نگفتمت


2299562

نگفتمت ...

نگفتمت مرو آن جا که آشنات منم در این سراب فنا چشمه حیات منم وگر به خشم روی صد هزار سال ز من به عاقبت به من آیی که منتهات منم نگفتمت که به نقش جهان مشو راضی که نقش بند سرا رضات منم نگفتمت که منم بحر و تو یکی ماهی مرو به خشک که دریای باصفات منم نگفتمت که چو مرغان به سوی دام مرو بیا که قدرت پرواز و پرّ و پات منم نگفتمت که تو را ره زنند و سرد کنند که آتش و تبش و گرمی هوات منم نگفتمت که صفت های زشت در تو نهند که گم کنی که سرچشمه صفات منم نگفتمت که مگو کار بنده از چه جهت نظام گیرد خلاق بی جهات منم اگر چر? ...
745546

اوست نشسته در نظر، من به کجا نظر برم.

نگفتمت مرو آن جا؟ ــ که آشنات منم. در این سرابِ فنا، چشمه ی حیات منم. وگر به خشم رَوی صدهزارسال ز من، به عاقبت به من آیی، که منتهات منم. نگفتمت که به نقشِ جهان مشو راضی؟ که نقش بندِ سرا. ی رضات منم. نگفتمت که منم بحر و تو یکی ماهی؟ مرو به خشک؛ که دریای باصَفات منم. نگفتمت که چو مرغان به سوی دام مرو؟ بیا که قوّتِ پرواز و پرّ و پات منم. نگفتمت که تو را ره زنند و سرد کنند؟ که آتش و تپش و گرمیِ هوات منم. نگفتمت که صفت های زشت بر تو نهند؟ که گم کنی که سرِ چشمه ی صِفات منم. نگفتمت که مگو کارِ بنده از چه جهت نظام گیرد؟ ــ...
1632866

به بیراهه ی خود مطمئنم

یک قدم که دور شدی، دیگر برو همانجا که نگفتمت نرو نگفتمت نرو
12044

نگفتمت؟

نگفتمت که من یکی بحرو تو یک ماهییمرو به خشکیکه دریای با صفات منم........یک جوجه .سرما خورده...که سه بار فایل وردش تکالیفش پریده...بازم لبخند زده(چقدر عوض شده...!؛)بعد اومده اینجا خونه دوستشو طبق طلسم دورهمی های همیشگی...باتری ماشین .اب شده که ما باور کنیم فقط خودمونیم که میمونیم با هم!کوهسار رفتنو هم پیچوندیم...شایدم اون ما رو پیچوند!!!و ما فهمیدیم که کاپوت ماشین رو هم نمیتونیم باز کنیم حتی!!!چند تا دختر که با ماشین باتری تموم شده مونده تو خیابون!!این!و دوباره امشب هم eternal sunshine رو دیدیم با هم...البته من که چرت میزدم با این قرص های سرماخوردگی اما ارزشش رو داشت..ا.اش ...
269268

نگفتمت مرو آنجا که

روزهای زندگی ام سخت می گذرند.یک کینه ی عمیق دلم را زخم کرده و روزی هزاربار میمیرم هیچ روز زندگی کامل نیس هیچ چیز زندگی کامل نخواهد بود.همه چیز در نقصان آفریده شده
559398

پل هوایی

چه حال خوب و قشنگیست اینکه من دارم توام بیا و کنار دلم هوایی شو هزار قلب یخی را ش.ت گرمایم برای آب شدن گرم خود نمایی شو . با هم ازآن راه سخت آمده ایم نترس و عاشق این پل ،پل هوایی شو نسیم بود و سونامی صداش می .د نگفتمت توی صف نغمه لالایی شو؟ مرا ببخش که شعرم کمی عقب افتاد هوا هوای قشنگیست دلبخواهی شو
683296

نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم؟!

عجب روزگاریه، خیلی طول نمیکشه که بعد از یک اتفاق کل دیوار ادعای آدم فرو بریزه و بفهمه که ای دل غافل کجا داریم میریم.دغدغه هامون از کجا رسیده به کجا، مردم در فکر چی هستن ما در چه فکری.خیلیه آدم از تغییر دنیا برسه به فکر . به یک دختر بالا شهری !خدا توفیق بده بتونیم راه رو از بیراهه تشخیص بدیم و اینطور به جاده خاکی نزنیم. [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
435292

سقوط ..

بسمه تعالی من از سقوط دل عاشق تو حیرانم که . چه دیدی ازاو نمی دانم به چشم های سیاهت شبی قسم دادم که از نگاه تو بر روی غیر نالانم شبی که با تو سرودم غزال من باشی غزل سرودی و گفتی : " من از ... هراسانم " ! نگفتمت نرو آنجا که گرگ خو.ده ست نوشتی : از چه بترسم ؟ حریف بارانم ! چقدر آتش عشق تو شعله ها افروخت گداخت جان و تنم را و سوخت ایمانم صفای مهر تو همواره بر دلم باقی ست تو را به عشق قسم داده ام که می مانم در آسمان غزل آفتاب پی. به زیر خاک مقامت چو دانه پنهانم جواد مهدی پور
2849306

ماهِ رخ ِ ندیده ات

اوست نشسته در نظر ، من به کجا نظر کنم ؟ اوست گرفته شهر دل ، من به کجا سفر کنم مولانا شعر چگونه گویم از ، ماهِ رخِ ندیده ات من که نشان ندارم از ، خال و خط و دو دیده ات « آمده ام به عقل و جان ، از همه دیده ها نهان » سجده کنم به درگهت ، در پیِ هر پدیده ات حافظ و وحشی ام تویی ، هم غزل و غزال من من به کجا سفر کنم زان نگهِ رمیده ات « هر که ز تاب روی تو ، نور صفا به دل کشد » من ز میان خمیده ام ، ز ابروی خمیده ات زخمه به تار و پود من ، گر بزند نوای تو ناله به دیلمان رسد ، از رسن تنیده ات گرچه نگفتمت تو را ، مبار ...
2841736

ماهِ رخ ِ ندیده ات

اوست نشسته در نظر ، من به کجا نظر کنم ؟ اوست گرفته شهر دل ، من به کجا سفر کنم مولانا شعر چگونه گویم از ، ماهِ رخِ ندیده ات من که نشان ندارم از ، خال و خط و دو دیده ات « آمده ام به عقل و جان ، از همه دیده ها نهان » سجده کنم به درگهت ، در پیِ هر پدیده ات حافظ و وحشی ام تویی ، هم غزل و غزال من من به کجا سفر کنم زان نگهِ رمیده ات « هر که ز تاب روی تو ، نور صفا به دل کشد » من ز میان خمیده ام ، ز ابروی خمیده ات زخمه به تار و پود من ، گر بزند نوای تو ناله به دیلمان رسد ، از رسن تنیده ات گرچه نگفتمت تو را ، مبارک است تولدت لیک به آسمان خوشم ...
2197540

رفتیم اگر ملول شدی از نشست ما-سعدی-دکلمه رضا پیربادیان

رفتیم اگر ملول شدی از نشست مافرمای خدمتی که برآید ز دست مابرخاستیم و نقش تو در نفس ما چنانکهر جا که هست بی تو نباشد نشست مابا چون خودی درافکن اگر پنجه می کنیما خود ش ته ایم چه باشد ش ت م ی نکرده ام که عقوبت کند ولیکمردم به شرع می نکشد ترک مست ماشکر خدای بود که آن بت وفا نکردباشد که توبه ای د بت پرست ماسعدی نگفتمت که به سرو بلند اومشکل توان رسید به بالای پست ما دکلمه با صدای رضا پیربادیان
2486478

گر ماه من برافکند از رخ نقاب را-سعدی

گر ماه من برافکند از رخ نقاب را برقع فروهلد به جمال آفتاب را گویی دو چشم جادوی عابدفریب او بر چشم من به سحر ببستند خواب را اول نظر ز دست برفتم عنان عقل وان را که عقل رفت چه داند صواب را گفتم مگر به وصل رهایی بود ز عشق بی حاصل است خوردن مستسقی آب را دعوی درست نیست گر از دست نازنین چون شربت شکر نخوری زهر ناب را عشق آدمیت است گر این ذوق در تو نیست همشرکتی به خوردن و ن دواب را آتش بیار و من آزادگان بسوز تا پادشه اج نخواهد اب را قوم از مست و ز منظور بی نصیب من مست از او چنان که نخواهم را سعدی نگفتمت ک? ...
1476480

تماشایت

نمــــــــازم را قضا کرده تماشا ت ای مــــاهبمانـــــد بین مـــا این رازها بینی و بیـــــن الله!مــــــن استغفــــــار از نگاه تــــو نمی دانماجابـــــت می شود این توبــه های با اکراه؟بــــرای من نگاه تــــو فقط مانند آن لحظه استهمــــان لحظه که بیتی ناگهــــانی می رسد از راه... و شاید من سر از کاخ عزیــــزی در می آوردماگر تشخیص می دادم چو یوسف راه را از چـــاهمرا محروم کردی از خودت این داغ سنگین بودچنـــــان تحریــــم تنباکـــو برای ناصرالدین شاه حمیدرضا برقعی ----- پ.ن : ای دل نگفتمت، که به چشمش نظر مکن !؟ کز غم چنان شوی، که نبینی به خواب، ...
2792132

مرا یادت هست - فرنگیس شنتیا

کجایی؟ چه می کنی؟ هنوز نام مرا یادت هست؟ بوی من در اتاقت می چرخد هنوز؟ در گوشه پیراهنت چطور؟ هنوز هم آن پرنده کورت را داری؟ که تا یک نفر می گفت سلام زیر گریه می زد و بر شانه های تو می نالید گل هایت چگونه اند؟ زیر این همه آوار زیر این فوران آبسه چرکی شهر در این هرج و مرج عمومی استخوان های تکیده مغز برایت شاخه ای و برگی مانده است هنوز؟ من که همه دلبستگی های دور و نزدیکم سوختند و مردند و خا تر شدند آ ین آن همین ب بود فکر می کنم تکه ای ازخنده های تو را برای وصله به چهره عفونی ماه از گوشه دلم به سرقت بردند. راستی نگفتمت جای چشم ...
1847324

مبارزه!

ا ای بغض فرو ه مرا مرد نگه دار تا دست خداحافظیش را سخت فشارم ... ای عزیزتر از جانم مگر نگفتمت وقتی میروی مرا در اغوش نگیر! بگذار باز هم مرد بمانم و احساس نه ام را دگرگون نساز با لمس وجودت دست نگذار بر قلب بی تابم به چشمانم خیره نشو بگذار بغضم نشکند بگذار محکم بمانم محکم رفتار کنم برای لحظه ای بعد که تو نیستی و من باز هم محکوم میشوم به مبارزه ای سخت با خویش پی نوشت: امروز چه روزی بود!!! خدایا تنهام نزاریااا...من میترسم متن بالا که نوشتم.زیباترین تلخی امروزم بود..و تنها بخشی از اشوب امروز
1512100

بیگانه ام ز عالم و بیگانه ای ز ما...

گفتی شتاب رفتن من از برای توست آهسته تر برو که دلم زیر پای توست با قهر میگریزی و گویا که غافلی آرام سایه ای همه جا در قفای توست سر در هوای مهر تو رفت و هنوز هم در این سری که از کف ما شد هوای توست چشمت رهم نمیدهد به گذر گاه عافیت بیمارم و خوشم که دلم مبتلای توست خوش میروی به خشم و به ما رو نمیکنی این دیده از قفا به امید وفای توست ای دل نگفتمت حذر از راه عاشقی؟ رفتی، بسوز، این همه آتش سزای توست ما را مگو حکایت شادی که تا به ماییم و ای که در آن ماجرای توست بیگانه ام ز عالم و بیگانه ای ز ما بیچاره آن ی که دلش آشنای توست بگذشت و گفت این به قفس اوفتاده کیست ...
211084

جانانم چگونه باور کنم رفتنت را؟ ...

جانان من همگی دلتنگیم ... فصلیست که قرار بود خوب خوب شوی ... قرار بود نذرت کنیم در این فصل ... نذر خانم فاطمه ی زهرا ... چه شد؟؟ اینهمه عجله داشتی برای رفتن ! تو که خود به من وفا آموختی ... این بی وفایی و بی معرفتیت را بگذارم به پای چه؟؟ چند روز دیگر میشود چهل روز ... جانان من چهل روز است که ندیدمت حتی جان ندارم بیایم بر سر خاکت به . آن مکان میرسم دست پایم به شدت میلرزد و تنم را لرزه ی شدیدی فرا میگیرد چقدر دلتنگتم ... یادت است؟؟روزای آ. گله می. که خواهری ندارم! یادت است گفتی من خواهرت! یکبار نگفتمت خواهر ولی وقتی که بر روی دوش مردم بودی با تمام وجود فریاد میزد
650458

نگفتمت نرو...

دروغ چرا.حالم بد نبود.رفته بودم پیش خواهرم ب.ب حواسش جمع است.وقتی ح. بد است و توی مغزت دوتا که نه,ده تا لشکر دارند همدیگر را لت و پار میکنند,ب برایت ذرت مکزیکی درست میکند.گاهی بهت گوشزد میکند که زندگی واقعی تر از این حرفاست نیلوی پلشت بازیگوش...میتوانی بهش بگویی که گوشه ی چپ مغزم درد میکند.میخواهم آن تکه را ببرم و بیندازم دور.با تمام اتفاقاتی که همان تکه توی این سالها جمع کرده توی خودش و هرازچند گاهی دردآورترین هایشان را می آورد جلوی چشمم.حقیقی ترین هایشان را.اگر ب نبود تاحالا مغز من هزار تکه شده بود که هر کدام توی یک گوری بودند.داشتیم روبروی کوه قدم میزد?...
538802

نگفتمت نرو...

دروغ چرا.حالم بد نبود.رفته بودم پیش خواهرم ب.ب حواسش جمع است.وقتی ح. بد است و توی مغزت دوتا که نه,ده تا لشکر دارند همدیگر را لت و پار میکنند,ب برایت ذرت مکزیکی درست میکند.گاهی بهت گوشزد میکند که زندگی واقعی تر از این حرفاست نیلوی پلشت بازیگوش...میتوانی بهش بگویی که گوشه ی چپ مغزم درد میکند.میخواهم آن تکه را ببرم و بیندازم دور.با تمام اتفاقاتی که همان تکه توی این سالها جمع کرده توی خودش و هرازچند گاهی دردآورترین هایشان را می آورد جلوی چشمم.حقیقی ترین هایشان را.اگر ب نبود تاحالا مغز من هزار تکه شده بود که هر کدام توی یک گوری بودند.داشتیم روبروی کوه قدم میزد
568650

نگفتمت نرو...

دروغ چرا.حالم بد نبود.رفته بودم پیش خواهرم ب.ب حواسش جمع است.وقتی ح. بد است و توی مغزت دوتا که نه,ده تا لشکر دارند همدیگر را لت و پار میکنند,ب برایت ذرت مکزیکی درست میکند.گاهی بهت گوشزد میکند که زندگی واقعی تر از این حرفاست نیلوی پلشت بازیگوش...میتوانی بهش بگویی که گوشه ی چپ مغزم درد میکند.میخواهم آن تکه را ببرم و بیندازم دور.با تمام اتفاقاتی که همان تکه توی این سالها جمع کرده توی خودش و هرازچند گاهی دردآورترین هایشان را می آورد جلوی چشمم.حقیقی ترین هایشان را.اگر ب نبود تاحالا مغز من هزار تکه شده بود که هر کدام توی یک گوری بودند.داشتیم روبروی کوه قدم میزد
1662918

اشعارى زیبا از بزرگان شعر فارسى در باب یلدا

اشعارى زیبا از بزرگان شعر فارسى در باب یلدا نگفتمت که به یغما رود دلت سعدی چو دل به عشق دهی دلبران یغما را هنوز با همه دردم امید درمانست که آ ی بود آ شبان یلدا را سعدی صحبت حکام ظلمت شب یلداست نور ز خورشید جوی بو که برآید بر در ارباب بی مروت دنیا چند نشینی که خواجه کی به درآید حافظ هر جا روم ز کوی تو سر بر زمین زنم نفرین کنم ارادهٔ بیجای خویش را عمر ابد ز عهده نمی آیدش برون نازم عقوبت شب یلدای خویش را وحشی_بافقی قندیل فروزی به شب قدر به مسجد مسجد شده چون روز و دلت چون شب یلدا ناصرخسرو نور رایش تیره شب را روز نورانی ? ...
2105106

مولانا جلال الدین محمد مولوی

مولانا جلال الدین محمد مولوی 584 ع از: سالار صدای:*مستان سلامت می کنند آهنگ: la califo sara brig an*درد ما را در جهان درمان نباشد بی شما آهنگ: همایون م و ویلن جهانخبش برومند* من غلام قمرم، غیر قمر هیچ مگو آهنگ: بخش کورال سمفونی شماره نه بتهون - آوای شادی با شعر فردریش شیلر* تو مرا جان و جهانی، چه کنم جان و جهان را آهنگ: نصرت فاتح علی خان با تنظیم پیتر گابریل*نگفتمت مرو آن جا که آشنات منم؟ آهنگ: sivan perwer / fermane*من بیخود و تو بیخود ما را که بر خانه آهنگ: aynur dogan / dar hejiroke*ای یار من، ای یار من، ای یار بی زنهار من آهنگ: نصرت فاتح علی خان - شمس الضحا*چهره ی زرد مرا بین و مرا ...
2438008

مولانا جلال الدین محمد مولوی

مولانا جلال الدین محمد مولوی 584 ع از: سالار صدای:*بی تو به سر نمی شود آهنگ: metin kemal kahraman*مستان سلامت می کنند آهنگ: la califo sara brig an*درد ما را در جهان درمان نباشد بی شما آهنگ: همایون م و ویلن جهانخبش برومند* من غلام قمرم، غیر قمر هیچ مگو آهنگ: بخش کورال سمفونی شماره نه بتهون - آوای شادی با شعر فردریش شیلر* تو مرا جان و جهانی، چه کنم جان و جهان را آهنگ: نصرت فاتح علی خان با تنظیم پیتر گابریل*نگفتمت مرو آن جا که آشنات منم؟ آهنگ: sivan perwer / fermane*من بیخود و تو بیخود ما را که بر خانه آهنگ: aynur dogan / dar hejiroke*ای یار من، ای یار من، ای یار بی زنهار من آهنگ: نصرت فاتح علی خا ...
598760

مولانا جلال الدین محمد مولوی

مولانا جلال الدین محمد مولوی 584 ع. از: سالار . صدای:*نگفتمت مرو آن جا که آشنات منم؟ آهنگ: sivan perwer / fermane*من بیخود و تو بیخود ما را که بر خانه آهنگ: aynur dogan / dar hejiroke*ای یار من، ای یار من، ای یار بی زنهار من آهنگ: نصرت فاتح علی خان - شمس الضحاتو مرا جان و جهانی، چه کنم جان و جهان را آهنگ: نصرت فاتح علی خان با تنظیم پیتر گابریلچهره ی زرد مرا بین و مرا هیچ مگو آهنگ: یک ملودی ارمنی با تنظیم پیتر گابریل*خنک آن دم که نشینیم در ایوان . آهنگ: schubert-ständchen leise flehen meine lieder*دگرباره بشو. بدان سانم به جان تو آهنگ: ترانه ی بارون - تکنوازی گیتار و صدای علی رضا راجانیبی تو به...
1704586

مولانا جلال الدین محمد مولوی

مولانا جلال الدین محمد مولوی 584 ع از: سالار صدای:* من غلام قمرم، غیر قمر هیچ مگو آهنگ: بخش کورال سمفونی شماره نه بتهون - آوای شادی با شعر فردریش شیلر* تو مرا جان و جهانی، چه کنم جان و جهان را آهنگ: نصرت فاتح علی خان با تنظیم پیتر گابریل*نگفتمت مرو آن جا که آشنات منم؟ آهنگ: sivan perwer / fermane*من بیخود و تو بیخود ما را که بر خانه آهنگ: aynur dogan / dar hejiroke*ای یار من، ای یار من، ای یار بی زنهار من آهنگ: نصرت فاتح علی خان - شمس الضحا*چهره ی زرد مرا بین و مرا هیچ مگو آهنگ: یک ملودی ارمنی با تنظیم پیتر گابریل*خنک آن دم که نشینیم در ایوان آهنگ: schubert-ständchen leise flehen meine lieder*د ...
845174

مولانا جلال الدین محمد مولوی

مولانا جلال الدین محمد مولوی 584 ع. از: سالار . صدای:تو مرا جان و جهانی، چه کنم جان و جهان را آهنگ: نصرت فاتح علی خان با تنظیم پیتر گابریل*نگفتمت مرو آن جا که آشنات منم؟ آهنگ: sivan perwer / fermane*من بیخود و تو بیخود ما را که بر خانه آهنگ: aynur dogan / dar hejiroke*ای یار من، ای یار من، ای یار بی زنهار من آهنگ: نصرت فاتح علی خان - شمس الضحاچهره ی زرد مرا بین و مرا هیچ مگو آهنگ: یک ملودی ارمنی با تنظیم پیتر گابریل*خنک آن دم که نشینیم در ایوان . آهنگ: schubert-ständchen leise flehen meine lieder*دگرباره بشو. بدان سانم به جان تو آهنگ: ترانه ی بارون - تکنوازی گیتار و صدای علی رضا راجانیبی تو به...

نگفتمت