میریم خونه


2200616

با تو رفتم، بی تو باز آمدم*

هر وقت باهم میریم؛ شما می مونید و من تنها برمیگردم خونه؛ تازه میفهمم خونه داشتن ربطی به سند ۶ دانگ داشتن نداره. من بدون شما در شهری که کلی فامیل و آشنا و دوست دارم غریبم. پایِ برگشت به خونه رو ندارم.باز خوبه به خاطر گلدونها خونه هنوز خونه ست. من تازه دارم میفهمم اعتبار خونه به آدمهاش هست. خونه رو شما با بودنتون "خونه" میکنید. بدون شما اینجا فقط یک ملک مس ی هست.
2912856

همه رفتن

کپل و شازده را همزمان میرسونم و میرم بانک کارم تموم میشه میرم مدرسه کپل با معلمش صحبت کنم کلی گله منده از این که کپل خیلی سر کلاسم حرف میزنم وقتی هم بهش اعتراض میکنم فقط خنده تحویلم میده بعدم گفت خیلی روحیه ش خوبه معلومه خدا را شکر خونه خیلی آرومی دارید راست میگه خونه مون آرومه.......برمیگردم خونه انگاری بمب ترکیده میوفتم به جون خونه و تا ساعت دوازده فقط جمع و جور میکنم بعد میرم دنبال شازده گیر میده برام اسباب بازی ب میریم می یم و از اون طرف میریم هایپر کلی ید دارم میوه هم از همونجا می م و میام خونه واسه ناهارشون ناگت گذاشتم تا یدا را جابجا کنم میشه دو می ...
2286004

چون خونه ندارم ی با من ازدواج نمی کنه!

سلام من میخوام ازدواج کنم ولی به خاطر اینکه خونه ندارم هیچ جایی منو قبول نمیکنند حتی به لحاظ اقتصادی منزل فقیرتر از خودمون هم که میریم اونا میگن دخترمون تو خونه ما فقر و نداری وگشنگی خورده ....حالا نمیخواهیم تو خونه شوهر هم اینطور باشه ..... پدر دختر خودش مستأجره ولی از من خونه میخواد ////// یعنی من هیچوقت نباید ازدواج کنم .... وقتها به رحمت پروردگار شک میکنم من هرسال کربلا هم میرم
1760366

استعفا جواد ن ام از تیم خونه به خونه

جواد ن ام علی رغم اینکه گفته شد در خونه به خونه می ماند امروز از سمتش استعفا کرد سایت فوتبال روز : جواد ن ام سرمربی تیم فوتبال خونه به خونه بابل دو روز پس از ش ت مقابل مس رفسنجان از سمت خود استعفا داد. ن ام، چند هفته قبل هم از هدایت خونه به خونه استعفا داده بود اما پس از صحبت با مالک این باشگاه به کارش ادامه داد. دلیل این استعفای ن ام مشکلات مالی و حواشی بوده است که در چند وقت اخیر در مورد خونه به خونه وجود داشته است. ن ام به همراه تمام کادر فنی خونه به خونه، بابل را به مقصد تهران ترک د. با این وجود تمرین ساعت ۱۱ خونه به خونه بدون حضور مربی در حال برگزاری ا? ...
2944614

خودتونید با عرض معذرت

ب همسر میگه، فردا برم شمال مراسم تشییع جنازه و ختم دوستم. گفتم، سه تایی میریم. برا شب هم هتل بگیر یا میریم خونه ی فلانی.رفتم دستشویی برگشتم، گفت، نریم. احتمال قوی چون نمیریم خونه ی مادرش، کنسل کرد. تموم شد اون روزا که تنها می رفت و دسته جمعی پشت سر من و خانواده ام حرف میزدن، ایشونم سکوت می کرد و به یت من می خندیدن.
2270378

یه خونه که با شهر کاری نداشت....

یه خونه کوچیک وسادهیه خونه که هرجور دوست داری وسایلش رو چیدییه خونه با سبک زندگی خودتیه خونه که سکوت شب رو با صدای سازت تو بالکن ش بشکنییه خونه که دوری از مهمونی های مس ه و دورهمی هایی حال بهم زنیه خونه با یه قفسه پرازکت ه خونه پر گلدون های رنگ رنگییه خونه با یه پَت دوست داشتنییه خونه دور از خیلی آدمایه خونه که فقط خودت خودت خودت +داشتم فکر می من که قرارنیست ازدواج کنم پول ج ه م رو برام خونه ب ن از این اوضاع نجات پیدا کنم ://///همون من فکرنکنم بهتر +عنوان ،از آهنگ رستاک یه خونه که با شهر کاری نداشت ، یه کوچه که آروم و بن بست بود یه گلدون سفالی پُر از عط ...
1660396

متن ترانه : خونه

خونه،این خونه ی ویرون،واسه من هزار تا خاطره داره خونه،این خونه ی تاریک، چه روزایی رو به یادم میاره اون روزا یادم نمیره،دیوار خونه پر از پنجره بود تا افق همسایه ی ما دریا بود،ستاره بود، منظره بود خونه،خونه ،جای بازی برای افتاب و ماه بود پر نور واسه بیداری،پر سایه واسه خواب بود پدرم می گفت: قدیما کینه هامونو دور انداخته بودیم توی برف و باد و بارون، خونه رو با قلبامون ساخته بودیم خونه عشق مادرم بود، که تو باغچش گل اطلسی می کاشت خونه روح پدرم بود، چیزی رو هم پای خونه دوست نداشت سیل غارتگر اومد، از تو رودخونه گذشت پل ها رو ش ت و برد، زد و از خون? ...
359312

(: good vibes only

این روزا حالم خوبه. قراره به زودی (تا ا. .داد) دو تا اتفاق قشنگ تو زندگیم بیافته. اولیش یه عمل زیبایی که خیلیییییییی سالها ارزوش رو داشتم (بینی نیست ) و دومی اینکه اگه همه چیز خوب پیش بره قراره به زودی خونه ی کوچیکی برای خودم بگیرم ، خونه ای که واسه خودمه، که توش نترسم از اینکه صدای موسیقی همه جا رو پر کند، از این نترسم که بوی سیگار بپیچه تو خونه، که دیگه نترسم وقتی بیرونم ساعت از 9 و نیم بگذرد.. فردا میریم چندتا بنگاه تا تو اون محله ای که در نظر دارم خونه ببینیم، میدونم که اون خونه ای که میخوام گیرم میاد خونه ای که اشپزخونه ی کوچیک و باصفاش به کوچه پنجره د
182492

پهلوان کوچولو

خونه ی ما خیلی آرام است ...خیلی .ت...خیلی بی سر وصدا ... به این خاطر که ماه مان بیش تر مواقع خونه نیست، بابا هم به مراتب از ماه مان بیشتر است در خونه، اما وقت هایی هم که خونه ست سرش گرم کار های خودش است، این وسط من هم یا .م، یا وقت هایی هم که در خونه ام سرگرم با کتاب هایم هستم، یا درس هایم، بین ش اینستا یم را هم چک می کنم، شب هم سعی م بر این است که زود تر بخوابم که صبح راحت تر بیدار شوم...از آن جایی که ماه مانم بیش تر مواقع خونه نیست، از این دسته از خانواده هایی نیستیم که از این خونه به آن خونه برویم و هر شب خونه ی یکی از اقوام و مثلا امشب برویم خونه ی آن . فرداشبش آ
2159704

خونه!

سلام ممنون از همه دوستان عزیز برای همدردیچند سال پیش خونه مونو فروختیم تا باتوجه به به دنیا اومدن عسل یه خونه سه خوابه ب یم اما به محض این که اون خونه رو فروختیم یکدفعه خونه گرون شد و از ترس با آ ین سرعت یه خونه دوخوابه دیگه یدیم که البته به لطف قرض و وام بهتر از خونه قبل بود. اما در طول این چند سال هرازچندگاه تصمیم میگرفتیم بریم سراغ یه خونه سه خوابه که می دیدیم پولمون نمیرسه.یکی دو ماه پیش بود که ما و یکی از خواهران آنی خونه خواهر دیگه اش مهمون بودیم. بعد از شام بود که متوجه شدم که باجناق گرامی داره آروم در گوش آنی و خواهرش حرف میزنه، کنجکاو شدم که ببینم ...
9532

روز . من

خواهرم اینا عصر رفتن، کلی ظرف نشسته رو هم تلنبار شده بود وخونه بهم ریخته بود بعد اینکه خواهرم رفت دلم براش تنگ شد . کوچیکه هم زنگ زد تا با مادرم و زن عمو برن روستا خونه . بزرگه خلاصه اینا رفتن من موندم و یه خونه بهم ریخته، شدم کوزت حال رو جمع . آشپز خونه همه ظرف ها رو شستم الان هم میرم اتاق ها رو جمع کنم :|بانو رفت مسجد، من و بابا گاهی .مون رو جماعت میخونیم دوست داشتید میتونید حتی دو نفره . جماعت بخونید خیلی خوبه :)از فردا مراسم خونه ت.ی رو شروع می کنیم تازه هفته بعد هم میریم برا خونه ت.ی خواهرم، ای خدا خودت کمک کن ؛)ماشاءالله خواهر زاده بزرگه عجب خوش زبونه یه ...
859132

قوز بالاقوز

چشمتون روز بد نبینه .ب30 تا مهمون داشتیم اینقدر من .ب کار .و خسته شدم موقع خواب مثل جنازه ها پس افتادم صبح از خواب پاشدم داشتم برنامه ریزی میگردم که :(تا ساعت 2 کا می کنیم بعد ناهار میخوریم بعد جارویرقیو طی میکشیم بعد میریم تندیس مانتو می .یم بعد میری خونه عموعلی شب) از صبح تا ساعت 12 داشتیم کار میکردی من اویwcبودم دیدم یهو بابام دوید سمت ویوز برق دراور یهو فکر . ماشین ظرفشویی سوخت دوییدیم سمت اشپز خونه وااای وااای سینک ظرفشویی کنده شده بو هرچی اب توش بود ریخت روفرش اشپز خونه گند زد کم کتر بود اینم روش که باید فرش بشوریم حالا کجا خونه ها مثل خونه های ?...
1978574

129...

لبخندهای مردونه اش تنها دلخوشی زندگیمه دوسش دارم، دوسم داره اما به قول خودش زندگیمون با روزای نامزدی هیچ فرقی نکرده... یه روز خونه مامانم؛ یه روز خونه مامانش... تو این فاصله اگه وقت کنیم یه سر هم به خونه خودمون میزنیم... خونه که نه اگه بگم خوابگاه بهتره تا خونه... دیگه از اعصاب خوردی گذشته کار من ... زندگی این روزام پر شده از کاشکی های الکی که حالا حالاها برآورده نمیشن... خونه ای که توش آرامشت گم بشه خونه نیست... خونه ای که همسایه طبقه بالاتون توش ش ی ش ه بکشه و با زنش دعوا ه و شیشه بُر کوچه بغلی از سر و صدای اونا بیاد در خونه رو بزنه و بگه بخاطر لبخند که ب? ...
2934938

خونه ی قدیمی بابابزرگ

بابا بزرگم خونه نبود، مونده بودم پشت در. زنگ زدم بهش، خودش رو رسوند. ناراحت بود که موندم پشت در. گفت "بَچَم، موندی پشت در؟ مگه ی هم پشت در خونه ی بابابزرگش میمونه؟ خونه ی بی زن همینه دیگه، خونه ی بی صاحب همینه دیگه". بغضم گرفت... این آدمان که رنگ میدن به خونه ها، روشن نگهش میدارن و گرم.. حالا هی بگن خونه ی در آبی و قدیمی ِِ نبش خیابون این قدر میلیارد می ارزه، چه فایده! وقتی ی نیست چراغ خونه رو روشن نگه داره و در رو برای نوه باز کنه...
458508

اردیبهشت زیبا

دوباره دارم دنبال خونه می گردم البته این بار واسه برادر جان .حس. مشغول تدارک کارهای عروسی هستن و ایشالله مردادماه مراسمشون برگزار میشه و داداش خارجی هم میاد فعلا اون قانونی قبلی که خارج نشین های سربازی نرفته می تونن سالی یکبار بیان ایران تمدید شده و برادر جان هم بلیط هاش رو گرفته و داره میاد ...داشتم می گفتم که دنبال خونه ام و عروس جان اومده تهران و دوتایی باهم میریم دنبال خونه و من واقعا متعجبم که چقدر در عرض این ۴ سال اجاره خونه ها بالا رفته و .ب داشتم فکر می کرد خداروشکر که بالا.ه خونه .یدیم و این پروسه ی مز.ف هرسال دنبال خونه گشتن تموم شده ...امیدورم ی
2630896

حکایت ما مستاجران

چند روز پیش دوباره اسباب کشی کردیم و جابجا شدیم. صاحبخونه قدیممون گفت ۳۵ میلیون به رهن خونه اضافه کن و خب جواب منم که منفی بود، یعنی نداشتم که بدم و مجبور شدم بیام به یک خونه کوچکتر! از سختی های جابجا شدن که بگذریم به نظرم ما خانواده های مستاجر یکی از مشکلاتی که داریم اینه که توی هر خونه ای بخشی از خاطراتمون رو جا میذاریم و میریم... در طول یک یا چند سالی که توی یک خونه مستاجریم و اونجا زندگی میکنیم، بزرگ شدن بچه ها و پیر شدن خودمون رو می بینیم، جشن ها و مهمانی ها داریم و کلی داستان که همش میشه خاطره که خب وقتی توی خاطراتت مرورش میکنی همش یادت می افته که ت ...
2278096

از دیوار خونه ام بالا اومده میخواین آروم باشم؟

چند روز پیش جاری توی حرف زدن هاش گفت که شوهرش اومده بوده خونه و هر چی زنگ و در زده بود مادرش نفهمیده بود در حالی که صدای تلوزیونش تا توی کوچه شنیده میشده !شوهرش هم میاد و از دیوار خونه من بالا میره و و همین طور توی حیاط خونه من راه میره و از این در لعنتی عبور میکنه و میره خونه مامانش!!!پ ن:خدا بیامرز پدرشوهر بنده زمینی برای پسرهاش تحت این عنوان که در آینده خونه بسازن در نظر نگرفت و یه خونه بزرگ که داشت رو یه 96 مترشو شوهر من خونه ساخت که الان من توش نشستم و بقیه اش هم برادرش جدیدن داره خونه میسازه چون که این منت سرما هست که خونه توی خونه پدری ساخته شد ...
2054620

حال خوب اسفند ماهی

هوالمحوب این چند روز گذشته تقریبا فقط برای خو دن اومدم خونه، هر روز صبح ها مدرسه ام، بعد از مدرسه بازار، عصرها خونه ی آبجی بزرگه. نون میگه اسفند ماه تو خونه نشستن نیست. مگه چند روز مونده ازش که بشینیم تو خونه به گرد گیری و شستن و رفت و روب؟ هر روز میریم مغازه ها رو تماشا میکنیم، آدم ها رو تماشا میکنیم، خیابون ها رو گز می کنیم، هر وقت که پاهای مامان شروع می کنه به گز گز ، برمیگردیم. ناهار رو بیرون میخوریم، چیزی هم نمی یم معمولا، یه سری ده ریز برای بچه ها، چیزهایی که هر روز خدا میشه از هر مغازه ای تهیه شون کرد. لباس ها، کفش ها، کیف ها، گل ها و جین? ...
2092242

گریز

البته بذارید یه چیزی بگم، اینکه هر روز میریم مدرسه تا 9، و من هیچ آدمی رو از فامیل و دوست و آشنا توی این روزا نمی بینم به طور رسمی و شب که میام خونه، در منطقه ی امن خونه با مامان و بابا و متینم، حالمو خوب نگه می داره :)
1371756

عوارض رو دادن زیاد

سلام یکی از ماجراهای عجیبی که خوندم اینه : یه خانمی تاپیک زده بود که شوهرش کلید خونه رو به داداش مجردش که ۲۶ سالشه داده و هر وقت که ی تو خونه نیست شو میاره خونه اینا ، حالا اینا چی کار می کنند یا نمی کنند نمیدونم خودش گفته می شینیم با هم حرف می زنیم ، من نمیدونم تو شهر این همه نیمکت و کافه هست ، خونه ؟ حتمأ خونه ؟!!!!! ش هم ۱۶ سالشه و مادر پسره هم اونو دیده !!!!! طبقه پایین همینا زندگی می کنند ، خ داریم کجا میریم ؟ من موندم از اون دختره ، یعنی انقدر احمق که فکر می کنم با دستمال کاغذی شدن میتونه پسره رو به دست بیاره ؟ فکر می کنه می گیرتش !!!! چقدر پسره بی شعوره ی ...
2538990

آ ین مردادماه

تلفن کرد گفت امشب همگی بریم ید وشام هم رستوران همیشگی.مامان به من که دارم به شمعدونی ها نگاه میکنه ،نگاه میکنه می پرسه:موافقی؟؟من:مشکلی نیست برنامه را زودتر تمام میکنم بریم.بابا از بیرون میاد خونه و مامان بهش ماجرا میگه.بابا:امشب بازی فوتبال ،نمیشه البته خودت با بهامین خواستین برین.من خونه میمونم.مامان:نه یه روز دیگه میریم.مامان تلفن میکنه و میگه ما نمیایم بخاطر بازی امشب.گوشیم زنگ میخوره،داداشی. بهامین تو بیا با ما امشب،میریم فلان مجتع ... واسه ید و بعدم میریم شام .گفتم نه خونه میمونم اصرار میکنهمنم میگم نه ،بهتون خوش بگذره.+آ ین مردادم? ...
2861552

خانه جدید

ماراتن انتخاب و انتقال خونه که از آ فروردین شروع شده بود، بالا ه به سرانجام رسید و امشب سومین شبی است که در خونه نو می خو م. پروژه طولانی بود که با اجاره خونه در اکباتان شروع شد، بعد به پروژه ید خونه در اکباتان تبدیل شد، یه خونه پیدا شد که من بهش حس خوبی نداشتم و اینگونه شد که از ید خونه در اکباتان منصرف شدیم و یه محله دیگه دنبال خونه گشتیم و .. . من بچه اکباتانی، نتونستم اکباتان را ترک کنم، با اینکه منظره غروب اون خونه رهایم نمی کرد.در اکباتان دنبال خونه گشتیم و از خوش اقبالی، در بلوک خودمون خونه پیدا کردیم وباز هم با چمدان اسباب کشی کردیم، فکر کنم ان? ...
562482

خونه ای که مردش تو باشی....

امروز داشتم به خونمون فکر می....خونه ای که مردش تو هستی...خونه ای که تک تک وسایلش نشون از عشقه...خونه ای که جز محبت و خوشی و خنده چیزی توش نیست...خونه ای که هر روز با آقاییم توش . بخونیم...خونه ای که من کدبانوش باشم...خونه ای که بشه کانون گرم خانوادهامون....خونه ای که سرشار از زندگیه.... چه خونه ای بشه این خونه.....بی صبرانه منتظر روزی ام که دستمو بگیری و باهم بریم خونمون....راحت بشیم از این تنهایی لعنتی....بریم ی زندگی توپ و هیجانی بسازیم...همونجور که تو میخوای همونجور که من میخوام....جوری که حسرت بخوریم واسه روزایی که بی هم بودیم،واسه روزایی که دیر همدیگرو پیدا کردیم.....
1659492

شعر خونه مادربزرگه (قدیمی و جدید)

شعر خونه مادربزرگه (قدیمی و جدید) خونه مادربزرگه دهه 60 و 70 خونه ی مادربزرگه هزار تا قصه داره خونه ی مادربزرگه شادی و غصه داره خونه ی مادربزرگه حرفای تازه داره خونه ی مادربزرگه گیاه و سبزه داره کنار خونه ی ما همیشه سبزه زاره دشتاش پز از بوی گل اینجا همش بهاره دل وقتی مهربونه، شادی میاد میمونه خوشبختی از رو دیوار، سر میکشه تو خونه ادامه مطلب
701974

هی ایز غلامِ درِ خونه

من و سین به قصدِ کشد میریم .. طوری که وقتی بیرون میایم از شدت خواب آلودگی نمیذاره لباس هاش رو تنش کنم یا موهاشو خشک کنم، چش؟ بسته می می می خواد و شرایطی که بتونه بخوابه. منم چشم هام یه طورِ سنگینِ بدی میشه. اما خب مرضِ نخو.دن مگه اجازه میده بخوابم؟. صاد هیچوقت ظهر خونه نمیاد. امروز اومد و سین خیلی خوشحال بود. یکم که از اومدنش گذشته بود مامانش زنگ زد که بره خونه ی وان، چون وان کمرش گرفته و نمیتونه بیاد پایین. شوهرش هم خونه نیست. به صاد گفتم اگه الان بری سین گریه می کنه و کلافه میشه،چون تازه اومدی و هنوز باهاش بازی نکرده که از دیدنت سیر شه. بری الان نمی تونم آ...
374080

حیوون

امروز و دیروز خونه یکی از دوستام بودم...خونه مجردی.طبقه دومه خونه شون...طبقه پایینشون یک خانواده چهارنفریه با دو تا بچه چهار پنج ساله... ی پنجره توی آشپزخونه دارن که ب راحتی و جوری که طبقه پایین نفهمه میشه .شون رو دید... میگفت هروقت زنش میره . میریم نگاش میکنیم...البته گفت که اوایل اینکارو میکردیم،الان دیگه واسمون عادی شده... منم چند بار نگاه . ولی خوشبختانه هیشکدوم نرفتن ....
1731922

نباید خونه می موندم...

شاید نباید زیاد خونه می موندم...اوضاع خونه هیچ تغییر مثبتی نداشته...سه چهار روز خونه موندم و باعث ایجاد انتظار برای برگشتن به خونه شدم...برگشتن به خونه ا ین راهه...
44322

حالا باید خونه رو از نو بسازیم ...

حالا باید خونه رو از نو بسازیم ... به خاطر این همه گناه ، خونه زندگی ات ، مثل خونه های ز.له زده ترک خورده و ویرانه شده ، حالا باید خونه رو از نو بسازیم ... بعضی چیزها مثل ز.له ت.یب کننده هست ، خود.یی بزرگترین ز.له زندگیته ... مثل آدمی که میخاد یه خونه جدید بسازه ، تو هم باید خونه جدیدی بسازی ، یه زندگی جدید که رنگ و بوی حرام نداشته باشه ! . معمار خونه جدیدت باید ... ادامه مطلب
1676514

استراحت مطلق شدم

برای یکی دو هفته استراحت مطلق داد.امشب و فردا خونه مامان هستم. فرداشب برادرم بره سفر میریم خونه خودمون.
2865631

90.رویایی

اومدم خونه جدید یکی از آشنایان کمک اسباب کشی یه خونه دو طبقه با یه حیاط کوچیک پر نور پر آرامش پر درخت با دیوارهای زرد و درهای چوبی این خونه می تونه خونه رویاهای من باشه
3036628

مسلمان نشنود، کافر نبیند

"آرامشِ روانی" چیزیه که هر خونه ای نداشته باشتش دیگه نمیشه بهش مفهوم خونه رو اتلاق کرد! خونه باید بسترِ به آرامش رسیدنِ فرد باشه از چالش های بیرون ... نه اینکه آدم بخواد از چالش هایِ خونه به چالش های بیرون از خونه پناه ببره :) خدایا ! از هیچ خونه ای این دو کلمه رو نگیر! حتی از خانواده کفّار ..
3026740

310. نه نه جان

مراسم دومین سالگرد عزیز رو برگزار کردیم و به خونه برگشتیم. مثل همیشه همگی خونه عمو کوچیکه جمع شدیم و شام رو خوردیم. شب من و سارا به اتفاق غزل و سورنا خونه بابا موندیم که ساعت 12 عمو مهدی تماس گرفت و خبر فوت نه نه رو داد. عجب دنیایی... در یک لحظه همه خاطرات خونه قدیمی و خونه رودکی از جلو چشمام گذشت. نه نه هم رفت، خدا رحمتش کنه. ...
2628444

نقش چهارگانه ی فعالیت ذهنی

نقش چهار گانه ی فعّالیّت ذهنی : بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ (الف) ... . سلام علیکم شکر خدا دنبال کار رفتنا نتیجه داد و یه کاری پیدا شد (ب) و خدا بخواد از فردا بقولی :"میریم سر کار سر ساعت" (پ) . وج : از کجا !؟ منظورم از کجا میریمه ؟ خب از خونه دیگه ! خب برا کار از خونه بیرون رفتن داره دیگه ، با تو خونه نشستن یا بیرون نرفتن که نمیشه رفت سر کار ! خب بله :"کار در خانه" داریم ، که نیازی :" وج" یا بیرون رفتن نداره ! البته بیرون از خونه ، مثل همون که در بحث قبلی گفتم یکی از بچه ها مشغولشه و از طریق اینتر? ...
3028171

تقدیم به تیم فوتبال خونه به خونه بابل

تقدیم به تیم فوتبال خونه به خونه بابل ... بـه عشق پیروزی باز اومـدن میدان به رتبه می بالـن لبا همـه خنــدان چو طوفان سرخن همه شوق دیــدار رسیدن به مقصود شدن پر طـرفـدار این خـونه به خـونه دیگـه قهـــرمـانـه حـریفــو میشناسه پیــروز میــدانــه بهـــار نارنج هم تــودنیـــا پیچیده نـــدای پیــروزی به هر جا رسیده همـه توی میــدان حـریفا گیج درخشیـدن اینبار با درس اسکوچیچ نـویـد پیروزی مبارک ای بابل بازم میریم فینال قوی و ما پر گل گرفتیم حق مونو با این زحمت و رنج باز عطری می پیچه ...
529128

این روزهای من

از آ.ین پستم حداقل 4 ماه می گذره. چرا اینقدر در گذاشتن پست تنبل شدم؟ این روزا کار ما شده دنبال خونه گشتن. از این محله به اون محله. از این خونه به اون خونه... پولمون کمه واسه .یدن یه خونه خوب و بی نقص. تمام نقشه هامون در مورد گرفتن وام از اداره ها یا فروش خونه کرج نقش برآب شده. واسه همین الان پولی که در دست داریم واقعا کمه. فقط امیدوارم خدا بهمون کمک کنه و یه خونه خوب رو بگذاره سر راهمون. یه خونه ای که توش آرامش داشته باشیم و برامون خیر و برکت داشته باشه.من که حتی از تصور عواقب انتخاب غلط در .ید خونه هم می ترسم. واسه همین سعی می کنم فکرشو نکنم و همه چیز رو بسپرم ب
792770

خونه

بالا.ه خونه قولنامه ..یه خونه ی آسانسور دار.یه خونه ی پر نور و آفتابگیر.یه خونه کهآشپزخونه ش یه عالمه ک.نت داره.یه خونه ای که همه چیزش به اندازه است. سرویس بهداشتیش. آشپزخونه ش. سالن پذیراییش و اتاق خوابش.درسته که خونه ی فعلی دو خوابه بود و یکی ازاتاق خواب ها تبدیل شده بود به انباری، ولی این خونه با وجود تک خوابه بودنش، حس. جادار و مرتب و بزرگه(هشتاد متره)نوساز و خوب.درسته که آپارتمان شخصیه و صاحبخونه و بچه هاش توی همین آپارتمان هستند ولی به جاش یه جای امنه که قرار نیست دائم مستاجرهای جورواجور بیان و برن.امروز قبل از رفتن به بنگاه زنگ زدم به هستی. به دلم ?...
815376

زیارت مادرشوهرررر

بعد اینکه . اینا رفتن...همسر اومد دنبالم.....ساعت نه بود....سوار ماشین که شدم مادرشوهر به همسر زنگ زد که من خونه دوستم هستم بیا اونجا دنبالم....همسر گفت باشه با فرانک داریم میایم....صداش از پشت تلفن میومد که میگفت مگه اونم میاد خونه ما؟همسرم گفت آره......اول میایم اونجا بعد میریم خونه مادرخانمم.....قرار شد که به خانواده همسر نگیم من خونه مامانم بودم(پیشنهاد خود همسر بود )رفتیم خونه دوستش، پیاده شدیم رفتیم توی حیاط و سلام واحوالپرسی....دوستای مادر شوهر گفتن واای فرانک جون چقدر لاغر شدی؟مادرشوهر گفت ااااااااا چرا من نمیفهمم.....(تو دلم گفتم آخه کوری عزیزم)همسر دوتا...
2627722

172- خونه ????

بسم الله الرحمن الرحیم ./ حدودا یک هفته س اومدیم تهران خونه ی خواهرشوهر (ابجی میم). خونه رو تحویل گرفتیم دو سه روزه و تمیزش کردیم :))) انقددددد کثیف بود که خدا می دونه ... مونده فقط موکتای کف خونه رو بشوریم ... خوشحالم و خدا رو شکر میکنم بابت خونه ی نقلی خوشگلی که میخپایم روزای قشنگمون رو توش شروع کنیم . الحمدلله :)
2198044

نتیجه بازی استقلال و خونه به خونه - فینال جام حذفی 96 - 97

نایب قهرمانی شایسته بابلی ها در جام حذفی؛استقلال 1- خونه به خونه 0؛ هفتمین تاج گذاریاستقلال تهران با برتری مقابل خونه به خونه بابل موفق شد برای هفتمین بار عنوان قهرمانی جام حذفی را ب کند. [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
706006

جانِ عزیزتون مزاحمِ زندگیِ دیگران نشید

من و سین به قصدِ کشت میریم .. طوری که وقتی بیرون میایم از شدت خواب آلودگی نمیذاره لباس هاش رو تنش کنم یا موهاش رو خشک کنم، چشم بسته می می خواد و شرایطی که بتونه بخوابه. منم چشم هام یه طورِ بدی سنگین میشه. اما خب مرضِ نخو.دن مگه اجازه میده بخوابم؟. خیلی کم پیش میاد صاد ظهر رو بیاد خونه. امروز اومد و سین خیلی از دیدنش خوشحال بود، واسش تازگی داشت پدرش رو ظهر توی خونه ببینه. یکم که از اومدنش گذشته بود مامانش زنگ زد که بره خونه ی وان، چون وان کمرش گرفته و نمیتونه بیاد پایین. شوهرش هم خونه نیست. به صاد گفتم اگه الان بری سین گریه می کنه و کلافه میشه به حدی که نمیت?...
2798978

خونه

پاشم برم خونه کارهام تموم شد امیدوارم آقای حق مدیر عامل زنگ نزنه و کار جدید برام جورنکنه توی خونه تا الان موندم که کاری دیگه نمونه برای خونه برم تا یکشنبه با خیال راحت ...
808742

311 - با اجازه!

ما و مادر شوهرم توی یه ساختمون دو طبقه زندگی میکنیم، زیاد میریم خونه ی مادر شوهرم . وقتی میخایم برگردیم خونمون معمولا من با این جمه خداحافظی میکنم: فعلا با اجازه. من و پسرم خونه ی مادر شوهرم بودیم، وقتی میخاستیم برگردیم خونه، قبل از اینکه من خداحافظی .م، سید مهدی رو به مادر و خواهر شوهرم: با اجازه، با اجازه با اجازه!!! من: مادر شوهرم: خواهر شوهرم: دیوارای خونه:
1843640

foot patrol - homo uals

من هر دو هم خونه ایم homo ual هستن. یکی gay هست و دیگری lesbian همیشه فانتزیم بود با یه دختری دوست باشم (رفیق) که یه سری اخلاقاش مثل مردها هست (مرامش، رفتارش) و یه رفیق واقعی هست. این دختره اینجوریه. هم یه دختر به تمام معنای خانم هست هم یه سری اخلاقای بامرام مردونه داره و دوسش دارم. پسره هم خوبه ولی در کل من با دختره خیلی صحبت میکنم و خیلی بیرون میریم و شدیم دوستای هم. با این دوتا (هم دختره هم پسره) میریم رستوران بستنی میزنیم میریم بیرون حال میده خیلی از ایرانیا تجربه زندگی با هوموسکچوال ها رو ندارن این پسره که اومد خونه م اولین بار، خیلی تعجب کرد میگفت ی? ...
2601918

اکبر محمدی سرمربی جدید خونه به خونه

مربی اسبق تیم ملی جوانان سرمربی خونه به خونه شد. [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
3065429

مجنون عاقل می شود

اومدم خونه جدید ... خیلی بهتره. البته ... باید بگم همون خونه دوران ازدواجمه. همون خونه که توش اونقدر اذیت شدم ولی الان .... خیلی دوستش دارم. توش آرومم. چون خیلی خوبه،پنجره داره بزرگ بزرگ، روو به باغ زرتشتیا، آسمون دارم، کوه دارم، پرنده و درخت دارم، اونقدر که نمی زنم که دیدم رو نگیرهبالکن دارم، آشپزخونه بزرگ غیر اپن، دو تا خواب ... خلاصه خوشحالم.البته هنوز کار داره تا خونه کامل بشه_____________________________قراره با هم بریم برای خونه گلدون ب یم. برای بالکن، میریم.قرار بود ایونت باشه ولی نیست.در نتیجه میشه رفتبهش گفتم ماجرای شب یلدا رو. گفت شب یلدا مست بودم،خیلی مست ب? ...
3054245

مجنون عاقل می شود

اومدم خونه جدید ... خیلی بهتره. البته ... باید بگم همون خونه دوران ازدواجمه. همون خونه که توش اونقدر اذیت شدم ولی الان .... خیلی دوستش دارم. توش آرومم. چون خیلی خوبه،پنجره داره بزرگ بزرگ، روو به باغ زرتشتیا، آسمون دارم، کوه دارم، پرنده و درخت دارم، اونقدر که نمی زنم که دیدم رو نگیرهبالکن دارم، آشپزخونه بزرگ غیر اپن، دو تا خواب ... خلاصه خوشحالم.البته هنوز کار داره تا خونه کامل بشه_____________________________قراره با هم بریم برای خونه گلدون ب یم. برای بالکن، میریم.قرار بود ایونت باشه ولی نیست.در نتیجه میشه رفتبهش گفتم ماجرای شب یلدا رو. گفت شب یلدا مست بودم،خیلی مست ب? ...
41310

به دنبال بنفشه!

از شاگردام ی جزوه عربی 2 پارسالشون و ی زبان فارسی امسال رو گرفتم!همینجور پیش بره کل جزوه هام جور میشه!!دیروز رفتیم ی چند تا خونه دیدیم یکی از یکی بدتریکی خونش خوب بود جاش بد بودیکی خونش خوب بود جاش خوب بود قیمتش اصلا به اون خونه نمی خوردیکی جاش خوب بود محلش خوب بود قیمتش خوب بود میگفت همین امروز صبح کرایه دادم!امروز هم باز میریم دنبال خونهبعد به نظرم خیلی خیلی زور داره اگه اینا همه نمایش باشه و وقت من و الکی تلف کرده باشن!!اخه خدا رو خوش میاد من ساعت چهار برسم خونه از مدرسهو ساعت پنج تا نه شب برم دنبال خونه از این املاکی به اون املاکی ا.ش هم ببینم سر کار
3021245

آهنگ سجادی خونه

آهنگ جدید سجادی به نام خونه آهنگ سجادی به نام خونه کیفیت متفاوت ۱۲۸ و ۳۲۰ ، با ، همراه با پخش آنلاین و متن آهنگ آهنگ فوق العاده خونه با صدای سجادی از شب صدا new sajadi – khooneh آهنگ خونه از سجادی موزیک جدید سجادی تحت لیبل رادیو جوان در حال ساخت می باشد. این موزیک خونه نام دارد. امیدوارم از کیفیت خوبی برخوردار باشد. متن آهنگ خونه از سجادی new sajadiآهنگ جدید خونه از سجادیمتن آهنگ جدید سجادی به نام خونه
1756466

امشب

ما امشب خونه پسر دعوتیم امروز هیچ کاری انجام ندادم فقط استراحت ؛ تا برای شب آماده باشم! نه اینکه من اهل جبران هستم شب میخوام به عروس کمک کنم ! کل ظرفهای ک نت داخل سفره هست ! با کوهی از ظرف در آشپزخانه ؛از ساعت ده تا دوازده هر بار میریم خونه پسر انگار از جنگ برگشتم خسته و کوفته
836686

(بدون عنوان)

هزار و شصت بالا.ه خونه .یدیم. شصت و سه متر. از روز اولی که دنبال خونه بودیم، ماکزیمم متراژی که میدیدیم، پنجاه متر بود. بعد رسیدیم به شصت و سه متر. پول کم آوردیم و مجبوریم خونه رو بدیم دست مستاجر. امروز قراره بریم بنگاه و بقیه کارهاش انجام شه. آ. تیرماه خونه رو تحویل میگیریم. زن . سه چهار روز پیش اومد ایران. دو روز پیش هم بعد از یک عالمه دعوا و بحث و سر و صدا اثاث کشی کرد به خونه جدید. . با امشب چهارمین شبیه که تو دفترش میخوابه و پا تو خونه جدیدش نذاشته. من هم با امشب چهارمین شبی هست که خونه قلک میخوابم. اوضاع به طرز وحشتناکی اسفناک هست. .ب بعد از هزار بار زنگ زدن ...
2185566

خونه به خونه در فینال حذفی شرکت نمی کند!

ورزش سه: قاسم حسن زاده، مالک باشگاه خونه به خونه پس از پایان دیدار با برق شیراز که در نهایت منجر به عدم صعود تیم بابلی به لیگ برتر شد گفت: با احترام به همه هواداران می گویم که با توجه به اتفاقات رخ داده در لیگ دسته اول ...
716222

خانواده ی کارخانه دار

یه دوره ای بود از بابا می پرسیدم چه خبر؟ میگفت: ما که زندگیمون شده "کار... خونه... کار... خونه... کم کم داریم میشیم کارخونه" میخندیدم و میگفتم: منم شدم "کار... خونه... کلاس... کار... خونه... کلاس... دارم میشم کارخونه ی باکلاس" الان که فکر می کنم جا داشت مامانم هم بگه "منم زندگیم شده کار ِ خونه و کار ِ خونه" بابام هم میخندید و بهم میگفت خوبه حداقل تو باکلاسی :) خواستم بگم کلا خانواده ی کارخونه داری هستیم :))))))) حالا هر کدوم به یه شکلی
2219272

آدینه اردیبهشت

نمیدونم چه کت بود،اما دقیقا یادمه که خوندم ؛درخت ها انرژی دارن .و زمانی و لحظات بودن خونه باغ ،حکم شارژ شدن داره برای من. اردیبهشتی که خونه باغ باشی ؛ خودِ بهشتِ .جمع سه نفرِ من و بابا وقتی میریم خونه باغ ؛واسم ثانیه ثانیه اش خوشمزه اس ،دوست دارم ثانیه هاش کِشدااااار بشه ووطولانی .جمع کوچیک و سه نفرمون ،خندیدن ها؛درد دل ها ،خاطره شنیدن ها.دروغ نگفتم اگه بگم بودن اونجا برام تمومی نداره.سکووووت محض و ناب خونه باغ؛آسمونِ آبیش ،انعکاس نور سبز درختااا،گه گاهی شنیدن آواز پرنده ها...کمتر از بهشت نیست !!!باد کنار گوشم صدا میکرد و کمی گوشم غِلغلک.خ? ...
1441488

انتشار مدارک جدید برای اثبات جادوگری خونه به خونه در بازی با گل گهر+تصاویر

مسئول ورزشگاه علی (ع) سیرجان، ع هایی از اتفاقات رخ داده در دیدار گل گهر و خونه به خونه را در اختیار ما قرار داده مشاهده می کنید.
866190

93/10/9 ♥ ماله همیم ♥

بعد از بیشتر از دوسال ا. تونستم رضایت خانواده رو بگیریم و بریم خونه مرضیه برا خواستگاری .. فکر کنم تنها خواستگاری بوده باشم که شب خونه مادر خانم آیندش میخوابه تو شب خواستگاری .. بچه پروو هستم دیگه ... مرضیه خیلی اون زحمت کشید.. میدونست من قرمه سبزی دوست دارم از عمد درست کرده بود بوس خلاصه اومدم خواستگاریت مرضیه .. همین زودی ها هم ایشالا میریم تو خونه خودمون.. ممنونم ازت مرضیه ♥ دوستت دارم ♥
2884253

خونه مادر بزرگه

خونه مادر بزرگه ... خونه ملت سه ساله داره چند تا ن ... ورژن جدید خونه مادر بزرگه ... را از طریق اینجا مشاهده بفرمائید. واقعا خیلی از نمایندگان زحمت میکشن تو خونه مادر بزرگه. ( اگه خونه ملت بود ... والا که ملت راضی نیستن) واقعا مدیونید اگه فکر کنید منظورم نمایندگان مجلسه...
1848590

پر رو

چند شب پیش با همسرم رفتیم بیرون واسه ید کلی برای خونه. معمولا بچه ها رو با خودمون نمیبریم ولی سریعتر ید رو انجام میدیم تا زود برگردیم خونه.یک لبنیاتی نزدیک خونمون هست که قرار شد بعد از انجام بقیه یدها وموقع برگشت به سمت خونه از اونجا شیر و پنیر ب یم.این لبنیاتی اینقدر نزدیک خونه هست که وقتی فقط از اونجا چیزی بخواهیم پیاده میریم. خلاصه شیر و پنیر رو یدیم و اومدم سوار ماشین بشم که یک پیرزنه سریع اومد پشت سرم و ایستاد، با تعجب نگاهش که پیرزنه پرسید مستقیم میرین ( فهمیدم میخواد تا جایی برسونیمش) در جوابش گفتم نه. باز پرسید پس دور برگردون دور میزنید، گفتم ? ...
783010

رمزهای خوشبختی

در خانه ا? که آدم ها ?کد?گر را دوست ندارند ؛بچه ها نم?توانند بزرگ شوند!شا?ـد قد بکشنداما بال و پر نخواهند گرفت...!میدونید خونه کجاست؟خونه اونجایى نیست که یه پذیرایى صد مترى و چهار تا اتاق خواب و کلى امکانات دیگه داشته باشه...خونه یعنى«احترام و درک متقابل»خونه یعنى«جایى که وقتى بهش فکر میکنى یه لبخند بیاد رو لبات»خونه یعنى«آرامش و امنیت»خونه یعنى«یه استکان چاى گرم در کنار .ان? که دوستشون دارى»خونه یعنى«فضایى خالى از خشم،خالى از دود، خالى از استرس»خونه یعنى«وقتى واردش میشى لبخند بزنى و لبخند ببینى»یه خونه خوب متراژش با? نیست؛ وسعت قلب آدماش زیاده. همچی...
529126

چه روزهایی ...

این روزا زندگی ما خیلی متفاوت شده. هر روز از سر کار که برمی گردیم بدو بدو میریم دنبال خونه هایی که آگهی شده و تا آ.های شب توی خیابونیم. زمان هم به سرعت می گذره و به انتخابات و ماه رمضون که اولی عاملی برای رشد قیمت خونه و دومی عاملی برای رکود .ید و فروش خونه است نزدیک می شیم. و این یعنی باید توی خونه ای که مستاجر هستیم یکی دو ماهی بیشتر بشینیم و علاوه بر پرداخت اجاره بالاتر از همیشه، تسویه وامی که گرفته بودیم عقبتر میفته و باید جریمه پرداخت کنیم. ما حقیقتا خسته شدیم. ظرفیتمون برای این جورکارا خیلی کمه و این یعنی به شدت در معرض انجام یه انتخاب اشتباهیم. این ر...
829798

خونه ت.ی روز .

12:09 نوشت: با صدای گوشی از خواب بیدار میشم،همسری هستن،جواب نمیدم و باز میخوابم.بعد یادم میاد صبح که میخواست بره کلی بوسم کرد و هی میگفت بیدار نمیشی؟ منم غرغر که نه نه نه. بعدش که سرحال اومدم بهش زنگ زدم. دیگه اینکه آبگرم آبلیمو عسل خوردم و بعدش به کارهای خونه رسیدم.امروز رو سعی میکنم تا جایی که میتونم به خونه برسم.از فردا سفت و سخت باید عمل کنم و کتاب هام رو بخونم. با یه آهنگ شاد میریم که به ادامه ی کارهای منزل برسیم.راستی یه گل هم داشتم که کاشتم تو گلدون :)

میریم خونه