میریم خونه


2200616

با تو رفتم، بی تو باز آمدم*

هر وقت باهم میریم؛ شما می مونید و من تنها برمیگردم خونه؛ تازه میفهمم خونه داشتن ربطی به سند ۶ دانگ داشتن نداره. من بدون شما در شهری که کلی فامیل و آشنا و دوست دارم غریبم. پایِ برگشت به خونه رو ندارم.باز خوبه به خاطر گلدونها خونه هنوز خونه ست. من تازه دارم میفهمم اعتبار خونه به آدمهاش هست. خونه رو شما با بودنتون "خونه" میکنید. بدون شما اینجا فقط یک ملک مس ی هست.
1729495

۱۳ دی ۹۶

کارهای خونه رو انجام دادم ، الانم دراز کشیدم تا همسری بیاد و بریم خونه مامانم...عصر هم باید پسری رو ببریم واسه گوش دردش ، از اونجا هم میریم خونه مادرشوهر.....
2030367

هفته دیگه این موقع ، ساعت ۱۰ شب ۱۳۹۷ ♥

اردیبهشت از هفته دیگه این موقع گفت ، منم بگم که هفته دیگه این موقع از خونه خودم میریم خونه پدرهمسر (اگه باشن البته ممکنه خونه متوفی باشن) ی سر میزنم و تبریک هم که نمیگیم چون عزادارهستن . بعدش میریم خونه بابا جان و مامان جان من ، شام میخوریم و نرم نرم بهشون میگیم که چشمتون روشن تا چندساعت دیگه یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخورید پاشید شاد باشید ♥ بعدم حاضر میشیم میریم فرودگاه استقبال .یوسف این جنددفعه که اومده هردفعه بدون خبر بوده فقط من و سهیل میدونستیم و رفتیم فرودگاه دنبالش و ایشون ایزطوری پریده تو خونه و ی شوک اساسی ب مامان بابا وارد کرده هردفع? ...
2286004

چون خونه ندارم ی با من ازدواج نمی کنه!

سلام من میخوام ازدواج کنم ولی به خاطر اینکه خونه ندارم هیچ جایی منو قبول نمیکنند حتی به لحاظ اقتصادی منزل فقیرتر از خودمون هم که میریم اونا میگن دخترمون تو خونه ما فقر و نداری وگشنگی خورده ....حالا نمیخواهیم تو خونه شوهر هم اینطور باشه ..... پدر دختر خودش مستأجره ولی از من خونه میخواد ////// یعنی من هیچوقت نباید ازدواج کنم .... وقتها به رحمت پروردگار شک میکنم من هرسال کربلا هم میرم
632575

٢٩- خلاصه الأخبار

سلام کاش این روزا زود بگذره راحت شم ، هم خونه ت.ى خونه دارم هم کار مغازه ، وحشتناک خسته میشمصبحا با همسرى زود بیدار میشیم یه کمى از خونه ت.ى میکنیم میریم مغازه ، ظهر که بر میگردیم بازم خونه ت.ى و ناهار ، شبم خونه ت.ى و شام انصافا همسرى تو کاراى خونه خیلی کمکم میکنه ظرفاى دکورى و بوفه رو اون شست ، ظرفاى ک.نتا رو من شستم ،اون گردگیرى کرد و جاروبرقی کشید من وسایلو چیدم.ب . آشپزخونه رو هم نصب کردجاى تختمونو عوض کردیم ، احساس میکنم تو خونه قدیمى بابا میخوابم کل هال پذیرایی کاراش تموم شده ، از اتاق خوابمون فقط دستمال کشیدنش موندهاز آشپزخونه هم دستمال کشیدن ر?...
1760366

استعفا جواد ن ام از تیم خونه به خونه

جواد ن ام علی رغم اینکه گفته شد در خونه به خونه می ماند امروز از سمتش استعفا کرد سایت فوتبال روز : جواد ن ام سرمربی تیم فوتبال خونه به خونه بابل دو روز پس از ش ت مقابل مس رفسنجان از سمت خود استعفا داد. ن ام، چند هفته قبل هم از هدایت خونه به خونه استعفا داده بود اما پس از صحبت با مالک این باشگاه به کارش ادامه داد. دلیل این استعفای ن ام مشکلات مالی و حواشی بوده است که در چند وقت اخیر در مورد خونه به خونه وجود داشته است. ن ام به همراه تمام کادر فنی خونه به خونه، بابل را به مقصد تهران ترک د. با این وجود تمرین ساعت ۱۱ خونه به خونه بدون حضور مربی در حال برگزاری ا? ...
2392685

خونه ی بخت من

کی گفته که خونه ی بخت, ا اما خونه ی شوهره؟ من اعتقادم چیز دیگه ایه مثلا خونه بخت شوهر ام، اون خونه ای نبوده که دست ی 13 ساله ی منو گذاشتن تو دستش! خونه ی بختش اون خونهه بود که توش رای آورد و شد مجلس d: خونه ی بخت من هم این خونه بود! خونه ای که توش صبح روز دوم مهر لباس پریراق [مفصلا در موردش توضیح خواهم داد در آینده] پوشیدم و راهی علوم پزشکی دلخواهم شدم. ی که موقع کنکوری بودنم، ع ی که از سر درش تو گوشیم بود، روحم رو تازه میکرد. خونه ی بخت من اینجا بود! خونه ای که معلم ریاضی کنکورم، که جون و دل میدم براشون [مفصلا درباره ی ایشون هم خواهم نوشت!] برامون پیدا کرد. یا ...
2270378

یه خونه که با شهر کاری نداشت....

یه خونه کوچیک وسادهیه خونه که هرجور دوست داری وسایلش رو چیدییه خونه با سبک زندگی خودتیه خونه که سکوت شب رو با صدای سازت تو بالکن ش بشکنییه خونه که دوری از مهمونی های مس ه و دورهمی هایی حال بهم زنیه خونه با یه قفسه پرازکت ه خونه پر گلدون های رنگ رنگییه خونه با یه پَت دوست داشتنییه خونه دور از خیلی آدمایه خونه که فقط خودت خودت خودت +داشتم فکر می من که قرارنیست ازدواج کنم پول ج ه م رو برام خونه ب ن از این اوضاع نجات پیدا کنم ://///همون من فکرنکنم بهتر +عنوان ،از آهنگ رستاک یه خونه که با شهر کاری نداشت ، یه کوچه که آروم و بن بست بود یه گلدون سفالی پُر از عط ...
2240973

یه خونه که با شهر کاری نداشت....

یه خونه کوچیک وسادهیه خونه که هرجور دوست داری وسایلش رو چیدییه خونه با سبک زندگی خودتیه خونه که سکوت شب رو با صدای سازت تو بالکن ش بشکنییه خونه که دوری از مهمونی های مس ه و دورهمی هایی حال بهم زنیه خونه با یه قفسه پرازکت ه خونه پر گلدون های رنگ رنگییه خونه با یه پَت دوست داشتنییه خونه دور از خیلی آدمایه خونه که فقط خودت خودت خودت +داشتم فکر می من که قرارنیست ازدواج کنم پول ج ه م رو برام خونه ب ن از این اوضاع نجات پیدا کنم ://///همون من فکرنکنم بهتر +عنوان ،از آهنگ رستاک یه خونه که با شهر کاری نداشت ، یه کوچه که آروم و بن بست بود یه گلدون سفالی پُر از عط ...
1660396

متن ترانه : خونه

خونه،این خونه ی ویرون،واسه من هزار تا خاطره داره خونه،این خونه ی تاریک، چه روزایی رو به یادم میاره اون روزا یادم نمیره،دیوار خونه پر از پنجره بود تا افق همسایه ی ما دریا بود،ستاره بود، منظره بود خونه،خونه ،جای بازی برای افتاب و ماه بود پر نور واسه بیداری،پر سایه واسه خواب بود پدرم می گفت: قدیما کینه هامونو دور انداخته بودیم توی برف و باد و بارون، خونه رو با قلبامون ساخته بودیم خونه عشق مادرم بود، که تو باغچش گل اطلسی می کاشت خونه روح پدرم بود، چیزی رو هم پای خونه دوست نداشت سیل غارتگر اومد، از تو رودخونه گذشت پل ها رو ش ت و برد، زد و از خون? ...
1458437

هم اکنون

رودبار هستم. توی ماشین برادر. برادرزاده جان توی بغلم خو ده و این یعنی خودِ خود خوشبختی!داریم میریم سمت خونه.من میرم خونه ی مامان. برادر و خانوادهش میرن خونه ی خواهرخانمش. (شهری نزدی شهر خودمون)نم نم بارون روی شیشه ی ماشین میچکه. هوا تاریک تاریک شده.دلم میخواد هرچه زودتر برسم خونه و توی اتاق خودم توی تختم بخوابم.****بچه که بودم وقتی امتحان داشتم از مادر میخواستم که از خونه بیرون نره . میگفت تو که میری توی اتاقت و بیرون نمیای.میگفتم: آره. ولی وقتی میدونم تو توی خونه هستی، آرامش دارم و درسا رو بیشتر میفهمم.الان هم دلم میخواد برم و شب توی خونه ای بخوابم که میدو ...
359312

(: good vibes only

این روزا حالم خوبه. قراره به زودی (تا ا. .داد) دو تا اتفاق قشنگ تو زندگیم بیافته. اولیش یه عمل زیبایی که خیلیییییییی سالها ارزوش رو داشتم (بینی نیست ) و دومی اینکه اگه همه چیز خوب پیش بره قراره به زودی خونه ی کوچیکی برای خودم بگیرم ، خونه ای که واسه خودمه، که توش نترسم از اینکه صدای موسیقی همه جا رو پر کند، از این نترسم که بوی سیگار بپیچه تو خونه، که دیگه نترسم وقتی بیرونم ساعت از 9 و نیم بگذرد.. فردا میریم چندتا بنگاه تا تو اون محله ای که در نظر دارم خونه ببینیم، میدونم که اون خونه ای که میخوام گیرم میاد خونه ای که اشپزخونه ی کوچیک و باصفاش به کوچه پنجره د
361379

(: good vibes only

این روزا حالم خوبه. قراره به زودی (تا ا. .داد) دو تا اتفاق قشنگ تو زندگیم بیافته. اولیش یه عمل زیبایی که خیلیییییییی سالها ارزوش رو داشتم (بینی نیست ) و دومی اینکه اگه همه چیز خوب پیش بره قراره به زودی خونه ی کوچیکی برای خودم بگیرم ، خونه ای که واسه خودمه، که توش نترسم از اینکه صدای موسیقی همه جا رو پر کند، از این نترسم که بوی سیگار بپیچه تو خونه، که دیگه نترسم وقتی بیرونم ساعت از 9 و نیم بگذرد.. فردا میریم چندتا بنگاه تا تو اون محله ای که در نظر دارم خونه ببینیم، میدونم که اون خونه ای که میخوام گیرم میاد خونه ای که اشپزخونه ی کوچیک و باصفاش به کوچه پنجره د
440781

مینویسم یکم آروم میشم

خونه ی دختر. ی شوهر شام دعوت بودیم ...تازه خونه .یده بودن و مهمونیه خونشون بود... ماهرجایی مخصوصا خونه ی دختر. های شوهر نمیریم تا الان دوتاشونو رفتیم اونم چون به مدت یک ساعت تمام اصرار . به همسر که تشریف بیارین و یه جورایی بی ادبی بود نرفتنمون... بعد شام قرار بود بریم لب آب...حالمون اینه هرجا باشیم و بریم بعدش باید بریم دم آب...همسرم به مادرشون گفتن با ما میاین ؟اخه مادرشون با ما اومده بودن و بالطبع باید برگشتنه هم با ما میومدن و این سوال یعنی نیا...منم گفتم آره با ما میان...یه سر میریم خونه میرسونیمشون بعدش میریم(مادرشوهرم توی سفرکربلای قبل از عیدشون پاشون پی...
684741

بابای خلاق

عصرا که من از سرکار میام خونه خیلی خسته و بی حالم دیگه نای رسیدگی به امورات منزلو واقعن ندارم. اکثرا من ولوو میشم روی کاناپه و همسرجونی مشغول آشپزی میشه . بعضی روزا هم میریم خونه مامانم اینا و شب واسه خواب برمیگردیم خونه خودمون. ادامه مطلب
465775

همبازی

از اول .داد مهد شمیم تمام میشه و دخملی باید چهارماه توی خونه باشه تا از اول مهر دوباره بره مهد. میخواستیم منزل را عوض کنیم بعد از گشتن یه خونه نقلی پیدا کردیم و قراردادش رو نوشتیم. چند روز بعد داشتم فکر می . کاش یه بچه هم سن و سال خودش داشتیم که باهم بازی می .د و باعث رشد شمیم می شد.همون موقع پیچیدم توی کوچه و . را که هم سن شمیم بود دیدم. توی دلم گفتم چه خوب می شد با این دختر همبازی می شد ولی حیف که داریم از این خونه میریم. شب پدر همون دختر اومد در خونه و گفت شما که سراغ خونه گرفتید ما میخواهیم منزلمان را اجاره بدهیم اگر دوست دارید بیایید ببینید. رفتیم خانه را
2211647

خونه

بچه بودم ، یادم نمیاد چند سالم بود ولی بچه بودم ، مامانی تمام طلا هاش رو فروخته بود که بزرگه بتونه خونه ب ه ، کل طلا هاش شده بود ۸ میلیون تومن ! .دنبال خونه میگشتیم ، ۶ ماه بود دنبال خونه میگشتیم ، پول مون به ید یه خونه خوب نمیرسید ، آ ش دو تا خونه با بودجه مون هماهنگ بود . یکی طبقه چهارم بدون آسانسور ، نورگیر با بالکن ، داغوووون ، راهروش از توی خونه داغون تر ، ۵۰ متری بود . یکی دیگه همون خونه مون . طبقه اول ، ۴۰ متری ، بدون نور ولی تر و تمیز ... ی کمک مون نکرد سر یدن خونه ، حتی کادو ی خونه هم ندادن ! یه روز خونه بابا نشسته بودیم ، جاری بزرگه م هم بود که مادرشوهرم شر ...
2161663

تقدیم به تیم فوتبال خونه به خونه بابل ...

تقدیم به تیم فوتبال خونه به خونه بابلامه خونه به خونه قهرمانهونه نوم و مقوم ورده زبانهحـریفـونه، ات اتا وه بوردهوه تیمـه بابلـه مـــازندرانهترجمه فارسیتیم فوتبال خونه به خونه بابل همیشه قهرمان است و نام و مقامش به هرکجا پیچیده است.در همه ی بازی ها حریفان را برده است و تیمی از شهر بابل مازندران است.میر حمزه طاهری هریکنده ای نوپا
182492

پهلوان کوچولو

خونه ی ما خیلی آرام است ...خیلی .ت...خیلی بی سر وصدا ... به این خاطر که ماه مان بیش تر مواقع خونه نیست، بابا هم به مراتب از ماه مان بیشتر است در خونه، اما وقت هایی هم که خونه ست سرش گرم کار های خودش است، این وسط من هم یا .م، یا وقت هایی هم که در خونه ام سرگرم با کتاب هایم هستم، یا درس هایم، بین ش اینستا یم را هم چک می کنم، شب هم سعی م بر این است که زود تر بخوابم که صبح راحت تر بیدار شوم...از آن جایی که ماه مانم بیش تر مواقع خونه نیست، از این دسته از خانواده هایی نیستیم که از این خونه به آن خونه برویم و هر شب خونه ی یکی از اقوام و مثلا امشب برویم خونه ی آن . فرداشبش آ
2159704

خونه!

سلام ممنون از همه دوستان عزیز برای همدردیچند سال پیش خونه مونو فروختیم تا باتوجه به به دنیا اومدن عسل یه خونه سه خوابه ب یم اما به محض این که اون خونه رو فروختیم یکدفعه خونه گرون شد و از ترس با آ ین سرعت یه خونه دوخوابه دیگه یدیم که البته به لطف قرض و وام بهتر از خونه قبل بود. اما در طول این چند سال هرازچندگاه تصمیم میگرفتیم بریم سراغ یه خونه سه خوابه که می دیدیم پولمون نمیرسه.یکی دو ماه پیش بود که ما و یکی از خواهران آنی خونه خواهر دیگه اش مهمون بودیم. بعد از شام بود که متوجه شدم که باجناق گرامی داره آروم در گوش آنی و خواهرش حرف میزنه، کنجکاو شدم که ببینم ...
9532

روز . من

خواهرم اینا عصر رفتن، کلی ظرف نشسته رو هم تلنبار شده بود وخونه بهم ریخته بود بعد اینکه خواهرم رفت دلم براش تنگ شد . کوچیکه هم زنگ زد تا با مادرم و زن عمو برن روستا خونه . بزرگه خلاصه اینا رفتن من موندم و یه خونه بهم ریخته، شدم کوزت حال رو جمع . آشپز خونه همه ظرف ها رو شستم الان هم میرم اتاق ها رو جمع کنم :|بانو رفت مسجد، من و بابا گاهی .مون رو جماعت میخونیم دوست داشتید میتونید حتی دو نفره . جماعت بخونید خیلی خوبه :)از فردا مراسم خونه ت.ی رو شروع می کنیم تازه هفته بعد هم میریم برا خونه ت.ی خواهرم، ای خدا خودت کمک کن ؛)ماشاءالله خواهر زاده بزرگه عجب خوش زبونه یه ...
1649257

پخش زنده و مستقیم و آنلاین بازی گسترش فولاد و خونه به خونه 27 آذر 96

لینک پخش زنده و انلاین بازی گسترش فولاد و خونه به خونه + شبکه های پخش کننده بازی گسترش فولاد و خونه به خونه جام حذفی ایران - یک چهارم نهایی دوشنبه 27 آذر نتیجه بازی گسترش فولاد و خونه به خونه 27 آذر + ساعت بازی گسترش فولاد و خونه به خونه 13:45 ادامه مطلب
859132

قوز بالاقوز

چشمتون روز بد نبینه .ب30 تا مهمون داشتیم اینقدر من .ب کار .و خسته شدم موقع خواب مثل جنازه ها پس افتادم صبح از خواب پاشدم داشتم برنامه ریزی میگردم که :(تا ساعت 2 کا می کنیم بعد ناهار میخوریم بعد جارویرقیو طی میکشیم بعد میریم تندیس مانتو می .یم بعد میری خونه عموعلی شب) از صبح تا ساعت 12 داشتیم کار میکردی من اویwcبودم دیدم یهو بابام دوید سمت ویوز برق دراور یهو فکر . ماشین ظرفشویی سوخت دوییدیم سمت اشپز خونه وااای وااای سینک ظرفشویی کنده شده بو هرچی اب توش بود ریخت روفرش اشپز خونه گند زد کم کتر بود اینم روش که باید فرش بشوریم حالا کجا خونه ها مثل خونه های ?...
1646825

پخش زنده و مستقیم بازی گسترش فولاد و خونه به خونه 27 آذر 96

لینک پخش زنده و انلاین بازی گسترش فولاد و خونه به خونه + شبکه های پخش کننده بازی گسترش فولاد و خونه به خونه جام حذفی ایران - یک چهارم نهایی دوشنبه27 آذر نتیجه بازی گسترش فولاد و خونه به خونه 27 آذر + ساعت بازی گسترش فولاد و خونه به خونه 13:45 ادامه مطلب
1978574

129...

لبخندهای مردونه اش تنها دلخوشی زندگیمه دوسش دارم، دوسم داره اما به قول خودش زندگیمون با روزای نامزدی هیچ فرقی نکرده... یه روز خونه مامانم؛ یه روز خونه مامانش... تو این فاصله اگه وقت کنیم یه سر هم به خونه خودمون میزنیم... خونه که نه اگه بگم خوابگاه بهتره تا خونه... دیگه از اعصاب خوردی گذشته کار من ... زندگی این روزام پر شده از کاشکی های الکی که حالا حالاها برآورده نمیشن... خونه ای که توش آرامشت گم بشه خونه نیست... خونه ای که همسایه طبقه بالاتون توش ش ی ش ه بکشه و با زنش دعوا ه و شیشه بُر کوچه بغلی از سر و صدای اونا بیاد در خونه رو بزنه و بگه بخاطر لبخند که ب? ...
458508

اردیبهشت زیبا

دوباره دارم دنبال خونه می گردم البته این بار واسه برادر جان .حس. مشغول تدارک کارهای عروسی هستن و ایشالله مردادماه مراسمشون برگزار میشه و داداش خارجی هم میاد فعلا اون قانونی قبلی که خارج نشین های سربازی نرفته می تونن سالی یکبار بیان ایران تمدید شده و برادر جان هم بلیط هاش رو گرفته و داره میاد ...داشتم می گفتم که دنبال خونه ام و عروس جان اومده تهران و دوتایی باهم میریم دنبال خونه و من واقعا متعجبم که چقدر در عرض این ۴ سال اجاره خونه ها بالا رفته و .ب داشتم فکر می کرد خداروشکر که بالا.ه خونه .یدیم و این پروسه ی مز.ف هرسال دنبال خونه گشتن تموم شده ...امیدورم ی
1177521

دلژین شاگرد تنبل:))

یعنی صبح پا میشم میام ، ظهر میام خونه اتاق فرمون یه دیس غذای چرب میذاره جلوم با دوغ و ماست میخوریم بعد میریم دوتایی تو کما :))) عصر بیدار میشیم اتاق فرمون میگه من رو ببر فلانجا ، من رو ببر فلان چیز رو ب م... میریم بیرون... بعد میایم خونه میگه گشنمونه زنگ بزن پیتزا بیارن ؛ دوباره تا جان در بدن داریم میخوریم و بعد میخو م... روزاییم که خونه ایم ، من خیر سرم دارم درس میخونم ، تلویزیونم روشن ، بعد وسطش میگه اوه اوه مریم بیا بیا این رو ببین (عمدتا سریال های هندی)... و من میرم و هندی میبینیم... و این میشه که امروز کوییز میگیره ، وسط امتحان اومد بالا سرم یه نگاه کرد گفت ? ...
70277

هیچ کجا خونه خود آدم نمیشه

نمیدونستم اینقدر دوستش دارم :)))))))))))) خونمون رو میگم، مدتها بود خونه نرفته بودیم و خونه مامان اینا لنگر انداخته بودیم، خب هم پله نمیخواست برم بالا اونم 3 طبقه و نیم، هم شام و ناهارمون آماده بود و هم تو خونه ساعت ها تنها نبودم و......... که همه اینا هم به درخواست مامان و همسر بود هرچند من دلم میخواست برم خونموناما حالا که مامان اینا مهمون دارن ما اجبارا میریم خونمون هرچند در حد شب رفتنه :))))) ولی خب همینشم عالیههههههههههههههههههههههههه. .ب به همسر میگفتم علاوه بر اینکه دلم واسه خونه تنگ شده بود گویا طی این مدت، خیلی هم دلم برای شما تنگ شده بوده گویا که بازم م
2278096

از دیوار خونه ام بالا اومده میخواین آروم باشم؟

چند روز پیش جاری توی حرف زدن هاش گفت که شوهرش اومده بوده خونه و هر چی زنگ و در زده بود مادرش نفهمیده بود در حالی که صدای تلوزیونش تا توی کوچه شنیده میشده !شوهرش هم میاد و از دیوار خونه من بالا میره و و همین طور توی حیاط خونه من راه میره و از این در لعنتی عبور میکنه و میره خونه مامانش!!!پ ن:خدا بیامرز پدرشوهر بنده زمینی برای پسرهاش تحت این عنوان که در آینده خونه بسازن در نظر نگرفت و یه خونه بزرگ که داشت رو یه 96 مترشو شوهر من خونه ساخت که الان من توش نشستم و بقیه اش هم برادرش جدیدن داره خونه میسازه چون که این منت سرما هست که خونه توی خونه پدری ساخته شد ...
2054620

حال خوب اسفند ماهی

هوالمحوب این چند روز گذشته تقریبا فقط برای خو دن اومدم خونه، هر روز صبح ها مدرسه ام، بعد از مدرسه بازار، عصرها خونه ی آبجی بزرگه. نون میگه اسفند ماه تو خونه نشستن نیست. مگه چند روز مونده ازش که بشینیم تو خونه به گرد گیری و شستن و رفت و روب؟ هر روز میریم مغازه ها رو تماشا میکنیم، آدم ها رو تماشا میکنیم، خیابون ها رو گز می کنیم، هر وقت که پاهای مامان شروع می کنه به گز گز ، برمیگردیم. ناهار رو بیرون میخوریم، چیزی هم نمی یم معمولا، یه سری ده ریز برای بچه ها، چیزهایی که هر روز خدا میشه از هر مغازه ای تهیه شون کرد. لباس ها، کفش ها، کیف ها، گل ها و جین? ...
1071669

معرفیچ

فی: پدر خونه نیست. آدم پیر ریشوی پیپ کش. سریرا: دختر خونه. اونی که آواز می خونه ، گل پرورش میده، روی دیوار نقاشی می کشه، صدای خنده های بلندش تو خونه می پیچه. بِیتو: مرد خونه. مهربون، صبور، بداخلاق، قوی. اونی که آ ماجرا همه رو بغل می کنه و می ذاره رو شونش گریه کنن. اوفلیا: خانم مذهبی و شیرین خونه. آشپز، تسبیح، جا ، دعا سیاوش: دا بد بوی عه خونه. سیاه، موتور، سیگارش، سرد ولی نگران درباره ی همه، چند روز گم و گور می شه بعد برمی گرده. bambino: بچه
2092242

گریز

البته بذارید یه چیزی بگم، اینکه هر روز میریم مدرسه تا 9، و من هیچ آدمی رو از فامیل و دوست و آشنا توی این روزا نمی بینم به طور رسمی و شب که میام خونه، در منطقه ی امن خونه با مامان و بابا و متینم، حالمو خوب نگه می داره :)
1371756

عوارض رو دادن زیاد

سلام یکی از ماجراهای عجیبی که خوندم اینه : یه خانمی تاپیک زده بود که شوهرش کلید خونه رو به داداش مجردش که ۲۶ سالشه داده و هر وقت که ی تو خونه نیست شو میاره خونه اینا ، حالا اینا چی کار می کنند یا نمی کنند نمیدونم خودش گفته می شینیم با هم حرف می زنیم ، من نمیدونم تو شهر این همه نیمکت و کافه هست ، خونه ؟ حتمأ خونه ؟!!!!! ش هم ۱۶ سالشه و مادر پسره هم اونو دیده !!!!! طبقه پایین همینا زندگی می کنند ، خ داریم کجا میریم ؟ من موندم از اون دختره ، یعنی انقدر احمق که فکر می کنم با دستمال کاغذی شدن میتونه پسره رو به دست بیاره ؟ فکر می کنه می گیرتش !!!! چقدر پسره بی شعوره ی ...
915291

بوستون - خانه ۲

بوستون زیباست. به خصوص تو این فصل. نزدیک خونه که شدم حال و هوام عوض شد. این خونه رو من پیدا .، برع. خونه اولی که از سر مجبوری و تو ۲ روز با علی انتخابش کرده بودیم، این یکی یه حس خوب داشت، حس خونه. دیوارهای آجری با پنجره های بزرگ رو به یه کوچه خلوت. روزی که طرین، بعد از کلی این ور و اون ور رفتن، در این خونه رو برام باز کرد بدون فکر گفتم من همینجا رو میخوام. با اینکه اجارش از بودجه مون بالاتر بود من به علی پیشنهاد دادم که پول پیشش رو از حساب پس اندازم میدم و خونه رو اجاره کردیم. امروز که وارد شدم، خونه لعنتی اصلا حس خونه نداشت. تمیزتر از اونی بود که ان...
632569

. روزه هاتون قبول

سلام به خودمسلام به روزای خوبی که دارم و خواهم داشتامروز روز ششم ماه رمضونه من که تا امروز به خاطر . پری نتونستم بگیرم ان شاله از فردا شروع میکنمزندگی روزمره ی روتینی رو خداروشکر این روزا دارمصبح بعد صبحانه میاییم مغازه ساعت یک ونیم میریم خونه برای ناهار و استراحت البته همسر چون روزه ست فقط استراحت میکنه یا میره دیدن دوستاش منم ناهار میخورم افطار آماده میکنم آخه شبا برای افطار میریم شورا.بیل ، ساعت چهارو نیم میریم مغازه تاساعت هشت و نیم ، برای افطار که گفتم تا الان همه پنج روزو رفتیم شورا.بیل ، بعدش یا یکم تو شهر دور دور میکنیم میریم خونه یا مستقیم می...
180237

خونه ت.ی

خونه ت.ی میکنن این روزها همه من تا آ. عمرم خونه ت.ی دل نمیکنم خاطراتت را چه شیرین و چه تلخ دوست دارم و باهاشون زندگی میکنم. پ.ن.:خونه ت.ی دل . است.
988805

خونه ت ی

دیدین سیبیل گربه رو بزنین تعادلش بهم میخوره ؟ حس میکنم همه جای خونه گرد و خاکه . تعادلم بهم خورده! امروز میخوام خونه ت کنم یه خونه ت ی اساسی !!!
1358755

جبر و احتمال

آبجی خانوم از سال پیش فرمودن قصد شرکت تو اربعین رو ندارن با این حال بعد از ظهر مامان داشت باهاش صحبت میکرد میگفت بذار همه احتمالات ممکن برای اربعینو بگم برات اولش اینه که تو هم میای و همه مون با همیم دومیش اینه که من و بابا و الهام میریم و تو نمیای که در این صورت مدتی که ما نیستیم تو باید بری خونه مامانبزرگ سومیش هم اینه که تو و بابا می مونین من و الهام میریم که در این صورتم تو ظهرا از راه مدرسه میری خونه مامانبزرگ بابا که اومد با هم میرید خونه تا فردا صبح که باز بری مدرسه حالا دیگه انتخاب با خودته که با ما بیای یا نه! + آبجی خانوم اصلاً خوشش نمیاد بره خ? ...
562482

خونه ای که مردش تو باشی....

امروز داشتم به خونمون فکر می....خونه ای که مردش تو هستی...خونه ای که تک تک وسایلش نشون از عشقه...خونه ای که جز محبت و خوشی و خنده چیزی توش نیست...خونه ای که هر روز با آقاییم توش . بخونیم...خونه ای که من کدبانوش باشم...خونه ای که بشه کانون گرم خانوادهامون....خونه ای که سرشار از زندگیه.... چه خونه ای بشه این خونه.....بی صبرانه منتظر روزی ام که دستمو بگیری و باهم بریم خونمون....راحت بشیم از این تنهایی لعنتی....بریم ی زندگی توپ و هیجانی بسازیم...همونجور که تو میخوای همونجور که من میخوام....جوری که حسرت بخوریم واسه روزایی که بی هم بودیم،واسه روزایی که دیر همدیگرو پیدا کردیم.....
1659492

شعر خونه مادربزرگه (قدیمی و جدید)

شعر خونه مادربزرگه (قدیمی و جدید) خونه مادربزرگه دهه 60 و 70 خونه ی مادربزرگه هزار تا قصه داره خونه ی مادربزرگه شادی و غصه داره خونه ی مادربزرگه حرفای تازه داره خونه ی مادربزرگه گیاه و سبزه داره کنار خونه ی ما همیشه سبزه زاره دشتاش پز از بوی گل اینجا همش بهاره دل وقتی مهربونه، شادی میاد میمونه خوشبختی از رو دیوار، سر میکشه تو خونه ادامه مطلب
1782567

پیروزی شیرین خونه به خونه بدون سرمربی

تیم های مازندرانی خونه به خونه و نساجی مازندران در هفته نوزدهم دسته یک جام آزادگان به دیدار حریفان خود رفتند.
701974

هی ایز غلامِ درِ خونه

من و سین به قصدِ کشد میریم .. طوری که وقتی بیرون میایم از شدت خواب آلودگی نمیذاره لباس هاش رو تنش کنم یا موهاشو خشک کنم، چش؟ بسته می می می خواد و شرایطی که بتونه بخوابه. منم چشم هام یه طورِ سنگینِ بدی میشه. اما خب مرضِ نخو.دن مگه اجازه میده بخوابم؟. صاد هیچوقت ظهر خونه نمیاد. امروز اومد و سین خیلی خوشحال بود. یکم که از اومدنش گذشته بود مامانش زنگ زد که بره خونه ی وان، چون وان کمرش گرفته و نمیتونه بیاد پایین. شوهرش هم خونه نیست. به صاد گفتم اگه الان بری سین گریه می کنه و کلافه میشه،چون تازه اومدی و هنوز باهاش بازی نکرده که از دیدنت سیر شه. بری الان نمی تونم آ...
374080

حیوون

امروز و دیروز خونه یکی از دوستام بودم...خونه مجردی.طبقه دومه خونه شون...طبقه پایینشون یک خانواده چهارنفریه با دو تا بچه چهار پنج ساله... ی پنجره توی آشپزخونه دارن که ب راحتی و جوری که طبقه پایین نفهمه میشه .شون رو دید... میگفت هروقت زنش میره . میریم نگاش میکنیم...البته گفت که اوایل اینکارو میکردیم،الان دیگه واسمون عادی شده... منم چند بار نگاه . ولی خوشبختانه هیشکدوم نرفتن ....
1731922

نباید خونه می موندم...

شاید نباید زیاد خونه می موندم...اوضاع خونه هیچ تغییر مثبتی نداشته...سه چهار روز خونه موندم و باعث ایجاد انتظار برای برگشتن به خونه شدم...برگشتن به خونه ا ین راهه...
1585611

جدیدترین آهنگ علی به نام خونه اب

آهنگ علی خونه اب + متن اهنگ خونه اب علی ♫ در ادامه لینک جدیدترین آهنگ علی به نام خونه اب را با دو کیفیت به همراه متن آهنگ خونه اب را مشاهده کنید ♫ new by : amirali – khone kharab with text and s آهنگ علی خونه اب
44322

حالا باید خونه رو از نو بسازیم ...

حالا باید خونه رو از نو بسازیم ... به خاطر این همه گناه ، خونه زندگی ات ، مثل خونه های ز.له زده ترک خورده و ویرانه شده ، حالا باید خونه رو از نو بسازیم ... بعضی چیزها مثل ز.له ت.یب کننده هست ، خود.یی بزرگترین ز.له زندگیته ... مثل آدمی که میخاد یه خونه جدید بسازه ، تو هم باید خونه جدیدی بسازی ، یه زندگی جدید که رنگ و بوی حرام نداشته باشه ! . معمار خونه جدیدت باید ... ادامه مطلب
2280761

علت خیلی از مشکلاتی که ما تو خونه هامون داریم،

علت خیلی از مشکلاتی که ما تو خونه هامون داریم، درگیری ها، بداخلاقی ها، عصبانیت ها، بی حوصلگی ها، غرغرها، دل ش تن ها و ... اینه که فرشته ها تو خونه مون نیستن. تو خونه مون پر نمیزنن... ذکر نمیگن. خونه ای که توش پر فرشته باشه میشه خود بهشت. پر از لطف و صفا و شادی و یاد خدا. حالا چیکار کنیم که فرشته ها مهمون خونه مون بشن؟ چه کارایی نکنیم که فرشته ها رو پر ندیم؟ ❶ حدیث ا زیاد بخونیم. ❷ سعی کنیم ها تا جای ممکن اول وقت باشه. ❸ قضا داشتن خیییلی اثر بدی داره. ❹ چیز نجس تو خونه نگه نداریم. همه جای خونه مون همیشه پاک پاک باشه. ❺ توی خونه داد ...
1676514

استراحت مطلق شدم

برای یکی دو هفته استراحت مطلق داد.امشب و فردا خونه مامان هستم. فرداشب برادرم بره سفر میریم خونه خودمون.
529128

این روزهای من

از آ.ین پستم حداقل 4 ماه می گذره. چرا اینقدر در گذاشتن پست تنبل شدم؟ این روزا کار ما شده دنبال خونه گشتن. از این محله به اون محله. از این خونه به اون خونه... پولمون کمه واسه .یدن یه خونه خوب و بی نقص. تمام نقشه هامون در مورد گرفتن وام از اداره ها یا فروش خونه کرج نقش برآب شده. واسه همین الان پولی که در دست داریم واقعا کمه. فقط امیدوارم خدا بهمون کمک کنه و یه خونه خوب رو بگذاره سر راهمون. یه خونه ای که توش آرامش داشته باشیم و برامون خیر و برکت داشته باشه.من که حتی از تصور عواقب انتخاب غلط در .ید خونه هم می ترسم. واسه همین سعی می کنم فکرشو نکنم و همه چیز رو بسپرم ب
792770

خونه

بالا.ه خونه قولنامه ..یه خونه ی آسانسور دار.یه خونه ی پر نور و آفتابگیر.یه خونه کهآشپزخونه ش یه عالمه ک.نت داره.یه خونه ای که همه چیزش به اندازه است. سرویس بهداشتیش. آشپزخونه ش. سالن پذیراییش و اتاق خوابش.درسته که خونه ی فعلی دو خوابه بود و یکی ازاتاق خواب ها تبدیل شده بود به انباری، ولی این خونه با وجود تک خوابه بودنش، حس. جادار و مرتب و بزرگه(هشتاد متره)نوساز و خوب.درسته که آپارتمان شخصیه و صاحبخونه و بچه هاش توی همین آپارتمان هستند ولی به جاش یه جای امنه که قرار نیست دائم مستاجرهای جورواجور بیان و برن.امروز قبل از رفتن به بنگاه زنگ زدم به هستی. به دلم ?...
815376

زیارت مادرشوهرررر

بعد اینکه . اینا رفتن...همسر اومد دنبالم.....ساعت نه بود....سوار ماشین که شدم مادرشوهر به همسر زنگ زد که من خونه دوستم هستم بیا اونجا دنبالم....همسر گفت باشه با فرانک داریم میایم....صداش از پشت تلفن میومد که میگفت مگه اونم میاد خونه ما؟همسرم گفت آره......اول میایم اونجا بعد میریم خونه مادرخانمم.....قرار شد که به خانواده همسر نگیم من خونه مامانم بودم(پیشنهاد خود همسر بود )رفتیم خونه دوستش، پیاده شدیم رفتیم توی حیاط و سلام واحوالپرسی....دوستای مادر شوهر گفتن واای فرانک جون چقدر لاغر شدی؟مادرشوهر گفت ااااااااا چرا من نمیفهمم.....(تو دلم گفتم آخه کوری عزیزم)همسر دوتا...
1588807

خونه یعنی...

در خانه ای که آدم ها یکدیگر را دوست ندارند؛بچه ها نمی توانند بزرگ شوند!شایـد قد بکشنداما بال و پر نخواهند گرفت...!میدونید خونه کجاست؟خونه اونجایی نیست که یه پذیرایی صد متری و چهار تا اتاق خواب و کلی امکانات دیگه داشته باشه...خونه یعنی «احترام و درک متقابل»خونه یعنی «جایی که وقتی بهش فکر می کنی یه لبخند بیاد رو لبات»خونه یعنی «آرامش و امنیت»خونه یعنی «یه استکان چای گرم در کنار انی که دوستشون داری»خونه یعنی«فضایی خالی از خشمخالی از دودخالی از قرص خواب و استرس»خونه یعنی «وقتی واردش میشی لبخند بزنی و لبخند ببینی»یه خونه خوب متراژش بالا نیست؛ وسعت قلب آد ...
2198044

نتیجه بازی استقلال و خونه به خونه - فینال جام حذفی 96 - 97

نایب قهرمانی شایسته بابلی ها در جام حذفی؛استقلال 1- خونه به خونه 0؛ هفتمین تاج گذاریاستقلال تهران با برتری مقابل خونه به خونه بابل موفق شد برای هفتمین بار عنوان قهرمانی جام حذفی را ب کند. [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
1216753

خونه جدید

خب از خونه جدید بگم... ما این خونه رو بعد از کلی گشت و گذار پیدا کردیم. نمی گم که بهترین خونه ممکن بود و هیچ ایرادی نداشت. ولی نسبت به خیلی از خونه هایی که دیده بودیم بهتر بود. ما این خونه رو از دو تا برادر که از بدترین و کلاهبردارترین و کثیف ترین و دروغگوترین موجودات روی زمین هستن یدیم. نمی خوام وارد فاز یاد آوری چالش هامون با این دو تا جونور بشم ولی مطمئنم با این همه ناله و نفرینی که 15 واحد این ساختمون پشت سرشون می کنن (و احتمالا نین بقیه آپارتمان هایی که ساختن) قطعا یه روزی بهشون صاعقه می زنه و پودر می شن این خونه نسبت به خونه های قبلی ما بزرگتره. نورگیر و ...
1971965

خونه به خونه بابل

ایشالله لیگ برتری شویم باشگاه خونه به خونه
706006

جانِ عزیزتون مزاحمِ زندگیِ دیگران نشید

من و سین به قصدِ کشت میریم .. طوری که وقتی بیرون میایم از شدت خواب آلودگی نمیذاره لباس هاش رو تنش کنم یا موهاش رو خشک کنم، چشم بسته می می خواد و شرایطی که بتونه بخوابه. منم چشم هام یه طورِ بدی سنگین میشه. اما خب مرضِ نخو.دن مگه اجازه میده بخوابم؟. خیلی کم پیش میاد صاد ظهر رو بیاد خونه. امروز اومد و سین خیلی از دیدنش خوشحال بود، واسش تازگی داشت پدرش رو ظهر توی خونه ببینه. یکم که از اومدنش گذشته بود مامانش زنگ زد که بره خونه ی وان، چون وان کمرش گرفته و نمیتونه بیاد پایین. شوهرش هم خونه نیست. به صاد گفتم اگه الان بری سین گریه می کنه و کلافه میشه به حدی که نمیت?...
194089

این چند روز

سلام...ده روزی میشه که پست نذاشتم....البته پنج شیش روزش به اینترنت دسترسی نداشتم و چهار روزشم شلوغ بودم....امروز رسیدم خونه و بلافاصله رفتیم مهمونی....دوست دارم از اون پنج روز حرف بزنم...ولی چون تو دفترم نوشتمش دیگه حال ندارم دوباره بنویسم....در همین حد بگم که راهیان نور رفتم جنوب... امشب که برای تبریک روز مادر خونه مامان بزرگ جمع بودیم مسافرت امسال مشخص شد....اهواز و آبادان.....نیمه اول هم میریم...شاید دوم سوم ...نمن دیروز تازه برگشتم....ینی یک هفته هم فاسصله نمیفته....امیدوارم قبلول کنن من نرم و بمونم خونه....خیلی خستم.....ب سه ساعت خو.دم و بقیش کار و تو راه خونه بودم...
808742

311 - با اجازه!

ما و مادر شوهرم توی یه ساختمون دو طبقه زندگی میکنیم، زیاد میریم خونه ی مادر شوهرم . وقتی میخایم برگردیم خونمون معمولا من با این جمه خداحافظی میکنم: فعلا با اجازه. من و پسرم خونه ی مادر شوهرم بودیم، وقتی میخاستیم برگردیم خونه، قبل از اینکه من خداحافظی .م، سید مهدی رو به مادر و خواهر شوهرم: با اجازه، با اجازه با اجازه!!! من: مادر شوهرم: خواهر شوهرم: دیوارای خونه:
1843640

foot patrol - homo uals

من هر دو هم خونه ایم homo ual هستن. یکی gay هست و دیگری lesbian همیشه فانتزیم بود با یه دختری دوست باشم (رفیق) که یه سری اخلاقاش مثل مردها هست (مرامش، رفتارش) و یه رفیق واقعی هست. این دختره اینجوریه. هم یه دختر به تمام معنای خانم هست هم یه سری اخلاقای بامرام مردونه داره و دوسش دارم. پسره هم خوبه ولی در کل من با دختره خیلی صحبت میکنم و خیلی بیرون میریم و شدیم دوستای هم. با این دوتا (هم دختره هم پسره) میریم رستوران بستنی میزنیم میریم بیرون حال میده خیلی از ایرانیا تجربه زندگی با هوموسکچوال ها رو ندارن این پسره که اومد خونه م اولین بار، خیلی تعجب کرد میگفت ی? ...
2338591

راه های بدست آوردن دل آقای خونه

1.وقتی که همسرتون از سرکار میاد خونه حتما با روی خوش به استقبالش برین، وسایلی که دستشه ازش بگیرین. 2.سعی کنین محیط خونه رو همیشه آروم و تمیز نگه دارین، خونه باید طوری باشه که حس امنیت و آرامش به آقا بده. 3.وقتایی که آقا خونه نیست کارهایی مثل نظافت و آشپزی رو انجام بدین و مواقعی که آقا میاد خونه دیگه کار ها رو تعطیل کنین و پیش ایشون بشینید. ادامه مطلب

میریم خونه