پیر شدیم پیر


1844602

عشق آدم سوز

جنس عشق را چشیدم و کشیدم... به بودنش به دیدنش معتاد شدیم... بعد رفتنش در نبودش خمار شدیم... ویران شدیم... بی خواب شدیم... بیمار شدیم... تنها شدیم... چه " آدم سوز" است عشقی که جنسش بی وفایی ست... #علی_رجبی
1200603

بهار

قسمت نبود، اگرچه به هم مبتلا شدیم ما اشتباه وارد این ماجرا شدیم این رسم جاده هاست، تقاطع وصال نیستآری رسیده ایم، ولیکن جدا شدیم هر چند سالهاست تو را می شناسمت ای آشنای دور! چه دیر آشنا شدیم! دریا مگر نه آینه رحمت خداست؟ حالا خدا کجاست که ما ناخدا شدیم؟ می گفت: گل همیشه نشان بهار نیستگل گفت، غنچه ایم و به پاییز وا شدیم (منصور یال وردی)
1974888

بر باد شدیم

یک عمر به کودکی به شدیم یک عمر ز ی خود شاد شدیم افسوس ندانیم که ما را چه رسید از خاک بر آمدیم و بر باد شدیم خیام
2092046

بزرگ شدیم

بزرگ شدیم و فهمیدیم که دوا، آب میوه نبود. بزرگ شدیم و فهمیدیم که پدر همیشه با دستان پر باز نخواهد گشت آنطور که مادر گفته بود. بزرگ شدیم و فهمیدیم که چیزهایترسناک تر از تاریکی هم هست!بزرگ شدیم به اندازه ای که فهمیدیم پشت هر خنده ی مادر هزار گریه بود و پشت هر قدرتپدر یک بیماری نهفته!بزرگ شدیم و فهمیدیم که مشکلات مادیگر در حد یک بازی ک نه نیست!و دیگر دستهای ما را برای عبور ازجاده نخواهند گرفت! بزرگ تر که شدیم، فهمیدیم که این تنها ما نبودیم که بزرگ شدیم؛ بلکه والدین ما هم همراه با ما بزرگ شده اند و چیزی نمانده که بروند! شاید هم رفته باشند...! خیلی بزرگ شدیم ? ...
2616235

دیر خبردار شدیم...

صبح در خوابِ عدم بود که بیدار شدیم شبْ سیه مستِ فنا بود که هشیار شدیم پای ما نقطه صفت در گروِ دامن بود به تماشای تو سرگشته چو پرگار شدیم به شکار آمده بودیم ز معموره ی قُدس دانه ی خالِ تو دیدیمْ گرفتار شدیم خانه پَردازتر از سیلِ بهاران بودیم لنگر انداخت د ، خانه نگهدار شدیم نرود دیده ی شبنمْ به شکرخوابِ بهار عبثْ افسانه طرازِ دلِ بیدار شدیم عالمِ بیخبری طُرفه بهشتی بوده است حیف و صد حیفْ که ما دیر خبردار شدیم صائب از کاسهٔ دریوزهٔ ما ریزد نور تا گدای در شه قاسم انوار شدیم صائب
1715988

در انتهایی کوچه پشیمان نمی شدیم

ای کاش خــوار و زار و پریشان نمی شدیم با رنج و غصـــه دست و گریبان نمی شدیم محتـــاج پیش هــــر خس و نادان نمی شدیم از آشنــــــــا و دوست گــــریزان نمی شدیم در انتهـــــای کوچـــه پشیمــــان نمی شدیم --------------------------------------- از جـــــور عشق اینهمه ســــوز و نوا نبود از خون دیـــــده دامن هــــــر دل حنــا نبود درمــــــان نبـــود، درد نبــــود و دوا نبـود تشویشـــی از رسیـــــــدن روز جـــزا نبود هرگــــز دچار تهمت و عصیان نمی شدیم--------------------------------------- خلق خـــــدا ز بهـــــر خدا بــــودی مهربان هر به هر کجا به خودش داشت آشیان سر ها فـــرو نگشتـ ...
1435873

همراه و هم قبیله ی بادِ خزان شدیم...“جویا معروفی”

همراه و هم قبیله ی بادِ خزان شدیمبر ما چه رفته است که نامهربان شدیم؟ بر ما چه رفته است که در ختمِ دوستانهی هی کنان به هیأت شادی دوان شدیم بر ما چه رفته است که از هم بریده ایم؟بر ما چه رفته است که بی ساربان شدیم؟ دنیا به جز فریب چه دارد؟ دریغ! هیچتیری زده ست بی هدف و ما نشان شدیم هر جا که می رویم دریغی نشسته استامید و عشق را به خدا قصه خوان شدیم گفتید روشنیم و جوانیم و سربلند گفتم که پیر و خسته دل و ناتوان شدیم بر باد داده ایم شکوهِ گذشته را دیگر چه جای قصه که بی خانمان شدیم مجموعه شعر "از اینجا که منم" انتشارات فصل پنجم ...
2218321

بزرگ شدیم و ....

بزرگ شدیم و فهمیدیم که دوا، آب میوه نبود. بزرگ شدیم و فهمیدیم که پدر همیشه با دستان پر باز نخواهد گشت آنطور که مادر گفته بود. بزرگ شدیم و فهمیدیم که چیزهای ترسناک تر از تاریکی هم هست! بزرگ شدیم به اندازه ای که فهمیدیم پشت هر خنده ی مادر هزار گریه بود و پشت هر قدرت پدر یک بیماری نهفته! بزرگ شدیم و فهمیدیم که مشکلات ما دیگر در حد یک بازی ک نه نیست! و دیگر دستهای ما را برای عبور از جاده نخواهند گرفت! بزرگ تر که شدیم، فهمیدیم که این تنها ما نبودیم که بزرگ شدیم؛ بلکه والدین ما هم همراه با ما بزرگ شده اند و چیزی نمانده که بروند! شاید هم رفته باشند...! ...
2348955

رباعی های ناب

(1) ما در ولای حیدر کرار(ع) ذوب شدیمبیدار و با بصیرت و هشیار ذوب شدیم مولای ما ز نور خدا آفریده شدپس در ولای ایزد دادار ذوب شدیم (2) ما ذوب شدگان در ولایت هستیماز جام طهور یا علی(ع) سر مستیم ما ریزه خور سفره ی آل اللهیمصد شکر سر خوان ولا بنشستیم (3)تا ذوب در ولایت حیدر(ع) شدیم مااز نور اهل بیت(ع) منور شدیم ما شد تاج افتخار دو عالم نصیب مااز آن زمان که نوکر قنبر شدیم ما (4) تا ذوب در ولایت آل عبا(ع) شدیماز پای تا به سر همه همچون طلا شدیم ما پادشاه هر دو جهانیم تا ابدچون در سرای آل محمد(ع) گدا شدیم (5) سر تا به پا مطیع خداوند سرمدیمما ذوب در ولایت آل محمدیم ? ...
856475

تن های تنها

ما آفریده شدیم تا قدم بزنیم زیر درخت های نارون ما آفریده شدیم تا از غروب های سرد پاییزی دلمان بگیرد ما آفریده شدیم تا زیر نم نم باران سیگار بکشیم ما آفریده شدیم تا شبهای .تمان را با پنجره های روشن قسمت کنیم ما آفریده شدیم تا دست هایمان را دور از هم توی جیبمان دفن کنیم ما آفریده شدیم تا خدا تنها تنها نباشدما آفریده شدیم تا تنهایمان تنها بماندما شاعر آفریده شدیم تا همیشه درد بکشیم، تا همیشه چیزی درونمان گم باشد تا اگر یک روز گریه نکردیم به بودنمان شک کنیم، زندگی چیزی جز این برای ما باقی نخواهد گذاشت. ..
91313

خیلی بزرگ شدیم!

خیلی بزرگ شدیم!بزرگ شدیم و فهمیدیم که دوا ,آب میوه نبود.بزرگ شدیم و فهمیدیم که پدر همیشه با دستان پرباز نخواهدگشتآنطور که مادر گفته بود.بزرگ شدیم وفهمیدیم که چیز هایی ترسناک تر از تاریکی هم هست!بزگ شدیم به اندازه ای که فهمیدیم پشت هر خنده ی مادر هزار گریه بودوپشت هر قدرت پدریک بیماری نهفته!بزرگ شدیم و فهمیدیم که مشکلات ما دیگر در حد یک بازی ک نه نیست!و دیگر دستهای ما را برای عبوراز جاده نخواهد گرفت!بزرگ تر که شدیم,فهمیدیم که این تنها ما نبودیم که بزرگ شدیم;بلکه والدین ما همهمراه باما بزرگ شده اند و چیزی نمانده که بروند!شاید هم رفته باشند!خیلی بزرگ ش...
2487914

ذوب شدگان در ولایت

ما در ولای حیدر کرار(ع) ذوب شدیمبیدار و با بصیرت و هشیار ذوب شدیم مولای ما ز نور خدا آفریده شدپس در ولای ایزد دادار ذوب شدیم--- ما ذوب شدگان در ولایت هستیماز جام طهور یا علی(ع) سر مستیم ما ریزه خور سفره ی آل اللهیمصد شکر سر خوان ولا بنشستیم ---تا ذوب در ولایت حیدر(ع) شدیم مااز نور اهل بیت(ع) منور شدیم ما شد تاج افتخار دو عالم نصیب مااز آن زمان که نوکر قنبر شدیم ما ---تا ذوب در ولایت آل عبا(ع) شدیماز پای تا به سر همه همچون طلا شدیم ما پادشاه هر دو جهانیم تا ابدچون در سرای آل محمد(ع) گدا شدیم--- سر تا به پا مطیع خداوند سرمدیمما ذوب در ولایت آ? ...
894828

بزرگ شدیم و فهمیدیم که دوا، آب میوه نبود.

بزرگ شدیم و فهمیدیم که دوا، آب میوه نبود. بزرگ شدیم و فهمیدیم که پدر همیشه با دستان پر باز نخواهد گشت آن طور که مادر گفته بود. بزرگ شدیم و فهمیدیم که چیزهای ترسناک تر از تاریکی هم هست! بزرگ شدیم به اندازه ای که فهمیدیم پشت هر خنده ی مادر هزار گریه بود و پشت هر قدرت پدر یک بیماری نهفته! بزرگ شدیم و فهمیدیم که مشکلات ما دیگر در حد یک بازی ک.نه نیست! و دیگر دست های ما را برای عبور از جاده نخواهند گرفت! بزرگ تر که شدیم، فهمیدیم که این تنها ما نبودیم که بزرگ شدیم؛ بلکه والدین ما هم همراه با ما بزرگ شده اند و چیزی نمانده که بروند! شاید هم رفت?...
2348703

ذوب شدگان در ولایت

ما در ولای حیدر کرار(ع) ذوب شدیمبیدار و با بصیرت و هشیار ذوب شدیم مولای ما ز نور خدا آفریده شدپس در ولای ایزد دادار ذوب شدیم--- ما ذوب شدگان در ولایت هستیماز جام طهور یا علی(ع) سر مستیم ما ریزه خور سفره ی آل اللهیمصد شکر سر خوان ولا بنشستیم ---تا ذوب در ولایت حیدر(ع) شدیم مااز نور اهل بیت(ع) منور شدیم ما شد تاج افتخار دو عالم نصیب مااز آن زمان که نوکر قنبر شدیم ما ---تا ذوب در ولایت آل عبا(ع) شدیماز پای تا به سر همه همچون طلا شدیم ما پادشاه هر دو جهانیم تا ابدچون در سرای آل محمد(ع) گدا شدیم--- سر تا به پا مطیع خداوند سرمدیمما ذوب در ولایت آل محمدیم ما را برای ? ...
572700

دوزخی ساخته ایم چون که گرفتار شدیم

این تنها یک ضرب المثل است ******** دوزخی ساخته ایم خود چو که در نار شدیم زخمی نیش دم عقرب جرار شدیم پس زترسش چو که این ماربه دوش غاشیه را دیده ایم وقتی پناهنده به این مار شدیم 31/2/96 بیگی سینا لنگرودی
1496710

«یا ایّها الرّسول» بدون دعای تو // از پیروان عترت و قرآن نمی شدیم

داغی اگر نبود که گریان نمی شدیم لطفی اگر نبود مسلمان نمی شدیم «یا ایّها الرّسول» بدون دعای تو از پیروان عترت و قرآن نمی شدیم یا اینکه گوشه چشم اباالفضل تو نبود ما از تبار حضرت سلمان نمی شدیم بی حبّ خاندان تو در خانه کَرَم جایی نداشتیم و مهمان نمی شدیم ما امت تو ایم و علی هم کنار توست آئینه ات نبود نمایان نمی شدیم ما پای غربت نوه هایت نشسته ایم ورنه شبیه نم نم باران نمی شدیم هم ناله های امشب مولای امتیم ما سوگوار رحلت بابای امتیم ...
1013614

ما و همه

یم وجماعت همه بیدار شدندمامست شدیم و همه هوشیار شدندانگاه که گفتیم ی گوش نداشتدیوار ی برای ما موش نداشتخاموش شدیم وهمه باگوش شدندبی هوش شدیم وهمه باهوش شدندمای ره فریاد زدیم و نشنید یگفتیم زصد درد و نرنجید یمردیم زدرد و همه سرزنده شدندما خاک شدیم و همه جوشنده شدند
510702

دلبسته نیستیم به .ی جز تبار عشق...

پروازمان دهید که بی بال و پر شدیم یک عمر در هوای شما در به در شدیم کالیم و خشک و زرد، خدا را چه دیده ای شاید به لطف یک نفست بارور شدیم
519855

شعری از فاضل نظری

چنان که از قفس هم دو یا کریم به هماز آن دو پنجره ما خیره می شدیم به هم به هم شبیه ، به هم مبتلا ، به هم محتاجچنان دو نیمه سیبی که هر دو نیم به هم .ایم دو پژمرده گل میان کتاب.ایم دو دلبسته از قدیم به همشبیه یکدگریم و چقدر دلگیر استشبیه بودن گل های بی شمیم به هم. رود شدیم و جدا شدیم از هم. کوه شدیم و نمی رسیم به همبیا شویم چو خا.تری رها در باد. را برساند مگر نسیم به هم...
903997

بی همزبان

پر پر میان ِ باغ صنوبر شدیم و رفت در گرد باد حادثه پر پر شدیم و رفت ای شب طلسم کهنه چه می خواستی مگر ؟ دلخسته ی غروب مکرر شدیم و رفت در زیر آسمان ِهمین شهر نازنین با خاک سرد کوچه برابر شدیم و رفت "همسایه چشم بد نرسد صاحب زر است" همسایه دید بی زر و بی سر شدیم و رفت هیزم شکن به خشک و تَر ِ ما نبرد رحم بی همزبان زبانه ی آذر شدیم و رفت بر ما چه رفت جان ِبرادر که اینچنین شرمنده ی مرام برادر شدیم و رفت محمد یزدانی جندقی پاییز 93 سطر در گیومه از شاعر بزرگ دری زبان افغان محمد کاظم کاظمی همسایه چشم بد نرسد صاحب زر است چون صاحب زر است یقینا اباذر است محمد کاظم کاظمی
2071569

دل نوشته

بزرگ شدیم و فهمیدیم که دوا، آب میوه نبود. بزرگ شدیم و فهمیدیم که پدر همیشه با دستان پر باز نخواهد گشت آنطور که مادر گفته بود. بزرگ شدیم و فهمیدیم که چیزهای ترسناک تر از تاریکی هم هست! بزرگ شدیم به اندازه ای که فهمیدیم پشت هر خنده ی مادر هزار گریه بود و پشت هر قدرت پدر یک بیماری نهفته! بزرگ شدیم و فهمیدیم که مشکلات ما دیگر در حد یک بازی ک نه نیست! و دیگر دستهای ما را برای عبور از جاده نخواهند گرفت! بزرگ تر که شدیم، فهمیدیم که این تنها ما نبودیم که بزرگ شدیم؛ بلکه والدین ما هم همراه با ما بزرگ شده اند و چیزی نمانده که بروند! شاید هم رفته باشند...! خیلی بزرگ ...
482665

متن نوشته ۶۵

بزرگ شدیم و فهمیدیم که دوا، آب میوه نبود. بزرگ شدیم و فهمیدیم که پدر همیشه با دستان پر باز نخواهد گشت آنطور که مادر گفته بود. بزرگ شدیم و فهمیدیم که چیزهای ترسناک تر از تاریکی هم هست! بزرگ شدیم به اندازه ای که فهمیدیم پشت هر خنده ی مادر هزار گریه بود و پشت هر قدرت پدر یک بیماری نهفته! بزرگ شدیم و فهمیدیم که مشکلات ما دیگر در حد یک بازی ک.نه نیست! و دیگر دستهای ما را برای عبور از جاده نخواهند گرفت! بزرگ تر که شدیم، فهمیدیم که این تنها ما نبودیم که بزرگ شدیم؛ بلکه والدین ما هم همراه با ما بزرگ شده اند و چیزی نمانده که بروند! شاید هم رفته باشند...! خیلی بزرگ ش...
520925

شعری از فاضل نظری

چنان که از قفس هم دو یا کریم به هماز آن دو پنجره ما خیره می شدیم به همبه هم شبیه ، به هم مبتلا ، به هم محتاجچنان دو نیمه سیبی که هر دو نیم به هم.ایم دو پژمرده گل میان کتاب.ایم دو دلبسته از قدیم به همشبیه یکدگریم و چقدر دلگیر استشبیه بودن گل های بی شمیم به هم. رود شدیم و جدا شدیم از هم. کوه شدیم و نمی رسیم به همبیا شویم چو خا.تری رها در باد. را برساند مگر نسیم به هم...
2525224

دست چپش بود

... نوازش شدیم کاش پیش از آن پائیز، دست چپی ما را می نوازید! خیال شدیم، نوازش شدیم نگاهش شدیم ...
2296253

از خاک در آمدیم و بر باد شدیم - خیام

یک چند به کودکی به شدیم یک چند ز ی خود شاد شدیم پایان سخن شنو که ما را چه رسید از خاک در آمدیم و بر باد شدیم
566389

دوزخی ساخته ایم چون که گرفتار شدیم

این تنها یک ضرب المثل است ******** دوزخی ساخته ایم چون که گرفتار شدیم زخمی نیش دم عقرب جرار شدیم پس خط و خال خوش ماربه دوش غاشیه را دیده ایم تا که پناهنده به آن مار شدیم 31/2/96 بیگی سینا لنگرودی
1484193

شعر رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله - 4

شعر رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله - 4 ************* مسعود اصلانی داغی اگر نبود که گریان نمی شدیم لطفی اگر نبود مسلمان نمی شدیم یا ایّها الرّسول بدون دعای تو از پیروان عترت و قرآن نمی شدیم یا اینکه گوشه چشم اباالفضل تو نبود ما از تبار حضرت سلمان نمی شدیم بی حب خاندان تو در خانه ی کرم جایی نداشتیم و مهمان نمی شدیم ما امت توأیم و علی هم کنار توست آیینه ات نبود نمایان نمی شدیم ما پای غربت نوه هایت نشسته ایم ور نه شبیه نم نم باران نمی شدیم هم ناله های امشب مولای امتیم ما سوگوار رحلت بابای امتیم در جان مسلمین چو آذر گذاشتند بر ? ...
958573

آقا کجایی ؟ گم شدیم

در این شب آشوبگر دالان خوف ِ بی سحر امیّد هامان کورسو دلشوره هامان مستمر آقا کجایی ؟ گم شدیم زیر شهاب سنگ ِ ریا با رعدو برق ادعّا در احتضار اعتماد دوران جنگ میزها آقا کجایی ؟ گم شدیم عصری که فاسد شد نمک ایمانمان خورده ترک .شه استثمار شد ای سرور عادل کمک ! آقا کجایی ؟ گم شدیم نایاب شد نان حلال نسل نو، شد آشفته حال تسبیح ها شد از طلا دین داری افتاد از روال آقا کجایی ؟ گم شدیم رفته . از د.ده هنگام تزویر آمده مومن شناسی ساده شد : پیشانی تاول زده ...
966877

آقا کجایی ؟ گم شدیم

در این شب آشوبگر دالان خوف ِ بی سحر امیّد هامان کورسو دلشوره هامان مستمر آقا کجایی ؟ گم شدیم زیر شهاب سنگ ِ ریا با رعدو برق ادعّا در احتضار اعتماد دوران جنگ میزها آقا کجایی ؟ گم شدیم عصری که فاسد شد نمک ایمانمان خورده ترک .شه استثمار شد ای سرور عادل کمک ! آقا کجایی ؟ گم شدیم نایاب شد نان حلال نسل نو، شد آشفته حال تسبیح ها شد از طلا دین داری افتاد از روال آقا کجایی ؟ گم شدیم رفته . از د.ده هنگام تزویر آمده مومن شناسی ساده شد : پیشانی تاول زده ...
1594439

بیا برای هم بشکنیم

بیا فکر کن که ما برای هم بزرگ شدیم شدیم دو خطِ موازیِ طولانی؛ به درازای دوازده سال دلتنگی و حسرت دیدن یک لحظه از دور، شدیم بیابانی به وسعت یک بی سر و ته مکانی؛ که تشنه ی شنیدن ای از یک گمشده ای آنطرفِ شنزار بود.. شدیم شبیه پل چوبیِ م وبه ی دور افتاده که میشود از آن گذشت ولی میترسیم. بیا برای هم بشکنیم شاید به هم برسیم...
1425739

وقتی به معلم بی توجه شدیم ....

وقتی به معلم بی توجه شدیم .... وقتی به معلم بی توجه شدیم ، باید سالن های ورزشی رو با نیروی ضد شورش آرام کنیم !▫️وقتی به معلم بی توجه شدیم،باید بودجه زندان ها و مراکز ترک اعتیاد را گسترش دهیم!▫️وقتی به معلم بی توجه شدیم، باید خانواده ها مقادیر زیادی هزینه مدارس خاص و کلاس های خصوصی را بپردازند!▫️وقتی به معلم بی توجه شدیم،باید امنیت کوچه و خیابان ها را با پلیس های باتوم به دست تأمین کنیم!▫️وقتی به معلم بی توجه شدیم،باید آمار طلاق گوش ازدواج را کر کند!▫️وقتی به معلم بی توجه شدیم،باید سالانه برای حفاظت محیط زیست میلیاردها هزینه کنیم!▫️وقتی به معلم بی ...
1474660

داغی اگر نبود که گریان نمی شدیم

داغی اگر نبود که گریان نمی شدیم لطفی اگر نبود مسلمان نمی شدیم «یا ایّها الرّسول» بدون دعای تو از پیروان عترت و قرآن نمی شدیم ادامه مطلب
2410835

از حیله و حقه و ریا خسته شدیم

از حیله و حقّه و ریا خسته شدیم از ز له و هر چه بلا خسته شدیم تحریم و گرانی و فساد و کمبود ... رحمی ای خدا به ما، خسته شدیم حسین شادمهر
60475

.افات

دانی که چرا دار مکافات شدیم؟ ناکرده گنه، چنین مجازات شدیم؟ کشتیم .د؛ دار زدیم دانش را، در بند و اسیر صد .افات شدیم... به گمانم از مولانا باشد
721972

داغی اگر نبود که گریان نمی شدیم

داغی اگر نبود که گریان نمی شدیم لطفی اگر نبود مسلمان نمی شدیم یا ایّها الرّسول بدون دعای تو از پیروان عترت و قرآن نمی شدیم
1191168

چه زود دیر می شود !

چه زود دیر می شود ! در باز شد ... ب ا ... ! برجا ! درس اول : بابا آب داد ، ما سیرآب شدیم . بابا نان داد ، ما سیر شدیم ... اکرم و امین چقدر سیب و انار داشتند در سبد مهربانی شان ... و کوکب خانم چقدر مهمان نواز بود و چقدر همه منتظر آمدن حسنک بودند ... کوچه پس کوچه های کودکی را به سرعت طی کردیم و در زندگی مان گم شدیم . همهء زیبائی ها رنگ باخت ... ! و در زمانه ای ک زمین درحال گرم شدن است , قلب هایمان یخ زد ! نگاهمان سرد شد و دستانمان خسته ... دیگر باران با ترانه نمی بارد ! و ما ک ن دیروز , دلتنگ شدیم ، زرد شدیم و پژمردیم ... و خشکزار زندگیمان تشنهء ? ...
1737922

از بخشش ما ی شدیم

♱♱♱♱♱♱♱♱♱♱♱♱از بخشش ما ی شدیم از دردهای او ما درمان شدیم از غم های او ما غنی شدیم و از زخم های او ما زنده شدیم خواستن ،توانستن است اگر مرحم زخم من خدا باشد خواستن ، توانستن است ، اگر خدا قوت من باشد ....،خواستن ، توانستن است اگر منجی من خدا باشد ، در تنگی ها. وضعف هایم خواستن ، توانستن است. اگر قوت من ، معلم من ، پزشک من ، اسپانسر من ، یارو یاور من ، راهنمای من خدا باشد خواستن ،توانستن استبا ایمان درنام عیسی بخواهید که به شما داده شود.
483453

انچه خیام میگوید

یک چند به کودکی به . شدیم یک چند به .یِ خود شاد شدیم پایانِ سخن شنو که ما را چه رسید از خاک در آمدیم و بر باد شدیم حکیم عمر خیام
1512974

از بخشش ما ی شدیم

از بخشش ما ی شدیم از دردهای او ما درمان شدیم از غم های او ما غنی شدیم و از زخم های او ما زنده شدیم خواستن ،توانستن است اگر مرحم زخم من خدا باشد خواستن ، توانستن است ، اگر خدا قوت من باشد ....،خواستن ، توانستن است اگر منجی من خدا باشد ، در تنگی ها. وضعف هایم خواستن ، توانستن است. اگر قوت من ، معلم من ، پزشک من ، اسپانسر من ، یارو یاور من ، راهنمای من خدا باشد خواستن ،توانستن استبا ایمان درنام عیسی بخواهید که به شما داده شود.majid mohammady taghvi
1963196

شعری از یغما گلروئی

کبک بودیم وُ کلاغ شدیم ، خورشید بودیم چراغ شدیم جنگل بی حصار بودیم ، حالا یه دونه باغ شدیم چشمامون ُ بسته بودیم یه سفره ی بزرگ ِ شهر دست که به سفره رفت ولی با یه ملاقه داغ شدیم گندمای مزرعه مون خوشه های طلایی داشت دستای ما تو دل ِ خاک نهال ِ سادگی می کاشت آب ِ زلال ِ چشمه مون شیرِ ستاره بود ولی قصه ی چاه ِ آب ِ شهر فکرا رُ راحت نمی ذاشت مش رمضون ! دیدی تو شهر رو گُرده ی ما زین زدن ؟ دیدی که پهلوونا رُ با یه کلَک زمین زدن ؟ غول ِ سیاه ِ وسوسه غیرت ِ ما رُ خورده بود. کباب ِ چرب ِ پایتخت گوشت ِ الاغ ِ مُرده بود. چشمه بودیم سراب شدیم ، بره بودیم کباب شدیم ستا ...
219323

باز شب شد

باز شب شد همه بیدار شدیم به یاد درد هایی که هیچوقت نخو.دند باز شب شد باز بیدار شدیم با صدای باران با صدای غریب اذان با رعد و برق وحشی با زوزه گرگ باز شب شد و بیدار شدیم بیدار شدیم و چراغ ها خاموش شدند بیدار شدیم و اشتباهات شروع شدند باز شب شد همه به یاد قصه هایی که هیچوقت به سر نرسید به یاد خاطره هایی که هیچوقت فراموش نشد به یاد دوستت دارم هایی که هیچوقت گفته نشد به یاد تظاهر ها به یاد . بد و درد های بد به یاد صدای اذان و گریه . به یاد حبس در اتاق و تاریکی و تاریکی همه بیدار شدیم همه ایستادیم و قلب به احترام ما و همه درد هایمان کاش می ایستاد.... ...
559305

(بدون عنوان)

یک عمر به کودکی . شدیم یک عمر ز .ی خود شاد شدیم افسوس که ندانیم که ما را چه رسیداز خاک برآمدیم و بر باد شدیم دیروز هر چه بود گذشت امروز را دریاب .... همه چیز به طرز نگاه آدم بستگی داره روزتون رو با نگاه متفاوت آغاز کنید .
1319189

یکچند بکودکی

یک چند بکودکی ب شدیم یک چند به ی خود شاد شدیم پایان سخن شنو که ما را چه رسید از خاک در آمدیم و بر باد شدیم حضرت خیام
382491

چه زود دیر می شود!

به نام خدا" در باز شد... ب.ا !... بر جا ! درس اول : بابا آب داد ، ما سیرآب شدیم. بابا نان داد ، ما سیر شدیم... اکرم و امین چقدر سیب و انار داشتند در سبد مهربانی شان... و کوکب خانم چقدر مهمان نواز بود و چقدر همه منتظر آمدن حسنک بودند... کوچه پس کوچه های کودکی را به سرعت طی کردیم و در زندگی گم شدیم. همه زیبایی ها رنگ باخت...! و در زمانه ای ک زمین درحال گرم شدن است قلب هایمان یخ زد! نگاهمان سرد شد و دستانمان خسته... دیگر باران با ترانه نمی بارد! و ما ک.ن دیروز دلتنگ شدیم ، زرد شدیم ، پژمردیم... و خشکزار زندگیمان تشنه آب شد... و سال هاست وقتی پشت سرمان را نگاه می کنیم، ...
307023

هه....

هر کاری کردیم پست سرمون حرف زدن......... هر شکلی شدیم پشت سرمون حرف زدن... خودمونی شدیم گفتن جلفه:( سر سنگین شدیم!! گفتن مغروره:> تا خندیدیم!گفتن سبکه... تا اخم کردیم گفتن خودشو میگیره.. ساده شدیم گفتن احمقه تحویل نگرفتیم گفتن خودشیفتس... خاکی شدیم گفتن داریم امار میده. وقتی حرف زدن و جوابشونو دادیم گفتن دیدی حق باماست لجش گرفته وقتی حرف زدنو جوابشونو ندادیم....گفتن دیدی حق باماست لال شده..:( هر جور شدیم این جماعت بیکار یه چیزی گفتن...... این مردم هیچوقت احترام گذاشتن به عقاید یک دیگرو یاد نگرفتن... پس برای خودت زندگی کن:))
306850

هه....

هر کاری کردیم پست سرمون حرف زدن......... هر شکلی شدیم پشت سرمون حرف زدن... خودمونی شدیم گفتن جلفه:( سر سنگین شدیم!! گفتن مغروره:> تا خندیدیم!گفتن سبکه... تا اخم کردیم گفتن خودشو میگیره.. ساده شدیم گفتن احمقه تحویل نگرفتیم گفتن خودشیفتس... ختکی شدیم گفتن داریم امار میده. وقتی حرف زدن و جوابشونو دادیم گفتن دیدی حق باماست لجش گرفته وقتی حرف زدنو جوابشونو ندادیم....گفتن دیدی حق باماست لال شده..:( هر جور شدیم این جماعت بیکار یه چیزی گفتن...... این مردم هیچوقت احترام گذاشتن به عقاید یک دیگرو یاد نگرفتن... پس برای خودت زندگی کن:))
634975

همه با هم پیر شدیم

نگاه پیر بی تدبیر نیست ما همه با هم پیر شدیم یک بار کج را با هزار رنج کشان کشان تا ک.شان پیش بردن رفتن و رفتن اما نرسیدن نب. جوانی دادن هیچ ن.یدن ما همه باهم پیر شدیم هم زهم دلگیر نشدیم / / ////////////////// نگاه پیر بی تدبیر نیست ما همه با هم پیر شدیم بنایمان بی معمار نبود خشت اول را خود بدست خود نهادیم می دانستیم که مقصد ثریاست ما نرسیدن را رسیده می خواستیم نه تنها برای خود برای نوزاد دشمنمان شاید که قصد هلاکمان داشتند و ما هیچ باکمان نبود در دوستی ما همه با هم پیر شدیم ?...
211065

(بدون عنوان)

چه زود دیر می شود! در باز شد... ب.ا !... بر جا ! درس اول : بابا آب داد ، ما سیرآب شدیم. بابا نان داد ، ما سیر شدیم... اکرم و امین چقدر سیب و انار داشتند در سبد مهربانی شان... و کوکب خانم چقدر مهمان نواز بود و چقدر همه منتظر آمدن حسنک بودند... کوچه پس کوچه های کودکی را به سرعت طی کردیم و در زندگی گم شدیم. همه زیبایی ها رنگ باخت...! و در زمانه ای ک زمین درحال گرم شدن است قلب هایمان یخ زد! نگاهمان سرد شد و دستانمان خسته... دیگر باران با ترانه نمی بارد! و ما ک ن دیروز دلتنگ شدیم ، زرد شدیم ، پژمردیم... و خشکزار زندگیمان تشنه آب شد... و سال هاست وقتی پشت سرمان را نگاه ...
823101

آدم برفی

- چی شد که یخ زدی آدم برفی؟ - اولش کوه بود.کوه پر از غرور بود مغرور شدیم. بعدش جنگل بود. جنگل پر از طراوت بود. مغرور و جوون شدیم. بعدش رود بود. مغرور و جوون سرکش شدیم. بعد دریا، اقیانوس، ماهی ها، امواج. موج همه چی داشت. غرور کوه رو، طراوت جنگل رو و سرکشی رود رو. بعد از اون آروم گرفتیم.گرم شدیم.بی قرار شدیم. این بار اما بی قراری فرق داشت. می خواستیم اوج بگیریم. بالا بریم. بالاتر از همه چیز. بخار شدیم و بالا رفتیم. خواستیم کنار هم باشیم. اما یه مشت جوون سرکش مغرور بودیم. کنار هم بودن لطافت می خواست. نرمی می خواست. ابر شدیم. چسبیدیم به هم. باد ما رو برد. قاره ها ?...
814428

آدم برفی

- چی شد که یخ زدی آدم برفی؟ - اولش کوه بود.کوه پر از غرور بود مغرور شدیم. بعدش جنگل بود. جنگل پر از طراوت بود. مغرور و جوون شدیم. بعدش رود بود. مغرور و جوون سرکش شدیم. بعد دریا، اقیانوس، ماهی ها، امواج. موج همه چی داشت. غرور کوه رو، طراوت جنگل رو و سرکشی رود رو. بعد از اون آروم گرفتیم.گرم شدیم.بی قرار شدیم. این بار اما بی قراری فرق داشت. می خواستیم اوج بگیریم. بالا بریم. بالاتر از همه چیز. بخار شدیم و بالا رفتیم. خواستیم کنار هم باشیم. اما یه مشت جوون سرکش مغرور بودیم. کنار هم بودن لطافت می خواست. نرمی می خواست. ابر شدیم. چسبیدیم به هم. باد ما رو برد. قاره ها ?...
2444952

اندکی تامل

« ما از ترس طرد شدن مدعی شدیم ی هستیم که نبودیم. ترس از طرد شدن تبدیل به ترس از مطلوب نبودن شد. سرانجام ما به ی تبدیل شدیم که در حقیقت نیستیم. تبدیل به رونوشتی شدیم از باورهای مادر، پدر، معشوقه مان و جامعه…! » دون میگوئل روئیز
1554377

ما و جماعت

یم وجماعت همه بیدار شدند مامست شدیم و همه هوشیار شدند انگاه که گفتیم ی گوش نداشت دیوار ی برای ما موش نداشت خاموش شدیم وهمه باگوش شدند بی هوش شدیم وهمه باهوش شدند مای ره فریاد زدیم و نشنید ی گفتیم زصد درد و نرنجید ی مردیم زدرد و همه سرزنده شدند ما خاک شدیم و همه جوشنده شدند
389280

سوء تفاهم

در امتداد تنگه ی شب گم چرا شدیم با هم اسیر سوء تفاهم چرا شدیم حلقه به حلقه بر سَرِ ما شب فروکه ریخت یک سر حجاب تابش انجم چرا شدیم من گردباد گشتم و موجی مهیب تو چرخی زدیم و مست تلاطم چراشدیم م. حساب ساقه ی . ش.ته ایم آفت علیه ی خوشه ی گندم چراشدیم وقتی غرور سایه ی ما را به تیر بست در جنگ سرد گرم تکلم چرا شدیم "در کوچه های سرد شبی بی فروغ ماه " از هم جدا زبانزد مردم چراشدیم :: دنیا دوروز بود جدا گانه روز و شب مرثیه خوان ِ مرگ تبسم چرا شدیم محمد یزدانی جندقی * ...در خیابان های سرد شب جفتها پیوسته با تردید یکدیگر را ترک می گویند در خیابان های س
1335147

و سیصد و شصت پنج روز گذشت از...

سیصد و شصت و پنج روزِ پیش بود با هم آشنا شدیم؛ اولش خیلی عادی باهم حرف زدیم و سعی کردیم باهم آشنا و مشکلات هم رو حل کنیم. شاید دو سه روز هم نگذشته بود که شدیم رفیق و غمخوارِ هم، شدیم رفیق و دلسوزِ هم، شدیم رفیق و یار تمامِ لحظه های خوش و ناخوشِ هم، شدیم رفیق و... انگار از همون روز اول معلوم بود که رفیق همیم! وگرنه چجوری میشه تو دو سه روز اینقدر رفیق شد ؟ حرف میزدیم؛ اون از خودش و من از خودم. هر روز که میگذشت بیشتر همو میشناختیم و رفیق تر میشدیم :) به حرف هم، درد و دلای هم، غر غرای هم، بی حوصلگی های هم، به.. گوش میدادیم و میذاشتیم رفیقمون راحت باشه پیشمون :) تو ...
96422

رباعی : فردا فردا

نه از گذر زمانه دلگیر شدیم نه دلخوش بازیچه تقدیر شدیم گفتیم ونشستیم که:فردا فردا پرواز نکرده در قفس پیر شدیم
582630

بچه که بودیم...

بچه که بودیم از آسمون بارون می اومد؛ بزرگ که شدیم از چشم هامون می یاد! بچه که بودیم توی جمع گریه میکردیم؛ بزرگ که شدیم توی خلوت. بچه که بودیم بزرگ ترین ارزومون داشتن کوچک ترین چیزها بود؛ بزرگ که شدیم کوچک ترین ارزومون داشتن بزرگ ترین چیزهاست. بچه که بودیم حسرت بزرگ شدن رو داشتیم؛ بزرگ که شدیم حسرت برگشتن به بچگی رو داریم. بچه که بودیم،بچه بودیم؛ بزرک که شدیم بزرگ که نشدیم هیچ،دیگه همون بچه هم نیستیم! ای کاش باهمون صفت های خوب و پاک بچگی بزرگ می شدیم ...
431253

داستان واقعی

داستان واقعی یکی از آقایون می گفت : ما 4 تا دوست صمیمی بودیم وقتی امتحانات دبیرستان را دادیم ، من و دو تا از دوستام قبول شدیم اما دوست چهارم رد شد . من و دوستام که قبول شده بودیم وارد . شدیم و تلاش کردیم و فارغ .حصیل شدیم. و خدا رو شکر پیش اون دوستمون که رد شده بود مشغول به کار شدیم خدا خیرش بده
449189

اول ا.ش یه چیزی میگن

هـــر کارے کردیم پـــشت سرمون حرف زدن...⇣ ⇣هــــر شکلی شدیم پـــشت سرمون حرف زدن... خودمونــے شدیم... گفتن جلفـہ ♨ ⇣ســـر سنگین شدیم ... گفتن مغروره تا خندیدیم... گفتن سبکہ ⇣تا اخم کردیم... گفتن خودشو میگیره ساده شدیم ... گفتن احمقہ♨ ⇣تحویل نـــگرفتیم... گفتن خودشیفته س ⇣خاکی شدیم... گفتن داره آمار میده وقتــے حرف زدن و جوابشونو دادیم... گفتن دیدی حق با ماست لجش گرفتہ ♨ ⇣وقتــے حرف زدن جوابشونو نــــدادیم... گفتـــن دیدی حــــق با ماست لال شده♨ ⇤⇣هـــرجور شدیم این جماعت بیکار یــہ چیزے گفتن... ایـــن مردم هیچ وقت احـــترام گذاشتن بــہ عقاید ه...
681893

شدن یا بودن؟

از وقتی به دنیا آمدیم و درگیر بازی های مختلف شدیم همه ی فکرمان این بود که "بشویم" همه ی تلاشمان این بود که با "شدن" معنا پیدا کنیم . میپرسید یعنی چه؟ کافیست از ابتدای کودکیمان تا الان فکر کنیم برای بدست آوردن چه چیزهایی تلاش کردیم، برای اینکه چه .ی "بشویم" چه کارها کردیم؟ درس خو.م که بالاتر برویم... درس خو.م و یک محصل "شدیم" درس خو.م و یک "دانشجو" شدیم.... درس خو.م و صاحب کار "شدیم" همه ی فکر و ذکرمان همیشه برای رسیدن به چیزی بود، و موجودیت ما با "شدن" معنا پیدا کرد . با .انی که دوست "شدیم"با آدم هایی که ارتباط برقرار کردیم و همه ی چیزهای پیرامونمان که "شد" ت...
584466

شدن یا بودن؟

از وقتی به دنیا آمدیم و درگیر بازی های مختلف شدیم همه ی فکرمان این بود که "بشویم" همه ی تلاشمان این بود که با "شدن" معنا پیدا کنیم . میپرسید یعنی چه؟ کافیست از ابتدای کودکیمان تا الان فکر کنیم برای بدست آوردن چه چیزهایی تلاش کردیم، برای اینکه چه .ی "بشویم" چه کارها کردیم؟ درس خو.م که بالاتر برویم... درس خو.م و یک محصل "شدیم" درس خو.م و یک "دانشجو" شدیم.... درس خو.م و صاحب کار "شدیم" همه ی فکر و ذکرمان همیشه برای رسیدن به چیزی بود، و موجودیت ما با "شدن" معنا پیدا کرد . با .انی که دوست "شدیم"با آدم هایی که ارتباط برقرار کردیم و همه ی چیزای پیرامونمان که "شد" تا...

پیر شدیم پیر