ترسم نکشد بی تو به فردا دل من


2222280

ترسم نکشد بی تو به فردا دل من (شب هجدهم)

تنگ است دلم، قوّتِ فریاد کجایی؟! ::حزین لاهیجی:: ____________________________ مصرع عنوان از خاقانی
785608

من از . نمی ترسم

من از . نمی ترسم، من از خشک سالی می ترسم؛ من از . نمی ترسم، من از هوای آلوده می ترسم؛ من از . نمی ترسم، من از مرگ درختان سرزمینم می ترسم؛ من از . نمی ترسم، من از رانندگی در جاده های کشورم می ترسم؛ من از . نمی ترسم، من از سونامی سرطان می ترسم؛ از آلودگی آب و خاک و محیط زیستم می ترسم؛ از محصولات کشاورزی مسموم می ترسم؛ من از مرگ جوانان این سرزمین نمی ترسم، از مرگ فرهنگ جوانانمان می ترسم؛ از فرار جوانانمان، از قحطی ژن های توانمند می ترسم؛ من از حمله ی دشمنان رو در رو نمی ترسم، من از هجوم اهریمن پنهان می ترسم؛ من از روزی می ترسم که .ن سرز...
1071238

دوستت دارم و از تو می ترسم!

دوستت دارم و از تو می ترسم! قله های بلند دره های عمیق تری دارند عزیز من تو را دوست دارم و از تو می ترسم! این کوه اگر مرا نکشد سربلندم می کند... "مهسا چراغعلی" از کتاب: جنگل گریان
441240

311_

اگر منو بیماری نکشد.سیل و طوفان نکشد.گرسنگی و تشنگی نکشد.تصادف و حوادث غیر قابل پیش بینی نکشد...حتما حتما نادانی و ندانستن می کشتم!
727488

ترسم از تنهایی احوالم به رسوایی کشد

از اینکه فردا سفر بروم می ترسم از اینکه بروم و نبینمش می ترسم از اینکه با ترسهایم روبرو شوم رخ به رخ، بیشتر می ترسم. از این می ترسم که هر آنچه خوبی .شیده ام درباره ش توهمی بیش نبوده ، و من کوری با دو چشم باز بوده باشم ... خیلی می ترسم...
1979897

تکرار

ترسم از تکرار اتفاق تو ترسم از نرسیدن ب دستان تو ترسم لمس ن موهای تو ترسم از گرفتن یاری ی جای تو بی یار می مانم فردا میزنم بی یار ترم من بی یارترم من از هر ک تو دانی از هر ک تو خوانی چرا این خاطر تو ...
99674

خداوندا از این قسمت ، از این تقدیر می ترسم

خداوندا از این قسمت ، از این تقدیر می ترسمو از خو. که فردا می شود تعبیر می ترسم دلم هر شب گرفتارِ جنون و عشق و ناکامیمن از رُسوایىِ شَبهاىِ بی تغییر می ترسم هر آن خو کَرده با تنهایىِ خود عالمی داردمن از تکرارِ این تنهایىِ دلگیر می ترسم نشسته بَر فراسوىِ نگاهَم گردِ بی مهریمن از اَشکی که چشمم را نشوید ، سیر می ترسم چوساقی چرخِ گردون و مرامش ، جام گردانی ستمن از پیکی که کم کم می کُند تاثیر می ترسم مرا این خوابِ هر روزه میانِ دوزخ و برزخمن از مرگی که جانم را کُند تسخیر می ترسم
619417

فردا

آیا این در سرشت من تنیده شده است که درست در بهترین و آرام ترین لحظات زنده گی، پای میز .ی بنشینم و ریسک کنم؟ نه آن که نترسم من از همه ی تجربه های تو می ترسم و مقایسه های ات. از آن که می .شی در میانه ای هستی که دیگر هیچ چیز جدیدی ترا به شوق نمی آورد و زنده گی تکراری ست از گذشته. از آن که نمی خواهی در هیچ امواج خطری، شنا کنی. از خودم هم می ترسم. آیا این فقط یک چالش است که می خواهم مثل کودکی از زمین برش دارم و با آن دست و پنجه نرم کنم؟ شاید هم فردا همه چیز فراموش شود و در خاطره ها گم شود. فقط فردا خواهم فهمید!
1940271

کمک ... پدرم... م...

می ترسم.می ترسم که دارو لازم بشم. می ترسم از این ح ام. از اینکه امروز انقد بی پروا می رفتم جلوی ماشین ها، که ماشینه یهویی جهتشو عوض کنه با اون سرعتش... می ترسم از خودم. می ترسم. می ترسم از این بلند بلند گریه ا و هق هقا وسط خیابون توی روز. می ترسم از اشکایی که تو مترو همینطوری می ریزه. می ترسم از حالم که جلوی رییس هم بد می شه و گریه م می گیره. می ترسم انقد حالم بد می شه که نمیتونم راه برم. می ترسم وقتی وسط گریه می بینم دستمالم قرمزه و می بینم بینی م خون میاد. می ترسم از این روزام. از این لحظه لحظه عوض شدن ح ام. مودم. واقعا می ترسم. می ترسم از اینکه وقتی روشا رو ? ...
565710

می ترسم _ یاسر قنبرلو

از رعیت از دربار می ترسم از آستین از مار می ترسم گاهی انالحق می زنم امّا از چوبه های دار می ترسم از سایه از دیوار می ترسم از موش های هار می ترسم بسیار می گویم نترس امّا ... امّا خودم بسیار می ترسم از واژه ی تَکرار می ترسم از هیچ ، چندین بار می ترسم! از تعرفه از رای از .داد از صندوق ِ سیّار می ترسم! از آرمانم بر زبان ِ او از نُمره ام در امتحان ِ او از گلّه ام در فکر ِ سَلّاخش از سکّه ام در جیبِ سوراخش از گریه هایم در دُعاهایش از وعده هایش ، اِدّعاهایش در کوچه در بازار می گریم از هیچ هایش زار می گریم از هیچ های
1547782

من از عقرب نمی ترسم ولی...

من از عقرب نمی ترسم ولی از نیش می ترسم ندارم شکوه از بیگانگان از خویش می ترسم ندارم وحشتی از شیر وببر و حمله گرگان از آن گرگی که می پوشد لباس میش می ترسم مرا با جوفروشان سربازار کاری نیست من از گندم نمایان ارادت کیش می ترسم ندارم وحشت از جنگ ونفاق وقتل وخونریزی من از این آتش افروزان صلح ش می ترسم به شیخی گفت ی, از چه می تر سی زمی ؟ گفتا ز می خوردن ندارم بیم از مستیش می ترسم مرا باخانقاه و قه وکشکول کاری نیست من از اعمال زشت خلق نادرویش می ترسم چه خوش گفت این سخن مرد سخن سنجی که می گوید مراازمرگ باکی نیست از سختیش می ترسم من ژولیده را نبود هراسی ا ...
1543823

می ترسم

من ازاشکی که می ریزدزچشم یارمی ترسم ازآن روزی که اربابم شود بیمارمی ترسم همه م م درجهلی شبیه عهد دقیانوس من ازخو دن منجی درون غار می ترسم رها کن صحبت یعقوب و کوری و غم فرزند من ازگرداندن یوسف سر بازار می ترسم همه گویند این بیا ، امّا درنگی کن ازاین که باز عاشورا شود تکرارمی ترسم شده کارحبیب من سحرها بهر من توبه ز آه دردناک بعد استغفار می ترسم تمام عمر،خود را نوکر این خاندان خواندم از آن روزی که این منصب کند انکار می ترسم شنیدم روز و شب ازدیده ات خون جگر ریزد من از بیماریِ آن دیدۀ خونبار می ترسم به وقت ترس و تنهایی تو هستی تکیه گاه من مرا تنها میا? ...
2427672

پنجم - شمردن را دوست ندارم

روی پهلوی راستم افتاده ام و در زمان گم شده ام. از من می پرسی ساعت چند است؟ من بیدارم یا تو خو ؟ ساعت... نمی دانم چند شده. می ترسم نگاهش کنم. می ترسم بلند شوم. صدای اذان می آید و "آخ" می شوم ؛ فهمیده ام ساعت به کجا رسیده. صدا از مسجدِ نزدیک خانه ست. خوابم نبرده و ساعت هاست با چشم های باز و نگاهِ بی چاره ی تاریکی شده ام، خواب های احمقانه می بینم. نمی فهمم توهم است یا رؤیا. خوب نیست. فکر می کنم اگر فردا بیدار نشدم چه؟ اگر همین الآن رفته ام... مهم نیست. راستی فردا چندم است؟ نمی دانم. از شمردن می ترسم اما می شمرم. به تاریخِ روی سنگ قبرم فکر می کنم. منِ این روزها چه قدر هو ...
2456189

پنجم - شمردن را دوست ندارم

روی پهلوی راستم افتاده ام و در زمان گم شده ام. از من می پرسی ساعت چند است؟ من بیدارم یا تو خو ؟ ساعت... نمی دانم چند شده. می ترسم نگاهش کنم. می ترسم بلند شوم. صدای اذان می آید و "آخ" می شوم ؛ فهمیده ام ساعت به کجا رسیده. صدا از مسجدِ نزدیک خانه ست. خوابم نبرده و ساعت هاست با چشم های باز و نگاهِ بی چاره ی تاریکی شده ام، خواب های احمقانه می بینم. نمی فهمم توهم است یا رؤیا. خوب نیست. فکر می کنم اگر فردا بیدار نشدم چه؟ اگر همین الآن رفته ام... مهم نیست. راستی فردا چندم است؟ نمی دانم. از شمردن می ترسم اما می شمرم. به تاریخِ روی سنگ قبرم فکر می کنم. منِ این روزها چه قدر هو ...
1398427

می ترسم...

نمی ترسم از جنگ یا ز له ای که تهران را در یک شب سیاه می بلعد! نمی ترسم از احتمال برخورد شهاب سنگ با زمینی که از یک لحظه به بعد روی مدار مقرر نمی چرخد نمی ترسم از تمام شدن توی خواب یا آ ین لبخندم روی دیوار. می ترسم این شعر آ ی باشد که می نویسم! گوشی را بردار ... مریم نو نژاد
621442

درد و داغ

ای کاش که درد و داغ ما را نکشدهم، آتشِ اشتیاق ما را نکشد ما زنده بر آنیم که کاری .باشد که غم فراق ما را نکشد شاعر : جواد شیخ ال.ی
620338

درد و داغ

ای کاش که درد و داغ ما را نکشدهم، آتشِ اشتیاق ما را نکشد ما زنده بر آنیم که کاری .باشد که غم فراق ما را نکشد شاعر : جواد شیخ ال.ی
1116962

می ترسم

"خداوندا" مرا تنها تو مگذارم ، که من از نیش می ترسم نباشد باکم از عقرب، ولی از میش می ترسم ندادند عاشقی یادم، درون پیله پیچیدم شدم خود همچنان ماری، ز زهر خویش می ترسم شنیدم عاقلی میداد پندم بهر دلداری من ازاو زینهمه بیهوده غمخواریش می ترسم ندیدم مهربانی بی غرض دراین جهان هرگز درین ویرانه از یاهوی هر درویش می ترسم غلط پنداشتم یارب گریزانم من از هستی بهرچه داده ای شکرت ولی زین بیش می ترسم زبس بار ان بردم به حکم رسم انسانی دگر از رحم بهر هردل ریش می ترسم "رسا" گفتا صبوری کن به تنهائی که شیرین است که من از مسلم و از یار کافر کیش می ت ...
2194275

می ترسم

من زندگی را دوست دارمولی از زندگی دوباره می ترسم!دین را دوست دارمولی از کشیش ها می ترسم!قانون را دوست دارمولی از پاسبان ها می ترسم!عشق را دوست دارمولی از زن ها می ترسم!ک ن را دوست دارمولی از آینه می ترسم!سلام را دوست دارمولی از زبانم می ترسم!من می ترسم ، پس هستماین چنین می گذرد روز و روزگار منمن روز را دوست دارمولی از روزگار می ترسم حسین پناهی
786621

غزلی از جواد نعمتی

چشم می بندم و از کا بوس می ترسم هنوز از دل تاریک اقیانوس می ترسم هنوز در شب تاریک من جایی برای ماه نیست من از این زندان نا محسوس می ترسم هنوز ماه گفتی ماه دیگر چیست وقتی نیمه شب از تب خاموشی فانوس می ترسم هنوز هرچه را می خواستم در خوابهایم دیده ام چون که من از واژه ی افسوس می ترسم هنوز قد بلند و مو . و چشم آبی گونه سرخ از نژاد دختران روس می ترسم هنوز طرح یک لبخند شیرین پشت دندانهای گرگ ازهمین تصویر نا مانوس می ترسم هنوز من مسلمانم ولی در آ. این ماجرا از صدای ضربه ناقوس می ترسم هنوز
1533600

می ترسم...

از سکوتی مانده در منشور یک فریاد ، می ترسم طالعم خاموش و از رنگ و لعاب شاد ، می ترسم خانه ام در بیستونِ شهرِ شیرین است و هر لحظه ↓ از صدای تیشه ی بی وقفه ی فرهاد ، می ترسم حجم سنگینی به روی ام بی می تازد وسعتم گم می شود ، در بُهتِ این ابعاد ، می ترسم حس بدخیمی از آشوبی سراسر گنگ و نا مفهوم خنجری بر ام کوبیده ، از بیداد ، می ترسم خاطرم آشفته و حالم پریشان ، روزگارم تلخ از نگاه نا نجیبِ تک تکِ افراد ، می ترسم آهوی طبعم رمیده ، در میان گله ی گرگان از کمین گاه و شکار و دام و هر صیاد ، می ترسم آب و آتش ، تلخ و شیرین ،گاه بودن یا نبودن از هجوم سیل مجهولات ، یا ا? ...
1939748

ای مرگ! می ترسم که فردا دیر باشد

وقتی که تنها بودنت تقدیر باشد باید دلت از دارِ دنیا سیر باشد این روزها باور ندارم بودنم را از من! همین دیوانه در زنجیر باشد! دیگر نمی ترسند آهوها، چه سخت است در چشمه تصویرِ پلنگی پیر باشد درسی که تنهایی به من آموخت این بود: لبخند شاید نیَّتش تحقیر باشد آ ، مانده ام با نور ِمهتاب از قلّه، جنگل وسعتی دلگیر باشد بدجور دلتنگم، بیا تا فرصتی هست ای مرگ! می ترسم که فردا دیر باشد.
2293003

.رجبعلی کاووسی

#نقد_شعر_کلاسیک غمت شدآن چنان بارم که من ازبار می ترسم مکن این گونه آزارم من از آزار می ترسم تو هر بارم بترسانی که از پیشم روی جانا چرا هر بار می گویی و من هر بار می ترسم چو حافظ از شب تاریک وبیم موج می نالد من از گیسوی تارِ موج دارِ یار می ترسم چنان آهسته ازدیواروموش وگوش بشنیدم دگرازگوشِ موشِ مانده در دیوار می ترسم به چشمان می کُشی وابروانت می کندانکار من ازچشمی که باشدعامل کشتارمی ترسم نش خارِ مژگانت به پایِ این دلِ خسته چنان کز هر گل زیبا که دارد خار می ترسم شبم از بی قراری های دل خوابم نمی آید زِ بس که روزها از دیده ی بیدار می ترسم ده? ...
1755849

متنی از زنده یاد حسین پناهی

من زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم! دین را دوست دارم ولی از کشیش ها می ترسم! قانون را دوست دارم ولی از پاسبان ها می ترسم! عشق را دوست دارم ولی از زن ها می ترسم! ک ن را دوست دارم ولی از آینه می ترسم! سلام را دوست دارم ولی از زبانم می ترسم! من می ترسم ، پس هستم این چنین می گذرد روز و روزگار من من روز را دوست دارم ولی از روزگار می ترسم
1664355

نه مغرورم، نه دلسنگم، نه از تحقیر می ترسم.

نه مغرورم، نه دلسنگم، نه از تحقیر می ترسم پر از بغضم ولی از اشک بی تاثیر می ترسم حریفی خسته ام، شطرنج بازی که کم آورده که از پیچیده بازی های این تقدیر می ترسم ”میایی، چای می نوشی، برایت شعر می خوانم...” من از سردرد این رویای بی تعبیر می ترسم هم از تهران پرجمعیت آشفته بیزارم هم از تنها شدن در خانه ی دلگیر می ترسم دلم صحرا و دریا را به آتش می کشد روزی ازین دیوانه، این مجنون بی زنجیر می ترسم شاعر: علی نوری **** با تشکر از دوست عزیز: мдjid ××آریایــــــــیها××
513345

می ترسم

رها کردیم خالق را ، گرفتاران ادیانیم تعصب چیست در مذهب ؟ مگر نه این که انسانیم اگر روح خدا در ماست خدا گر مفرد و تنهاست ستیزه پس برای چیست ؟ برای خود پرستی هاست من از عقرب نمی ترسم ولی از نیش می ترسم از آن گرگی که می پوشد لباس میش می ترسم هراسم جنگ بین شعله و کبریت و هیزم نیست "من از سوزاندن .شه در آتیش می ترسم "."
1104130

سریال آشوب

سریال آشوب 1080p, رایگان کامل سریال ایرانی آشوب با کم حجم کیفیت بالا عالی hd , سریال جدید «آشوب» ساخته کاظم راست گفتار بدون تگ آرم تبلیغاتی و بدون ید اشتراک ویژه vip دوستت دارم و از تو می ترسم! دوستت دارم و از تو می ترسم! قله های بلند دره های عمیق تری دارند عزیز من تو را دوست دارم و از تو می ترسم! این کوه اگر مرا نکشد سربلندم می کند... "مهسا چراغعلی" از کتاب: جنگل گریان برچسب ها: اشعار مهسا چراغعلی، کتاب آشوب - ashoob تهیه کننده و کارگردان: کاظم راست گفتار سال ساخت: 1394 | پخش: 96 | پخش کننده: کول اسامی بازیگران آشوب داریوش فرهنگ، محمدرضا شریفی نیا، فرهاد آییش، آتیلا پ? ...
979988

روزگار من ...

من زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم ! دین را دوست دارم ولی از کشیش ها می ترسم ! قانون را دوست دارم ولی از پاسبان ها می ترسم ! عشق را دوست دارم ولی از زن ها می ترسم ! ک.ن را دوست دارم ولی از آینه می ترسم ! سلام را دوست دارم ولی از زبانم می ترسم ! من می ترسم ، پس هستم . این چنین می گذرد روز و روزگار من من روز را دوست دارم ولی از روزگار می ترسم حسین پناهی
820785

(بدون عنوان)

من زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم! دین را دوست دارم ولی از کشیش ها می ترسم! قانون را دوست دارم ولی از پاسبان ها می ترسم! عشق را دوست دارم ولی از زن ها می ترسم! ک.ن را دوست دارم ولی از آینه میترسم سلام را دوست دارم ولی از زبانم می ترسم! من می ترسم ، پس هستم این چنین می گذرد روز و روزگار من من روز را دوست دارم ولی از روزگار می ترسم حسین پناهی
1299491

" می ترسم!... "

دانم که درد عشق نباشد دواپذیر زحمت مکش طبیب ز بهر دوای ما "ابن حسام خوسفی" من از تکرار می ترسم... ازاین کابوس... که رفتن ها، ندیدن ها، نماندن ها، شود عادت... من از دیوار می ترسم... من از خاموشی سرد و سکوت واپسین دیدار... از آن گوشه نشینی ها... و از گرد و غبار مانده بر ناگفتنی ها... من از انکار می ترسم... من از ثانیه ای آرامش این دل... من از دریای بی طوفان ، می ترسم... من از بش تن بال و پر رؤیا... و از تاریکی پس کوچه هایش... من از شبهای بی پرواز می ترسم... #یک جرعه آرامش... متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب ...
851175

پنج شنبه

فردا پنج شنبه ست! می ترسم... از خودم می ترسم... بغلم کن... √ تولد دوست ندارم انرژی و حس منفی ای داشنه باشم که با خودم . ببرم اردو... + خسته ام مثل در آغوش .ی جا نشدن ... :( ++ .یت . ص پلی شده! پلی لیست رندمی هست اما چندمین باره ک پلی شده و الان دارم سعی می کنم گوش بدم ....
998154

مسیرِ بی پایانِ فراموشی

من می ترسم، من از زمینِ دویست سالِ بعد. از انتخاب عادم ها برای ترکِ زمین، ترک یک سیاره ی سرد. من از کمبود جا و افرادی ک جا می مانند می ترسم. من از نژاد پرستی و ارجعیت قوم ها بهم می ترسم. من از فقر، از جنگ، از بحران های سالهای فرزندانم می ترسم. از تهدیدِ یک مشتِ قدرتمندِ بی عقل، از جهل .. از بیشتر بودنِ اهمیت یک عاقل به خنگ، یک مرد به زن، سفید به سیاه، یهودی به مسلمان، من از زمینِ گرم می ترسم. از افراطی گری، منطق های ابت برای گرفتن جانِ گنه کار، از این شماره گذاری ها می ترسم. از ارجعیت دادن جانِ آدم ها می ترسم. من از فرزند توی آغوش مادرش، جایی توی مناطق محروم و ف? ...
1167294

از آنها که نمی دانی چرا ولی باید می نوشتی

وقتی می خوام شروع به نوشتن پست جدید کنم می ترسم. از زدن حرف هایی که دیگه برنمیگردن می ترسم. از رفتن به جاهایی که فراموش می ترسم. از نشستن توی تا ی مسیرهایی که قبلا هر شب برمیگشتم می ترسم. از کلاس های جدید و های قدیمی می ترسم. از دیدن دوست هام هم می ترسم. می ترسم و باور نمی کنم. از اینکه دوباره در همان گره های قبلی گیر کنم می... از اینکه طلوع خورشید رو ببینم هم... همه ی این ها نیاز به شجاعت دارد و من به خوبی احساس می کنم چطور پاهایم می لرزند. پایان جملاتم را تاریکی فرو می بلعد و هر شب می بینمش که گوشه ای کمین کرده تا ببیند کی اعلام می کنم دیگر بس است. با همه این ت? ...
2569725

تو نیائی (عاشقانه )

(ترسم اینست ، نیایی نفسم تنگ شود) نغمه ی ی مستانه بد آهنگ شود تو نیائی همه ی سرو و گل و لاله ی باغ به خزانی برسد ، خسته و بی رنگ شود ترسم اینست که سر مست نباشم بی تو ساغر و جرعه ی مستی همه کم رنگ شود یا که انگور شود ، کشمش خشکیده ی سبز بهرِ سوغات شدن ، با نخود همسنگ شود تو نیائی همه ی شهر بهم میریزد بینِ عقل و خِرَدو عاشقی ام جنگ شود ترسم اینست که امروز نیایی فردا همه دلدادگی ام زیرِ گل و سنگ شود صبحِ امید بمیرد ز (سپهر) م بی تو صبحِ من شام شود ، ماه سیه رنگ شود #سپهر
517882

می ترسم

من از تکرار می ترسم من از تکرار آن جنجال ناهنجار می ترسم من از فردای این دیوار من از .وارها آوار می ترسم
715592

حاج . | شب 19 ماه مبارک رمضان 96

بسم الله الرحمن الرحیم بسم رب الحسین شب نوزدهم ماه مبارک رمضان دعای ابوحمزه شب ضربت شب قدر ۲۴.داد ۱۳۹۶ مسجد ارک تهران برای . به ادامه مطلب بروید عبد گمراهم و از راه خطا می ترسم رو نگردان ز من به خدا می ترسم نکند رو بزنم باز محلم ندهی نکند من بشوم تحبث الدعا می ترسم علنی پیش نگاه تو گنا ها . رفته از این دل آلوده حیا می ترسم زهر تحسین خلائق به .م افتاد در عبادات گرفتار ریا می ترسم شب قدر است به من قول بده رحم کنی بیش از همه از روز جزا می ترسم به زمین مانده کلام . ای مردم از به زمین ماندن کلام . می ترسم وای اگر از علی و فاطمه دورم سازد دور باشم من از ا...
1391886

من از مردن نمی ترسم

من از مردن نمی ترسم.که مردن اتّفاق بین آدم هاستمن از آن لحظه می ترسم که من باشم و یادم ...خاطرم فکرمنگاهمناله ام آهمگلویمگریه ام بغضمصدایم شکوه امشعرم به زیر تلّی از آوار ساعت ها کفن پوسدمن از مردن نمی ترسم
494032

از بید بی مجنون می ترسم

در ادامه ی "بید بی مجنون" "حسین صفا" : از بید بی مجنون می ترسم از سایه های سرد می ترسم اینجا می مونم تا تو برگردی از انتظاری بی ثمر می ترسم اح.ر.سپهر
2447202

از نگاه دیگران

می ترسم من از این رفتن و ماندن، از این تکرار می ترسم از این تکرار و عادت نه، از این رفتار می ترسم تو را من دوست دارم یا تو من را دوست داری، ها باور عشقیم از این گفتار می ترسم تو گفتی باورم کن بس، که باور نصف ایمان است من از ایمان بی باور،هزاران بار می ترسم [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
2139411

شعر ترس/ابوالقاسم کریمی

هوا سرد است و من ترسم درون مسلخ زندان ترسم منِ ویران شده در سیل اندوه گرفتار تب ِ سوزان ترسم
2195233

شعر ترس/ابوالقاسم کریمی

هوا سرد است و من ترسم درون مسلخ زندان ترسم منِ ویران شده در سیل اندوه گرفتار تب ِ سوزان ترسم
1122045

(بدون عنوان)

از پایان این قصه می ترسم می ترسم این قصه تمام شود و سطر آ آن تو نباشی و کلاغ قصه به خانه اش نرسد می ترسم..
2078807

جملات حسین پناهی + تست روانشناسی 95

جملات حسین پناهی من زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم! دین را دوست دارم ولی از کشیش ها می ترسم! قانون را دوست دارم ولی از پاسبان ها می ترسم! عشق را دوست دارم ولی از زن ها می ترسم! ک ن را دوست دارم ولی از آینه می ترسم! سلام را دوست دارم ولی از زبانم می ترسم! من می ترسم ، پس هستم این چنین می گذرد روز و روزگار من من روز را دوست دارم ولی از روزگار می ترسم تست روانشناسی تست خودشناسی 1 – آیا وقتی که پدر و مادری رو می بینین که دست بچشون رو گرفتن و دارن میرن بهشون غبطه می خورین ؟ ؟ ؟ الف ) بلی ب ) خیــــر ج ) گاهـــی اوقات تست روانشناسی 2 – آیا و? ...
903486

ارتفاع2 ...

از ارتفاع می ترسم افتاده ام از بلندی، از آتش می ترسم سوخته ام به کرات، از ج. می ترسم رنجیده ام چه بسیار، از مرگ نمی هراسم نمرده ام هرگز حتی یک بار!
989190

من می ترسم

من می ترسم. من از تنهایی می ترسم، از اینکه تنها نباشم می ترسم. از چیزی که هستم.از چیزی که نیستم ، از چیزی که ممکنه بشم ، از چیزی که ممکنه نشم. نمی خواهم برای بقیه زندگیم تو این کار باشم، اما از ترک ش هم می ترسم. من خسته شدم.. می دونی، من از اینکه بترسم دیگه خسته شدم.
2714515

ترسم نکشد بی تو به فردا دل من

تماس تصویری برقرار کرده که خونه ی جدیدش رو نشونم بده...چشمم میفته به پاکت سیگارش.میگم لعنتی یه کف دست ریه برای خودت باقی بذار!...چشمک میزنه و میگه به چه اُمیدی?،میفهمم قصدش دلبری ه،میگم راست میگی،به چه اُمیدی?!بکش تا خفه شی عزیزم...میخنده... گوشه گوشه ی اتاقش رو میبینم و نظر میدم.گوش میکنه و میگه چشم...میگم یه گلدون ب بذار اونجا لب پنجره بلکه خونه ات رنگ و روی خونه بگیره،میگه چشم...میگم کف خونه ات مثل کف میمونه،یه فکری براش ،میگه چشم...میگم به جای جور کتابخونه اول یه تشک برای تختت بگیر که کف سالن نخو و بعد بخاطر دو نفره بودن تختش کلی ش میکنم و انقدر میخندیم که ...
894461

پرسپولیس و . جام

از بازی فردا می ترسم/ این فصل گل کار ماستبرانکو: درباره پیشنهاد سرمربیگری روسیه حرف نمی زنم/ پن.ی بازی را طارمی می زند! سرمربی تیم فوتبال پرسپولیس گفت: فصل برای ما از فردا آغاز می شود.
2078817

جملات حسین پناهی 95 تست روانشناسی

جملات حسین پناهی من زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم! دین را دوست دارم ولی از کشیش ها می ترسم! قانون را دوست دارم ولی از پاسبان ها می ترسم! عشق را دوست دارم ولی از زن ها می ترسم! ک ن را دوست دارم ولی از آینه می ترسم! سلام را دوست دارم ولی از زبانم می ترسم! من می ترسم ، پس هستم این چنین می گذرد روز و روزگار من من روز را دوست دارم ولی از روزگار می ترسم تست روانشناسی تست روانشناسی 6 – آیا به خودتون گفتین که تنهایی دیگه بسه ؟ ؟ ؟ الف ) بلی ب ) خیــــر ج ) گاهـــی اوقات تست خودشناسی 7 – آیا تا به حال براتون پیش اومده که شادی خودتون رو بخواین ب? ...
2025425

اعتراف

سلام دوستان مدت زیادی میشه که چیزی ننوشتم و هنوزم که این مطلب رو می نویسم این ح ادامه داره احساس که باید این وبلاگ رو به روز کنم لااقل این وبلاگ مثل حس شاعرانه ی من نپوسه. سعی می کنم به زودی کارای جدید بنویسم چون خیلی دلم برای شعر تنگ شده. هوای حسین پناهی رو این کارش رو دوست داشتم اینجا بنویسم. من زندگی را دوست دارمولی از زندگی دوباره می ترسم!دین را دوست دارمولی از کشیش ها می ترسم!قانون را دوست دارمولی از پاسبان ها می ترسم!عشق را دوست دارمولی از زن ها می ترسم!ک ن را دوست دارمولی از آینه می ترسم! سلام را دوست دارمولی از زبانم می ترسم!من می ترسم ، پس هستمای ...
794558

می ترسم...

نه مغرورم نه دلسنگم نه از تحقیر می ترسم پر از بغضم ولی از اشک بی تاثیر می ترسم
1526687

چرا می ترسم رانندگی کنم؟

خانومی هستم که دلم میخواد رانندگی کنم اما حتما باید یک آقایی مهربان بغلم کنارم بشینه تا ترسم از رانندگی بریزه من عاشقم عاشق رانندکی و دنده عوض در هنگام رانندگی همه حواسم به جلوم هست نکنه یک راننده ای ناشی به من بزنه و سپز جلوم داغون بشه می ترسم و هول برم میداره خوب تقصیر خودم نیست خوب زنم ترسم طبیعیه اما به من بگو چیکار کنم ترسم بریزه یه بار فکر نکنید بجه ام نه 36 سالمه وای سایت آرمین تری دی کام اوه .....
2558295

بگذر به تو راز دل زار بگویم

بگذار به تو راز دل زار بگویم راز دل شوریده و بیمار بگویم شاید که به فردا نکشد شعله ی عمرم آن قصه ی نا گفته به اقرار بگویم ادامه مطلب
82301

می خواهم برایِ تو نامه بنویسم

می خواهم برایِ تو نامه بنویسم می ترسم؛ پست چی عاشق ت شود کبوتر برگردد دق کند وُ دوریت را بمیرد می خواهم برایِ تو نامه بنویسم می ترسم، شهر رفتنت را بفهمد رود نبودنت را مرداب شود وُ خواب، شب را کابوس کند می ترسم؛ در راه، به باد برود بعد به دستِ چوپانی برسد وُ هوایِ .انش را رها کند وُ به هوایِ تو . شود! می ترسم؛ جاده راه نرود بن بست شود خانه . شود وُ در، به لنگه بچرخد وُ لج کند وُ تو نیستی را.. زنگ بزند می خواهم برایِ تو نامه بنویسم می ترسم! می ترسم باز عاشقت شوم... "افشین صالحی"
494202

می ترسم

می ترسم میترسم از اینکه امروز حرفهایم را بزنم و تو فردا به ان برسی....انقدر سرسری از خیلی چیز ها گذشتیم که دیگر خیلی چیز ها تکرار نشد .بعضی ها برای ساختن زندگی نیستند باید با انها خاطره ساخت ؛شاید هم روزی جمله ای ...لحظه هایی هست که دوست دارم کمی تو را فراموش کنم و خودم را تجربه کنم فکر . به تو فقط همه چیز را سخت تر می کند .می ترسم از انکه امروز به تو فکر کنم و سال دیگر دلم برایت تنگ شود....ثانیه هایی در زندگی هست که دلم می خواهد تماسی با روزگار بگیرم و بگویم حلالش . ودر نهایت یک زنگ به خدا و یک خداحافظی در سکوت.اما ساختار افرینش من هر ثانیه اش امید بوده و خوا
2657906

می ترسم می ترسم !!!!!

ترسم از شب نیست ... ترسم از نبودن نیست ... ترسم از دلی است که پوشی نمیداند ... و زمانی که بیهوده بگذرد ... و باز در امتداد شک و دلهره ... اسیر وسوسه شه های خود به راه خود برویم ... راهی که هر لحظه ترس و دلهره ، بر اندام شب ، می اندازد ...! ترسم از تکرار است .. تکراری سخت سرد ، تکراری که بی تو باشم ... دلم از تکرارم برتو دلهره و غصه ام را دو چندان میکند ... ! که نکند برایت تکراری را تداعی کنم که خسته از تنم ، ذهنم ، صحبت و ماندنم شوی ...! من از تکراری شدنم میترسم ...! من از رفتنت میترسم ... من از نبودنم ... من از صداقتی که بیهوده بگذرد ... ! من از مرگ عشق میترسم ... من از بی تو بودن . ...
2426898

نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد

راننده تا ی مدام اسم مسیر را تکرارمی کند و من با اینکه دیگر از دیر رسیدن نمی ترسم از چیزی می ترسم که نمی دانم. دلم می خواست با آدم هایی که دلتنگشان شده ام تماس بگیرم و بگویم که برای خاطر آن ها به این شهر بازگشته ام و فردا دیگر اینجا نخواهم بود. دلم خواسته بود وعده ی دیداری، دستی، بوسه ای، آغوشی، هم آغوشی ای، یا که کلمه در کار باشد؛ ترسیده بودم و به هیچ قناعت کرده بودم. ربع ساعت است که منتظر یک نفر نشسته ایم. اگر دلم برای رسیدن می تپید کرایه ی آن هیچ را هم حساب می ، اما برایم اهمیتی ندارد اگر هزار سال دیگر برسم. راه افتادیم. فردا می روم و برایم اهمیتی ندارد ? ...
1833244

لطفا هیچ وقت پشیمون نشو.

من هنوزم می ترسم از اون روز... از اون روزی که دعاهای خاک خورده م مستجاب شن. خیلی ازشون گذشته ولی گاهی که یادشون می افتم دیگه نمی تونم جلوی گریه م رو بگیرم. کابوس های بیداریم شدن. کابوسای لحظات قبل از خواب. می ترسم یه روز پشیمون شی... می ترسم از اون روز. می ترسم یه ر وز صبح خدا بیدار شه و یادش بیاد دعاهای من رو... می ترسم به هیچ چیز فکر نکنه. می ترسم از اینکه می گن دیر زود داره ولی سوخت و سوز نداره. کاش اگه قراره یه چیزی دیر بشه، اصن نشه. که دیگه نشدنش بهتره از دیر شدنش. کاش اگه دیر داره و زود نداره، سوخت و سوز داشته باشه لااقل. لطفا هیچ وقت پشیمون نشو. پشیمونیت گر? ...
2706933

۵۸.بشنو

دارم اینو گوش می کنم فکر اینجا بزارمش http://www.irmp3.ir/play/73087/%d8%a2%d9%87%d9%86%da%af-%d8%a8%d8%b4%d9%86%d9%88-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%db%8c%d9%84%d8%a7%d8%af-%d8%af%d8%b1%d8%ae%d8%b4%d8%a7%d9%86%db%8c بعد نوشت: از چهار صبح بیدار شدن خوشم نمی اد خدایا خودت فردا عاقبتم بخیر کن مثل چی از فردا می ترسم فقط امیدوارم پروازمون سقوط نکن امروزم که یه دور زهره ترک شدم فکر پرمیت کار نگرفتم خدایا کمکم کن
43020

ایران من تسلیت

سلام روزبخیرچند روزه با کمر درد سرکار میام. هنوز . نرفتم. شاید فردا برم. من تابحال دوبار ام آر آی رفتم و اصلا حس خوبی به ام ار آی ندارم. از رفتن به داخل دستگاه می ترسم. جای بسته حالم را بد می کنه. (جریان پارک آبی یادتونه که چقدر ترسیدم و فرار . ) برای همین . نمی رم که ام آر آی تجویز نکنه. می دونم خنده داره ولی خوب می ترسم دیگه . [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
962484

می ترسم از آن روز

می ترسم از روزی که بشر نامش تغییر کند دیگر به نام قبیله صدایش نکنند به نام عشیره به نامی که خانواده اش گذاشتند به نامی که او را صدا می .د می ترسم از آن روز نام بشر به نام حکومتها به نام ایدئولوژِی به نام دیکتاتورها تغییر کند می ترسم ازآن روزی که سمیح صدایم نکنند می ترسم از نام حکومت بن حکومت بن حکومت ایدئولوژی بن ایدئولوژی بن ایدئولوژی دیکتاتور بن دیکتاتور وپیراهنی شبیه زندان تنم کنند دستانم را تازیانه بدهند وچشمانم را . بیاموزند می ترسم از آن روز اثری از: سمیح القاسم، ترجمه: بابک شاکر

ترسم نکشد بی تو به فردا دل من