نگفتمت


745546

اوست نشسته در نظر، من به کجا نظر برم.

نگفتمت مرو آن جا؟ ــ که آشنات منم. در این سرابِ فنا، چشمه ی حیات منم. وگر به خشم رَوی صدهزارسال ز من، به عاقبت به من آیی، که منتهات منم. نگفتمت که به نقشِ جهان مشو راضی؟ که نقش بندِ سرا. ی رضات منم. نگفتمت که منم بحر و تو یکی ماهی؟ مرو به خشک؛ که دریای باصَفات منم. نگفتمت که چو مرغان به سوی دام مرو؟ بیا که قوّتِ پرواز و پرّ و پات منم. نگفتمت که تو را ره زنند و سرد کنند؟ که آتش و تپش و گرمیِ هوات منم. نگفتمت که صفت های زشت بر تو نهند؟ که گم کنی که سرِ چشمه ی صِفات منم. نگفتمت که مگو کارِ بنده از چه جهت نظام گیرد؟ ــ...
1632866

به بیراهه ی خود مطمئنم

یک قدم که دور شدی، دیگر برو همانجا که نگفتمت نرو نگفتمت نرو
275867

رفیقم کجایی!

تو گرفتاری. من نیز. تو نیستی. من نیز. دلم برایت تنگ است. چند روز دیگر مانده است که تو باشی و من؟ روزهایی که نیستی میترسم که فاصله مان زیاد شود. گفتمت نه؟ گفتمت که سخت است، نگفتمت؟ گفتمت همه چیز پیچیده خواهد شد، نگفتمت؟ دلم تنگ است. تو گرفتاری، من نیز! این روزها چه کُند میگذرند!
1528573

شمس من ، مولانا

نگفتمت مرو آن جا که آشنات منم در این سراب فنا چشمه حیات منموگر به خشم روی صد هزار سال ز من به عاقبت به من آیی که منتهات منمنگفتمت که به نقش جهان مشو راضی که نقش بند سرا رضات منمنگفتمت که منم بحر و تو یکی ماهی مرو به خشک که دریای باصفات منمنگفتمت که چو مرغان به سوی دام مرو بیا که قدرت پرواز و پرّ و پات منم نگفتمت که تو را ره زنند و سرد کنند که آتش و تبش و گرمی هوات منمنگفتمت که صفت های زشت در تو نهند که گم کنی که سرچشمه صفات منمنگفتمت که مگو کار بنده از چه جهت? ...
1428561

نگفتمت قییما بونا؟

نگفتمت مرو آن جا که آشنات منمدر این سراب فنا چشمه حیات منموگر به خشم روی صد هزار سال ز منبه عاقبت به من آیی که منتهات منمنگفتمت که به نقش جهان مشو راضیکه نقش بند سرا رضات منمنگفتمت که منم بحر و تو یکی ماهیمرو به خشک که دریای باصفات منمنگفتمت که چو مرغان به سوی دام مروبیا که قدرت پرواز و پرّ و پات منمنگفتمت که تو را ره زنند و سرد کنندکه آتش و تبش و گرمی هوات منماگر چراغ دلی دان که راه خانه کجاستوگر خداصفتی دان که کدخدات منممولانا - با اندک تصرفپ.ن: دوست ندارم دلیل ناراحتی ی باشم. همین. گاهی وقتها راه درستی وجود نداره.
1974139

نگفتمت مرو آنجا، که آشنات منم

نگفتمت مرو آنجا، که آشنات منمدر این سراب فنا چشمهٔ حیات منموگر به خشم رَوی صد هزار سال ز منبه عاقبت به من آیی که منتهات منمنگفتمت که به نقش جهان مشو راضیکه نقش بند سرا ٔ رضات منمنگفتمت که منم بحر و تو یکی ماهیمرو به خشک که دریای باصفات منمنگفتمت که چو مرغان به سوی دام مروبیا که قوّت پروازِ پرّ و پات منمنگفتمت که تو را ره زنند و سرد کنندکه آتش و تبش و گرمی هوات منمنگفتمت که صفت های زشت بر تو نهندکه گم کنی که سر چشمهٔ صفات منمنگفتمت که مگو کار بنده از چه جهتنظام گیرد خلّاق بی جهات منماگر چراغ دلی دان که راه خانه کجاستوگر خداصفتی دان که کدخدات منم مولانا
12044

نگفتمت؟

نگفتمت که من یکی بحرو تو یک ماهییمرو به خشکیکه دریای با صفات منم........یک جوجه .سرما خورده...که سه بار فایل وردش تکالیفش پریده...بازم لبخند زده(چقدر عوض شده...!؛)بعد اومده اینجا خونه دوستشو طبق طلسم دورهمی های همیشگی...باتری ماشین .اب شده که ما باور کنیم فقط خودمونیم که میمونیم با هم!کوهسار رفتنو هم پیچوندیم...شایدم اون ما رو پیچوند!!!و ما فهمیدیم که کاپوت ماشین رو هم نمیتونیم باز کنیم حتی!!!چند تا دختر که با ماشین باتری تموم شده مونده تو خیابون!!این!و دوباره امشب هم eternal sunshine رو دیدیم با هم...البته من که چرت میزدم با این قرص های سرماخوردگی اما ارزشش رو داشت..ا.اش ...
269268

نگفتمت مرو آنجا که

روزهای زندگی ام سخت می گذرند.یک کینه ی عمیق دلم را زخم کرده و روزی هزاربار میمیرم هیچ روز زندگی کامل نیس هیچ چیز زندگی کامل نخواهد بود.همه چیز در نقصان آفریده شده
111131

نگفتمت مرو آنجا که

روزهای زندگی ام سخت می گذرند.یک کینه ی عمیق دلم را زخم کرده و روزی هزاربار میمیر هیچ روز زندگی کامل نیس هیچ چیز زندگی کامل نخواهد بود.همه چیز در نقصان آفریده شده
143739

بهار من

دلم برای نگاهت ٬ چه تنگ می شود غمت به جام صبوری ٬ چو سنگ می شود تو فصل دلکش من ٬ در خزان تنهایی دلم ز حجم فراغت ٬ پریده رنگ می شود حریق روی تو - در دل - زبانه گرفت بیا که بی تو نفس ٬ شرح ننگ می شود نگفتمت که رهم بس دراز و جانفرساست نرفته ٬ پای دلم بین ٬ که لنگ می شود ز فرغت و دوری ٬ بساخت بخت مرا ولی برای نگاهت ٬ دلم چه تنگ می شود الف.همیشه غایب
583701

پل هوایی

چه حال خوب و قشنگیست اینکه من دارم توام بیا و کنار دلم هوایی شو هزار قلب یخی را ش.ت گرمایم برای آب شدن گرم خود نمایی شو . با هم ازآن راه سخت آمده ایم نترس و عاشق این پل ،پل هوایی شو نسیم بود و سونامی صداش می .د نگفتمت توی صف نغمه لالایی شو؟ مرا ببخش که شعرم کمی عقب افتاد بیاو همسفرشورهمسرایی شو
559398

پل هوایی

چه حال خوب و قشنگیست اینکه من دارم توام بیا و کنار دلم هوایی شو هزار قلب یخی را ش.ت گرمایم برای آب شدن گرم خود نمایی شو . با هم ازآن راه سخت آمده ایم نترس و عاشق این پل ،پل هوایی شو نسیم بود و سونامی صداش می .د نگفتمت توی صف نغمه لالایی شو؟ مرا ببخش که شعرم کمی عقب افتاد هوا هوای قشنگیست دلبخواهی شو
993741

اکشن کات

هرنفس آواز عشق می رسد از چپ و راست نوبت گرما رسید می طلبد دوغ و ماست بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود قیمت آب شد گران آب هدر نمی شود خبرت هست که در شهر شکر ارزان شد؟ حرف مفت است شکر قیمت خون پدر است نگفتمت مرو آنجا که مبتلات کنند؟ هزار مرتبه اکشن کنند و کات کنند؟
683296

نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم؟!

عجب روزگاریه، خیلی طول نمیکشه که بعد از یک اتفاق کل دیوار ادعای آدم فرو بریزه و بفهمه که ای دل غافل کجا داریم میریم.دغدغه هامون از کجا رسیده به کجا، مردم در فکر چی هستن ما در چه فکری.خیلیه آدم از تغییر دنیا برسه به فکر . به یک دختر بالا شهری !خدا توفیق بده بتونیم راه رو از بیراهه تشخیص بدیم و اینطور به جاده خاکی نزنیم. [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
435292

سقوط ..

بسمه تعالی من از سقوط دل عاشق تو حیرانم که . چه دیدی ازاو نمی دانم به چشم های سیاهت شبی قسم دادم که از نگاه تو بر روی غیر نالانم شبی که با تو سرودم غزال من باشی غزل سرودی و گفتی : " من از ... هراسانم " ! نگفتمت نرو آنجا که گرگ خو.ده ست نوشتی : از چه بترسم ؟ حریف بارانم ! چقدر آتش عشق تو شعله ها افروخت گداخت جان و تنم را و سوخت ایمانم صفای مهر تو همواره بر دلم باقی ست تو را به عشق قسم داده ام که می مانم در آسمان غزل آفتاب پی. به زیر خاک مقامت چو دانه پنهانم جواد مهدی پور
220123

مولانا خوانی

بر رهگذر بلا نهادم دل راخاص از پی تو پای گشادم دل را--------------------------پوشیده چون جان می روی اندر میان جان من-----------------------------جمله معشوقست و عاشق . ایزنده معشوقست و عاشق مرده ای-------------------------ای گلستان ای گلستان از گلستانم گل ستان---------------نگفتمت مرو آن جا که آشنات منمدر این سراب فنا چشمه حیات منم-----------------------------ی می بترم از تو من باده ترم از تو پرجوش ترم از تو آهسته که سرمستم----------------------------صید منی شکار منگرچه ز دام جسته ای-----------------تو به گوشدل چه گفتی ؟که به خنده اش شکفتی!!!-----------------بی رنگ فرورفتم در عشق تو ای دلبر برکش تو از این خنبم تا رنگ دگر گیرم--------...
2197540

رفتیم اگر ملول شدی از نشست ما-سعدی-دکلمه رضا پیربادیان

رفتیم اگر ملول شدی از نشست مافرمای خدمتی که برآید ز دست مابرخاستیم و نقش تو در نفس ما چنانکهر جا که هست بی تو نباشد نشست مابا چون خودی درافکن اگر پنجه می کنیما خود ش ته ایم چه باشد ش ت م ی نکرده ام که عقوبت کند ولیکمردم به شرع می نکشد ترک مست ماشکر خدای بود که آن بت وفا نکردباشد که توبه ای د بت پرست ماسعدی نگفتمت که به سرو بلند اومشکل توان رسید به بالای پست ما دکلمه با صدای رضا پیربادیان
1735781

مبارزه!

ا ای بغض فرو ه مرا مرد نگه دار تا دست خداحافظیش را سخت فشارم ... ای عزیزتر از جانم مگر نگفتمت وقتی میروی مرا در اغوش نگیر! بگذار باز هم مرد بمانم و احساس نه ام را دگرگون نساز با لمس وجودت بگذار محکم بمانم محکم رفتار کنم برای لحظه ای بعد که تو نیستی و من باز هم محکوم میشوم به مبارزه ای سخت با خویش پی نوشت: امروز چه روزی بود!!! خدایا تنهام نزاریااا...من میترسم متن بالا که نوشتم.زیباترین تلخی امروزم بود..و تنها بخشی از اشوب امروز
1476480

تماشایت

نمــــــــازم را قضا کرده تماشا ت ای مــــاهبمانـــــد بین مـــا این رازها بینی و بیـــــن الله!مــــــن استغفــــــار از نگاه تــــو نمی دانماجابـــــت می شود این توبــه های با اکراه؟بــــرای من نگاه تــــو فقط مانند آن لحظه استهمــــان لحظه که بیتی ناگهــــانی می رسد از راه... و شاید من سر از کاخ عزیــــزی در می آوردماگر تشخیص می دادم چو یوسف راه را از چـــاهمرا محروم کردی از خودت این داغ سنگین بودچنـــــان تحریــــم تنباکـــو برای ناصرالدین شاه حمیدرضا برقعی ----- پ.ن : ای دل نگفتمت، که به چشمش نظر مکن !؟ کز غم چنان شوی، که نبینی به خواب، ...
1439389

دئمدیم قییما بونا؟

نگفتمت مرو آن جا که آشنات منمدر این سراب فنا چشمه حیات منموگر به خشم روی صد هزار سال ز منبه عاقبت به من آیی که منتهات منمنگفتمت که به نقش جهان مشو راضیکه نقش بند سرا رضات منمنگفتمت که منم بحر و تو یکی ماهیمرو به خشک که دریای باصفات منمنگفتمت که چو مرغان به سوی دام مروبیا که قدرت پرواز و پرّ و پات منمنگفتمت که تو را ره زنند و سرد کنندکه آتش و تبش و گرمی هوات منماگر چراغ دلی دان که راه خانه کجاستوگر خداصفتی دان که کدخدات منممولانا - با اندک تصرفپ.ن: دوست ندارم دلیل ناراحتی ی باشم. حقیقتا غمگینم میکنه. اگر میتونستم بهت میگفتم که ناراحت نباش. دلت نگیره. اوضاع ...
1847324

مبارزه!

ا ای بغض فرو ه مرا مرد نگه دار تا دست خداحافظیش را سخت فشارم ... ای عزیزتر از جانم مگر نگفتمت وقتی میروی مرا در اغوش نگیر! بگذار باز هم مرد بمانم و احساس نه ام را دگرگون نساز با لمس وجودت دست نگذار بر قلب بی تابم به چشمانم خیره نشو بگذار بغضم نشکند بگذار محکم بمانم محکم رفتار کنم برای لحظه ای بعد که تو نیستی و من باز هم محکوم میشوم به مبارزه ای سخت با خویش پی نوشت: امروز چه روزی بود!!! خدایا تنهام نزاریااا...من میترسم متن بالا که نوشتم.زیباترین تلخی امروزم بود..و تنها بخشی از اشوب امروز
1512100

بیگانه ام ز عالم و بیگانه ای ز ما...

گفتی شتاب رفتن من از برای توست آهسته تر برو که دلم زیر پای توست با قهر میگریزی و گویا که غافلی آرام سایه ای همه جا در قفای توست سر در هوای مهر تو رفت و هنوز هم در این سری که از کف ما شد هوای توست چشمت رهم نمیدهد به گذر گاه عافیت بیمارم و خوشم که دلم مبتلای توست خوش میروی به خشم و به ما رو نمیکنی این دیده از قفا به امید وفای توست ای دل نگفتمت حذر از راه عاشقی؟ رفتی، بسوز، این همه آتش سزای توست ما را مگو حکایت شادی که تا به ماییم و ای که در آن ماجرای توست بیگانه ام ز عالم و بیگانه ای ز ما بیچاره آن ی که دلش آشنای توست بگذشت و گفت این به قفس اوفتاده کیست ...
2133039

امروز در فراق تو دیگر به شام شد

امروز در فراق تو دیگر به شام شد ای دیده پاس دار که ن حرام شد بیش احتمال سنگ جفا خوردنم نماند کز رقت اندرون ضعیفم چو جام شد افسوس خلق می شنوم در قفای خویش کاین پخته بین که در سر سودای خام شد تنها نه من به دانه خ مقیدم این دانه هر که دید گرفتار دام شد گفتم یکی به گوشه چشمت نظر کنم چشمم در او بماند و زیادت مقام شد ای دل نگفتمت که عنان نظر بتاب اکنونت افکند که ز دستت لگام شد نامم به عاشقی شد و گویند توبه کن توبت کنون چه فایده دارد که نام شد از من به عشق روی تو می زاید این سخن طوطی شکر ش ت که شیرین کلام شد ابنای روزگار غلامان به زر ند سعد ...
211084

جانانم چگونه باور کنم رفتنت را؟ ...

جانان من همگی دلتنگیم ... فصلیست که قرار بود خوب خوب شوی ... قرار بود نذرت کنیم در این فصل ... نذر خانم فاطمه ی زهرا ... چه شد؟؟ اینهمه عجله داشتی برای رفتن ! تو که خود به من وفا آموختی ... این بی وفایی و بی معرفتیت را بگذارم به پای چه؟؟ چند روز دیگر میشود چهل روز ... جانان من چهل روز است که ندیدمت حتی جان ندارم بیایم بر سر خاکت به . آن مکان میرسم دست پایم به شدت میلرزد و تنم را لرزه ی شدیدی فرا میگیرد چقدر دلتنگتم ... یادت است؟؟روزای آ. گله می. که خواهری ندارم! یادت است گفتی من خواهرت! یکبار نگفتمت خواهر ولی وقتی که بر روی دوش مردم بودی با تمام وجود فریاد میزد
568650

نگفتمت نرو...

دروغ چرا.حالم بد نبود.رفته بودم پیش خواهرم ب.ب حواسش جمع است.وقتی ح. بد است و توی مغزت دوتا که نه,ده تا لشکر دارند همدیگر را لت و پار میکنند,ب برایت ذرت مکزیکی درست میکند.گاهی بهت گوشزد میکند که زندگی واقعی تر از این حرفاست نیلوی پلشت بازیگوش...میتوانی بهش بگویی که گوشه ی چپ مغزم درد میکند.میخواهم آن تکه را ببرم و بیندازم دور.با تمام اتفاقاتی که همان تکه توی این سالها جمع کرده توی خودش و هرازچند گاهی دردآورترین هایشان را می آورد جلوی چشمم.حقیقی ترین هایشان را.اگر ب نبود تاحالا مغز من هزار تکه شده بود که هر کدام توی یک گوری بودند.داشتیم روبروی کوه قدم میزد
650458

نگفتمت نرو...

دروغ چرا.حالم بد نبود.رفته بودم پیش خواهرم ب.ب حواسش جمع است.وقتی ح. بد است و توی مغزت دوتا که نه,ده تا لشکر دارند همدیگر را لت و پار میکنند,ب برایت ذرت مکزیکی درست میکند.گاهی بهت گوشزد میکند که زندگی واقعی تر از این حرفاست نیلوی پلشت بازیگوش...میتوانی بهش بگویی که گوشه ی چپ مغزم درد میکند.میخواهم آن تکه را ببرم و بیندازم دور.با تمام اتفاقاتی که همان تکه توی این سالها جمع کرده توی خودش و هرازچند گاهی دردآورترین هایشان را می آورد جلوی چشمم.حقیقی ترین هایشان را.اگر ب نبود تاحالا مغز من هزار تکه شده بود که هر کدام توی یک گوری بودند.داشتیم روبروی کوه قدم میزد?...
538802

نگفتمت نرو...

دروغ چرا.حالم بد نبود.رفته بودم پیش خواهرم ب.ب حواسش جمع است.وقتی ح. بد است و توی مغزت دوتا که نه,ده تا لشکر دارند همدیگر را لت و پار میکنند,ب برایت ذرت مکزیکی درست میکند.گاهی بهت گوشزد میکند که زندگی واقعی تر از این حرفاست نیلوی پلشت بازیگوش...میتوانی بهش بگویی که گوشه ی چپ مغزم درد میکند.میخواهم آن تکه را ببرم و بیندازم دور.با تمام اتفاقاتی که همان تکه توی این سالها جمع کرده توی خودش و هرازچند گاهی دردآورترین هایشان را می آورد جلوی چشمم.حقیقی ترین هایشان را.اگر ب نبود تاحالا مغز من هزار تکه شده بود که هر کدام توی یک گوری بودند.داشتیم روبروی کوه قدم میزد
1662918

اشعارى زیبا از بزرگان شعر فارسى در باب یلدا

اشعارى زیبا از بزرگان شعر فارسى در باب یلدا نگفتمت که به یغما رود دلت سعدی چو دل به عشق دهی دلبران یغما را هنوز با همه دردم امید درمانست که آ ی بود آ شبان یلدا را سعدی صحبت حکام ظلمت شب یلداست نور ز خورشید جوی بو که برآید بر در ارباب بی مروت دنیا چند نشینی که خواجه کی به درآید حافظ هر جا روم ز کوی تو سر بر زمین زنم نفرین کنم ارادهٔ بیجای خویش را عمر ابد ز عهده نمی آیدش برون نازم عقوبت شب یلدای خویش را وحشی_بافقی قندیل فروزی به شب قدر به مسجد مسجد شده چون روز و دلت چون شب یلدا ناصرخسرو نور رایش تیره شب را روز نورانی ? ...
2055907

نگفتمت نرو نرو...!

به هرکجا که گریز می زنم، ناگزیرم از سیاست! شاید " بازی" زیاد کلمه ی خوشایندی نباشد و اگر بگویم "درک "، شاید دلم آروم تر بشود. و هرچه بخواهیم بگردیم تا جایی را برای بروز این درک پیدا ، شاید (بلکه باید) انگشت اشاره مان را به سمت نشانه بگیریم. من نمی توانم ادعا کنم که زندگی روزانه ام از سیاست روزم جداست. من نمی توانم خودم را جدای از سیاست منفعت طلبانه ی ببینم. من نمی توانم بگویم که جنگ چندین و چندساله ی فلسطین با رژیم سیاه مسحور ی؛ به دور از سیاست play های کثیفِ کدرِ پوست گرگین می باشد و اگر بگویم، به ماهیت انسانیتم توهین . فقط بگویم که شرایط فعلی ما یعنی ی? ...
2105106

مولانا جلال الدین محمد مولوی

مولانا جلال الدین محمد مولوی 584 ع از: سالار صدای:*مستان سلامت می کنند آهنگ: la califo sara brig an*درد ما را در جهان درمان نباشد بی شما آهنگ: همایون م و ویلن جهانخبش برومند* من غلام قمرم، غیر قمر هیچ مگو آهنگ: بخش کورال سمفونی شماره نه بتهون - آوای شادی با شعر فردریش شیلر* تو مرا جان و جهانی، چه کنم جان و جهان را آهنگ: نصرت فاتح علی خان با تنظیم پیتر گابریل*نگفتمت مرو آن جا که آشنات منم؟ آهنگ: sivan perwer / fermane*من بیخود و تو بیخود ما را که بر خانه آهنگ: aynur dogan / dar hejiroke*ای یار من، ای یار من، ای یار بی زنهار من آهنگ: نصرت فاتح علی خان - شمس الضحا*چهره ی زرد مرا بین و مرا ...
598760

مولانا جلال الدین محمد مولوی

مولانا جلال الدین محمد مولوی 584 ع. از: سالار . صدای:*نگفتمت مرو آن جا که آشنات منم؟ آهنگ: sivan perwer / fermane*من بیخود و تو بیخود ما را که بر خانه آهنگ: aynur dogan / dar hejiroke*ای یار من، ای یار من، ای یار بی زنهار من آهنگ: نصرت فاتح علی خان - شمس الضحاتو مرا جان و جهانی، چه کنم جان و جهان را آهنگ: نصرت فاتح علی خان با تنظیم پیتر گابریلچهره ی زرد مرا بین و مرا هیچ مگو آهنگ: یک ملودی ارمنی با تنظیم پیتر گابریل*خنک آن دم که نشینیم در ایوان . آهنگ: schubert-ständchen leise flehen meine lieder*دگرباره بشو. بدان سانم به جان تو آهنگ: ترانه ی بارون - تکنوازی گیتار و صدای علی رضا راجانیبی تو به...
1704586

مولانا جلال الدین محمد مولوی

مولانا جلال الدین محمد مولوی 584 ع از: سالار صدای:* من غلام قمرم، غیر قمر هیچ مگو آهنگ: بخش کورال سمفونی شماره نه بتهون - آوای شادی با شعر فردریش شیلر* تو مرا جان و جهانی، چه کنم جان و جهان را آهنگ: نصرت فاتح علی خان با تنظیم پیتر گابریل*نگفتمت مرو آن جا که آشنات منم؟ آهنگ: sivan perwer / fermane*من بیخود و تو بیخود ما را که بر خانه آهنگ: aynur dogan / dar hejiroke*ای یار من، ای یار من، ای یار بی زنهار من آهنگ: نصرت فاتح علی خان - شمس الضحا*چهره ی زرد مرا بین و مرا هیچ مگو آهنگ: یک ملودی ارمنی با تنظیم پیتر گابریل*خنک آن دم که نشینیم در ایوان آهنگ: schubert-ständchen leise flehen meine lieder*د ...
845174

مولانا جلال الدین محمد مولوی

مولانا جلال الدین محمد مولوی 584 ع. از: سالار . صدای:تو مرا جان و جهانی، چه کنم جان و جهان را آهنگ: نصرت فاتح علی خان با تنظیم پیتر گابریل*نگفتمت مرو آن جا که آشنات منم؟ آهنگ: sivan perwer / fermane*من بیخود و تو بیخود ما را که بر خانه آهنگ: aynur dogan / dar hejiroke*ای یار من، ای یار من، ای یار بی زنهار من آهنگ: نصرت فاتح علی خان - شمس الضحاچهره ی زرد مرا بین و مرا هیچ مگو آهنگ: یک ملودی ارمنی با تنظیم پیتر گابریل*خنک آن دم که نشینیم در ایوان . آهنگ: schubert-ständchen leise flehen meine lieder*دگرباره بشو. بدان سانم به جان تو آهنگ: ترانه ی بارون - تکنوازی گیتار و صدای علی رضا راجانیبی تو به...
892145

مولانا جلال الدین محمد مولوی

مولانا جلال الدین محمد مولوی 584 ع. از: سالار . صدای:* تو مرا جان و جهانی، چه کنم جان و جهان را آهنگ: نصرت فاتح علی خان با تنظیم پیتر گابریل*نگفتمت مرو آن جا که آشنات منم؟ آهنگ: sivan perwer / fermane*من بیخود و تو بیخود ما را که بر خانه آهنگ: aynur dogan / dar hejiroke*ای یار من، ای یار من، ای یار بی زنهار من آهنگ: نصرت فاتح علی خان - شمس الضحاچهره ی زرد مرا بین و مرا هیچ مگو آهنگ: یک ملودی ارمنی با تنظیم پیتر گابریل*خنک آن دم که نشینیم در ایوان . آهنگ: schubert-ständchen leise flehen meine lieder*دگرباره بشو. بدان سانم به جان تو آهنگ: ترانه ی بارون - تکنوازی گیتار و صدای علی رضا راجانیبی تو ب...

نگفتمت