حجبتر ب


1351048

۲۲-سو رایز

باورم نمیشه اینجاست...۳۰۰۰کیلومترفاصله.الان شده داخل یک شهر...بی هوا تا من اومده و من بی هوا قلبم لرزید...خوشحال شدم؟جاخوردم...به قول خودش سو رایزم کرده ولی یک طعم گسی دارم حس میکنم...من بدبینم یا به احساسم دل بدم؟میدونم برای انجام کاری اینحاست ولی اینوسط منم مهمم..فکر میکنم...موقع جاروی اتاق به یو_گی فکر می ..ناخوداگاه یادش افتاده بودم...ما از هم گذشتیم و سادگی و صداقت و خوبی ک داشتیم بهایی بود که دادیم..میدونم صادقتر از یوگی و با حجبتر از یو_نخاهم داشت...ولی مستقلتر..بزرگتر...... خاهم داشت.بهش فکر می و از دلبریهاش باخبر بودم و الام دلبری منو میکنه....چشمهامو بست ...
1353503

۲۲۲-سو رایز

باورم نمیشه اینجاست...۳۰۰۰کیلومترفاصله.الان شده داخل یک شهر...بی هوا تا من اومده و من بی هوا قلبم لرزید...خوشحال شدم؟جاخوردم...به قول خودش سو رایزم کرده ولی یک طعم گسی دارم حس میکنم...من بدبینم یا به احساسم دل بدم؟میدونم برای انجام کاری اینحاست ولی اینوسط منم مهمم..فکر میکنم...موقع جاروی اتاق به یو_گی فکر می ..ناخوداگاه یادش افتاده بودم...ما از هم گذشتیم و سادگی و صداقت و خوبی ک داشتیم بهایی بود که دادیم..میدونم صادقتر از یوگی و با حجبتر از یو_نخاهم داشت...ولی مستقلتر..بزرگتر...... خاهم داشت.بهش فکر می و از دلبریهاش باخبر بودم و الام دلبری منو میکنه....چشمهامو بست ...

حجبتر ب