همی نالد از مرگ اسفندیار


334682

شاید برای شما هم اتفاق بیفتد یا همان مسیله ی عزت نفس

این زن چند سالیست که همین جاست. درد هایش دایمی اند. می نالد. از بیماری یتیم هایش تا درد زانوهایش. می نالد. می نالد. ناله چیزی از دردش کم نمیکند. به عزت نفسِ خود و یتیم هایش فکر میکنم. همه ی این چند سال برای اینکه همه ی این درد ها را درمان میکرد کافی بود. اما فقر در چیز دیگریست. نگزیدنِ کک! ککش نمی گزد که دست دراز کند! که طلب کند! هیچ جایی توی قلبش درد نمی گیرد! سوراخ نمیشود! فکر نکنید که این نگزیدنِِ کک اتفاقِ دور و درازی ست. کافی ست چند بار، فقط چند بارِ انگشت شمار حقارت را تحمل کنید، دست دراز کنید، صدقه ی دیگران (از هر . که باشد، مادی یا غیرعادی) را بپذیرید ...
2919189

همی نالد از مرگ اسفندیار

ات تنها چیزیه که میتونم بهش افتخار کنم و به خودم بابت انتخاب ش، بابت داشتنش. بعد از سه سال، برای یک لحظه هم پشیمون نشدم. ادبیات به من زنده بودنم رو یادآوری میکنه، مفید بودنم رو. امروز صد بیت از رستم و اسفندیار رو خوندم(و هنوزم دارم می خونم) و علاوه بر احساس سندی سابق از صرف وقتم برای ادبیات، از این هم راضی بودم که میتونم به بچه ها کمک کنم که شاهنامه رو بهتر بفهمن! که برع من که ی نبود برای جواب دادن به سوالاتم، میتونن سوالاشونو ازم بپرسن. کاش همه ی آدما راهشون رو، آرزوشون رو، چیزی که براش ساخته شدن رو پیدا کنن.
396980

دلگیری مولا

ای وای علی و چاه در خلوت .شدیوانه کند ما را آن صورت و آوایشاز دست که می نالد؟ از دست که می گرید؟چون سنگ ندارد تاب زین لرزش لب هایش [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
780482

یه پیشنهاد خوب

ز من میگریزی سر. مگربه کامم نگردی .ی مگرتا کی ز پیت گردم به جهانتا کی ز غمت نالد دل و جانز من میگریزی / سپنتا مجتهد زاده
2900503

گرگ و میش

در راز شب چون زوزه گرگان بوی شبیه خون در اعتماد گرگ می آید فرسنگ ها در بستر یک دشت دشت نبرد خون در میدان جنگ نبرد میش با گرگ است میش از زمین خشک می نالد گرگ از فراق میش در فکر است در شام شب چون رازها پیداست خالقی (عرفان )
212864

تصویر کوتاه ۱

سوار از راه دور رسید. اسبش را جلوی میخانه بست. یالش را نوازش کرد و گفت: "خیلی خسته ام، باش تا لبی تر کنم." اسب نگاهش کرد تا داخل شد. رو به اسب کناریش گفت: از این همه راهی که آمده ام، از همه ی این دویدن ها سخت تر تحمل این است که او از خستگی پیش من می نالد.
1175286

آهنگ جدید اسفندیار به نام سخن عشق

آهنگ جدید اسفندیار به نام سخن عشق آهنگ جدید اسفندیار به نام سخن عشق آهنگ جدید اسفندیار به نام سخن عشق با بالا ترین کیفیت آهنگ سخن عشق از اسفندیار new esfandiar – sokhane eshgh آهنگ سخن عشق اسفندیار با کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ بهمراه پخش آنلاین و متن آهنگ آهنگ جدید اسفندیار به نام سخن عشق متن آهنگ اسفندیار سخن عشق : اسفندیار سخن عشق کد پخش آنلاین این موزیک برای وبلاگ و سایت شما کد زیر را کپی کنید سپس در قسمت مناسب وبلاگ یا سایت خود قرار دهید
1510670

خلاصه کتاب اندازه شهر اسفندیار زبردست

خلاصه کتاب اندازه شهر اسفندیار زبردست برای دریافت فایل لطفا به لینک زیر مراجعه نمائید. http://file-folder.ir/1396/08/27/خلاصه-کتاب-انداز…-اسفندیار-زبردست/ کتاب، جزوه، مجله شهرسازی sep 7, 2014 - خلاصه کتاب اندازه شهر اسفندیار زبردست رو می تونید از اینجا کنید. خلاصه کتاب اندازه شهر اسفندیار زبردست خلاصه کتاب اندازه شهر اسفندیار زبردست - این وبلاگ در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ایرانی ثبت شده و تابع قوانین ایران می باشد - گروه ... خلاصه کتاب اندازه شهر اسفندیار زبردست - جی ای اس - خلاصه کتاب اندازه شهر اسفندیار ...
2636060

سوز وساز

باز کن نغمه جانسوزی از آن ساز امشب تا کنی عقده اشک از دل من باز امشبساز در دست تو سوز دل من می گوید من هم از دست تو دارم گله چون ساز امشبمرغ دل در قفس من می نالد بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشبزیر هر ساز تو هزاران راز است بیم آنست که از فتد راز امشبگرد شمع رخت ای شوخ من سوخته جان پر چو پروانه کنم باز به پرواز امشبگلبن نازی و در پای تو با دست نیاز می کنم دامن مقصود پر از ناز امشبکرد شوق چمن وصل تو ای مایه ناز بلبل طبع مرا قافیه پرداز امشبشهریار آمده با کوکبه گوهر ? ...
512666

استقبال سرد رسانه ها از دو نالد ترامپ درآستانه ورود به کاخ سفید

نخستین کنفر انس مطبوعاتی دونالد ترامپ پس از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری . که بطور سنتی می بایست حول محور تشریح سیاست های آینده یک رئیس جمهور صورت می گرفت بیشتر به یک محاکمه شباهت داشت. [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
2669336

شعر صبح 230

ای باغ حسن چون تو نهالی نیافته رخساره زمین چو تو خالی نیافته بر دور عارض تو نظر کرده آفتاب خود را لطافتی و جمالی نیافته تا کی ز درد عشق تو نالد روان من روزی به لطف از تو مثالی نیافته زایل شود هر آن چه به کلی کمال یافت عمرم زوال یافت کمالی نیافته گلبرگ عیش من به چه امید بشکفد از بوستان وصل شمالی نیافته سعدی
877372

رهی معیری

نازنین یار من غافل از کارمن تا به کیاز غم روی تو، ناله زار من تا به کیدشمنی کار تو، دشمنان یار تو تا به چندعاشقی کارمن، اشک و غم یار من تا به کیسوز پنهانم میدانی اشکم خونینم می بینیآتش دل ر ا ننشانی تا به دامانم ننشینیدل سیهی که مراد رهی ندهیبی تو باشد ای ماه یار من هر شب آهاز توسنگین دل وای وز تو نوشین لب آهفتنه رویت دل من صید گیسویت دل منای بلای جان تا کی سوزد و نالد همچو نیزآتش خویت دل من
2029080

ز من می گریزی...

متن ترانه ز من میگریزی از سپنتا مجتهدزادهز من میگریزی سر مگربه کامم نگردی ی مگرتا کی ز پی ات گردم به جهانتا کی ز غمت نالد دل و جاننت به بختم گرم اخترینمانی به شامم شه مگرتا کی تو زنی آتش به نهانم*پری زاد قصه های منیسبب ساز غصه های منیدر خیالم شب ها بینمت چون روی دم در آدمی و پری ی همرنگت به جلوه گری امان بر من چو می گذریبگیری کاش از دلم خبریندیده ام نشان ز یاریترسیده ام به جان ز یاریت...**لینک آهنگ
1506070

خلاصه کتاب اندازه شهر اسفندیار زبردست- مستقیم

خلاصه کتاب اندازه شهر اسفندیار زبردست کتاب، جزوه، مجله شهرسازی sep 7, 2014 - خلاصه کتاب اندازه شهر اسفندیار زبردست رو می تونید از اینجا کنید. خلاصه کتاب اندازه شهر اسفندیار زبردست خلاصه کتاب اندازه شهر اسفندیار زبردست - این وبلاگ در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ایرانی ثبت شده و تابع قوانین ایران می باشد - گروه ... خلاصه کتاب اندازه شهر اسفندیار زبردست - جی ای اس - خلاصه کتاب اندازه شهر اسفندیار زبردست. خلاصه کتاب اندازه شهر اسفندیار زبردست دسته: جزوات درسی و کنکوری و خلاصه کتب شهرسازی بازدید: 2 بار فرمت فایل: pdf خلاصه کتاب ان? ...
146774

مسافر...

می کشم آه و نگاهی سوی در دارم ولی... بارها گفتی "من از ح. خبر دارم" ولی... رفتی از دستم مسافر، مقصدت اما کجاست؟ چند سالی می شود قصدِ سفر دارم ولی... آن شبِ با هم نشستن را به یاد آورده ام گفتم "امشب در اتاقم قصرِ زر دارم" ولی حسِ یک فرزندخوانده در درونم رخنه کرد او که می گوید "ببین من هم پدر دارم" ولی... دستِ عقلم سوخته، هر روز می نالد که من دست ازین معشوقِ زیبا روی بردارم ولی...
1695366

رزم رستم و اسفندیار ی سوم

دیدار دوم: داستان تا اینجا پیش رفت که قرار بر این شد تا اسفندیار پیکی پیش رستم بفرستد و او را برای مهمانی خبر کند. ولی زمانی که آفتاب به میان آسمان رسید اسفندیار با پشوتن گفت: «من با رستم کاری ندارم. و فقط برای در بند او به اینجا آمدم و نه می گساری با او." پشوتن به نصیحت شاهزاده جوان پرداخت و گفت: "من از این می ترسم که با این تصمیم کار شما دو تن به مشکل برسد." با این حال اسفندیار پیکی به جانب رستم نفرستاد. در همین حال رستم در دربار خود منتظر پیک اسفندیار نشسته بود و وقتی دید که هیچ خبری از پیک اسفندیار نیست خود بر رخش نشست و به سمت هیرمند آمد. وقتی به لب ه ...
1725768

رزم نامه ی رستم و اسفندیار ی سوم

دیدار دوم: داستان تا اینجا پیش رفت که قرار بر این شد تا اسفندیار پیکی پیش رستم بفرستد و او را برای مهمانی خبر کند. ولی زمانی که آفتاب به میان آسمان رسید اسفندیار با پشوتن گفت: «من با رستم کاری ندارم. و فقط برای در بند او به اینجا آمدم و نه می گساری با او." پشوتن به نصیحت شاهزاده جوان پرداخت و گفت: "من از این می ترسم که با این تصمیم کار شما دو تن به مشکل برسد." با این حال اسفندیار پیکی به جانب رستم نفرستاد. در همین حال رستم در دربار خود منتظر پیک اسفندیار نشسته بود و وقتی دید که هیچ خبری از پیک اسفندیار نیست خود بر رخش نشست و به سمت هیرمند آمد. وقتی به لب ه ...
2061434

راز...

هیچ جز حسرت نباشد کار من بخت بد، بیگانه ای شد یار من بی گنه زنجیر بر پایم زدند وای از این زندان محنت بار من وای از این چشمی که می کاود نهان روز و شب در چشم من راز مرا گوش بر در می نهد تا بشنود شاید آن گمگشته آواز مرا گاه می پرسد که اندوهت ز چیست فکرت آ از چه رو آشفته است بی سبب پنهان مکن این راز را درد گنگی در نگاهت ه است گاه می نالد به نزد دیگران (کو دگر آن دختر دیروز نیست) (آه، آن خندان لب شادمان من) (این زن افسردۀ مرموز نیست) بفرمایید ادامه مطلب ادامه مطلب
221942

تحقیق و بررسی در مورد اسفندیار پسر گشتاسپ

اختصاصی از یاری فایل تحقیق و بررسی در مورد اسفندیار پسر گشتاسپ . با . و پر سرعت . لینک . و .ید پایین توضیحاتفرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 2 اسفندیار پسر گشتاسپنبرد رستم و اسفندیاراسفندیار یا اسپندیار پسر گشتاسپ از کتایون و نواده لهراسب بود. برادرش پشوتن، عمویش زریر و پسرانش نوش آذر و مهرنوش نام داشته اند. اسفندیار رویین تن بود، در شاهنامه به چگونگی رویین تن شدن اسفندیار اشاره ای نشده است اما در زراتشت نامه از زرتشت بهرام پژدو آمده است که زردشت اسفندیار را که نوزادی بیش نبود، در آب مقدس شست وشو داد که همین سبب رویین تنی او گشت...
2101240

بایقوش

خلاصه کتاب : مهر علی از شهر، یک جغد می د ولی تمام ده، آن را شوم می دانند و اورا سرزنش می کنند. اتفاقا اتفاقاتی هم می افتد که به این افات (شومی جغد ) دامن می زنند. اما در نهایت، حادثه ای پیش می آید که این فکر اهالی رنگ می بازد و تغییر می کند.برشی از کتاب:- آخه تو چی دیدی زن ؟! حرف بزن. مهر علی نگاهش آرام به لب های بی بی دو خته می شود.-آخه این چه بلایی بود زن ؟! حرفی بزن . چیزی بگو. بی بی چانه اش تکان می خورد. می نالد : های ، های ، جن ، جن ... مشدی جن ! "مش یحیی چشمانش گرد می شود. یک لحظه می ماند . بعد می کوبد روی زانویش . -جن ؟! آن هم توی طویله ؟! بسم الله ، بسم الله ... - ها... ها م ...
453240

شعر ( پیرم و دلم گاهی یاد جوانی می کند ) از شهریار

پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می‎کند بلبل شوقم هوای نغمه‎خوانی می‎‎کند همتم تا می‎رود ساز غزل گیرد به دست طاقتم اظهار عجز و ناتوانی می‎‎کند بلبلی در . می‎نالد هنوزم کاین چمن با خزان هم آشتی و گل‎فشانی می‎‎کند ما به داغ عشقبازی‎ها نشستیم و هنوز چشم پروین همچنان چشمک‎پرانی می‎‎کند نای ما خاموش ولی این زهره‎ی . هنوز با همان شور و نوا دارد شبانی می‎‎کند ادامه مطلب
1145262

ناله شبگیر????

پیرم و جان همه از هجر غمت چون فرسود حسرتی شد شب وصلت چو بگیرم بهبود یک جهان مست ز رخسار تو اما دل من همه از جور تو نالد چو بر این چرخ کبود چشم بیمار مرا نیست چو بهبود از عشق که من آن عاشق زارم همه بر آتش و دود همه چون نازی و دلبر تو بر این وادی عشق من هم از رنج غم عشق چو جانم خوشنود شیون و نوشه هجران تو بر لب تا کی که بر آن دیده و دل گشته به خاک خون آلود یوسفم نیست در این شهر یدار تو جز من و ناله شبگیرو دل و چشم حسود پیرم و دست طلب دارم از آن چشم سیه که این همان است مرا هر دو جهانم بخشود
2356940

آهنگ جدید و فوق العاده زیبای رضا اسفندیار به نام دوست دارم

آهنگ جدید رضا اسفندیار به نام خانومم - ایران موزیک آهنگ جدید و بسیار زیبای رضا اسفندیار به نام خانومم ( ترانه و ملودی : رضا اسفندیار ، تنظیم : احسان جباری ) آهنگ جدید رضا اسفندیار به نام هواتو دارم - ایران موزیک آهنگ جدید رضا اسفندیار به نام هواتو دارم ( ترانه و آهنگ : رضا اسفندیار , تنظیم , می و مستر : حیدری ) آهنگ جدید رضا اسفندیار به نام دوست دارم - پلی سانگ آهنگ جدید و زیبای رضا اسفندیار به نام دوست دارم با بالاترین کیفیت کیفیت ۳۲۰ / کیفیت ۱۲۸ new song by reza esfandiar called doset آهنگ دوست دارم - جاست مدیاهمراه با بسته بندی شیک و زیبا. آهنگ جدید مرتضی پاشایی به نا? ...
2017982

اما تنهایم

آوار شده است، آنچه می پنداشتم سقف است بالای سرم. به من تیغهای اهدا شده و خشنود بودم که دشمنانم را خواهم ز د اما نمی دانستم دوستان را خواهد شست. خالقم مرا تنبیه می کند، سیلی ای که نمی دانم بحر چه ش تنی است!! در این بیابان جان دارم، نفس می کشم، اما تنهایم. زیبای بر من نیست که بگوییم:بیایید و در کنارم خود را ثبت کنید. مدام خاک می نالد که تشنه است. و بارانی هم نیست. من سبز شدم بی آنکه ی شکوفه هایم را ببوید. و باز می نالم و بر زبان می آورم: سرنوشت من چیست؟ ------------------------------ از زبان کاکتوس.
1971594

آن شب

شب است و ابر چشم شیعه خونبارشب است و عالم هستی عزادار همه عالم لباس غم به تن کردو از غم چاک چاک آن پیرهن کرد همه عالم ز غم سر در گریبانخلایق جملگی زار و پریشان شب است و ه در تابوت زهرا(س)کنارش خون روان از چشم مولا غبار غم گرفته آسمان راموذن نالد و گوید اذان را شب است و قدسیان اندوهگینندهمه هم ناله با اهل زمینند شب است ماه در تابوت خواب استهمه دلها از این غصه کباب است علی(ع) بر سر ن در زیر تابوتهمه عالم ز غصه مات و مبهوت علی(ع) تابوت خود را داشت بر دوشز غصه بارها می رفت از هوش شب است و زینب(س) و یک کوه ماتمزند بر سر دو دست غم دمادم ? ...
1938004

آن شب

شب است و چشمه ی چشم است خونبارشب است و عالم هستی عزادار همه عالم لباس غم به تن کردو از غم چاک چاک آن پیرهن کرد همه عالم ز غم سر در گریبانخلایق جملگی زار و پریشان شب است و ه در تابوت زهرا(س)کنارش خون روان از چشم مولا غبار غم گرفته آسمان راموذن نالد و گوید اذان را شب است و قدسیان اندوهگینندهمه هم ناله با اهل زمینند شب است ماه در تابوت خواب استهمه دلها از این غصه کباب است علی(ع) بر سر ن در زیر تابوتهمه عالم ز غصه مات و مبهوت علی(ع) تابوت خود را داشت بر دوشز غصه بارها می رفت از هوش شب است و زینب(س) و یک کوه ماتمزند بر سر دو دست غم دمادم حسن(ع) از داغ مادر دل غ? ...
1937966

آن شب

شب است و چشمه ی چشم است خونبارشب است و عالم هستی عزادار همه عالم لباس غم به تن کردو از غم چاک چاک آن پیرهن کرد همه عالم ز غم سر در گریبانخلایق جملگی زار و پریشان شب است و ه در تابوت زهرا(س)کنارش خون روان از چشم مولا غبار غم گرفته آسمان راموذن نالد و گوید اذان را شب است و قدسیان اندوهگینندهمه هم ناله با اهل زمینند شب است ماه در تابوت خواب استهمه دلها از این غصه کباب است علی(ع) بر سر ن در زیر تابوتهمه عالم ز غصه مات و مبهوت علی(ع) تابوت خود را داشت بر دوشز غصه بارها می رفت از هوش شب است و زینب(س) و یک کوه ماتمزند بر سر دو دست غم دمادم حسن(ع) از داغ مادر دل ? ...
1192680

28#

یار من می رود و قند و شکر دنبالش باغ گل ریخته در پیرهن خوشحالش همه شب آه کشم ناله زنم ، گریه کنم آب دریای خزر گوشه ای از دست در کنارم کوهی است ، که دلش از سنگ است یار او هم رفته است کوه هم دلتنگ است کوه هم می نالد ، کوه هم می گرید دست و بالش خونی است با خودش در جنگ است یار من می رود و می رود و قند و شکر دنبالش خنده ها ریخته در پیرهن خوشحالش رفتن و سوختن و کشتن من منوالش همه شب آه کشم ، ناله زنم ، گریه کنم آب دریای خزر گوشه ای از دست ... #
521416

حکایت+پیمان

گویند رستم در نبرد نتوانست بر اسفندیار غالب شود. مجبور شد تا چشمان اسفندیار را کور کند.در نبرد، دست بر درخت بیدی برد و شاخه آن ش.ت و در چشم اسفندیار کرد تا چشمش کور شد و رستم پهلوان گشت.پیرمردی در نبرد حاضر بود و نبرد را می دید، با دیدن این صحنه گفت: پناه بر خدای بزرگ....پرسیدند چه شد که چنین به هیجان آمدی؟ گفت: 20 سال پیش اسفندیار نوجوانی بود که بچه یتیمی بر او خندید. اسفندیار عصبانی شده و از درخت بیدی که این جا بود، شاخه ای ش.ت و آن قدر بر سر و صورت او زد که چشمانش کور شد.طفل یتیم خون چشمش با اشک چشم اش آمیخت و شاخه درخت بید را گرفت و انتهای ش.ته شاخه را نزدیک چ
1541390

عراقی

که برد از من بی دل بر جانان خبری؟یا که آرد ز نسیم سر کویش اثری؟جز صبا کیست کزین خسته برد پیغامی؟جز نسیم از بر دلدار که آرد خبری؟ای صبا، چند روزی گرد گلستان و چمن؟چند آشفته کنی طرهٔ هر خوش پسری؟ای صبا، صبح دمی بر سر کویش بگذرتا معطر شود آفاق ز تو هر سحریآنکه چون من همه از دل و جان بندهٔ اوستگرچه در خاطر او نیست ی را خطریخدمت بنده به وجهی که توانی برسانکه: بیا، کز غم هجرانت شدم دربدریدر غم هجر تو تنها نه منم، کز یارانهر ی راست به قدر خود ازین غم قدریبرسان خدمت و گو: ای رخت از جان خوشترچند نالد ز فراق رخ تو لابه گری؟تو چه دانی که چها کرد فراقت با من؟داند این آ ...
2045540

[آبی بود، شاید هم نبود]

آ ین باری که دیدمش دوباره داشت را می دید. یک دست زیر سر، یک بری لم داده بود روی کاناپه توی هال، رو به لپ تاب که گذاشته بودش روی عسلی کنار مبل. می دانستم آ شب که بیاید توی تخت باز از درد مچ می نالد. و می دانستم که من دیگر توی تخت نیم خیز نمی شوم و آن جمله تکراری را نمی گویم که «خب عزیزم وقت دیدن همه وزن سرت رو ننداز رو مچت» لااقل عزیزم اش را نمی گویم. به جایش احتمالا عینک را از روی پاتختی به سمتش دراز می کنم تا زودتر کتاب خواندنش را شروع کند و هر چه زودتر آن چراغ خواب لعنتی خاموش شود. ولی هیچ کدامِ این ها نشد. وقت خواب که شد من با پیژامه ...
2040190

تحقیق اسفندیار احمدیه

تحقیق اسفندیار احمدیه نگاهى به آثار اسفندیار احمدیه موزه هنرهاى دینى على (ع) دسته بندی تاریخ و ادبیات فرمت فایل doc حجم فایل 6 کیلو بایت تعداد صفحات فایل 6 دریافت فایل فروشنده فایل کد کاربری 4152 تمام فایل ها *تحقیق اسفندیار احمدیه* اسفندیار احمدیه متولد ۱۳۰۷ در محله پامنار تهران است. او به مدت ۲ سال از ۱۳۲۴ تا ۱۳۲۶ در نزد على اصغر پتگر به تعلیم نقاشى پرداخت. سپس در سال ۱۳۲۶ به هنرستان کمال الملک رفت و از حضور بزرگانى چون اسماعیل آشتیانى، م ...
803168

تحقیق اسفندیار احمدیه

تحقیق اسفندیار احمدیه نگاهى به آثار . اسفندیار احمدیه موزه هنرهاى دینى . على (ع) دسته بندی تاریخ و ادبیات فرمت فایل doc حجم فایل 6 کیلو بایت تعداد صفحات فایل 6 دریافت فایل فروشنده فایل کد کاربری 4152 تمام فایل ها *تحقیق اسفندیار احمدیه* اسفندیار احمدیه متولد ۱۳۰۷ در محله پامنار تهران است. او به مدت ۲ سال از ۱۳۲۴ تا ۱۳۲۶ در نزد . على اصغر پتگر به تعلیم نقاشى پرداخت. سپس در سال ۱۳۲۶ به هنرستان کمال الملک رفت و از حضور بزرگانى چون اسماعیل آشتیان?...
1371532

تحقیق اسفندیار احمدیه

تحقیق اسفندیار احمدیه نگاهى به آثار اسفندیار احمدیه موزه هنرهاى دینى على (ع) دسته بندی تاریخ و ادبیات فرمت فایل doc حجم فایل 6 کیلو بایت تعداد صفحات فایل 6 دریافت فایل فروشنده فایل کد کاربری 4152 تمام فایل ها *تحقیق اسفندیار احمدیه* اسفندیار احمدیه متولد ۱۳۰۷ در محله پامنار تهران است. او به مدت ۲ سال از ۱۳۲۴ تا ۱۳۲۶ در نزد على اصغر پتگر به تعلیم نقاشى پرداخت. سپس در سال ۱۳۲۶ به هنرستان کمال الملک رفت و از حضور بزرگانى چون اسماعیل آشتیانى، م ...
2430998

واژه ها بی تابند

واژه ها بی تابند واژه ها از پس خواب خوشی بیدارند واژه ها راز رُزی هشیارند واژه ها با دل خورشید و سما همراهند واژه ها با تپش زلف صبا می آیند واژه ها می تابند واژه ای در تپش چشمه ی جوشیده نهان می خواند واژه ای تیغ بدست منتظر جنگ عیان می ماند واژه ای تاخت به تاخت پشت کمان می تازد واژه ای قافیه را کنان می بازد واژه ای ع رخش چون ماه است واژه ای در راه است واژه ای در تب و تاب واژه ای پشت نقاب در کمند آداب از ادب می نالد. واژه ها آدابند واژه ها حرف دل مهتابند واژه های ملکی واژه های فلکی واژه های هوس و دلتنگی واژه ها احبابند واژه از ب? ...
469618

فاطمه رمز خلقت ....

سلام خدا بر صاحب ا.مان ارواحنافداه اربابم تسلیت :'( پس از مصیبت در، در بدر شدم ، مادر همین که از خبرت با خبر شدم مادر نوشته اند : چهل تن به یک نفر من هم اسیر صورت آن یک نفر شدم مادر میان شعله ی آتش چه آمده به رخت که من ز داغ رخت شعله ور شدم مادر ؟ چه آمده به سرت ؟ باز چهره پوش. ! دوباره زخمی زخم بصر شدم مادر ؟ حسن نگاه به دیوار خانه می نالد: شهید روضه ی مسمار در شدم مادر! نشسته ام .. که تو شب ها دگر نمی خو. ش.ته ام ز غمت، پیر تر شدم مادر رهم دهید به خانه که بی لیاقت من به روضه خوانیتان مفت. شدم مادر دعا کنید برایم به حق چادرتان نیازمند دعای سحر شد...
956138

مست شوید!

باید همیشه مست بود ، همه چیز در این است ، یگانه مطلب این است . تا بار هولناک زمان را که شانه های شما را در هم می شکند و پشت شما را خم می کند،احساس نکنید، باید همواره مست باشید. از چه ؟ از . ، از شعر ، از تقوی ؛ هرگونه دلخواه شماست ، اما مست شوید ... و اگر گاهی، بر پلکان قصری ، یا بر علف سبز گودالی ، یا در غربت اندوه بار اتاقتان ، بیدار شدید ودیدید که مستی کاهش یافته یا از سرتان پریده ، بپرسید : از باد ، از موج ، از ستاره ، از پرنده ، از ساعت ، از هرچه می گریزد ، از هرچه می نالد، از هرچه می چرخد ، از هرچه سرود می خواند ،از هر چه سخن می گوید ،بپرسید چه وقت است؟ و با?...
2913533

شهرعشق

ای دلا،گردونه ها برکام نیست کام جویی هست وسرانجام نیست هرکه رادیدم زغم نالد همی شادبودن شرط این ایام نیست یانداری مِی لبت را ترکنی یاکه مِی پیداکنی، آن جام نیست هرکه می آید به دنیا می رود چون کنی خود را بَزک اندام نیست لحظه ای بام ا در شهر عشق بین قیامت را بما ابهام نیست میهمان ما،میزبان خاک زمین می خورد مارا ولی بدنام نیست رفت وآمدها، و این گردونه ها کان مپنداری که در ارقام نیست ای دلا چشمان خود را بازکن رسم این برنامه، بی پیغام نیست وین تو خود شه کن، (میلاد) را بیشتر، گفتن که چون الهام نیست خوان دعایی، روح مارا شاد کن عشق ای دل، گر ...
2230162

برخی آدم ها کوچکتر از دردهایشان هستند !

برخی آدم ها کوچکتر از دردهایشان هستند !تورج پارسیدوازدهم مه دوهزار هیژدهآن دوست که سخت دوستش می دارم و نگرانش هم هستم دردهایش بیشتر از وجودش است ، یک بیان همیشگی از دردهای همیشگی اش دارد ! گاه در میان این همه درد هایی که از آنها می نالد سر در گم می شوم ! حتا گاه می مانم که کدام پهلو به دروغ می زند و کدام رخت راستی بر تن دارد ! مهربانی است سر در گم ! البته من در گوش دادن به حرف هایش همه سویه حوصله می شوم اما پر از پرسش ! یک گام به جلو می نهد و هزار گام به عقب !! داستا...see more
2634144

«حسین(ع)»،وارث ان:(1)

در زندگی تودهء مردم ما که زندگی اش توده ای انباشته از عقده ها و رنج ها و جراحت هاست،و آرزوهای مُرده و امیدهای بر باد رفته و خواستن های سرکوفته و عشق های بی سرانجام و خشم های فرو خورده،و همه نبایستن و نخواستن و نتوانستن و نگذاشتن و نشدن و نگفتن و نرفتن و نه،و نه، و نه!،«عاشورا» زانوی مهربان سرنهادن و دامن مَحرمِ گریستن نیز هست.و در این فاجعهء هولناک بشری،هر ی فاجعهء خویش را نیز می نالد.و دلهائی که در این روزگار،نه حق انتخاب،که حق احساس،و چشم هائی که نه نگاه،که حق اشک،و حلقوم هائی که نه فریاد،که حق ناله نیز ندارند،از «عاشورا» است که حق های از دست رفت? ...
2478272

«علی(ع)» از خدا نیز تنهاتر است!(4)

و تاریخ آن گوشه ایستاده است و از دور می نگرد،زیر لب،لبخندی تلخ و دردناک دارد؛گوئی با لبانش می گرید.می گرید به سرنوشت این مرد،این در وطن خویش غریب؛و می خندد به این قوم،این پیروان محمّد(ص)،این مهاجران و انصار،و از خود می پرسد آیا از میان اینان ی پیش نخواهد آمد؟صف این مؤمنان آسوده و بی دردی را که گرداگردِ مرد ایستاده اند و پیشوای خود را می نگرند، ی نخواهد شکافت و پیش نخواهد آمد،تا ببیند که این پیغمبری که در انبوه مؤمنان صادقش،چنین بی و بیگانه و مجهول مانده است،چه می گوید؟چه می کشد؟چه می خواهد؟آن بار سنگین،آن آوار خفقان آوری که از آن،این همه می نالد چیست ...
628052

تحقیق اسفندیار احمدیه

تحقیق اسفندیار احمدیه نگاهى به آثار . اسفندیار احمدیه موزه هنرهاى دینى . على (ع) دسته بندی تاریخ و ادبیات فرمت فایل doc حجم فایل 6 کیلو بایت تعداد صفحات فایل 6 دریافت فایل فروشنده فایل کد کاربری 4152 تمام فایل ها *تحقیق اسفندیار احمدیه* اسفندیار احمدیه متولد 1307 در محله پامنار تهران است. او به مدت 2 سال از 1324 تا 1326 در نزد . على اصغر پتگر به تعلیم نقاشى پرداخت. سپس در سال 1326 به هنرستان کمال الملک رفت و از حضور بزرگانى چون اسماعیل آشتیانى، محمود اولیا و حسین شیخ بهره ها گرفت. على چیت ساز، عباس کاتوزیان و صادق پور از ?...
2774276

فایل تحقیق اسفندیار احمدیه

تحقیق اسفندیار احمدیه نگاهى به آثار اسفندیار احمدیه موزه هنرهاى دینى على (ع) دسته بندی تاریخ و ادبیات بازدید ها 39 فرمت فایل doc حجم فایل 6 کیلو بایت تعداد صفحات فایل 6 فروشنده فایل کد کاربری 4152 تمام فایل ها *تحقیق اسفندیار احمدیه* اسفندیار احمدیه متولد 1307 در محله پامنار تهران است. او به مدت 2 سال از 1324 تا 1326 در نزد على اصغر پتگر به تعلیم نقاشى پرداخت. سپس در سال 1326 به هنرستان کمال الملک رفت و از حضور بزرگانى چون اسماعیل آشتیانى، محمود اولیا و حسین شیخ بهره ها گرفت. على چیت ساز، عباس کاتوزیان و صادق پور ا? ...
2634140

«حسین(ع)»،وارث ان:(1)

در زندگی تودهء مردم ما که زندگی اش توده ای انباشته از عقده ها و رنج ها و جراحت هاست،و آرزوهای مُرده و امیدهای بر باد رفته و خواستن های سرکوفته و عشق های بی سرانجام و خشم های فرو خورده،و همه نبایستن و نخواستن و نتوانستن و نگذاشتن و نشدن و نگفتن و نرفتن و نه،و نه، و نه!،«عاشورا» زانوی مهربان سرنهادن و دامن مَحرمِ گریستن نیز هست.و در این فاجعهء هولناک بشری،هر ی فاجعهء خویش را نیز می نالد.و دلهائی که در این روزگار،نه حق انتخاب،که حق احساس،و چشم هائی که نه نگاه،که حق اشک،و حلقوم هائی که نه فریاد،که حق ناله نیز ندارند،از «عاشورا» است که حق های از دست رفتهء خ? ...
552674

به مصراعی ننالیدم تب تلخ تباهی را

به مصراعی ننالیدم تب تلخ تباهی را که یک عمر است عادت کرده ام بی س.ناهی را منم آن ارگ ویرانی که هر شب خواب می بیند به روی شانه هایش فوج کفترهای چاهی را زلیخاها اگر پیراهنی . نمی .د به یوسف ها که می آموخت رسم بی گناهی را؟ سواری خسته ام از کوه پایین آمدم دختر! ببند این زخم های کهنه ی مشروطه خواهی را تفنگ و اسب را دادم به جای شانه ی نقره بکش هموارتر کن پیچ و تاب این دو راهی را چه می فهمند سربازان مست روس و عثمانی شمیم اشک هایم روی کاغذهای کاهی را؟ سپیداری که بر آن پیکر ستارخان .ان چه سازد شرمساری را… چه نالد روسیاهی را سپیده سر زده آهو به آغوشم قدم بگ
2085816

«حسین(ع)»،وارث ان:(1)

در زندگی تودهء مردم ما که زندگی اش توده ای انباشته از عقده ها و رنج ها و جراحت هاست،و آرزوهای مُرده و امیدهای بر باد رفته و خواستن های سرکوفته و عشق های بی سرانجام و خشم های فرو خورده،و همه نبایستن و نخواستن و نتوانستن و نگذاشتن و نشدن و نگفتن و نرفتن و نه،و نه، و نه!،«عاشورا» زانوی مهربان سرنهادن و دامن مَحرمِ گریستن نیز هست.و در این فاجعهء هولناک بشری،هر ی فاجعهء خویش را نیز می نالد.و دلهائی که در این روزگار،نه حق انتخاب،که حق احساس،و چشم هائی که نه نگاه،که حق اشک،و حلقوم هائی که نه فریاد،که حق ناله نیز ندارند،از «عاشورا» است که حق های از دست رفتهء ...
998358

ای راحت روانم ، دور از تو نا توانم

ای راحت روانم ، دور از تو نا توانم باری ،بیا ، که جانم در پای تو فشانمگیرم که من نگویم ،لطف تو خود نگوید:کین خسته چند نالد هر شب بر آستانم؟ای بخت ه ،برخیز، تا حال من ببینیوی عمر رفته ،باز آی،تابشنوی فغانمای دوست ،گاه گاهی می کن بمن نگاهیآ چو چشم مستت من نیز ناتوانمبر من همای وصلت سایه از آن نیفگندکز محنت فراقت پوسید استخوانماین طرفه تر که:دایـم تو با منی و من بازچون سایه در پی تو گرد جهان روانم دید تشنه ای را غرقه در آب حیوانجانش بلب رسیده از تشنگی؟ من آنمخواهم که یک زمان من با تو دمی بر آرماز بخت بد عراقی آن هم نمی توانم"ف الدین عراقی"
206564

آمد بهار .م با رنگ و بوی طیب

رودکی سمرقندی آمد بهار .م با رنگ و بوی طیب با صد هزار زینت و آرایش عجیب شاید که مرد پیر بدین گه جوان شود گیتی بدیل یافت شباب از پی مشیب چرخ بزرگوار یکی لشگری بکرد لشگرش ابر تیره و باد صبا نقیب نقاط برق روشن و تندرش طبل زن دیدم هزار خیل و ندیدم چنین مهیب آن ابر بین که گرید چون مرد سوگوار و آن رعد بین که نالد چون عاشق کثیب خورشید ز ابر تیره دهد روی گاه گاه چونان حصاریی که گذر دارد از رقیب یک چند روزگار جهان دردمند بود به شد که یافت بوی سمن را دوای طیب باران مشک بوی ببارید نو بنو وز برف برکشید یکی حله قصیب گنجی که برف پیش همی داشت گل گرفت هر جو یکی
1192202

هرکه دارد هوس کرب و بلا بسم الله.

بیا ره توشه برداریم قدم در راه بگذاریم به سوی سرزمینهایی که دیدارش بسان شعله ی آتش دواند در رگم خون نشیط زنده ی بیدار نه این خونی که دارم، پیر و سرد و تیره و بیمار بیا ره توشه برداریم قدم در راه بگذاریم کجا؟ هر جا که پیش آید بدآنجایی که می گویند خورشید ما زند بر ی شبگیرشان تصویر بدان دستش گرفته رایتی زربفت و گوید: «زود!» وزین دستش فُتاده مشعلی خاموش و نالد دیر! +همین اول محرمی، یه جوری با خودمون طی کنیم، که اربعین کربلایی شویم. روزهای آ وقت کمه، عایدیمون هم کم خواهد بود. + ب جای شما خالی ما حرم بودیم. از باب امید به اثر مجالست. بچه ها بازی د و ب ...
1208842

بیا ره توشه برداریم.

بیا ره توشه برداریم قدم در راه بگذاریم به سوی سرزمینهایی که دیدارش بسان شعله ی آتش دواند در رگم خون نشیط زنده ی بیدار نه این خونی که دارم، پیر و سرد و تیره و بیمار بیا ره توشه برداریم قدم در راه بگذاریم کجا؟ هر جا که پیش آید بدآنجایی که می گویند خورشید ما زند بر ی شبگیرشان تصویر بدان دستش گرفته رایتی زربفت و گوید: «زود!» وزین دستش فُتاده مشعلی خاموش و نالد دیر! +اخوان ثالثِ عزیز. +همین اول محرمی، یه جوری با خودمون طی کنیم، که اربعین کربلایی شویم. روزهای آ وقت کمه، عایدیمون هم کم خواهد بود. + ب جای شما خالی ما حرم بودیم. از باب امید به اثر مجالس ...
2433690

... و قلم،توتِم من است(2)

هر ی توتمی دارد؛«هرکه هنوز فراموش نکرده است»؛هر که هنوز آدم است؛هر که هنوز غربت را احساس می کند. هر ی توتمی دارد؛که به آن سوگند می خورد.سوگند!سوگند نیز یکی از همان معانی ماورائی است،از همان آورده های بهشتی،که در این کویر نمی فهمیم،امّا حسّ می کنیم. هر توتمی دارد که با آن عشق می ورزد،دوست می دارد،می پرستد،می نالد،دعا می کند،می گرید،اشک می ریزد،انتظار می کشد،صبر می کند،اخلاص می ورزد،ارزش می نهد،درد می کشد،رنج می برد،ایثار می کند،می گدازد،به او ایمان دارد،بر او می برد،غرور پولادین اش را – که سر به هیچ اقتداری فرود نیاورده است – مغرورانه بر قامت ...
1765672

تقدیم به تمام بانوان سرزمینم...

تقدیم به تمام بانوان سرزمینم... ن نه تنها در شرایط سخت روحی از تحمل بالایی برخوردارند بلکه دردهای جسمی را نیز بیشتر تحمل می کنند. ن به سبب اینکه از نظر حس لامسه حساس ترند درد را شدیدتر درک می کنند. اما چرا تحمل درد برای ن راحت تر است؟! زیرا طبیعتِ ن برای آماده سازی و پرورش بوجود آمده است. تئو لانگ در کتاب تفاوت ن و مردان می نویسد: بهتر است بجای جمله 'مرد باش' که برای آرام ی که از درد می نالد بکار می بریم، بگوییم 'زن باش'.
608012

شگفـتــا...

شگفتا وقتی که بود نمی دیدم، وقتی که می خواند نمی شنیدم، وقتی دیدم که نبود، وقتی شنیدم که نخواند. چه غم انگیز است وقتی که چشمه ی سرد و زلال در برابرت می جوشد و می خواند و می نالد، و تو تشنه ی آتش باشی و نه آب. چشمه که خشکید، چشمه که از آن آتش که تو تشنه ی آن بودی بخار شد، و به هوا رفت، و آتش کویر را تاخت و در خود گداخت، و از زمین آتش رویید و از آسمان آتش بارید، تو تشنه ی آب گردی و نه تشنه آتش، بعد عمری گداختن از غم نبودن .ی که تا بود از غم نبودن تو می گداخت ...
2610632

فامیل دور

ما یک فامیل دور دار یم که هر وقت پای صحبت هایش می نشینی تمام غم و غصه های دنیا جلوی چشمت می آید .از همه چیز و همه می نالد ، وقتی از سیاست صحبت میکند ، عمرا بفهمی کدام طرفی ست ، به همه بد و بیراه میگوید و از همه انتقاد میکند به طوری که طرفش گیج میشود و نمیداند با چه منطقی باید جوابش را بدهد ... آدم به ظاهر معتقدی ست ، اهل و روزه است ولی همیشه تندترین انتقاد هایش نسبت به دین و دین داری ست .دایم به حال آدم های اخلاق مداری که دین ندارند غبطه میخورد ... معتقد است نه تنها دین ، هیچ دردی از مردم دوا نکرده که اخلاقشان را هم بدتر کرده ...یکی نیست به او بگوید ? ...
2298170

بی تو ....

بی توبی تو در این هزاره ی فریاد و درد دلبی تو در این عبور در این راه خاک و گلبی تو در کلاس به یادت هنوز هماحساس من خیال تو را چنگ می زند امروز هم گذشت و نشانی ندیده اماز این جهان گم شده در بازی خی و، ای بهانه ای که در این ورطه ی عبوردیدار روی توست ولیکن مرا محال قلبم هنوز گاه تو را یاد می کندیا نیمه شب از عشق تو فریاد می کندمی گویمش: بهار گذشته است، همچنانمی گرید از عبورمی نالد از فراقاز این عبور هق هق و بیداد می کند بی تو در این کلاس که روزی تو بوده ایاحساس من خیال تو را چنگ می زندای نازنین که صفحه ی شورم تو بوده ایحرف تو همچناندر یاد من چه خوب که آهنگ می ...
1904882

تفکر غروب

غروب منزل مادرشوهر مونده ام. مدیر رفته سراغ چندین مراسم افتتاحیه و جشن انقلاب که درشهرمون برگزار می شده.قراره فقط چند ساعت تحمل کنم تا مدیر برگرده.به مادرشوهرم نگاه می کنم که صبح و شب برایش فرقی نمی کند. همچنان روی تخت کنار اتاقش خو ده. انگار منتظر است. مطلقا اهل صحبت نیست. تک و توک ناله ای می کند و از درد کمر و زانویش می نالد. کاری هم نمی شد کرد. باید تحمل کند. سنش بالای ۷۰ سال هست. درد کمر و زانویش به خاطر ش تگی و یا آرتروز نیست. بلکه به قول ش،علایم طبیعی پیری هست. گوشش که سنگین شده و حتی با صدای بلند هم که حرف بزنی، به سختی می شنود.نگاهش می کنم. بیست سال هس? ...
2068924

مولانا در فغان بلبل چه می دید؟

«ای بلبل مست از فغانتمی آید بوی آشناییمی نال که ناله مرهم آمدبر زخم جراحت ج تا کشف شود ز ناله ی توچیزی ز حقیقت خ »(غزلیات شمس) ۱) فغان بلبل، بوی آشنایی می دهد و با احوال غریب مولانا خویشاوند است. همه چیز در جستجوی اصلِ خویش و نیستانِ جان است و به زبانی از دلتنگی و جداافتادگی خود می نالد. مولانا آشنایی و هم سرشتی خود را با پرندگان دریافته است. دریافته که آواز عندلیب و شعرهای او، دو ترجمه از یک حقیقتند. درد که عمومی شد، تحمل آن آسان تر است. از این روست که حافظ می گفت: بنال بلبل اگر با من ات سرِ یاری است... ۲) ناله های بلبل علاوه بر اینکه اشارت آشنایی است، «مر? ...
2579536

ننه بهشتمان کجا بود:)))

پیرزن پاهایش را به زور روی زمین میکشد و نالان روی صندلی می نشیند.... کمی برایش آب می آوریم ،از درد پایش می نالد و میگوید آن قدیم ها آنقدر از خودمان کار کشیدیم که خودمان را نابود کردیم...شما امروزی ها که هیچ سختی ای نمی کشید....اصلا بهشت وعده داده همین زندگی شماست...لباسها را می ریزید توی لباسشویی،ظرف را می ریزید توی ظرفشویی،گوشت را می ریزید توی چرخ گوشت،سبزی پاک کرده و دشده می ید،زیر باد کولر میخو د هیچی از درد و رنج نمی فهمید.... پیرزن چه قدر ساده دل بود،چه حسرتهای بیهوده ای میخورد... دلم میخواست بگویم جم کن مادرجان بساطت را ،خوشبخت شما بودید،بهشت برای ش? ...
324246

مشکل کجاست؟

مردم هماره از مشکلاتی می گویند که به معضل و پدیده ای تبدیل شده است. هر .ی از وضعیت ادارات می نالد و از بی عد.ی حتی در قوه قضاییه شکایت دارد. در بهداشت و درمان، بیمارستان ها و پزشکان نگرش مادیگرایانه داشته و حوزه انسانی کنار گذاشته شده است. حوزه های علمیه به وظیفه اصلی خود عمل نکرده و مردم را به آ.ت دعوت نمی کنند، بلکه برخی از .ون با سبک زندگی فرعونی و قارونی خویش سرمشق عملی برای دنیاگرایی شده و مردم را به جای آ.ت به دنیا دعوت می کنند و به جای تنافس و مسابقه در آ.ت گرایی به مسابقه در تکاثرگرایی پرداخته اند. خانه های قارونی می سازند و با اتومبیل و حشم و خدم در ...
2549278

* والسلام علیّ یوم أموتُ *

بسمک یا سلام ************ زمان زمان عاشقی است. فصل فصل سوزاندن است. ورق این داستان رسیده به فصل سوزاندن. زنده زنده بسوزانید. این منم بسوزانید. زنده زنده. هنوز نفسهای آ م مانده. بگذارید تمام و کمال جان دهم ذره ذره. شعله ها را بیفزایید. چشمها را ببندید دیدن یک جانی که زنده زنده در آتش می سوزد و می نالد و فریاد و ضجه می زند سهل و آسان نیست. آه آسمان هم تیره و تار گشته. کر ها همه آماده ی یک جنازه اند. عادیات همه آماده ی تاختن. و رهزنها آماده ی به غارت کشیدن. آه الا سیوف خذینی آی تیغهای نفرت مرا در هم شکافید آی خدای ناظر نگاه کن ببین چسان در سوز و گدازم. ? ...

همی نالد از مرگ اسفندیار