و دیگر هیچ


589788

چرا دندان عقل را باید کشید؟

مجموعه: پیشگیری بهتر از درمان چرا دندان عقل را باید کشید؟دندان پزشکان می گویند بهترین سن برای جراحی دندان عقل زیر سن 20 سالگی است، چرا که عوارض و درد کمتری دارد.دندان عقل به سومین دندان آسیاب بزرگ اطلاق می شود. این دندان کمی دیرتر از دندان های دیگر رشد می کند و در سنین 17 تا 21 سالگی می روید. با رشد انسان و کوچک شدن فک، فضا برای رشد دندان عقل محدود شده و در نتیجه دندان عقل خود را به شکل نهفته و نیمه نهفته نشان می دهد. تحقیقات انجام شده در زمینه دندان های عقل نشان می دهد که این دندان ها در بسیاری ازموارد، مشکل ساز بوده و به جراحی
589269

نشانه های کمبود آب بدن

مجموعه: پیشگیری بهتر از درمان در مراحل مختلف کمبود آب، فرد دچار سرگیجه می شود نشانه های کمبود آب بدنکمبود آب سلامت بدن را به خطر می اندازد و می تواند به ه شدن خون، صرع و بیماری های دیگر منجر شود. نتایج بررسی ها نشان می دهد، کمبود آب حتی به میزان کم، باعث کاهش انرژی و بدخلقی می شود. به همین علت باید آب کافی مصرف کرد و کم آبی بدن را به موقع تشخیص داد اما علایم کم آبی بدن، همیشه تشنگی و خستگی مفرط نیست. علایم دیگری نیز وجود دارد که کمتر شناخته شده است. √ هوس شیرینییکی از نشانه های کم شدن آب بدن هوس شیرینی است. زمانی که بدن دچار
589270

با خواب کافی از این آسیب ها و بیماریها پیشگیری کنید

مجموعه: پیشگیری بهتر از درمان بی خواب ها بیشتر در معرض خطر ابتلا به دیابت نوع دو قرار می گیرند با خواب کافی از این آسیب ها و بیماریها پیشگیری کنیدبسیاری از انی که شب ها خواب به چشم شان نمی آید، می گویند بعد از تاریک شدن هوا انرژی بیشتری پیدا می کنند و به همین دلیل ترجیح می دهند فعالیت های مهمی که نیاز به تمرکز دارد را وقتی همه خوابند انجام دهند. بعضی های دیگر اما از بی خو دل خوشی ندارند و حتی به قیمت متوصل شدن به قرص های خواب آور برای خلاص شدن از آن تلاش می کنند. محققان می گویند چه از گروه اول باشید و چه از گروه دوم، بیدا
1659570

این دل ، دل نمیشود دیگر

این "ذهن" ، "آروم" نمی شود دیگر این "حال" ، "شاد" نمی شود دیگر این "درد" ، "خوب" نمی شود دیگر این "شب" ، "روز" نمی شود دیگر ""این دل ، دل نمی شود دیگر" از وقتی رفتی از کنار و پیشم... #علی_رجبی
897932

بیرون بیا

حرفی بزن. شعری بخوان. .ی بده. چیزی بگو فقط. دیگر نخند. دیگر نگاه نکن به چشمهای من. دیگر نزن رژی را که طعمِ گل میداد. دیگر نپوش پیرهنی را که ارغوانی بود. دیگر درآر انگشتهای نازکت را از لای موهام. بردار سرت را دیگر از روی پاهام. ادامه مطلب
680490

بیرون بیا

حرفی بزن. شعری بخوان. .ی بده. چیزی بگو فقط. دیگر نخند. دیگر نگاه نکن به چشمهای من. دیگر نزن رژی را که طعمِ گل میداد. دیگر نپوش پیرهنی را که ارغوانی بود. دیگر درآر انگشتهای نازکت را از لای موهام. بردار سرت را دیگر از روی پاهام. ادامه مطلب
370823

دیگر فکر نکن

دیگر فکر نکن گول ظاهرت را می خورم هر چه کردی با من فراموش می کنم دیگر فکر نکن هنوز آن آدم رویایی ام که برای سرد بودنت شعر می سرایم دیگر فکر نکن بر سر عاشقی عقل خود می بازم سنگ دلی مثل تو را فرشته حساب می کنم دیگر فکر نکن بعد از روز ها باز بیایی من ساده دوباره لبخند بدرقه راهت کنم دیگر جمع کن این بازار مکاره را بگذاره راحت به مزارت گریه کنم قلم سرخ
1840145

دیگر فریب عالم رویا نمی خورم

دیگر فــریبِ عالــــــــمِ رویا نمی خورم دیگر شــــکوه هستــــی دنیا نمی خورم دیگر در امتـــــــداد سرک با هزار امید خاک جفـــایی ســـــرو دلآرا نمی خورم دیگر پی مطالعـــــــــه ای عشق میروم حتـا فــریب مرشــــــد و ملا نمی خورم دیگر تنـــور سینــه ای خود گرم میکنم با عشق آتشیـن غـــــمِ سرما نمی خورم دیگر هر آنچــه است به دل فاش میکنم بغض گلو به نیمــه ای شبها نمی خورم دیگر غرور خویش نه ریـزم به پای یار دیگر من حســـرتِ قـدِ رعنا نمی خورم دیگر به خــار زارِ خودم می شوم مقیـم دیگر فســـوس نرگسِ شهـلا نمی خورم دیگر به چهـــره هــای نهان میکنم نگا? ...
5647

فقط تماشا می کند

آدم از یک جایی به بعددیگر خودش را به در و دیوار نمیکوبد،از هر چه هست و نیست شاکی نمیشود،از آدم ها فاصله نمیگیرداز هیچ .، دیگر متنفر نمیشود.دیگر گریه نمیکندغصه نمی خورداز حرف .ی نمی رنجد.دیگر شعر نمیخواند، موسیقی گوش نمیدهد،به .ی زنگ نمی زند، .ی هم به او زنگ نمی زند.دیگر ص.، اتفاقی، بوی عطری، اسمی، زنگ تلفنی، نامه ای، خاطره ای، حرفی، رنگ پیراهنیحواسش را پرت نمی کند.آدم از یک جایی به بعد، دیگر منتظر نمی ماند،دیگر عجله نمی کند، دیگر حوصله اش سر نمی رود، دیگر بی قرار نمی شود. می دانی؟آدم از یک جایی به بعدفقط تماشا می کند ...
1476655

خود/ زنی 2!

نوشتم: برخلاف ادعای عده ای، دیگر خدایم فرق دارد با خدای عده ای دیگر! به غیبت های این زنک ها سخت مشکوکم شده نقل محافل ماجرای عده ای دیگر خ می کنند انگار در وهم غریب خود اگر تصمیم می گیرند جای عده ای دیگر چرا انگشتشان جای اشاره سمت خود دارد نشانه می رود سمت دعای عده ای دیگر؟! همین که یک قدم برداشتی برگرد، می بینی که می آیند با تو مثل سایه عده ای دیگر! خدای من حواسش را به من داده که ننویسد گناه گاه گاهم را به پای عده ای دیگر! کنارم هستی و من با حضورت دلخوشم، اما نمی دانم که می سوزد کجای عده ای دیگر؟! امید صباغ نو
717712

بنال ای دل

نوای دلنشین آن اذان، دیگر نیامدامشب آن مرد مهربان، دیگر نیامدبه کوچه دوخته ایم چشم، در انتظارشدر کوی ما امشب بوی نان، دیگر نیامدمنادی غم از روی بام، داده پیامیطفل یتیمی گفت امشب بابایمان، دیگر نیامدمسکینی ناله سرداد در فراقشچرا امشب همدم غریبان، دیگر نیامدنخلهای کوفه چه بی تاب و پریشانندآن . امشب در گوش نخلستان، دیگر نیامدعاشقان دعای مرتضایند مرغ شب و چاه کوفهامشب آن نغمه، به گوش جان، دیگر نیامدمحراب، قتلگاه شد و سجاده رنگینبنال ای دل،مولایمان دیگر نیامد #قنبر قلاوندی«آشنا»
426074

وقتی که دیگر نیستی

باید انکارت کنم وقتی که دیگر نیستی کمتر آزارت کنم وقتی که دیگر نیستیمی نشینم در نبودت شعر می بافم مگر..."هست" پندارت کنم وقتی که دیگر "نیست"یحلقه در دستم نشان از عشق دارد تا کمیآبرو دارت کنم وقتی که دیگر نیستیبار اندوه تو را بر دوش خود دارم بیا تا سبکبارت کنم وقتی که دیگر نیستینیستی اما نمی دانم چرا دیوانه وار باز تکرارت کنم وقتی که دیگر نیستیهی شماتت می کنم خود را... تو را...تقدیر را..تا دل آزارت کنم وقتی که دیگر نیستی بغض، بر دیوار میکوبد گریبان می درد باز اصرارت کنم وقتی که دیگر نیستی؟می روی از خاطراتم زودتر یا اینکه نه، باید اجبارت کنم وقتی که دیگر ...
2150827

غزل تازه

نپرسی: چرا تن ندارند دیگر سر و شکلِ روشن ندارند دیگر قرارِ ملاقاتِ زن ها اداری ست ببین شوهران زن ندارند دیگر فقط شکلکِ عاشقی درمی آرند مدادِ نوشتن ندارند دیگر نِ عمومی، اگر جمله هاشان پر از ما شده، من ندارند دیگر چگونه در این عشق بازی ببازند دلی را که اصلاً ندارند دیگر غمی هست در جیبِ شلوارهاشان نی که دامن ندارند دیگر مریم جعفری آذرمانی ۳۰ فروردین ۱۳۹۷
1803700

نشست بر دل تو مهر همدمی دیگر...

نشست بر دل تو مهر همدمی دیگر نشست بر دل من گرد ماتمی دیگر اگر چه از غم هر آدمی خبر دارم خبر ندارد از اندوهم آدمی دیگر چرا زبان بگشایم؟ که دردهای بزرگ به جز سکوت ندارند مرهمی دیگر چو شمع،گریه از این می کنم که غیر از رنج نبوده است سرم گرم عالمی دیگر برای مست شدن کافی است اما کاش برای مرگ، م دهی کمی دیگر شاعر : سجاد سامانی
1472486

داغ روی داغ و دردی روی دردی دیگر است...

وقت خوشحالی ندارم! زندگی من فقط – داغ روی داغ و دردی روی دردی دیگر است درد من این روزها از جنس دردی دیگر است کوچه ات بی من مسیر کوچه گردی دیگر است راه آن راه است و کفش آن کفش و پا آن پا ولی – رهنورد این بار اما رهنوردی دیگر است فرق ما در " آنچه بودیم" است با " آنچه شدیم" تو همان زن هستی و این مرد ‘ مردی دیگر است! نقشه ی گنجی که من میخواستم پیش تو نیست! ظاهرا در ی دریانوردی دیگر است چشمهایت را که بستی با خودم گفتم : جهان – باز هم در آستان جنگ سردی دیگر است در درونم جنگجویی از نفس افتاده ، باز - با وجود این به دنبال نبردی دیگر است وقت خوشحالی ندارم! زندگ ...
1074091

دیگر نیست

شده هرگز دلت مال ِ ی باشد که دیگر نیست؟ نگاهت سخت دنبال ِ ی باشد که دیگر نیست؟ برایت اتفاق افتـاده در یک کافه ی ِ ابریته ِ فنجان ِ تو فال ِ ی باشد که دیگر نیست؟ خوش و بش کرده ای با سایه ی ِ دیوار وقتی که دلت جویای ِ احوال ِ ی باشد که دیگر نیست؟ چه خواهی کرد اگر هربار گوشـی را که برداری نصیبت بوق ِ ِ ی باشد که دیگر نیست؟ حواس ِ آسمانت پرت روی ِ شیشـه های ِ مه سکوتت جار و جنجال ِ ی باشد که دیگر نیست شب ِ سرد ِ زمستانی تو هم لرزیده ای هرچند به دور ِ گردنت شال ِ ی باشد که دیگر نیست؟ تصور کن ? ...
1635618

مولانا و

همه صیدها بکردی هله میر بار دیگر سگ خویش را رها کن که کند شکار دیگر همه غوطه ها بخوردی همه کارها بکردی ن ز پای یک دم که بماند کار دیگر همه نقدها شمردی به درسپردی بشنو از این محاسب عدد و شمار دیگر تو بسی سمن بران را به کنار درگرفتی نفسی کنار بگشا بنگر کنار دیگر خنک آن بازی که بباخت آن چه بودش بنماند هیچش الا هوس دیگر تو به مرگ و زندگانی هله تا جز او ندانی نه چو روسبی که هر شب کشد او بیار دیگر نظرش به سوی هر به مثال چشم نرگس بودش زهر حریفی طرب و خمار دیگر همه عمر خوار باشد چو بر دو یار باشد هله تا تو ? ...
2618981

مولوی(دیوان شمس)

همه صیدها بکردی هله میر بار دیگر سگ خویش را رها کن که کند شکار دیگر همه غوطه ها بخوردی همه کارها بکردی ن ز پای یک دم که بماند کار دیگر همه نقدها شمردی به درسپردی بشنو از این محاسب عدد و شمار دیگر تو بسی سمن بران را به کنار درگرفتی نفسی کنار بگشا بنگر کنار دیگر خنک آن بازی که بباخت آن چه بودش بنماند هیچش الا هوس دیگر تو به مرگ و زندگانی هله تا جز او ندانی نه چو روسبی که هر شب کشد او بیار دیگر نظرش به سوی هر به مثال چشم نرگس بودش زهر حریفی طرب و خمار دیگر همه عمر خوار باشد چو بر دو یار باشد هله تا ...
1561266

دیگر نیست...

شده هرگز دلت مال ی باشد که دیگر نیست؟! نگاهت سخت دنبال ِ ی باشد که دیگر نیست؟ برایت اتفاق افتاده در یک کافه ی ِ ابری ته ِ فنجان ِ تو فال ِ ی باشد که دیگر نیست؟ خوش و بش کرده ای با سایه ی ِ دیوار وقتی که دلت جویایِ احوالِ ی باشد که دیگر نیست؟ چه خواهی کرد اگر هربار گوشــــی را که برداری نصیبت بوقِ ِ ی باشد که دیگر نیست؟ حواس ِ آسمانت پرت روی ِ شیشه های ِ مه سکوتت جار و جنجالِ ی باشد که دیگر نیست شب ِ سرد ِ زمستانی تو هم لرزیده ای هرچند به دور ِ گردنت شال ِ ی باشد که دیگر نیست؟ تصور کن برای ِ عیده? ...
432456

که دیگر نیست ...

شده هرگز دلت مال ِ .ی باشد که دیگر نیست؟ نگاهت سخت دنبال ِ .ی باشد که دیگر نیست؟ برایت اتفاق افتاده در یک کافه ی ِ ابری ته ِ فنجان ِ تو فال ِ .ی باشد که دیگر نیست؟ خوش و بش کرده ای با سایه ی ِ دیوار وقتی که دلت جویایِ احوالِ .ی باشد که دیگر نیست؟ چه خواهی کرد اگر هربار گوشــــی را که برداری نصیبت بوقِ .ِ .ی باشد که دیگر نیست؟ حواس ِ آسمانت پرت روی ِ شیشه های ِ مه سکوتت جار و جنجالِ .ی باشد که دیگر نیست ...
1352267

هر ی روزنه ایست به سوی خداوند

هر ی روزنه ایست به سوی خداونداگر اندوهناک شود!اگر ...به شدت اندوهناک شود! #مصطفی_مستور آدم از یک جایی به بعددیگر خودش را به در و دیوار نمیکوبد،از هر چه هست و نیست شاکی نمیشود،از آدم ها فاصله نمیگیرداز هیچ ، دیگر متنفر نمیشود.دیگر گریه نمیکندغصه نمی خورداز حرف ی نمی رنجد.دیگر شعر نمیخواند، موسیقی گوش نمیدهد، سیگار نمی کشدبه ی زنگ نمی زند، ی هم به او زنگ نمی زند.دیگر ص ، اتفاقی، بوی عطری، اسمی، زنگ تلفنی، نامه ای، خاطره ای، حرفیحواسش را پرت نمی کند.آدم از یک جایی به بعد، دیگر منتظر نمی ماند،دیگر عجله نمی کند، دیگر حوصله اش سر نمی رود، دیگر بی قرار نمیشود. ...
560604

یک بار دیگر!

آغوش تو دیگر برایم جا ندارد مِهرم دگر در قلب تو ماوا ندارد اشعار من دیگر پسندت نیست ای دوست ابراز احساسم دگر معنا ندارد دیگر .ی شبها برایم قصه خوان نیست در گوش من هم صحبتی نجوا ندارد یک بار دیگر هم شده در خواب من آی یک عاشق تنها شده رویا ندارد یک روز درب خانه ام ناخوانده درزن یک بار دیگر سرزدن اما ندارد یک قهوه دیگر بیا با هم بنوشیم این قهوه ها بی تو دگر گرما ندارد این فالمان شاید جوابش ع. باشد شاید نگوید بختمان فردا ندارد یک بار دیگر جان من! یک بار دیگر عاشق ز اصرار خودش پروا ندارد #سپهر_الف
2450016

شماره چهل و دو

تمام زندگیم را در ناامیدی به سر بردم جز روزهایی که به دروغ خود را قانع خوشبخت ترین انسان روی زمینم و آن روزهایی که از ته دل شاد بودم و آینده در برابرم یک کتاب خوانده شده بود که میدانستم قرار است چه اتفاقاتی بیفتد اما پستی بلندی هایش شگفت زده ام میکند نمیدانم یک ماه دیگر دو ماه دیگر یک سال دیگر دو سال دیگر ده سال دیگر بیست سال دیگر من هستم یا نیستم کجا هستم آیا تویی در خاطراتم مانده نمانده اما اکنون میدانم که در این دنیا جز تو هیچ دیگر را نمیخواهم خدایا میشود بگویم با من بمان
433213

شده هرگز دلت مال .ی باشد که دیگر نیست ؟

بسم الله مهربون :) شده هرگز دلت مال ِ .ی باشد که دیگر نیست؟ نگاهت سخت دنبال ِ .ی باشد که دیگر نیست؟ برایت اتفاق افتــــــــــاده در یک کافه ی ِ ابری ته ِ فنجان ِ تو فال ِ .ی باشد که دیگر نیست؟ خوش و بش کرده ای با سایه ی ِ دیوار وقتی که دلت جویای ِ احوال ِ .ی باشد که دیگر نیست؟ چه خاهی کرد اگر هربار گوشــــی را که برداری نصیبت بوق ِ . ِ .ی باشد که دیگر نیست؟ حواس ِ آسمانت پرت روی ِ شیشـــــــه های ِ مه سکوتت جار و جنجال ِ .ی باشد که دیگر نیست شب ِ سرد ِ زمستانی تو هم لرزیده ای هرچند به دور ِ گردنت شال ِ .ی باشد که دیگر نیست؟ تصور کن برای ِ عیدهــ
687604

فقط یک بار دیگر

واقعا دیگر نه آرزویی برای زندگی دارم ونه انگیزه ای،فقط اینکه یکبار دیگر در یک بعدازظهربهاری آن . مقدس،آن درخت های سبز غرق نور را درک کنم،یکباردیگر صورت معصوم تو رو ببینم ویک بار دیگر از باب بغداد وارد بین الحرمین شوم و در حرم حسین(ع) ذوب شوم،محو شوم
1482669

آهنگ جدید تولدی تولدی دیگر

آهنگ تولدی تولدی دیگر + متن اهنگ تولدی دیگر تولدی ♫ در ادامه جدیدترین آهنگ تولدی به نام تولدی دیگر را با دو کیفیت به همراه متن آهنگ تولدی دیگر را مشاهده کنید ♫ new by : masih – tavalodi digar with text and s آهنگ تولدی تولدی دیگر با متن آهنگ تولدی دیگر تولدی آهنگ تولدی تولدی دیگر
1476958

آهنگ تولدی بنام تولدی دیگر

آهنگ تولدی تولدی دیگر + متن اهنگ تولدی دیگر تولدی ♫ در ادامه جدیدترین آهنگ تولدی به نام تولدی دیگر را با دو کیفیت به همراه متن آهنگ تولدی دیگر را مشاهده کنید ♫ new by : masih – tavalodi digar with text and s آهنگ تولدی تولدی دیگر با متن آهنگ تولدی دیگر تولدی آهنگ تولدی تولدی دیگر
1475741

مرا به حال خودم واگذار ... خواهم مُرد...

به گریه های تو سوگند، خسته ام دیگر و شاخه های ترَم را ش ته ام دیگر چه سبز بودم و به ناز و طنازی به زخم ِ چشم ِ تبر ، ... دسته دسته ام دیگر همیشه سایه شدم تا زمین بیاساید ولی به خاک سیاهش نشسته ام دیگر من از کشیده ی این بادِ سرکش ِ بدمست – ز ریشه های خودم هم، گسسته ام دیگر ندارم عاقبتی خوب و قصه ام خوش نیست... که از پناه ِ خدا نیز، رسته ام دیگر چه بد، که هیزم آماده ام و می سوزم – تو را و دفتر شعری که بسته ام دیگر مرا به حال خودم واگذار ... خواهم مُرد... از این سکوت پرازمرگ، خسته ام دیگر احمد فرنود
1080990

دیگر نمیگویم....

دیگر برایت نمیخوانم، دیگر برایت نمیگویم، دیگر برایت نمینویسم وقتی تو در برابر تمام حرفهای من به راحتی تنها سکوت میکنی و دیگر هیچ. تو با سکوتت خلوت کن و من هم با نانوشته هایم. هرگاه پاسخ گفتن را آموختی به سراغم بیا. (از دفتر من)
1628664

شبت به خیر همراه همیشگی ...

"شب بخیر"از زبان ی که دوستش داری،فقط یک کلمه ساده نیست...!!!"شب به خیر"یعنی یک روز دیگر همراهت بودمیک روز دیگر دوستت داشتمیک روز دیگر حواسم به تو بودیک روز دیگر جز تو ی برایم مهم نبودخلاصه "شب به خیر"مهم ترین مکالمه ی کوتاه در آ شب است ...
2163983

ای آشنا

با من نیا ای آشنا دیگر ندارم هیچ اول ندانستم کجاست آ ندارم هیچ دیگر نگو ای آشنا یک حرف مهرآمیز را دیگر نگو این حرف را این شعر شورانگیز را دیگر ندارم همنوا دیگر شدی ناآشنا تنها شدم در دشت غم تنها شدم بی همنوا باران غم شد یار من آوای غصه همدمم فریاد تنهایی شده آوایی از سوز غمم دیگر نه در یاد منی دوری تو از افکار من رفت از خیالم یاد تو از فکر و از پندار من یوسف آزادمنش
1173164

پایان، هماره نقطۀ آغاز دیگر است(رضا افضلی)

پایان و آغاز.....پایان، هماره نقطۀ آغاز دیگر استحتّی سکوت، مادر آوازِ دیگر استباران که ایستاد، ببین زیر هر درختدر شاخه های اشک چکان، ساز دیگر استاین آسمان آبی فیروزه گون مدامجولانگهِ پرندۀ طنّازِ دیگر استهر بوته ازبهشتِ بهاران ِعشوه گردر انتظار عاشقِ گلباز دیگر استدر هر گلی که می نگری روی شاخه ایسرگرمِ و دلبری و ناز دیگر استرنگین کمانِ دستۀ پروانه را ببیندررنگ های هر پَرِشان، رازِ دیگر استپایان همیشه ختم به آغاز می شودپایان کهنه جلوۀ آغارِ دیگر استرضا افضلی27/6/94
1952667

اندوه دل کندن

به دریا می زنم شاید به سوی ساحلی دیگر مگر آسان نماید مشکلم را مشکلی دیگر من از روزی که دل بستم به چشمان تو می دیدم که چشمان تو می افتند دنبال دلی دیگر به هر دل ببندم بعد از این خود نیز می دانم به جز اندوه دل کندن ندارد حاصلی دیگر من از آغاز در خاکم نمی از عشق می بینم مرا می ساختند ای کاش از آب و گلی دیگر طوافم لحظه ی دیدار چشمان تو باطل شد من اما همچنان در فکر دور باطلی دیگر به دنبال ی جا مانده از پرواز می گردم مگر بیدار سازد غافلی را غافلی دیگر! فاضل نظری
786877

کربلایی دیگر

ذکر تـو شـور و نوایی دیگر است مرقدت صحن و سرایی دیگر است هـر حیـاطش مثـل «بین الحـرمین» «مشهد» تو «کربلایی» دیگر است
2235002

بگذر ز من ای آشنا

بگذر ز من ای آشنا چون از تو من دیگر گذشتم دیگر تو هم بیگانه شو چون دیگران با سرگذشتم میخواهم عشقت در دل بمیرد میخوانم تا دیگر در سر یادت پایان گیرد بگذر ز من ای آشنا چون از تو من دیگر گذشتم دیگر تو هم بیگانه شو با سرگذشتم هر عشقی می میرد، خاموشی می گیرد عشقه تو نمی میرد باور کن بعد از تو دیگری در قلبم جایت را نمی گیرد بگذر ز من ای آشنا چون از تو من دیگر گذشتم بگذر ز من ای آشنا چون از تو من دیگر گذشتم بگذر ز من ای آشنا چون از تو من دیگر گذشتم بگذر ز من ای آشنا چون از تو من دیگر گذشتم بگذر ز من ای اشنا چون از تو من دیگر گذشتم به مادرم و تمام آشناهای غ? ...
2471641

صبح بخیر

دوستان ارجمندم امروزتان سرشار از حس خوب یک روز دیگر یک فصل دیگه یک برکت دیگر و یک شروع و فرصت دیگر براے زندگےبهتر خداےمهربانم تو را سپاس بخاطر روزے دیگر و آغازی نو سلام صبحتون بخیر شادی
2564003

صبح بخیر :)

دوستان ارجمندم امروزتان سرشار از حس خوب یک روز دیگر یک فصل دیگه یک برکت دیگر و یک شروع و فرصت دیگر براے زندگےبهتر خداےمهربانم تو را سپاس بخاطر روزے دیگر و آغازی نو سلام صبحتون بخیر شادی
1971599

روشن تر از آفتاب

"یک طرف گل بود اما بی سپریک طرف دیوار بود و میخ در" یک طرف روشنتر از صد آفت ک طرف از هرچه شب تاریکتر بود یک سو محور آل عبا(ع)سوی دیگر باعث هر کفر و شر بود یک سو دختر ختم رسل(ص)سوی دیگر هم گروهی بی پدر یک طرف معنای قران کریمیک طرف جمعی ز قران بی خبر یک طرف سر تا به پا خیر کثیرسوی دیگر اهل عالم را ضرر یک طرف شب تا سحر گرم یک طرف نوشنده ی می تا سحر کوثر وحی خدا یک سوی بودسوی دیگر فتنه می بارید و شر یک طرف کفو علی مرتضی(ع)سوی دیگر مایه ی ننگ بشر قوم ظلمت آتشی افروختند تا بسوزانند خورشید و قمر ضربه ای بر در فرود آمد سپسسقط ش ...
2394871

دستهایم دیگر بوی گل نمی دهند .

دستهایمان دیگر بوی گل نخواهد داد دیگر نمی توانیم گلی بکاریم و از چشمه های بی مانند میترا و آناهیتا آبیاری شان کنیم . دیگر چشمه چشمان خاکمان خکشیده و هیچ گلی آب نمی خورد . رنگها پریده و شاخه ها ش ته و ریشه ها خشک خشک خشک
989187

(بدون عنوان)

پ رواز ندارم اما دلی دارم و حسرت درناها و به هنگامی که مرغان مهاجر در دریاچه ی ماهتاب پارو می کشند خوشا رها و رفتن خو دیگر به مرد دیگر خوشا ماند دیگر به ساحلی دیگر به دریایی دیگر خوشا پر کشیدن خوشا رهایی خوشا اگر نه رها زیستن مردن به رهایی! آه این پرنده در این قفس تنگ نمی خواند.
231515

ماه دیگــــــــــــــر خواب نیست .....

مــــــاه دیگر خواب نیست .......ماه دیگر خواب نیستماه دیگر هیچ روزیهیچ شامیهیچ شبی در خواب نیستدر میان برکه ای آرام و خاموش چمندر آب نیستماه دیگر خواب نیستمیشنود امشب صدای ما همهمیشنود فریاد ما فریاد هامیشنود بیداد هادر بند هاآزاد هاماه دیگر خواب نیستچشم او خونین شدهچهره اش رنگین شدهدر کنار صورت زیبای اوابر ها با اختران آسمانغمگین شدهماه دیگر خواب نیستآشنایی لحظه های درد ماستشاهد دلهای سنگشاهد باران و بادشاهد دلهای سردشاهد دلهای شادماه دیگر خواب نیستقصه ای مهتاب ما دیگر غم استخنده هایش حرفهایش قصه ای شاداب نیستماه ................آری ماه دیگر خواب ...
1850441

شاد باش یاد روز عطار نیشابوری

بیست و پنجم فروردین ماه یاد روز عطار نیشابوری گرامی باد.به همین مناسبت غزلی از دیوان اشعارش را تقدیم حضورتان می شود. عشق را گوهر ز کانی دیگر استمرغ عشق از آشیانی دیگر استهرکه با جان عشق بازد این خطاستعشق بازیدن ز جانی دیگر استعاشقی بس خوش جهانی است ای پسروان جهان را آسمانی دیگر استکی کند عاشق نگاهی در جهانزانکه عاشق را جهانی دیگر استدر نیابد زبان عاشقانزانکه عاشق را زبانی دیگر است نداند مرد عاشق را ولیکهر گروهی را گمانی دیگر استنیست عاشق را به یک موضع قرار? ...
2298966

آهنگ دیگر بس است عشق مهدی مبشرنیا

آهنگ جدید مهدی مبشرنیا دیگر بس است عشق new mahdi mobashernia digar basast eshgh آهنگ جدید مهدی مبشرنیا بنام دیگر بس است عشق دیگر بس است عشق دیگر بس است عشق بگویید ماه تا شب را سرآرد دیگر بس است عشق دیگر بس است عشق بگویید آفتاب از نو بتابد ترانه:مهدی مبشرنیا+آهنگ و تنظیم:امید پژوهش+می و مسترینگ:امید اصغری ادامه مطلب
1854906

روشن تر از آفتاب

"یک طرف گل بود اما بی سپریک طرف دیوار بود و میخ در" یک طرف روشنتر از صد آفت ک طرف از هرچه شب تاریکتر بود یک سو محور آل عبا(ع)سوی دیگر باعث هر کفر و شر بود یک سو دختر ختم رسل(ص)سوی دیگر هم گروهی بی پدر یک طرف معنای قران کریمیک طرف جمعی ز قران بی خبر یک طرف سر تا به پا خیر کثیرسوی دیگر اهل عالم را ضرر یک طرف شب تا سحر گرم یک طرف نوشنده ی می تا سحر کوثر وحی خدا یک سوی بودسوی دیگر فتنه می بارید و شر یک طرف کفو علی مرتضی(ع)سوی دیگر مایه ی ننگ بشر قوم ظلمت آتشی افروختند تا بسوزانند خورشید و قمر ضربه ای بر در فرود آمد سپسسقط شد زان ضربه از زهرا(س) پسر وای من ? ...
1886777

روشن تر از آفتاب

"یک طرف گل بود اما بی سپریک طرف دیوار بود و میخ در" یک طرف روشنتر از صد آفت ک طرف از هرچه شب تاریکتر بود یک سو محور آل عبا(ع)سوی دیگر باعث هر کفر و شر بود یک سو دختر ختم رسل(ص)سوی دیگر هم گروهی بی پدر یک طرف معنای قران کریمیک طرف جمعی ز قران بی خبر یک طرف سر تا به پا خیر کثیرسوی دیگر اهل عالم را ضرر یک طرف شب تا سحر گرم یک طرف نوشنده ی می تا سحر کوثر وحی خدا یک سوی بودسوی دیگر فتنه می بارید و شر یک طرف کفو علی مرتضی(ع)سوی دیگر مایه ی ننگ بشر قوم ظلمت آتشی افروختند تا بسوزانند خورشید و قمر ضربه ای بر در فرود آمد سپسسقط شد زان ضربه از زهرا(س) پسر وای من پ? ...
2398685

دستهایمان دیگر بوی گل نمی دهند .

دستهایمان دیگر بوی گل نخواهد داد دیگر نمی توانیم گلی بکاریم و از چشمه های بی مانند میترا و آناهیتا آبیاری شان کنیم . دیگر چشمه چشمانِ خاک میهن مان خکشیده و هیچ گلی آب نمی خورد . گل ها همه رنگ پریده و شاخه ها ش ته و ریشه ها خشک خشک خشک
673196

وقتی روح بمیرد...

وقتی جسم می میرد، دیگر قلبش نمی زند، اندام سرد می شوند، چشمها بسته می ماند، بی تحرک و خشک می شوند و دیگر اینکه چه می شود یا نمی شود هیچ مهم نخواهد بود! اما وقتی روح می میرد چه ؟ کم شباهت به جسم مرده نیست .. وقتی از درون دیگر قلبمان نمی تپد، دیگر با نگاهی گرم نمی شویم ، از ته دل نمی خندیم، و دیگر چیزهای وحشتناک را نمی بینیم چون به دیدنشان عادت کردیم، کند می شویم و انگار زمان در ذهنمان کش می آید، و دیگر مهم نیست که فلانی چه گفت، مهم نیست لباسهایم تنگ شدند، مهم نیست در مهمانی خیلی زیبا باشم، مهم نیست پیشرفت کنم، مهم نیست غمگینم، مهم نیست دیگر .ی را نمی بینم ،?...
1964949

یک رباعی

میگشت به دنبال نشانی دیگر در شعر به جستجوی آنی دیگر حرف از لب او طعم غریبی میداد او مردی بود از زمانی دیگر
988003

یک رباعی

میگشت به دنبال نشانی دیگر در شعر به جستجوی آنی دیگر حرف از لب او طعم غریبی میداد او مردی بود از زمانی دیگر
2336993

تو تنها ترین خو . که تا صبح. نمی بینمی.

دیگر نمی گوید. اما این همان مسیری بود، که هر بار هم که بود، برای خود انتخاب می . که خود را، به هر سمی که دست پیدا کنم، آلوده می سازم تا جریجه ی احساساتِ ناسورم را به نقصان ببرد. و با ِ خواب آورِ بعد از آن، از هوش می روم. تا دیگر بیزار نباشم. و دیگر آنکه سرم به این تنِ نزارم، سنگینی نکند. گیج می روم. تاب می خورمُ پایین می افتم. و بیدار می شوم. که بار دیگر بمیرم.
1765726

godless

بت ها گوناگون اند: بتِ برخی از مردمان نَفْس است، بتِ برخی دیگر فرزند یا همسر، بتِ برخی دیگر مال، بتِ برخی دیگر حرمت و بتِ برخی دیگر و روزه و زکات و حال است؛ بت ها بسیارند و هر یک از مردم بستۀ بتی ...+تذکره الاولیاء | عطار نیشابوری
1759706

godless

بت ها گوناگون اند: بتِ برخی از مردمان نَفْس است، بتِ برخی دیگر فرزند یا همسر، بتِ برخی دیگر مال، بتِ برخی دیگر حرمت و بتِ برخی دیگر و روزه و زکات و حال است؛ بت ها بسیارند و هر یک از مردم بستۀ بتی ...+تذکره الاولیاء | عطار نیشابوری
591323

خدا را رحمی ای منعم، که درویش سر کویت...دری دیگر نمی داند رهی دیگر نمی گیرد

یا راد ما قد فات آ.ین شب . ماه شعبان است... می دانی؟ یکی دیگر را هم بشنوید دریافت
1964946

برای مادربزرگ...

مائیم و دلی و درد و داغی دیگر خاموشی ماه شبچراغی دیگر دامانش باغ ما، بهار ما بود دل را چه کنیم خوش به باغی دیگر
68373

برای مادربزرگ...

مائیم و دلی و درد و داغی دیگر خاموشی ماه شبچراغی دیگر دامانش باغ ما، بهار ما بود دل را چه کنیم خوش به باغی دیگر
1073084

من دیگر مجبور نیستم

من دیگر مجبور نیستمتا صبحستاره های دوردست رایکی یکی بشمارممن دیگر مجبور نیستمبه دروغبه بعضی ها بگویمحالم خوب استمن دیگر مجبور نیستممشق هایم را گاهییک خط در میان بنویسممن دیگر مجبور نیستمبه این همه آدم بی هوده ثابت کنمدست های من پاک استتو هستیتو مالِ منیتو از خودِ منیو چقدر خوب است که خداوندتو را فقط برای من آفریده استسیدعلى صالحی
910492

من دیگر مجبور نیستم

من دیگر مجبور نیستمتا صبحستاره های دوردست رایکی یکی بشمارممن دیگر مجبور نیستمبه دروغبه بعضی ها بگویمحالم خوب استمن دیگر مجبور نیستممشق هایم را گاهییک خط در میان بنویسممن دیگر مجبور نیستمبه این همه آدم بی هوده ثابت کنمدست های من پاک استتو هستیتو مالِ منیتو از خودِ منیو چقدر خوب است که خداوندتو را فقط برای من آفریده استسیدعلى صالحی
912421

مهمی که دیگر مهم نیست....

نمیدانم چرا اینروز ها همه فراموشم کرده اند و من دیگر مهم نیستم خب آدمیزاد است دیگر شاید همین الان مرا نخواهد
609174

نامه ها

دیر آمدی ری راباد آمد و همه ی رویاها را با خود برد..."سید علی صالحی"دیر آمدی ری را. باد آمد و همه ی نامه ها را با خود برد. جای نامه های تو را حالا اس ام اس و شبکه های اجتماعی گرفته اند. دیگر در انتظار نامه هایت ننشسته ام ری را. دیگر پاکت نامه هایت را با دست هایی که از هیجان می لرزند نمی گشایم. دیگر نمی توانم از تو بخواهم حال خوب ما را باور نکنی؛ که تو خود نظارگر احوال مایی. ری را ک.ن ما دیگر نامه نمی نویسند. شاید هرگز نفهمند نامه نوشتن یعنی چه. ری را! دیگر .ی شوق نوشتن بر روی کاغذ را ندارد. دیگر با یک تکه کاغذ و یک گل سرخ ابراز عشق نمی کنند. دیگ
2344486

دفاع از شیعیان مظلوم حُدَیده یمن

در حدیده کربلایی دیگر است شیعه در کرب و بلایی دیگر است حزب وه و بزرگ همنوای در ماجرایی دیگر است ادامه مطلب...

و دیگر هیچ