مونولوگ


24743

مونولوگ

.ی هست بتونه یه مونولوگ دو صفحه ای بنویسه؟
2498794

ژانر مونولوگ کمدی

ژانر مونولوگ کمدی comedic monologue نمایشنامه ای تکنفره که کم و بیش دارای شوخی ها و رفتار و موقعیت و شخصیت کمیک است و پایانی غیرتراژیک دارد. مثال: «خط مقدم» نوشتة «وان نیگرو»
1298341

مونولوگ، دیالوگ و هنر گوش دادن

مونولوگ را: 1. قسمتی از نمایش که یک هن یشه به تنهایی در صحنه ظاهر شود و با خود حرف بزند؛ 2. تکگویی 3. گفتگوی با خود، حدیثنفس تعریف کرده اند.(منبع) دیالوگ را هم به صورت زیر تعریف کرده اند(منبع): 1. گفتگویی که میان اشخاص یک داستان، نمایشنامه یا صورت می گیرد؛ 2. گفتگو در مورد مسائل فرهنگی، اجتماعی و مانند آن. اگر بخواهیم صحبت های خود با دیگران را در طول روز را دسته بندی کنیم چند درصد از آن ها از جنس مونولوگ است و چند درصد از جنس دیالوگ؟ فکر می کنم دیالوگ نوعی تبادل اطلاعات بین دو نفر است. من درباره موضوعی مثل نااطمینانی در فضای اقتصاد کلان ایران و پی? ...
608460

مونولوگ یا مکالمه زبان

مونولوگ یا مکالمه زبان ادامه مطلب
519355

مونولوگ یا مکالمه زبان

مونولوگ یا مکالمه زبان ادامه مطلب
353

و بالا.ه مونولوگ من

تا این موقع شب بیدار موندم مونولوگ ساختم واسه خودم. چیزی که شاید سالها بود میخواستم ولی نمیشد. امیدوارم بیان انتخاب خوبی بوده باشه و پشیمون و احیانا مجبور به مهاجرت یا حتی ترک وبلاگ نویسی نشم. در واقع نمیدونم چرا میخوام بنویسم، فعلا هر وقت حس نوشتن اومد مینویسم شاید بعدها فهمیدم چراییش رو که در اینصورت زیر همین پست شرحش خواهم داد ان شاالله...
2333970

حرف زدن

پشت هم صدای ناگهانی رعد و برق می آید ولی باران نه. البته همین هم لذت بخش است، ولی چیزی را عوض نمی کند. اصلا فرض کنیم باران هم گرفت، باران قرار است چیزی را عوض کند؟ اصلا فرض کنیم حرف های من باران هم باشد که نیست، _تهش یک سری سر و صدای بی حاصل است مثل همین رعد و برقی که پشت سر من صدایش گاه بی گاه از پنجره تو می آید_ اصلا مگر چیزی را عوض می کند؟ مونولوگ می کنم، از تو برای خودم. نه باران باران است، نه بوی باران نفس را تازه می کند. هیچ انگار زورش به سرب ه شده توی گلویمان نمی رسد. مونولوگ می کنم و به سنت مالوف باید پیش نویسش کنم ولی اشتباها این یکی منتشر می شود تا ت? ...
486298

«ما خیلی باحالیم» ؛ روایتی از مستند تبلیغاتی ک.دای پوششی

درباره . اسحاق جهانگیری؛ «ما خیلی باحالیم» ؛ روایتی از مستند تبلیغاتی ک.دای پوششی اسحاق جهانگیری یاران و رفقای قدیمی خودش را دور یک میز نشانده بود، تا آنان با همراهی مطلق او عملکرد .ت . را ستایش کنند. سرویس فرهنگ و هنر مشرق - . مستند تبلیغاتی ک.دای پوششی دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری، به هیچ عنوان شبیه مستند تبلیغاتی نبود و بیشتر شبیه یک میزگرد تلویزیونی بود. این میزگرد شبیه مستند تبلیغاتی . مبتنی بر مونولوگ بود اما نه مونولوگ فردی، بلکه مونولوگ جمعی. اسحاق جهانگیری یاران و رفقای قدیمی خودش را دور یک میز نشانده بود، تا آنان با همراهی مطلق او...
149768

مونولوگ؛ هر .ی سنگی می زند و در می رود

ایران؛ جامعه بی گفت و گو دوستی مطلع می گفت از وقتی که این سیستم تعبیه شده است، تعداد افرادی که قبل از به جریان افتادن پرونده هایشان با یکدیگر مصالحه می کنند، اندکی اما معنا دار، افزایش یافته است. علت نیز البته نه خود دستگاه نوبت دهی که فرصت چند دقیقه ای است که طرفین دعوا تا رسیدن نوبت شان در اختیار دارند و می توانند در این چند دقیقه کوتاه با یکدیگر گفت و گو کنند و به این نتیجه برسند که بهتر است با مسالمت، مشکل را حل کنند. عصر ایران؛ جعفر محمدی - ما از روزی که حرف زدن را یاد می گیریم، درگیر "مونولوگ" هستیم؛ یعنی یکی می گوید و یکی دیگر فقط گوش می کند: ا
1193019

جامعه مونولوگ

جامعه ایران جامعه ای گفت است تا گو. جامعه ای مونولوگ خصلت اکثر ما ایرانیان که از درون خانواده شروع می شود. جامعه تک گو دیگران را به با ما زیستن می خواند اما جامعه گفتگو محور با هم بودن را تمرین می کنند. زندگی بدون گفتگو محکوم به تز ل و آسیب های اجتماعی جبران ناپذیری است. این مطلب برداشتی از عباس کاظمی جامعه شناس بود اما به عنوان یک فرد معمولی میگویم جامعه امروز ایران بدون کتاب، گفتگو، قهوه، سیگار و ....محکوم به آسیب های اجتماعی است.
2131672

چرا کودکم با خودش حرف می زند؟

حرف زدن با خود یا گفتار مونولوگ همه ما درمواقعی دیده ایم که افراد در حین انجام عمل سخت با خود حرف می زنند. این صحبت با خود در ک ن در مواقع زیر بیشتر و واضح تر است: 1-وقتی تنها هستند 2-وقتی درگیرانجام کاری هستند3-درزمان بازی 4-وقتی به تنهایی میخواهند خود را بخوابانند تحقیقات انجام گرفته نشان داده که این عمل نوعی بازی با زبان است. توانایی بازی با زبان خودش یک مهارت است که در سنین رشد زبان مورد نیاز است. براساس تئوری ویگوتسکی گفتار مونولوگ یک راهنمای رفتاری است. براساس این تئوری مهارتهای شناختی فرد ابتدا در تعامل اجتماعی بروز می کند بعد به ص ...
198759

خاطرات مادران سودازده من

نقد نمایش «نام تمام مادران....» ساخته محمد رحمانیان این نمایش نیز به مانند آثار دیگر این سالهای رحمانیان به شکل آیتم های مرتبط با یکدیگر ساخته شده است. فضایی شلوغ با دیالوگ های پینگ پونگی که به سرعت رد و بدل می شود و ضد و خورد دیالوگی میان کاراکترها و نهایتا توپ ماجرا که می افتد در زمین یکی از بازیگران و مونولوگ این بازیگر رو به تماشاگران بیان می شود و همین قالب تا پایان تکرار می شود.مونولوگ ها با شور فراوان بیان می شود. درکل چیزی به نام بازی بدن در نمایش دیده نمی شود و فضا توسط کلام و بیان بازیگر ساخته می شود. فضایی که در تمامی آیتم ها ساخته می شود یک ...
110933

خاطرات مادران سودازده من

نقد نمایش «نام تمام مادران....» ساخته محمد رحمانیان این نمایش نیز به مانند آثار دیگر این سالهای رحمانیان به شکل آیتم های مرتبط با یکدیگر ساخته شده است. فضایی شلوغ با دیالوگ های پینگ پونگی که به سرعت رد و بدل می شود و ضد و خورد دیالوگی میان کاراکترها و نهایتا توپ ماجرا که می افتد در زمین یکی از بازیگران و مونولوگ این بازیگر رو به تماشاگران بیان می شود و همین قالب تا پایان تکرار می شود.مونولوگ ها با شور فراوان بیان می شود. درکل چیزی به نام بازی بدن در نمایش دیده نمی شود و فضا توسط کلام و بیان بازیگر ساخته می شود. فضایی که در تمامی آیتم ها ساخته می شود یک ...
588433

مونولوگ یا گونه ای دیگر از دیالوگ؟

مقاله :مونولوگ یا گونه ای دیگر از دیالوگ؟ نویسنده:.ویدا احمدی (داناکامران) هرگاه از گفتگو سخن به میان می آید آنچه به بیشتر اذهان متبادر می شود این است که پای بیش از یک تن در میان است تا گفتگویی صورت گیرد و معمولا گمان هم نمی رود که گفتگو توسط یک تن نیز شدنی است زیرا چنین می نماید که این رخداد ،معقول نیست بلکه دیوانگی است.اینکه گفتگو فقط توسط یک تن انجام شود امری جنون آمیز است و بسیاری از انسان ها یا از انجام آن می گریزند و یا اگر هم چنین می کنند به دلایل متعدد ،پنهانش می کنند و کاری می کنند که دیگر همنوعان متوجه این ح. آنان نشوند تا به دیوانگی
427107

مونولوگ یا گونه ای دیگر از دیالوگ؟

مقاله:مونولوگ یا گونه ای دیگر از دیالوگ؟ نویسنده:. ویدا احمدی (دانا کامران) هرگاه از گفتگو سخن به میان می آید آنچه به بیشتر اذهان متبادر می شود این است که پای بیش از یک تن در میان است تا گفتگویی صورت گیرد و معمولا گمان هم نمی رود که گفتگو توسط یک تن نیز شدنی است زیرا چنین می نماید که این رخداد ،معقول نیست بلکه دیوانگی است.اینکه گفتگو فقط توسط یک تن انجام شود امری جنون آمیز است و بسیاری از انسان ها یا از انجام آن می گریزند و یا اگر هم چنین می کنند به دلایل متعدد ،پنهانش می کنند و کاری می کنند که دیگر همنوعان متوجه این ح. آنان نشوند تا به دیوانگی ...
1958071

مونولوگ سریال د تر

د تر: هیچی مثل یک بحران نمیتونه شخصیت واقعی آدم رو نشون بده.
426761

مقاله :مونولوگ یا گونه ای دیگر از دیالوگ؟

مقاله :مونولوگ یا گونه ای دیگر از دیالوگ؟ نویسنده:.ویدا احمدی (داناکامران) هرگاه از گفتگو سخن به میان می آید آنچه به بیشتر اذهان متبادر می شود این است که پای بیش از یک تن در میان است تا گفتگویی صورت گیرد و معمولا گمان هم نمی رود که گفتگو توسط یک تن نیز شدنی است زیرا چنین می نماید که این رخداد ،معقول نیست بلکه دیوانگی است.اینکه گفتگو فقط توسط یک تن انجام شود امری جنون آمیز است و بسیاری از انسان ها یا از انجام آن می گریزند و یا اگر هم چنین می کنند به دلایل متعدد ،پنهانش می کنند و کاری می کنند که دیگر همنوعان متوجه این ح. آنان نشوند تا به دیوانگی
498914

خداحافظی با مونولوگ؛ مردم کارنامه قالیباف را قضاوت می کنند +تصاویر

خداحافظی با مونولوگ؛ مردم کارنامه قالیباف را قضاوت می کنند +تصاویر در بخش ملاقات شهردار تهران زیباترین لحظه ای که فوق العاده دردآور است این است که زن س.رست خانوار به او می گوید به حضرت عباس(ع) آرد ندارم. شوهرم مریض شد، پول نداشتیم برای بیمارستان و فوت کرد. سرویس فرهنگ و هنر مشرق- . تبلیغاتی محمد باقر قالیباف به هیچ عنوان پروپاگان. ساخته نشده است. نمای گل درشتی را نمی توان درون متن مستند جستجو کرد که پرسوناژ محوری تمایل داشته باشد، نمایشی . از خودش را به مخاطب تحمیل کند. مستند انتخاباتی او بیشتر به یک مستند صنعتی برای ارائه گزارش
1704562

مونولوگ

تک گویی های من و سایه اش، مُسکّن روح فرساییت. امّا چاره چیست، که باید گفت...
1958397

مونولوگ

د تر: هیچی مثل یک بحران نمیتونه شخصیت واقعی آدم رو بهش نشون بده. سریال dexter
494300

خداحافظی با مونولوگ؛ مردم کارنامه قالیباف را قضاوت میکنند +تصاوی

خداحافظی با مونولوگ؛ مردم کارنامه قالیباف را قضاوت می کنند +تصاویردر بخش ملاقات شهردار تهران زیباترین لحظه ای که فوق العاده دردآور است این است که زن س.رست خانوار به او می گوید به حضرت عباس(ع) آرد ندارم. شوهرم مریض شد، پول نداشتیم برای بیمارستان و فوت کرد.سرویس فرهنگ و هنر مشرق- . تبلیغاتی محمد باقر قالیباف به هیچ عنوان پروپاگان. ساخته نشده است. نمای گل درشتی را نمی توان درون متن مستند جستجو کرد که پرسوناژ محوری تمایل داشته باشد، نمایشی . از خودش را به مخاطب تحمیل کند. مستند انتخاباتی او بیشتر به یک مستند صنعتی برای ارائه گزارش کار شباهت دارد و البته ...
494377

خداحافظی با مونولوگ؛ مردم کارنامه قالیباف را قضاوت میکنند +تصاوی

خداحافظی با مونولوگ؛ مردم کارنامه قالیباف را قضاوت می کنند +تصاویردر بخش ملاقات شهردار تهران زیباترین لحظه ای که فوق العاده دردآور است این است که زن س.رست خانوار به او می گوید به حضرت عباس(ع) آرد ندارم. شوهرم مریض شد، پول نداشتیم برای بیمارستان و فوت کرد.سرویس فرهنگ و هنر مشرق- . تبلیغاتی محمد باقر قالیباف به هیچ عنوان پروپاگان. ساخته نشده است. نمای گل درشتی را نمی توان درون متن مستند جستجو کرد که پرسوناژ محوری تمایل داشته باشد، نمایشی . از خودش را به مخاطب تحمیل کند. مستند انتخاباتی او بیشتر به یک مستند صنعتی برای ارائه گزارش کار شباهت دارد و البته ...
24740

داستان کوتاه - مونولوگ

اولین دیدارمونو خوب یادمه، 7 سال پیش، تو یه صبح پاییزی مثه امروز، دقیقا همین جا....
335351

هجده

مسافرمسافر آخ گم شدگی زیاده خواهی میاره, و زیاده خواهی شرمسارییا شاید فرمولش چیز دیگریست, دیوونه بازی زیاده خواهی و شرمساری رو....مسافر, من از دست دیوونه بازی هام دارم دیوونه میشماز دست زیاده خواهیامو اصلا نشونه ی خوبی نیست, هست؟اسطوره ها باید دور و غیر قابل دسترس و باور باشن, مونولوگ های من باید مونولوگ بمونه, و موندنش و آخ از موندنش... زیاده خواهیه...بت ها نباید حرف بزنن و زیاده خواهیه. و حرف نزدنت, و آوخ از حرف نزدنت.کاش پیدا شم دیگ اش زودتر پیدا شممن هنوز تو گم شدگی دوازده سال پیشمهنوز تو همون فراراون شب .ی منو پیدا نکرده, دروغ میگن, حافظمم دروغ میگه, م...
984284

تمرین مونولوگ خوانی (1)

اگه ممکن بعد از گوش دادن از یک تا پنج یه نمره بدین و ایراداتی که به نظرتون میاد و بهم بگین. / کلیک / .
2502622

بازنشر

این هم از همان هاست که روی مرز مونولوگ و دیالوگ سر میخورد. گفتم شاید خواندن چندباره اش بد نباشد اینروزها. بلاهت
1059788

چرا و چگونه..؟!

والا یه زمانی فینگیل که بودیم ، میرفتیم ، دست و پاهامون این شکلی میشد ولی الان نه..!!! کلاً از اوایل دهه70 به قبل همه چیش با همه چیشِ الانا فرق میکنه..[!] دسته: {مونولوگ} {نوستالژی}
1158958

تمرین مونولوگ خوانی (2)

متن یکی از پست های قدیمی و خوندم. اگر ممکن انتقاد کنین و از یک تا پنج نمره بدین /کلیک/ پینوشت: بگین که موسیقی به متن نمیخوره. لطفا بگین :دی
1771535

مونولوگ

یقم رو میگیره، میگه سومیش رو دیگه نه! بهش لبخند می زنم و میگم؛ گمون نکنم بتونی جلوشو بگیره، اما برای اینکه تو هم ناراحت نشی، باشه، سومیشو دیگه نه:) [عصبانیه:/]
1059764

هِک سالو ..

بعد از یک سالو بطوری نزدیک به یک سالو نیم ، فینگیل خان به این حد و حدودا رسیده واسه خودش..:دی و همچنان مطلب و آموزش و غیره جاتی برای ما در کار نیست..:( دسته: {مونولوگ} {ع }
1059818

یدای فینگولی..

من موندم با اینکه فینگولم در آینده هیچ حسی نسبت به عروسک نداره، چرا من اینقد واسش عروسک گرفتم!فردا است توپش رو حاضر میکنم. پسرو چه به عروسک..:دی دسته: {مونولوگ}
1351341

نسبیت خاص

امروز رفتیم تئاتر یه تئاتر مونولوگ مال خانم بهار کاتوزی که جالب بود بدم نبود خودشم خوشگل بود آ ش مس ه تموم شد و ایناlonr renger هم دیدن بازی جانی دپ و شخصیت پردازیش قابل توجه بود
431394

پاسخ ب سوالات شما

رفقا اینکه میگید چرا وبلاگ مونولوگ رو پاک کردی و نمینویسی علتش .ی هست ک ادرسشو داشت...دوس ندارم ببینه درد کشیدم...اینطوری راحت تر فراموش میکنه و در جواب سوال .ی که پرسید دوسش داری باید بگم: خیلی:) +نن جون من برم بکپم اگه بتونم
1532418

مونولوگ

چه خبر استپیر شده ای یا که نه انگار درگیر شده ای¿¿¿باز به حال که بهانه گیر شده ای¿¿¿زود بگو با من از ی دلگیر شده ای¿¿¿یا زبانم لال به ی گیر شده ای¿¿¿مرگت چیست که گوشه گیر شده ای¿¿¿ + مکالمه من و دل لال+ دلی که خودشو خونوک کرده+ دقیقا فازت چیه¿¿! نمی فهممت...الفریاد+بشین بچه جان سرجات+ ما از کره گی دم نداشت+ حوصله شر ندارم+ و شاید خیر+عسی ان تکرهوا.......+ چون تو نمی پسندی معذور دار مارا+ در کل چه مرگته جان ما+
1059779

مترسک ساز..

هیچ مترسکی را شبیه گرگ نساختند[!]شبیه پلنگ یا س هم نساختند[!]به گمانم ترسناک تر از آدمیزاد نیافته‎اند مترسک سازها... [!] دسته: {مونولوگ}
140813

درباب فراموشی خویشتن...

امشب این جمله از مونولوگ پایانی . "ترانه های ناتمام" به نظرم قشنگ اومد. گفت آیه است. اما نمیدونم کدوم آیه و اساسا از کدوم کتاب مقدس؟"هر . خدا را فراموش کند خدا نیز با او چنان کند که او نیز خود را فراموش کند"به قول مامان جون و حاج آقا خدایا به خودمون واگذارمون نکن...
2502394

احوالپرسی دو

احوالپرسی تو که میخوای بخو آخه الان چه موقع احوالپرسی است ؟:)))) بعد چه موقع خوردنِ کمپوته آخه ؟:دی آخه اینم شد سوال ؟ شما در چه حالین ؟:دی خب یحتمل خو دن دیگه :دی الانم خواب هفت پادشاه رو دارن میبینن :))) البته بجز یه نفرشون :)) مدیونین اگر فکر کنین حسودیم شد اسمم جز لیست نبود :دی + برسد به دست تسنیم واحد مونولوگ :))
1059895

شخص سوم..

باید حواسمون باشه که هیچ وقت و تحت هیچ شرایطی، به همون اندازه که از ی متنفریم، جلوی شخص سومی از اون بدگویی نکنیم.قطعا (یعنی با احتمالِ بالای 90%، اگر اون شخص سوم در صحت و سلامت کامل عقلی باشه) اولین چیزی که به ذهنش می رسه اینه که بابت هر لغزشش چقدر مستحق بدگوییِ ما خواهد شد پیش شخص سومِ دیگه .«فک کنم برا این پستِ من یه مترجم در حدِ چِلِنگر لازمه :|» دسته: {مونولوگ}
1059889

ـ (ـنامه) شدم..!

یه سری چیزا هستن که به نظر بقیه قصه میان ولی واسه تو اتفاق افتادن. بعد یکی میاد و قصه شونو می نویسه، شون رو می سازه، یه دیگرانی هم میان و میخونن و می بینن و میگن چه چرت! چه اغراق آمیز! چه دور از ذهن! چه آنفَمیلیر! و تو داغون میشی از اینکه یک وقتی چقدر دور از ذهن بودی، چقد اغراق آمیز و چرت بودی!!! دسته: {مونولوگ} {نوستالژی}
1059793

غیرت‎های آواره..!

ع بالا، تصویر مهاجرت آوراگانِ به اروپا که [انگار] یه خانواده هستن . بصورت اتفاقی تو وب‎گردی این ع و رو دیدم.اگه با دقت به ع نگاه کنید میبینید همه کفش پاشونه غیر از اون زنه[!] همه از سرما دستاشون تو جیبشونه غیر از اون زنه[!] همه دست خالین ولی اون زنه یه بچه رو دوششه، یه بچه تو بغلش و یه بچه دست به چادرش[!] بنازم غیرت مادرونه رو..زنه خونه زندگیش آوارست ولی اون [مَردا] از بیخ و ریشه غیرتشون آوارست.. دسته: {مونولوگ}
1059807

هوا از جنس مرغوبه..!

هوا از جنس مـرغوبه... چقــدر حال هوا خوبه...!وقتی از دور به سمتِ کوهای بالای تهران نگا میکنی و آلودگی رو با چشم خودت میبینی، به اینکه از صبح تا غروب تو این محیط بودیو هنوز زنده‎ای کلاً تو دوامِ زنده بودنت تو این شرایط انگشت به دهن میمونی!اگه کاکتوسم به اندازه ما اینقد تحمل داشته باشه ، قول میدم تو جهنم بجای تیغ، هفته ای 3بار هلو بده..:| دسته: {مونولوگ}
1059872

دسته‎جاتِ بلاگی..!

وبلاگ نویسا عمدتا" و یقینا" دو دسته‎ان :‎ 1- اونایی که کلی فکر می کنن یه چیزی بنویسن که ملت بیان بخونن و خوششون بیاد. 2- اونایی که هر وقت چیزی داشتن واسه نوشتن، میان و می‎نویسن، حالا یا ملت خوششون میاد، یا نمیاد. خدایا به تو پناه می برم از مز فات دسته اول!! دسته: {مونولوگ}
1059892

همسایه خج ی..!

خانمِ محترمِ همسایه جدیدمون روش نمیشه بیاد بگه دَرِ مبارکِ خونَتون صدا میده، قیژقیژ میکنه، رو اعصابِ، درست کنید اون لامصبو [!]، رفته یه روغن یده آورده دم خونمون میگه: اینو بزنم به دَرِ خونتون؟ خیلی خوبه. و من: o_o بگذریم از اینکه خودش چند شب پیش داشت ساعتِ یکِ نصف شب، میخ میکوبید به دیوارِ اتاق خواب! دسته: {مونولوگ} {دیالوگ}
1059902

15 داد بدون داد..!

دیروز به بازار 15 داد «تهران» رفته بودم برا ید یه سری خِرت و پِرت، به حدی شلوغیجات بود که فقط با صلوات میشد یه قدم به جلو رفت..!جدیدا" تو تهران مُد شده که تو پارکا و جاهایی که ازدحام زیاده، ارازلِ نامحترم و بی[بووق] گازِ اشک آور میندازن تو جمعیت و دَر میرن!!!از این محبت ارازل بی نصیب نموندم و تو همون 15 داد همچین بلایی سرم اومد که هنوزم سینم داره میسوزه :(«موندم اینایی که شیمیایی شدن چی میکشن!!» دسته: {مونولوگ}
1059890

اسپری، دوست دارم..

امروز تو مترو، به واسطه غذایِ توپِ ظهر، احساس که باید اسپریِ خوشبو کننده دهان بزنم و زدم، دیدم یه نفر درجا بلند شد و جاشو داد بهم! چهار نفر هم با دلسوزی نیگام می و در موردم حرف میزدن:)) منم نامردی ن و خیلی مظلوم و آروم نشستم :d یه جوری که انگار سالهاست دارم از آسم، رنج می برم:)) + طفلکیا فک کرده بودن من آسم دارم و اون اسپری هم برا باز ِ تنفسمه..:)) دسته: {مونولوگ}
1059853

آمور میو..

موزیک : آمور میو خواننده : جیپسی کینگ کیفیت : 320 حجم : 7.80 مگابایت با : [لینک] پخش آنلاین دبیرستانی که بودم خیـــلی این آهنگ رو دوست داشتم خیلی، همیشه با هدفون و باصدای بلند گوشش میدادم ، فقطم تو روزای ابری و بارونی گوش میدادم . اصن حالم الان عوض شد..:) خیلی خوشحالم یه یهو یادش افتادم و دوباره ش ، همانا شمام خوشتان بیاید..^_^ دسته: {موسیقی} {مونولوگ}
1059784

پیکان گوجه‎ای، فروشی..!

طرف پشت ماشینش نوشته [فروشی] بعد شماره همراهشم زیرش نوشته بلکه صاحب دلی پیدا شه براش..تو جاده قم به سمت تهران در حال حرکته که یهو تلفن همراهش زنگ میخوره..جواب داده میبینه یارو طرف پشت خط میگه [داداش سلام، ببین، این ماشینه هَ سمت راستت، این خیلی بد رانندگی میکنه، تو بیا بپیچ جلوش تا منم از عقب جفت کنم باهاش هی بوق بزنم تا حالش گرفته شه] ینی تا این حد ملت با هم صمیمی‎ان و با هم ارتباط دارن..:| دسته: {مونولوگ}
1059891

شصتِ خودپسند..!

امروز یکـی از رفـقای هم دانشـگاهیِ قدیـمم رو دیدم [که الحمدالله اینجـا ی اونـو نمیشناسه]، آقـا این شبیه شست پاست. :|ولی اینقدر اعتماد به نفسش بالا و خوبه. اینقدر فوق العاده ست. پشتِ سر هم ع میذاره ، اونم از خودش تنها و بصورت خودگیر «سلفی»! ملت رو هم کراپ میکنه گاها". من عاشقِ اعتماد به نفسشم. جدی میگم. خوشم میاد از این همه افتخار ش به خودش. دسته: {مونولوگ}
1059829

سانتریفیوژَم آرزوست..!

فینگولایِ امروز رو توی تختایِ نرم، با تُشک و بالشِ تنفسی (که برع شدن خفه نشن) و با یه نورِ ملایمِ شب‎خواب و یه موزیکالِ مخصوص و لایت میخوابونن..:|اونوقت زمانِ ما، می‎پیچوندنمون تو یه پارچه سفید و میذاشتنمون روپاهاشون و به ح و سرعتِ سانتریفیوژ اونقــدرت میدادن تا اون نانو لوله‎های آّب رسانِ بافت‎های تک سلولی‎مون اونقدر بهم بپیچه که بریم تو کما..:|بعد میگفتن، چه معصومانه خو ده ^_^ ..:|ینی اگه کاکتوس اعتماد به نفسِ فینگولای امروزی رو داشت، سالی سه بار هلو میداد..:| دسته: {مونولوگ} {نوستالژی}
1059888

بر باد رفته..!

تا یه مدت پیش فکر می هیچ وقت نمی تونم برنامه ای رو ببینم که یه عده سبک مغز، برای یه عده سبک مغز تر می سازن [البته بلانسبتِ دوستانی که اینجان و میبینن:دی] ولــــی.....ولــــی حالا میدونم که هستند موجوداتی که کلا از مغز بهره ای نبردَن و میشینن پای این نوع برنامه ها و غیره جاتِ متوصل به این برنامه ها.آخه این مز فات و برنامه های خارجی [ ای] چیه می شینن می بینن مردم؟! به شعورشون توهین نمیشه واقعا؟! خار و خفیف نمیشن خودشون جلو خودشون؟! والله که نمی فهمم بعضیا رو.. دسته: {مونولوگ}
1059860

مَشقی اما واقعی..

حدود یک ماه پیش تو یه جای پرتی بودم که کلاً جنسایِ دورِه فینگول خان رو داشت. ازش یه هفت‎تیر ترقه‎ای یدم با یه ورق کامل از تیراش.اینقده حال داد اون مدت. همه جا با خودم بردمش و خیلی زیرکانه به اونایی که حس خوبی نسبت بهشون نداشتم یه تیر زدم و بقیه هم به این حرکت قهقه میخندیدن، ولی نمیدونستن که پشتِ این ماجرا یه حسِ. به هرحال، حال داد.الان یهو دلم از اون شمشیر پلاستیکیا که تو بچگی داشتیم هم خواست . اون موقع مال من همیشه تیغه صورتی داشت با دسته آبی..:) دسته: {مونولوگ} {نوستالژی}
1059826

واژگانِ بی‎صدا..

برا باز ِ سر صحبت و یا حتی نوشتنِ یه پستِ ناچیز که دوستات بدونن زنده‎ای هنوز، یه وقتایی هیچ واژه‎ای«های» پیدا نمیشه! بعضی وقتا حتی یه فاجعه خفن هم کفاف باز سر صحبت رو به آدم نمیده . دقیقاً همون موقعی که میخوای حرف بزنی، همه واژه‎ها برات بی‎معنی میشن! کاش میشد کلمه‎ها رو هُل داد و بهشون گفت اینقدر بچرخید تا حرفای منو پیدا کنید و بنویسید. دلمان یه روستا میخواهد اونم بدونِ تکنولوژی..:دی دسته: {مونولوگ}
2330014

ngjk'

وقتی فکرش را می کنم، می بینم که اجتناب ناپذیر است، مثل خارش های ناشی از حساسیت فصلی، تنها راهش توجه ن است و مشغول شدن به کارهای دیگر، وگرنه هرچه بیشتر توجه کنی، بیشتر می شود و هر چه بیشتر شود ناجورتر. نمی گویم چقدر خودم در این باره موفقم که آنوقت روایتم روایت رطب خورده ای است که منع رطب می کند و قابل ترحم است. پس ترجیح می دهم اینها را پیش از آنکه دیالوگ حساب کنم مونولوگ بدانم، شاید کمی قابل تحمل تر باشد.
1059770

یک نفر فینگیل..

ایشون، یک نفر فینگیل هستند در حد فسقل..:دیایشون بسیار در راه رفتن عجول هستند و برابر پیش‎بینی‎های بعمل اومده، احتمالا اول راه بره بعد خیز و چهار دست و پا. [زمان ما، تا یه سال دست و پاهامون دستمال پیچ بود که مبادا کج رشد کنه..:|]ایشون بسیار خوش خنده هستند در حدی که با صدای [دینگ‎دینگ، شبکه‎ی پویا] هرهر میخندن..ایشون افتخارات زیاد دارن که اجازه انتشار بیش از این به بنده نمیدن.. و خدارو شکر..^_^ دسته: {مونولوگ} {ع }
1059896

رفیقِ شفیقم..!

بهترین دوستمو چه دیر پیدا ؛ هر چی بقیه میگفتن رفیقِ شفیقِ اصلیت اینه، ولـی من بـاورم نمی شد! شایدم از گسـتردگی تنبلی بود کـه نمیرفتم سراغش! الان نشسته رو پام:) هی خودمو میچسبونم بهش و داد میزنم آخیـــــــش.. قسم میخورم این دو سه ماه آینده رو یک شب هم بدونِ اون نخوابم. زین پس هر وقت خونه ام سریع صداش میکنم بیاد پیشم:دی دیگه دوری بسه..بله، درست متوجه شدید! کیسه آب گرم، اینه اون رفیقِ شفیقِ دوران سختی و زمهریر..:) دسته: {مونولوگ} {نوستالژی}
1059879

یه کم شرمندگی..

گفتم آقا ببخشید از کجا میتونم برم زاده علی اکبر(ع)گفت : چی هست!!!من : o_oگفتم یه زادست دیگه، آقای محمود کریمی هم اونجا مداحی میکنه.گفت: نمیدونم ولی از این چیزا که میگی یکی تو تجریش هَـ (منظورش زاده صالح بود) شخصا" اعتقاد خاصی به حسین(ع) داشتم و دارم و خواهم داشت. هزاران بار طوافِ خونه خدا رو بهم بدن با یک بار زی عوض نمیکنم . متاسفم برا ایی که اگه پاش بیوفته تو وبلاگاشون آهنگ نی نای ناش هم میذارن!به موقش شادم و به موقش ناراحت . به قولِ معروف هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد. دسته: {مونولوگ} {دیالوگ}
1059866

گور نـامه..

از یه گور پرسیدم:آیا تو سیاهی باخط‎های سفید یا اینکه سفیدی باخط‎های سیاه؟!و گور ازم پرسید:آیا تو خوبی با عادت‎های بد یا اینکه بدی با عادت‎های خوب؟!آیا آرومی بعضی وقتا شلوغ یا شلوغی بعضی وقتا آروم؟آیا شادی و بعضی روزا غمگین یا غمگینی بعضی وقتا شاد؟و همچنان پرسید و پرسید و پرسید.و اینجانب «پلاک هفت» دیگر هیچوقت از گور ی درباره رنگ پوستش نخواهم پرسید.. دسته: {مونولوگ} {دیالوگ}
1059767

نَدیده را بِدیدم..!

با همون فرمونی که داشت عقب عقب میرفت که بشینه رو کاناپه، چشام قفل شده بود رو گوشیم که رو همون کاناپه هِ بود. یه آب دهن قورت دادم و همچنان داشتم به گوشیم نیگا می ، همین که طرف نشست رو کاناپه و همچنین روی گوشی مبارکِ من، یهو دیدم گوشیِ بیچاره هر چی چراغ داشت روشن شد. ینی حتی اون چراغاییم که من تا حالا ندیده بودم از این گوشی روشن شده باشه ، حتی اونام روشن شدن..:|دلم برا گوشیم سوخت که چه فشاری بهش اومد بنده خدا.. دسته: {مونولوگ}
1059783

ساسی جهانبخت..!

فی الواقع و فی الجمله خاک عالم بر سر اون دختری (بلانسبت) که خودشو مضحکه عالم کرده و کلیپ ش ت عشقی میذاره به حدِ طوری که آب دهنش سرازیر میشه که حالا مثلاً که چی..!که حالا مثلاً اون عشقِ مانکنت باهات کات کرده؟ خب به درک اسفل السافلین..:|فردا هم این ماجرا میشه یه روالِ لایزالِ لا متغیرِ لاینفعِ کل عام و خاص. آدم خندش میگیره از این همه شو! از این همه ادعا! از این همه اصولِ بی قاعده! مخاطب پست، اون دختریه که خودشو بخاطر یه خواننده به فضاحت کشید.. دسته: {مونولوگ}
1473737

مونولوگ

سرم داد میزند؛ خب از چشمهاش شعر میگویی چه شود؟؟؟ شاعر جان! خج بکش. حتما فردا میروی توی انجمن میخوانیش هم. کف و سوت هم برایت میزنند لابد. بیچاره! احساس حقارت نمیکنی احیانا؟ اگر نکنی خیلی پررویی که! ببین عین دلقک هاشده ای! فکر می کنند داری بازی میکنی. حق هم دارند. عادت کرده اند در حال بازی ببینندت! البته من که یادم نیست اهل بازی بوده باشی اما مهم نیست تو چه هستی! مهم این است او چه فکر می کند. کاش بتوانی فعلا زبان به کام بگیری. با این شرایط... +از دستم کلافه بود، جای دیگری سرم داد میزد. بیچاره گلویش. ساعت ها سرم داد زد.

مونولوگ