کانالاقای سیستانی رامی خواستم نصب کنم


754944

می خواستم بگم...۲

می خواستم بگم هنگامه خیلی حرف رفتن می زنه... می خواستم بگم خدایا... می خواستم بگم دارم تمرین تنهایی زندگی . رو میکنم، از فردا که همه میرن مسافرت جز من.. می خواستم بگم که خودت پناهم باش..می خواستم بگم از این غربت این دنیا... این دنیا با همه زرق و برقش... می خواستم بگم قلبم ش.ته و تو هر تیکه ش تو رو طلب می کنه ...❤
1153112

می خواستم خدا را نوازش کنم !

می خواستم خدا را نوازش کنم ! ندا رسید؛ کودک یتیم را نوازش کن .. خواستم دستان خدا را بگیرم ! ندا آمد؛ دستان افتاده ای را بگیر .. خواستم چهره خداوند را ببینم ! ندا آمد؛ به صورت مادرت بنگر .. خواستم رنگ خدا را ببینم ! ندا آمد؛ بی رنگی عارفان را بنگر .. خواستم دست خدا را ببوسم ! ندا آمد؛ دست کارگری را که درست کار می کند ببوس ... خواستم به خانه خدا بروم ! ندا آمد؛ قلب انسان مومن را زیارت کن .. خواستم نور الهی را مشاهده کنم ندا آمد؛ ازپرخوری وشکم سیر فاصله بگیر. خواستم صبر خدای را ببینم ! ندا آمد؛ بر زخم زبان بندگان صبر کن .. خواستم خدای را یاد کنم ! ندا آ? ...
813958

خواستم (شعر)

خواستم بر گونه ات خواستم بر شانه ام خواستم باور کنم بی خبر از آن که تو خاستم کز چشم تو خواستم کز عشق تو خواستم از خود که من خواستم من از خودم بی خبر از ان که تو این خواستن های من بودنت با من را حال تو نیستی ولی این بودن را من این نبودن های تو خاطراتت من را می دانم رفته ای دوست می دارم تو را باز بکارم بوسه ای باز بگذاری سری تو دل و جان منی پی یار دگری باز جویم خویش را وارهانم خویش را باز نخواهم من تو را ببرم از یاد تو را خون رگ های منی در وجودم ریشه کرد بی وجودت ساده کرد باتوام هرلحظه ای دوست می دارم همی ?...
3022778

امورت را به او واگذار کن

می خواستم خدا را نوازش کنم ! ندا رسید؛ کودک یتیم را نوازش کن .. خواستم دستان خدا را بگیرم ! ندا آمد؛ دستان افتاده ای را بگیر .. خواستم چهره خداوند را ببینم ! ندا آمد؛ به صورت مادرت بنگر .. خواستم رنگ خدا را ببینم ! ندا آمد؛ بی رنگی عارفان را بنگر .. خواستم دست خدا را ببوسم ! ندا آمد؛ دست کارگری را که درست کار می کند ببوس ... خواستم به خانه خدا بروم ! ندا آمد؛ قلب انسان مومن را زیارت کن .. خواستم نور الهی را مشاهده کنم ندا آمد؛ ازپرخوری وشکم سیر فاصله بگیر. خواستم صبر خدای را ببینم ! ندا آمد؛ بر زخم زبان بندگان صبر کن .. خواستم خدای را یاد کنم ! ندا آمد؛ ارحام ...
1873300

اندکی تا کمی شوخی اما جدیست

دلم گرفته بود خواستم کمی از تنهایی خارج شوم آب و هوایی عوض کنم ، گفتند عوارض وج گران شده...!! خواستم سوار بر ماشین زیرباران شهر هوایی تازه کنم ، گفتند بنزین گران شده...!! خواستم با یارانه ام خانه ای نقلی ب م ، گفتند یارانه ات قطع شده ...!! خواستم ناهاری سبک و ارزن همان تخم مرغ را نوش جان کنم ، گفتند همین "تخم" مرغ هم گران شده... خواستم کمی به تماشای تلویزیون میلی بنشینم، گفتند برق هم گران شده ... خواستم دوش بگیرم تا لااقل سرحال شوم، گفتند آب هم گران شده... خواستم کمی در این سرما بخاری را بیشتر کنم ، گفتند پول گاز گران شده... خواستم به دنبال کاری بروم تا در? ...
4020

از پروانه..

"من می خواستم عشق زن را با پرستش خداى یگانه مخلوط کنم. می خواستم فنا را تجربه کنم، می خواستم زندگى .شویى را به پرستش و فنا و وحدت - ح. - پرستش خدا بشمارم؛ مى خواستم در وجود او محو شوم و بیامیزم، می خواستم خدا را لمس کنم، مى خواستم جسم و روح را به هم بیامیزم، مى خواستم هستى را در خدا و خدا را در پروانه خلاصه کنم ولى او چنین ظرفیتى نداشت و شاید دیگر .ى پیدا نشود که چنین ظرفیتى داشته باشد درک این واقعیت یک یأس فلسفى در من ایجاد کرده، احساس تنهایى شدیدى مى کنم. تنهایى مطلق. یک تنهایى که من در یک طرف ایستاده ام و خدا در طرف دیگر و بقیه همه اش سکوت، همه اش مر...
30076

شعر اما نشد از ستاره فرخی نژاد / خواستم با عشق درگیرت کنم

خواستم با عشق درگیرت کنم اما نشد از هر آنچه غیر خود سیرت کنم اما نشد خواستم با دلبری با ناز با قهرو ادابر شکار چشم خود شیرت کنم اما نشد خواستم چون شانه ات بر تخت شاهی تکیه زدبر دیار بخت خود میرت کنم اما نشد شما می توانید این شعر را به صورت سند pdf دریافت نمایید. دریافت ثبت نظر
37766

آ.ای نود و پنج برای من.

من مشکل دارم. مشکلت چیه؟ خودم نیستم. اون مهدی که آی ساپوزد تو بی نیستم. من تو رو میخوام باشم. من میخوام داشتن اونو. من عوض شدن خودمو میخوام. بگو به من چرا این اینطوری شدی؟ من باید تو رو باشم. من می خواستم شبا بیدار باشم. می خواستم صبا که بیدار شم این نباشم. جنازه. لش. می خواستم فکر اونجارو که می کنم شادترین باشم. می خواستم نوع تو بمونم. می خواستم شادتر بمونم. می خواستم خلاقیت ناب خودمو باشم. می خواستم ذهن خودمو داشته باشم. ولی خب اصلا ندارمش. راضی ام؟ اِه، نح. چرا من اون نغمه خودمو نمی خونم؟ کدوم؟ همونی که نداشتمش؟ چرا من طرحای خودمو ندارم
778502

اندر احوالات گفتنی ..

سلام عشق جان.می خواستم بهتون بگم مرسی که انقد هستی خدا جونم... می خواستم بگم نمی دونم چند وقته که .ی حالمو نورسیده! البته نه کلیشه ای.. می خواستم بگم چقدر دلم هوای حرم حضرت عبدالعظیم را دارد و فعلا به خاطر حجم درسها نمی شود رفت .. می خواستم بگویم شکرخودت که ساره عروس شد بعد از اونهمه سختی.. خودت درستش کردی. الحمدلله ❤ می خواستم بهت بگم فقط خودت.... می خواستم بهت بگم خیلی دلم تنگته ها...فقط تو رو دارما... +امروز استخاره گرفتم برای اومدن مامان ب موسسه. باورم نمی شد که بد بیاد! و بعد اون توضیحاتی ک اون فرد دادن ک تا نیم ساعت تو شوک بودم! گفتن که بد اوم?...
3075044

شنبه بیستم مرداد نودوهفت

شنبه بیستم مرداد نودوهفت می خواستم تا دوونیم شب بیدار بمانم. می خواستم یک شب هم زیاد کار کنم. پشت لپ تاپ نشسته بودم و می خواستم شروع کنم که اینترنت قطع شد. شوهرخواهرم adsl داخل هال را خاموش کرده بود. بعدش سرک کشید توی اتاق تا ببیند چرا چراغ یک از اتاق ها خاموش نیست. می خواستم بلند شوم بروم روشنش کنم، می خواستم این بار که اراده به کاری کرده ام انجامش بدهم. موانع را کنار بزنم. می خواستم کاری که همه ی این سالها نکرده ام را انجام بدهم. می خواستم توی روی بقیه بایستم. البته که نیازی به این یکی نبود. هیچ وقت نیازی به این نبوده که توی روی دیگران بایستم. اما م? ...
2490218

تمام چیزی که می خواستم ...

تمام چیزی که می خواستم یه نفر بود که بهم اهمیت بدهیه نفر که به خاطر من این جا باشهتمام چیزی که می خواستم یه نفر بود که باهام رو راست باشهتمام چیزی که می خواستم یه نفر بود که دقیقا مثل تو باشه!نمی دونم چرا دنیا همینم نتونست برای من ببینه
1267550

زِندانـی . . .

می خواستم بهش بگم دو نفر رو کُشتی ،الان که زندانی خوب شده واست ؟دیگه آرومی ؟ مشکلات حَله ؟می خواستم بهش بگم ،چرا اُون شب به من زنگ نزدی ؟؟؟چــرا به مَن زنگ نزدی ؟ می خواستم بهش بگم ،بگو که قاتل نیستی ، بگو که دروغه ؛می خواستم بگم همه شهر الان باهات دُشمنه ،به من گفتن ، اَزم خواهش ، نیام دیدنِت ،می خواستم بهش بگم ،تو چیکار کردی با خودت ، با دلت ، با زندگیت ...خیلی حرف داشتم واسه گفتن ،ولی وقتی دیدمش پام لرزید ،پنجاه کیلو وزن کَم کرده بود ،توی جوونی ، پیر شده بود ؛بهش گفتم نیومدم بگم چرا ..نمیگم ، کاش ، اما ، اگر ،فقط اومدم بگم هرچی لازم داری بگو ؟گفت ، هیچی . ...
1264066

زِندانـی . . .

می خواستم بهش بگم دو نفر رو کُشتی ،الان که زندانی خوب شده واست ؟دیگه آرومی ؟ مشکلات حَله ؟می خواستم بهش بگم ،چرا اُون شب به من زنگ نزدی ؟؟؟چــرا به مَن زنگ نزدی ؟ می خواستم بهش بگم ،بگو که قاتل نیستی ، بگو که دروغه ؛می خواستم بگم همه شهر الان باهات دُشمنه ،به من گفتن ، اَزم خواهش ، نیام دیدنِت ،می خواستم بهش بگم ،تو چیکار کردی با خودت ، با دلت ، با زندگیت ...خیلی حرف داشتم واسه گفتن ،ولی وقتی دیدمش پام لرزید ،پنجاه کیلو وزن کَم کرده بود ،توی جوونی ، پیر شده بود ؛بهش گفتم نیومدم بگم چرا ..نمیگم ، کاش ، اما ، اگر ،فقط اومدم بگم هرچی لازم داری بگو ؟گفت ، هیچی . ...
1263942

زِندانـی . . .

می خواستم بهش بگم دو نفر رو کُشتی ،الان که زندانی خوب شده واست ؟دیگه آرومی ؟ مشکلات حَله ؟می خواستم بهش بگم ،چرا اُون شب به من زنگ نزدی ؟؟؟چــرا به مَن زنگ نزدی ؟ می خواستم بهش بگم ،بگو که قاتل نیستی ، بگو که دروغه ؛می خواستم بگم همه شهر الان باهات دُشمنه ،به من گفتن ، اَزم خواهش ، نیام دیدنِت ،می خواستم بهش بگم ،تو چیکار کردی با خودت ، با دلت ، با زندگیت ...خیلی حرف داشتم واسه گفتن ،ولی وقتی دیدمش پام لرزید ،پنجاه کیلو وزن کَم کرده بود ،توی جوونی پیر شده بود ؛بهش گفتم نیومدم بگم چرا ،نیومدم بگم کاش ، اما ، اگر ،فقط اومدم بگم هرچی لازم داری بگو ،گفت ، هیچ? ...
2994268

... شمع تولد ...

منی که توو کل زندگیم فقط خوردم و شستم یه شب خواستم و توانستم یه کیک خوب بپزم سریع با جنون لذت زنگ زدم تا یار دعوت کنم خواستم پز بدم که بلدم خواستم تا بگم دوست دارم اما فراموش شمع تولد ب م مثل دیوانه ها ترسیدم و روی کیک سیگار کاشتم
696980

چرا من بعد از اون ماجرای آذر ۹۴ هیچوقت مثل قبل نشدم ؟

من یه چیز می خواستم دوری از همه از همه از همه من یه چیز می خواستم تنهایی مطلق برای کنار اومدن با مشکلات جدید من یه چیز می خواستم کما . چرا من نمی تونم مثل قبل شم ، هان؟ ساده است ، چون هیچ. نتوانسته حالا « دیگه نمی تونم شاد باشم » رو می فهمم ؛
1452086

نمی خواستم ناراحتت کنم اما...

نمی خواستم ناراحتت کنم،اما انگار ! با دوست داشتن ِ زیادم با هِی ببینمت هایم با همیشه ببخش ها و همیشه، دلَم برایِ تو تنگ شُده هایم نمی خواستم ناراحتت کنم،اما انگار ! وقتی که با شانه هایِ بالا گرفته از تو می گفتم وقتی که نامِ تو را بلند می خواندم وقتی که در همیشه، هر جا تو را به نام ِ کوچَکَت صدا می نمی خواستم ناراحتت کنم اما انگار ! وقتی که آن همه تو را خواب دیدَم... نمی خواستم اما... افشین صالحی
2471226

از نگاه دیگران

میان خاطره هامی خواستم طبیعت صحرا شوم نشدچون قامت بهاری افرا شوم نشد می خواستم به رسم درختان سبز سیبصد آیه از طراوت فردا شوم نشد می خواستم میانه دستان آشنا با واژه های دست تو معنا شوم نشد [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
1915038

به سهو

نمیخواستم آدم خیلی مهم زندگی ی باشم ولی شدم.نمی خواستم عشق واقعی و اول او باشم که شدمنمی خواستم عشق رویایی یک اوی دیگر باشم که شدمنمی خواستم خدای اوی دیگرتر باشم که شدم.نمی خواستم دوست بیاد ماندنی انی باشم که شدم.دلم میخواست یک هیچ معمولی باشم دلم میخواست از دنیای آدمهای اطرافم یواشکی بخزم بیرون و بروم برای خودم یک گوشه دنج بخوابم...بااطمینان
2645824

زخم و آینه

تنها تو بودی که می خواستمغروب را برایت زیبا کنمو رازهایم را بدانیو رازِ رازهایت را بدانم،می خواستم آینه ام باشی که هروقت زیبایم در تو بنگرمو زخم هایم را پیدا کنم...می خواستم اجاق تو را گرم کنممادر پسرت باشممادر دخترتوارث کتابخانه ات،می خواستم برایت ترانه بخوانموقتی پرنده ای در شعرت تخم می گذاشتو لانه اش را گم می کردو تو اندوهگین میشدی،می خواستم بر تو ببارموقتی جنگلی در دلت آتش می گرفت...| شیرین خسروی |
766320

از سری خواستنی ها..

می خواستم بهت بگم دوباره نفسم تنگ شده و ضعف . و از تنگی نفس نمیتونم بخوابم می خواستم بهت بگم عشق جونم چرا داره گریه م میگیره؟ چون دوباره تکرار شده؟ می خواستم بهتون بگم که چقدر پشتم ، سمت چپم درد گرفته از دو سه ساعت پیش و الآنم که دوباره نفس تنگی... می خواستم بهتون بگم چقدر همش فکر می کنم که اگه چیزی باشه امتحانام رو چجوری بدم... می خوام بهت خیلی چیزا بگم خدا جونم...❤❤
770166

می خواستم بهتون بگم...

می خواستم بهتون بگم که خدایا مثل اینکه خل شدم! جنبه ندارم که! می خواستم ازتون بخوام خودتون جنبه ش رو بهم بدید
588166

غریب ....

خواستم بنویسم " تا تن کاغذ من جا دارد " خواستم ببارم تا زمانی ک شوقِ انتظار با من ست تا امید هست تا چشمانم در جستجوی واژه ای به نام " شرافت " ک روزی خواندنش " شر آفت " ک خواندمش سرکش های عصبان تو را به پایِ خسته اشعارم بکشانم خواستم عطشِ تشنگی کلام را بر آب به رسم استخاره های پی در پی برای " تو " تعبیر کنم خواستم " درد " را " بی تویی " را بر آسمانِ اندوه به تصویر بکشم تا بخوانیم ...تا ببینیم تا پروانه وار بچرخم و بچرخم و بچرخم ولی... ن شب بود و ن دیر وقت فقط من ... این منِ بجا مانده از سلاله نرگس های وحشی ! در شوقِ حیات ..مُرده بود ..ج...
1232414

عباس..

خواستم برای تشنگی ات گریه کنم، خواستم برای تنهاییت گریه کنم، خواستم برای دو دست بریده ات گریه کنم، خواستم برای چشم زیبایت گریه کنم، برای اشک هایت که بر صورت خونینت جاری میشد، برای شرمساریت از لب های تشنه... اما فقط برای حقارت خودم در برابر روح والای تو گریستم و گریستم و گریستم؛ عباس..
998382

خواسته اکرم(ص) از خداوند متعال برای امتش

از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده که فرمودند: "به درستی که گذاردم رغبت و رهبت را و از خدا خواستم در آن برای امتم سه چیز را پس عطا فرمود مرا دو چیز از آن را و یکی را ردّ فرمود: خواستم از او که مسلّط نکند بر ایشان دشمنی را غیر از خودشان،پس عطا فرمود به من. و خواستم از او که به غرق شدن آن ها را هلاک نکند،به من عطا فرمود آن را. و خواستم از او که قرار ندهد عذاب و سختی ایشان را در میان خودشان، پس ردّ فرمود آن را بر ظاهرش." (نوائب الدهور فی علائم الظهور،ج1،ص164)
1014244

دستی بر آتش ندارم

یک لحظه خواستم.چون کودکی که ناشیانه دست در آتش فرو برد خواستم تو را..{ گروس عبدالملکیان }
569514

مُردی، مجروحی، زنده ای ؟

من هیچ وقت نمی خواستم که جنگ بشه، فقط می خواستم صدای شلیک گلوله، بترسوندت.
3049270

سردر گمی

سلام رهگذر . . . . . خدا رو شکر پ.ن=خواستم کلی بنویسم ! دبدم خدا هست... خواستم خواهش کنم دیدم خدا هست ...
1102014

خواستن و نتوانستی

آنقدر که تو را خواستم و نرسیدم اگر خدا را می خواستم یقینا بهشت از آن من بود
2614558

تا که خبر خواستم از خویشتن

تا که خبر خواستم از خویشتنسرزده برخاستم از خویشتنعشق مرا خارج از این دلق بردرستم و آراستم از خویشتنحلمی
513116

می خواستم پر وا کنی در من

شعر پرنده ای است که وقت رد شدنت از ذهنم می پرد " کامران رسول زاده" پ.ن : می خواستم پر وا کنی در من آبی ندیدی آسمانم را ... " مریم قهرمانلو "
2410192

le tue parole

بیست سالم بود و می خواستم حرف های این ترانه رو توی مخ خودم فرو کنم. می خواستم فقط باهاش لب نزنم. می خواستم باورش کنم خودش بشم. می خونه:non è giusto che una donnaper paura di sbagliare non si possa innamorare si deve accontentare*di una storia sempre uguale*انصاف نیست که یه ز ترس اشتباه نتونه عشق بورزهمجبور باشه همیشه به داستانی تکراری تن بدهعنوان اسم ترانه است و خواننده اش هم andrea bocelli ست.
613408

. آهنگ جدید و فوق العاده زیبای مسعود .ی به نام تورو خواستم با .

. آهنگ جدید و فوق العاده زیبای مسعود .ی به نام تورو خواستم با . و کیفیت عالی + پخش آنلاین . new . masoud emami called toro khastam متن آهنگ مسعود .ی تورو خواستم خدا زندگیمو به من قرض داد که دنبال رویای تو گم بشم به تو فکر . که باعث شدی سریع تو سراب بین مردم بشم من از با تو بودن هوایی شدم من از با تو بودن به شوق اومدم فقط واسه ی اینکه تو رو خواستم به آتیش و موجای دریا زدم تو رو ناتموم و تموم خواستم خی. نمیرفت مدام از سرم همیشه هر روز میدیدمت یه حسی ازت بودت دور و برم خدا زندگیمو به من قرض داد که مهرم بشی .ماسش کنم ببازم ببازم ، ببازم به تو بگم عاشقم باش خواهش کنم یه عمرم واسه...
793466

گفتنی ها...

سلام خدای نازنینم.. می خواستم براتون حرف بزنم... می خواستم بگم از دیروز توی ماشین الناز... حس اضافی بودنم... می خواستم بگم که چقدر حس تنهایی میکنم... می خواستم بگم .ب سر . کلی حرف زدم باهاتون و اشک ریختم...که خدا چقدر غریبم نوی زمین ت... چقدر بغض . که .ی جایی منتظرم نیست و چقدر سخت میشه گاهی این غربته... بعد امروز مثلا یه اتفاق بی سابقه بیفته و خانم فاطمی بهم پیام بدم که امتحانا خوب پیش می ره ؟ ... که خدا بهم بگه حواسم بهت هست.... یا .ب چقد برای . رضا اشک ریختم و امروز یه تور ببینم که مرداد میبرن و روز تولد حضرت اونجان... کاش بشه......... خدای نازنینم... . رضام... خودتون ک...
1930536

23.5.95

منتظر این لحظه بودم...! تا اینجای کار، همیشه چیزی بوده که خواستم! خواستم و رسیدم... حالا از این به بعد، یه جور دیگه ای، باید، بخوایم، و برسیم!
2910662

مظلوم ترین

آقاجان، دست به قلم بردم تا برایتان حرف ها بزنم... اما نشد... خواستم از دردم بگویم؛ دیدم درد شما، خود من هستم... خواستم از بی ی ام حرف بزنم... دیدم تنها تر از شما در عالم نیست!!! خواستم بگویم دلم از روزگار گرفته دیدم خودم در خون به دل شما کم نگذاشته ام... مولای من... قلم کم می آورد... به راستی که وسعت مظلومیت شما قابل اندازه گیری نیست... آقا جان ببخش...
729864

هتل رامی رویال دبی

هتل رامی رویال دبی توضیحات دبی هتل های 4 ستاره دبی معرفی هتل های 4 ستاره دبی رزرو هتل های 4 ستاره دبی معروف ترین هتل های 4 ستاره دبی هتل رامی رویال دبی هتل رامی رویال دبی هتل رامی رویال دبی یکی ار هتل های 4 ستاره دبی می باشد. هتل رامی رویال دبی در خیابان شیخ زیاد و مناطق ساحلی و تجاری در مجاورت مرکز تجارت جهانی قرار دارد. بر روی پشت بام این هتل رستوران در فضای باز تعبیه شده است. در طبقه 4 هتل رامی رویال دبی تفریحات زنده برای میهمانان تور دبی در باشگاه شبانه اروپایی برگزار می گردد. امکانات هتل: برهی از امکانات هتل رامی رویال تو...
3033575

سربازی

این یک داستان شخصی برای من است . من به اندازه کافی دوستان و افراد زیادی داشتم که می دانم با این شرایط سروکار داشته اند . می خواستم شخصیت مرکزی را قهرمان نگه دارم ، می خواستم داستان یک سرباز پیاده نظام و نه یک افسر نیروی دریایی را بگویم . اینها داستان هایی هستند که هالیوود به همه زمان ها می گوید .همچنین می خواستم که سرگرم کننده باشد . من می خواستم مردم بروند ، خنده دار بود ، اما واقعا ً مرا ترک کرد که تئاتر را بیشتر مطلع کرده یا بیشتر آگاه کنم که سربازان با چه چیزی رو به رو هستند یا بیشتر از آن اله ام گرفته تا درگیر شوند . من می خواهم ضربه ای ب? ...
755434

می خواستم بهت بگم....

می خواستم بگم فقط تو میدونی که چقدر تنهام .....
1019422

ظهور کن منجی عالم بشریت

خواستم بنویسم از این جنایت. خواستم انقدر بتازم به بی شرف های شمرمآبانه ای که بویی از شرافت و انسانیت نبردند و انقدر حقیر شدند که دست به کارهایی از این قبیل میزنند. خواستم از مظلومیت انسان هایی بگم که نه به خاطر دو هزار پولی که "تو" فکر میکنی، نه به خاطر دیده شدن تو دنیا، نه به خاطر تقدیر و تشکری که نیست اصلا، و نه حتی به خاطر وظیفه شون، بلکه به خاطر دفاع از یی که داریم اینجا، توی این مرز و بوم، با همه ی کم و کاستی ها و فراز و نشیبایی که وجود داره "نفس میکشیم" و "زندگی میکنیم" ، رفتند و جاودانه شدند! خواستم از همه ی این ها بنویسم و بنویسم و بنویسم. اما چندین ...
2112936

هفت سین

می رسی با خیال و می پرسی روز نو بس نمی کنی غم را؟می نشینی و گرد می گیری از دل من غبار ماتم رامی زنی را کنار و بهار می دود پا توی اتاقمی گذارم به پای بچگی اش شیطنت دمادم راوسط خلوت شلوغ اتاق، سمنو، سیب، سکه، سبزه، سماقسفره هفت سین می اندازی تا بچینی اتاق درهم رامی شود چشمهای من آنی محفل ابرهای بارانیاصلاً انگار با تو می طلبد دل تنگم هوای نم نم رادر خیالم همیشه آ سر تو پدر می شدی و من مادربا تو می خواستم تمام دلم خوشی و ناخوشی عالم راآ ین ماه و شادی و هیجان، من دل مرده، بی رمق، بی جاندود اسفند رفته در چشمم، اشک می ریزم این همه غم راای خی همیشه همدردم! پ ...
2826066

فرخی سیستانی

توضیح درباره علوم انسانی you can only subscribe to this website فرخی سیستانی. فرخی سیستانی for my moblie. گوناگونی مطالب و مقالات در زمینه فرخی سیستانی در سایت بسیار زیاد است. get some free articles about فرخی سیستانی on this site. دریافت ترجمه دوره کامل فرخی سیستانی توضیح پیرامون علوم انسانی bestsellers around فرخی سیستانی receive new articles and updates about فرخی سیستانی just by logging in to this site. با پرداخت هزینه به صورت اینترنتی فرخی سیستانی را دریافت نمایید. آیا فرخی سیستانی را رایگان می خواهید؟ فروش فایل های تخصصی پیرامون فرخی سیستانی در این سایت امکان پذیر است. only on this site there are articles about فرخی سیستانی. you can the ...
904738

سلول های خالی

می خواستم هولدن کالفیلد باشم و نبودم. جرات نداشتم سیمور گلس باشم نه آنقدر می فهمیدم نه آنقدر احمق بودم. می خواستم جان سخت یا بروسلی یا ریک بلین یا فرودو بگینگز باشم و نبودم. می خواستم گودزیلا باشم یا شاید هالک اصلا به درک بت من، ولی اینها هم نبودم. من ابر قهرمان هیچ. نبودم. می خواستم ابر قهرمان تو باشم اما هیچ کدام از حرفهایم لبخند به لبهایت نیاورد. فکر می . که یک روز بالا.ه یک قدرت جادویی پیدا می کنم که با آن تو را می خندانم. اما تو خنده هایت را کرده بودی. ابر قهرمانت را داشتی و من حقیرتر از آن بودم که حتی به کلمه هایم بخندی. باران می بارد؟ نه. آتش می ب?...
2353560

آهنگ تو رو می خواستم محمد علیزاده

آهنگ محمد علیزاده تو رو می خواستم new mohammad alizadeh to ro mikhastam آهنگ محمد علیزاده بنام تو رو می خواستم دل به دلِ دلِ این دلِ دل مرده بدهدل که بد آورده ادامه مطلب
254848

لب بر لب و دندان به زبان دوخته

خواستم برایت بگویم چقدر دلتنگ هستم ... خواستم بگویم من آن خاطره های خوب را یادم هست ، خواستم بگویم " چقدر قدردانِ مهربانی ـت هستم " خواستم بگویم همه ی آنچه را که در دل گیر کرده است . اما یک هزارتو در ذهنم راه هست تا به آن حرف ها برسم . .. قاعدتا باید بدانم چرا نمیشود ! با خودم میگویم وقتش برسد میگویم ولی اگر وقتش هیچ وقت نرسید چی ؟ اگر رسید و تو مرا دوست نداشتی چی ؟ معلق در افکارِ بی منطق خود غوطه ورم . شاید بدانی ، هروقت که قصد سخن . میخواستم بگویم ... بگویم که دِلا چقدر دلتنگت هستم ... - مهم نیست که چقدر میدانی یا مطمئنی ، همانقدر مطمئن باش که من مط...
2813312

کیستم من

در یکی از کلوپ های مجازی دوستی برایم کامنت گذاشت : ما آ ش نفهمیدیم : شما مسلمانید ؟ زرتشتی اید ؟ ارمنی اید ؟ کافرید ؟ چکاره اید ؟؟ خواستم بگویم , مسلمانم , دیدم که نیستم !!خواستم بگویم ارمنی ام ... دیدم که نیستم !!خواستم بگویم زرتشتی ام ... دیدم که نیستم !!خواستم بگویم ...شعر زیر حاصل تامل و تفکر در ( خودم ) می باشد .ظاهر و باطن ما همین است که می خوانید . چرا می پـُرسی از من کیـستـم من ؟!چرا خواهی بدانی ....... چیستم من ؟؟منم ........ گُرگی که شکل ِ میش دارممنم ........... ماری که بر لب نیش دارممنم رنـگ و منـــم کـیــد و منـــم بـنــدمنم ............... مَطـرود درگـــاه خـداوندمنم . ...
613276

. new . masoud emami called toro khastam

. آهنگ جدید و فوق العاده زیبای مسعود .ی به نام تورو خواستم با . و کیفیت عالی + پخش آنلاین . new . masoud emami called toro khastam متن آهنگ مسعود .ی تورو خواستم خدا زندگیمو به من قرض داد که دنبال رویای تو گم بشم به تو فکر . که باعث شدی سریع تو سراب بین مردم بشم من از با تو بودن هوایی شدم من از با تو بودن به شوق اومدم فقط واسه ی اینکه تو رو خواستم به آتیش و موجای دریا زدم تو رو ناتموم و تموم خواستم خی. نمیرفت مدام از سرم همیشه هر روز میدیدمت یه حسی ازت بودت دور و برم خدا زندگیمو به من قرض داد که مهرم بشی .ماسش کنم
1425602

می خواستم تمام راه با تو باشم..."عباس معروفی"

هیچ چیزی از تو نمی خواستمعشق منفقط می خواستمدر امتداد نسیمگذشته را به انبوه گیسوانت ببافمتار به تارگره بزنم به اسطوره های نارنجیکه هنگام راه رفتنستاره های واژگانمبرایت راه شیری بسازندمی خواستم سر هر پیچیک شعر بکارمبزنی به موهاتکه وقتی برابر آینه می ایستیهیچ چیزیجز دست های منبر ات دل دل نکندمی خواستم تمام راه با تو باشمنفس بزنمبرایت بجنگمبخاطرت زخمی شومو مغرور پای تو بایستمبر ستون یادبود شهر
2973128

سلام ما یمیلیانوس!

وسط تمیز اتاق به این رسید رسیدم. به آبجی کوچیکه میگم ما اصحاب کهفیم! فقط مع کشیدیم! یه عده هم اینطوری به افزایش قیمت ها پی می برند دیگه! یه نکته میگم فقط که بی اطلاع هم نباشید. سال 90 سالی بود که تازه کتاب ها گرون شده بودن و کاغذ قیمتش آزاد شده بود و این قیمت ها در واقع بعد اون ماجرای گرون کاغذ هست! خواستم سلام کنم به اونایی که 1400 میرن به این دار و دسته رأی میدن! گفتم به من چه! خواستم بگم اصن رأی میدین؟ گفتم به من چه! خواستم به فیلوسوفیا سلام کنم بگم رفتی یا نرخ دلار دست و پات رو بسته؟ دیدم باز به من چه! خواستم یه کم حرصم رو نشون بدم دیدم شب یلدا رو چرا اب کنیم؟ ? ...
2787728

برای پدربزرگ

آهنگ پایین را که شنیدم یاد پدربزرگ افتادم. یاد خاطراتی که از ضبط و نوارهایش داشتم. یاد تمام روزها و ساعت هایی که در مغازۀ نجاری یا در خانه دشتی و آهنگ های بختیاری گوش می داد. آدم ها را بیش از هرچیزی با آهنگ ها به خاطر می آورم. توی صندوقچۀ خاطراتم هر ی برای خودش آهنگی دارد و هر آهنگ مرا می برد سر وقت مجموعه ای از خاطراتم که در کنار آدم های زندگی ام تجربه کرده ام. امشب با شنیدن این آهنگ خواستم خاطره بازی کنم. خواستم از خاطرات پدربزرگ و نوارهایش بنویسم. خواستم از ضبط هایش بگویم که اغلب اب شدنشان تقصیر ما نوه ها بود و شیطنت هامان. خواستم از ماست و خیار بگویم و ? ...
157916

ای بهار دل نشین... بر سرم سایه فکن

خواستم بنویسم، این چند وقت... از شبح سردرگم تنهایی ام. از چمدان هایی که باید بسته شوند و جاده هایی که باید تا ابد بی عبور بمانند. خواستم از خودم بنویسم، از جهان و از چشم هایی که به سختی باز می شوند. خواستم از این سرما بنویسم، که تا اعماق جسمم ریشه دوانده، که روحم را تسخیر کرده که در لحظاتم حل شده و نمی گذارد قلبم بتپد. خواستم بنویسم و در لابلای کلماتم به جنگ کائنات بروم که این ثانیه های کش آمده زمستان را تمام کند و در آ. به زانویش بیوفتم که به بهار بگوید زودتر قدم بگذارد در دنیا و در گوش درختان . کند: "تا بهار دلنشین آمده سوی چمن ای یهار آرزو بر سرم سای...
2639358

دیر اومدی نخواه زود برو.

پست قبلی به مثابه پ وسط و بی هوا پیش کشیدن بحث با اونیه که خیلی وقته حرف نزدی باهاش و سکوت شده یه دیوار بینتون, بود. آخ راحت شدم ! خیلی وقت بود ننوشته بودم اینجا. قبلش هم البته یه بحث نتونستن به نوشتن مخصوص به این بلاگ بودش ولی اجازه دادم این باز تشدید شه و ریشه کنه، نمیدونم چرا و به چی برمیگرده و چی شد، ولی هم دیر اومدم خواستم زود برم. نمیدونم چرا و به چی برمیگرده و چی شد، ولی بعدش یهو خواستم برگردم، یهو خواستم ریشه فاصله رو بزنم.
2590704

دیر اومدی نخواه زود برو.

پست قبلی به مثابه پ وسط و بی هوا پیش کشیدن به بحث با اونیه که خیلی وقته حرف نزدی باهاش و سکوت شده یه دیوار بینتون بود. آخ راحت شدم ! خیلی وقت بود ننوشته بودم اینجا. قبلش هم البته یه بحث نتونستن به نوشتن مخصوص به این بلاگ بودش ولی اجازه دادم این باز تشدید شه و ریشه کنه، نمیدونم چرا و به چی برمیگرده و چی شد، ولی هم دیر اومدم خواستم زود برم. نمیدونم چرا و به چی برمیگرده و چی شد، ولی بعدش یهو خواستم برگردم، یهو خواستم ریشه فاصله رو بزنم.
1666902

نتیجه گرایی و دیگر هیچ

قبل از هر برداشتی عرض کنم که به هر گونه عالم و علامه و تمام انی که برای یافتنِ حقیقت و فهم قوانینِ هستی گامی برداشته اند احترام قائلم.مدتی پیش دوره ای را می گذارندم که حدود دو سال طول کشید، یکی از دوستانم معرفی کرده بود. آن دوره، دوره ی خیلی خوبی بود، حدود پنج شش سال هم طول می کشید و برای ی که قصد داشت ش شود شاید همه ی عمر هم کافی نبود. ولی وقتی به مشکلی خوردم و خواستم خودم را با یافته های آن دوره بسنجم، خواستم مدد بگیرم، خواستم از آموخته هایم استفاده کنم موفق نشدم. از اساتیدم کمک خواستم، را ارها کافی نبود، جامع نبود، مثل این بود که به بگویی سرطان خون دارم ...
1707338

نتیجه گرایی و دیگر هیچ

قبل از هر برداشتی عرض کنم که به هر گونه عالم و علامه و تمام انی که برای یافتنِ حقیقت و فهم قوانینِ هستی گامی برداشته اند احترام قائلم.مدتی پیش دوره ای را می گذارندم که حدود دو سال طول کشید، یکی از دوستانم معرفی کرده بود. آن دوره، دوره ی خیلی خوبی بود، حدود پنج شش سال هم طول می کشید و برای ی که قصد داشت ش شود شاید همه ی عمر هم کافی نبود. ولی وقتی به مشکلی خوردم و خواستم خودم را با یافته های آن دوره بسنجم، خواستم مدد بگیرم، خواستم از آموخته هایم استفاده کنم موفق نشدم. از اساتیدم کمک خواستم، را ارها کافی نبود، جامع نبود، مثل این بود که به بگویی سرطان خون دارم ...
1125710

زخم بی رنگ شیرها...

می خواستم غرور ش ته اش را با یک تقاضا، خواسته ای که می دانستم خیلی ساده از پسش بر می آید، به او برگردانم. نمی خواستم تا آ عمر فکر کند به من مدیون است. می گفتند در کار رنگ است. من هم که نقاش بودم و چون رنگ قرمزی که می خواستم تمام شده بود و حوصله ی شلوغی بازار را هم نداشتم تابلوی آ م نیمه کاره روی بوم مانده بود. چه بهتر از این؟ گفتم رنگ قرمز می خواهم؛ اگر می توانی برایم پیدا کن... برق شادی را در چشمانش می دیدم؛ همین برایم بس بود. قول داد یکی دو روزه پیدایش کند و رفت. منتظرش نبودم، اما بعد از چند روز برگشت. دست های خالی اش را که دیدم گمان می خواهد ...
2945658

می خواستم بگویمش

می خواستم بگویمش اما گریستم آری همیشه بار زبان را کشید ،چشم شاعر : علی مقدم (عاصی اسانی )
752520

من از ان روز که در بند توام آزادم

********** 366 روز گذشت از اون روزی که تصمیم گرفتم متحول شم. روزیکه خواستم دنبال آرزو هام برم. روزیکه خواستم خودم باشم.
1701184

ع حجله ای سه نفره

از هر سه نفرشان خواستم از سنگر بیرون بیایند که آمدند. هر سه را کنار هم ایستاندم و درحالی که خواستم ع بگیرم، گفتم: یه ع ی ازتون می گیرم که هر کی دید و فهمید، خنده اش بگیره.ادامه مطلب
2193326

مهم من بودم

می خواستم بمانم رفتم می خواستم بروم ماندم نه رفتن مهم بود و نه ماندن مهم من بودم که نبودم !

کانالاقای سیستانی رامی خواستم نصب کنم