه و می ترسیدمپس باید گریه می.بعد از اون ور به خاطر حرف زهره گریه نمی .بعد اگر زهره سرم داد میزد من باید سکوت می. چون بابام هی بهم میگفت زهرا ه...
27741

شعر شهادت . حسن مجتبی

هفتم صفر شهادت . حسن مجتبی(علیه السلام) را تسلیت عرض می نماییم وقتی که در عزای شما گریه می کنمهمواره با خدای شما گریه می کنمبا هر قدم به کوچه ی باریک شهرتاندر بین کربلای شما گریه می کنمزخم زبان و کوچه و سیلی و گوشواربا درد ماجرای شما گریه می کنماندازه ی دوماهِ حسین این یکی دو شبآقا فقط برای شما گریه می کنماما نه ، با کیومک حسینی که گفته ایهم ناله با نوای شما گریه می کنممن خمس یک دهه غم و اندوه و آه رابر رزم بچه های شما گریه می کنمحتمی بود که فاطه در روضه می رسدوقتی که پا به پای شما گریه می کنمبر آن مزار خاکی و بی سایبانتانبر غربت سرای شما گریه می کنم
1982930

اگر عرضۀ خندیدن نداری، گریه کن!

آدمی یا باید بخندد یا گریه کند؛ وگرنه سنگ می شود؛ چوب می شود؛ خا تر مطبخ های سرد و خاموش می شود. بخند تا گریبانت را از دست غصه ها بیرون بیاوری. اگر نمی توانی، گریه کن، تا غصه ها نیز با تو هم نوایی کنند، همراه تو بگریند. گریه ، غصه ها را با تو مهربان می کند. گریه، راهی است برای هم زیستی مسالمت آمیز با غم های سنگدل. یا قاه قاه بخند یا های های گریه کن. گریه، دل را می شوید؛ از غم، از درد. خنده، دل را ماساژ می دهد، خستگی را از او می گیرد. اگر می توانی بخند؛ اگر عرضۀ خندیدن نداری، گریه کن؛ های های ... رضا بابایی
645669

غزل مناجات ماه مبارک رمضان:

غزل مناجات ماه مبارک رمضان: جا مانده زِ خوبان شده ام گریه ندارد مجنون و پریشان شده ام گریه ندارد با بارِ کجِ رویِ دلم بین مسیرم وامانده و حیران شده ام گریه ندارد گفتم زرنگی کنم اما ته چاهم بازی خورِ . شده ام گریه ندارد آن . زنِ اهل . شبِ تو مُرد بدجور هوسران شده ام گریه ندارد دور از علمایم چه نزدیک به مرگم چون قصه ی پایان شده ام گریه ندارد با زَمزَم اشک سحرم زِمزِمه دارم همخانه ی هجران شده ام گریه ندارد هی غرق شدم در دل دنیای مجازی هی دور زِ قرآن شده ام گریه ندارد دیگر به لبم خاطره ایی از . نیست من ننگ شهیدان شده ام گریه ...
578406

این کوچه و پس کوچه ها را من فراوان گریه .(بتول مبشری)

گریه .*این کوچه و پس کوچه ها را من فراوان گریه .بعد از تو کرمان را خیابان تا خیابان گریه .رفتی ولی یادت نفس های دلم را بی نفس کردویران شدم با خاطرات باغ ماهان گریه .یکشنبه ها رفتم کنار کوههای سنگ ِصاحبهم بغض صدها روح سرگردان و حیران گریه .بغض دلم را پیش خواجو ناله . در خیابانگفتم ببین آشفته ای از دار کرمان گریه .بعد از تو هر روز از دلم رد شد . خان قاجارهر روز یادت را به زیر سُم اسبان گریه .آلاشت تا مشتاقیه هرروز فریادت زدم آیا شنیدیحتی میان کوبش بازارمسگرهای کرمان گریه .گاهی کنارشانه های رهگذرها ازمسیر شاه سابقدنبال رویایت دویدم تا مسیر گنجعلیخان گریه .فیر...
1240942

بابا حسین

ابر مستی تیره گون شد باز بی حد گریه کردبا غمت گاهی نباید ساخت، باید گریه کردامتحان ببینم سنگ می فهمد تو را از تو گفتم با دلم، کوتاه آمد، گریه کردای که از بوی طعام خانه ها خوابت نبردمادرم نذر تو را هر وقت هم زد گریه کردبا تمام این اسیران فرق داری قصه چیست؟هر ی آمد به احو بخندد، گریه کرداز سر ایمان به داغت گاه می گویم به خویششاید آن شب زجر هم وقتی تو را زد، گریه کردوقت غسلت هم به زخم تو نمک پاشیده شدآن زن غساله هم اشکش درآمد، گریه کرد(کاظم بهمنی)
147096

گریه

عجب حال عجیبی گریه داردشفای بی رقیبی گریه داردکنار چشم بیمارم همیشهفضایی از غریبی گریه دارد."ایمان ."
891687

گریه کنید!

گریه کنید! دیده اید بچه ها با گریه . کار خود را پیش می برند، تا گریه میکنند پدرشان راضی میشود. درِ خانه خدا هم باید گریه کنید. گر خدا خواهد که . کند میل بنده جانبِ زاری کند ... همین که میل پیدا کردی که گریه کنی و اشکی بریزی معلوم میشود که خدا میخواهد بیامرزدت. در روایت آمده است که عده ای در روز قیامت در صحرای م.، پانصد سال گریه میکنند که چرا پرونده شان درست نیست. در این حال، مَلکی نزد آنها می آید و میگوید: اگر ی.اعت در دنیا اینگونه گریه کرده بودی گرفتاراین پانصد سال گریه نمیگشتی!... فکر کنید که اگر در این حال بمیریم، دست خالی، چه خاکی بر سرمان بریزیم. اگر وارد م. ...
1189298

عمری به مرگ خاطره ها گریه کرده ایم..

عمری به مرگ خاطره ها گریه کرده ایم هر دو کنار پنجره ها گریه کرده ایم در امتداد سایه ی شب، پشت بی ی در لابلای کرکره ها گریه کرده ایم هی در حوالی غمِ خود چرخ خورده ایم هی در محیط دایره ها گریه کرده ایم حیف از امیدو عاطفه،حیف از گذشته ها تا صبح در مذاکره ها گریه کرده ایم یک عمر پشت پنجره رنگ غروب داشت از رنگ زرد منظره ها گریه کرده ایم از دستِ... بگذریم، همین سرنوشت، آه عمری به مرگ خاطره ها گریه کرده ایم ****
2124442

ع نوشته گریه و بغض

ع نوشته گریه و بغضخیلی از وقتا اینقدر حالمون بد میشه که بغض سنگینی سراغمون میاد این وقت ها خوش به حال اونایی که میتونند گریه کنند و خودشونو خالی کنند اما عده ای هم هستند که بغض شون حتی اجازه گریه بهشون نمیده و من به خوبی می فهمم که چه حالی اونا دارند. در این پست پارلین ما زیباترین ع نوشته های گریه و بغض و اشک را برای پروفایل آماده کرده ایم که شاید بعضی از این ع نوشته ها حرف دل خیلی هامون باشد امیدوارم بپسندید.ع نوشته گریه دو چیز خیلی دردناکهدختری که گریه آرامش نمیکنهو سیگار میکشهپسری که سیگار آرومش نمیکنهو گریه میکنهع نوشته گریه کن گریه قشنگه برای پروف ...
1934036

سلاح اشک

همرزمان حسین علیه السلام | سلاح اشک حضرت آیت الله : چرا مسئله ى گریه ى حساب شده، گریه ى درازمدّت و طولانى در خاندان اتّفاق افتاد؟ گریه ی حضرت زهرا (علیهاالسّلام)، گریه ای حساب شده و طولانی مدت بود. دختر پیغمبر (صلّی الله علیه و آله) به یک شکل خاصّی گریه کرده و وضع را به گونه ای فراهم آورده که رقبا و مخالفین از آن گریه احساس خطر د. گریه ی دیگر، گریه ى سجّاد (علیه السّلام) است که چهل سال به هر مناسبتى براى حسین بن على (علیهماالسّلام) گریه کرده... گریه ى سوّم هم گریه اى است که باقر (علیه السّلام) بسى حساب شده و دقیق معیّن و مقرّر کرد. خب، شیعیان ملتفتند؛ خاندان پ ...
1210642

فلسفه عزاداری

سؤال: چراسوگوارى مى‏ کنیم؟! مى‏گویند اگر حسین علیه السلام پیروز شد، پس چرا جشن نمى‏گیریم؟ چرا گریه مى‏کنیم؟ آیا این همه گریه در برابر آن پیروزى بزرگ شایسته است؟ پاسخ: آنها که این ایراد را مطرح مى‏کنند، «فلسفه عزادارى» را نمى‏دانند و آن را با گریه‏هاى ذلیلانه اشتباه مى‏کنند. «گریه» و جریان قطره‏هاى اشک از «چشم» که دریچه قلب آدمى است، چهارگونه است: 1- گریه‏ هاى شوق‏ گریه مادرى که از دیدن فرزند دلبند گمشده خویش، پس از چندین سال، سر داده مى‏شود، و یا گریه شادى آفرین و رضایت بار عاشق پاکبازى که پس از یک عمر محرومیّت معشوق خود را مى‏یابد گریه ش ...
523469

زهراکوچولو

زهرا فکر کن هیچ . نیستفکر کن یه بچه ایاولین کاری که میکنی چیهگریه میکنممیدم گوشه اتاق میشینم گریه میکنمهمین جور گریه میکنم ولی نه میتونم گریه کنمنه میشه گریه کنم
1460142

روضه حسین علیه السلام(گریه )

هر روز در غم و محنت گریه می کنم بر قطره های خون زخم تنت گریه می کنم با نوحه های تو همه جا می زنم با روضه های دل شکنت گریه می کنم گاهی شبیه عصر دهم سرخ می شوم بر لحظه ی به نی شدنت گریه می کنم .................. شیخ جعفر شوشتری در کتابش (خصائص الحسینیه،عنوان نهم،مطلب دوم)آورده اند: ادامه مطلب
1730966

معراج

بسم اللههمیشه گریه های بی صدا می ...ارام قطرات اشک قل میخوردند روی صورتم و پایین میافتادند...بی صدا...ارام...همیشه تا میشد گریه نمی ...بغض که می ...مبخو دم تا بغضم نشکند...نه....غرور نبود...فقط نمیخواستم گریه کنم!برای دعوای مادرم گریه ...برای نمره بدم گریه ...برای دخترک گوشه خیابان گریه ...بعد ان ماجرا هم...حتی برای ارام گریه می به یاد ندارم حتی از کودکی با صدای بلند گریه کرده باشم...همیشه گریه های بی صدا و در کنج خانه...دور از چشم دیگران بود.. اولین بار...بعد ان ماجرامعراجزار زدم...معراج اهواز بود....خسته بودم...از خودم...دنیا...و خودم....اولین بار انجا زار زدم....اولین بار ک? ...

گریه ک نه