بگذار کنارت زندگی کنم


1890365

بگذار ناله های تو در دل اثر کند

بگذار نالــــه هــــای تـو در دل اثر کند بگذار دشنمـــــان تـــو را در به در کند بگذار این غبــــار غم انگیــــز فقر مان خاک سیـــــاه حوصله را رفتــه زر کند بگذار شــــام حادثـه ای استتار و خوف از پـــــرده های چشـم و دل ما سفر کند بگذار واژگــــــان بلنـــــد زبــــان شعـر ارزان تــــرین متـــاع جهان را گهر کند بگذار عشق شعله بـــــر انــــدام زندگی نـــام در همـــــه عالـم خبر کند بگذار خوش ترانـــه ترین مطرب زمان ـــــات نغــــــز عاشقی ضبط هنر کند بگذار در تجمــــع و فریــــاد های چرخ سوی دل ش تــــــه خـــدا هم نظر کند بگذار آخـــــرین س? ...
1299755

کنارت

کنارت که باشم ، همه دردها و غم ها از درونم به کنار می روند . آلام بال می گشایند و فرسنگ ها از من دور می گردند . کنارت که باشم ، چشمه های ارامش در اطرافم شروع به جوشیدن می کنند و مرا سراسر احاطه می نمایند و با خود به جریان میاندازند . کنارت که باشم ، خیالم تخت است که تو در کنارمی و دیگر نباید در عالم خیالاتم بدنبال تو بگردم . کنارت که باشم ، تبسم ها و خنده هایت را می شمارم . دست هایت را تا ثریا طی می کنم و غنچه های نازهایت را یک به یک می بویم . کنارت که باشم ، فقط و فقط به کنار تو می شم و از جهانی خلاص می شوم . کنارت که باشم ، در کنارت پهلو می گیرم و به ساحل آرامشی ف ...
2768228

بگذار نگویم ...

از غصه ی این فاصله بگذار نگویماز غربت این قافله بگذار نگویماز شمر نگو تو، به تلافیش پدر جاناز چشم بد حرمله بگذار نگویماز قصه ی این صورت زخمی که نگفتیاز قصه ی این آبله بگذار نگویممن پیر شدم جان تو آن دم که به پا شددور سر تو هلهله... بگذار نگویمافتاد به بازارِ غلامان و کنیزانروزی گذر قافله... بگذار نگویماز بابت این درد سرِ معجر دارم ز عمویم گله... بگذار نگویمبابا صدقه هیچ ولی خاری و دشنامدادند به این عائله... بگذار نگویمهر گاه سرت خورد زمین زمین خورددق کرد از این قائله... بگذار نگویموحید محمدی
630951

بگذار

بگذار گریه کنم در تنهاترین احساسها بر غریبی پروازها براین مانده های بی هویت بگذار بگذار بگذار
543286

این متن خیلی قشنگه :

این متن خیلی قشنگه : بگذار ترکت کنند.... بگذار بخواهی ونشود.... بگذار دیگر فرقی بین شب و روزت نباشد.. بگذار جا خوش کنند دستانت رو به اسمان.... بگذار ارزویت براورده نشده بماند.... بگذار اشک شود دریا دریا بباری برایش.... بگذار درد شود..... بگذار زخمش باقی بماند.... بگذار تنها بمانی و باسکوتی تلخ غروب هایت را بگذرانی..... بگذار دنیا هرچه میخواهد سرت بیاورد.... تو اما تحمل کن..... تو خدایت را داری.... خ. که چوبش صدا ندارد..
2504784

بگذار همانطور که هستیم ، بمانیم

دستت را به من بدهبگذار گرمای دستت ، آرام کند دل بی قرارم را بگذار صدایت ، آتش به پا کند در جنگل غمهایم بگذار لالایی م ، به صدای تو مزین شود بگذار آرام باشم بگذار خنده هایم ، گوشه ی چشم هایم چین بیندازند بگذار نگاهت کنم بگذار گاه و بیگاه یه تو زنگ بزنم و یواشکی بگویم دوستت دارم بگذار عاشقت باشم بگذار عاشقم باشی بگذار همین طور که هستیم ، عاشق ، مهربان و ساده بمانیم...
2267825

شبانه های خالی

بگذار کنارت بنشینم؛با من بگو از تمام ناگفتنی ها...
1265773

خاطره

من نمی خواهم از تو بپرسم چه می خواهی یا چه می کنی من در کل می خواهم از کنارت بگذرم راحتم بگذار بس نیست هزاران قلب را ویرانه کردی ا چرا من از من بگذر به صفایی که داری از من بگذر من عشق را نمی خواهم بگذار راحت پا بر روی برگ های پاییزی بگذارم من نمی خواهم همانند پاییز تب کنم در فراق هر یاری که هست می خواهم بهار بمانم مغرور و زیبا ،تو چه می خواهی ای عشق تو از من یک خزان طلبکاری نمی شود جور دیگری بها پرداخت، نمی شود بروی از دیار منی که به جز خودم ی را ندارم، هم نشین باشد برای خودت، بگذار در این قصر با شکوهی که قرار است بسازم بی همدم به سر ببرم این دوران عاشقی را ،د ...
2013710

علاالدین قدیمی و درد دل

سلام علا الدین میخواهم چند دقیقه کنارت بنشینم و با تو صحبت کنم . دقیقا مثل قدیما و بچگی میخواهم کنارت بنشینم و خاطرات دیروز و پریروز را با تو تکرار کنم.کنارت می نشینم و خاطرات را با هم مرور میکنیم. اول بگذار کمی گلایه کنم یادت هست که کلاه و دستکش مرا سوز یادت هست وقتی آنرا سوز و زمانی که من متوجه شده بودم که بوی سوختگی همه جا را گرفته بود و یک لکه قهوه ای رو سوخته روی آن جا گذاشتی؟یادت هست که با بچه ها دورت بازی میکردیم و دورت می چرخیدیم یهو بخاطر بادی که ایجاد شده بود شعله ور شدی؟ یادت میاد چقدر وحشت زده شپه بودیم اما بخیر گذشت و زود خاموش شد.یادت هست که ...
1073230

بگذار

بگذار یک دل سیر از عشق تو برچینم...بگذار هوای دلم تازه بشود...بگذار در هوایی نفس بکشم که تو نفس میکشی..بگذار جان دوباره بگیرم ...بگذار دوباره دلت هوایی دل من بشود بگذار تا میوه عشقمان ثمر بدهدو جهانی را محو خودش کندتا لیلی شاگردی کندمجنون لب به خنده بگشاید شیرین معرفت بیاموزد فرهاد پای از بیستون بر زمین بگذاردو همه نظاره گر عشقی باشند که هزار ساله می شود
1005413

مریم ملک ابراهیمی

بگذار بگریم من و بگذار بگریم بگذار در این نیمه شب تار بگریم در ماتم پژمردن گلهای امیدم بگذار که چون ابر بگ ار بگریم مرغ دل من پر زد و افتاد بدامش بگذار بر این مرغ گرفتار بگریم او رفت و امید دل من دور شد از من بگذار که در دوری دلدار بگریم متن کامل شعردرادامه بگذار بگریم من و بگذار بگریم بگذار در این نیمه شب تار بگریم در ماتم پژمردن گلهای امیدم بگذار که چون ابر بگ ار بگریم مرغ دل من پر زد و افتاد بدامش بگذار بر این مرغ گرفتار بگریم غم خوار من خسته بجز دیده ی من نیست بگذار بغم خواری خود زار بگریم او رف ...
212581

چرا و چگونه؟

خدایا سفره را چیده ام.. کجا می نشینی ؟ می خواهم کنارت بنشینم ... یک آن ؛ هفت اسمانت را بگذار و سر هفت سین من؛ آغاز بهارم شو ....
1163910

امشب چراغ غم را بر دوش بام بگذار..."سعید بیابانکی"

امشب چراغ غم را بر دوش بام بگذاردست مرا بگیر و در دست جام بگذار زنهار نشکند دل، این آبگینۀ نابدر خواب مرمرینم آهسته گام بگذار یک سو بریز زلفی، سویی بکار چشمیجایی بپاش بویی، هر گوشه دام بگذار آرامشی است یکدست، تلفیق خواب و مستینام دو چشم خود را دارالسلام بگذار تا فاش گردد امشب رسوایی منِ مستداغی ز بوسه هایت بر گونه هام بگذار دار و ندار من سوخت، آتش مزن دلم رااین بیت را برای حسن ختام بگذار یک شیشه می بیاور، یک جام عطر و لبخند ی ب امشب، سنگ تمام بگذار!
159616

بگذار نگویم...

تلخ است جهان بی تو برای دلم اما بگذار هنوز از مَنِ تنها ننویسم بگذار نگویم که مرا حوصله ای نیست از آدم دور از بَرِ حوّا ننویسم بگذار برایت غزل عشق بخوانم از چشم به در دوخته اما ننویسم بگذار نگویم ز غروری که ش.تی بگذار از این دست معما ننویسم اما تو بگو بعد نبودِ تو چگونه از عاشق دلداده ی شیدا ننویسم؟
2654820

شهید همت:

شهید همت: سعی کن ی که تو را می بیند، آرزو کند مثل تو باشد. از ایمان سخن نگو! بگذار از نوری که بر چهره داری، آن را احساس کند. از عقیده برایش نگو! بگذار با پایبندی تو آن را بپذیرد. از عبادت برایش نگو! بگذار آن را جلوی چشمش ببیند. از اخلاق برایش نگو! بگذار آن را از طریق مشاهده ی تو بپذیرد. از تعهد برایش نگو! بگذار با دیدن تو، از حقیقت آن لذت ببرد. "بگذار مردم با اعمال تو خوب بودن را بشناسند"
1974173

مرا در خود جای بده

حدس می زنم که خواهی گریخت ماس نمی کنم از پی ات نمی دوم اما صدایت را در من جا بگذار!می دانم که از من دل می کنی راهت را نمی بندم اما عطر موهایت را در من جا بگذار!می دانم که از من جدا خواهی شد خیلی ویران نمی شوم از پا نمی افتم اما رنگت را در من جا بگذار!احساس می کنم تباه خواهی شد و من خیلی غمگین می شوم اما گرمایت را در من جا بگذار!فرقش را با حالا می دانم که فراموشم خواهی کرد و من اقیانوسی خواهم شد سیاه و غم انگیز اما طعم بودنت را در من جا بگذار! هر طور شده خواهی رفت و من حق ندارم که تو را نگه دارم اما خودت را در من جا بگذار
2152801

زندگی درد قشنگیست که جریان دارد

بگذاز ارام تر باشیم درد هایت را بگذار بغض شوند بغض هایت را بگذار رسوب کنند آخ آخ که اسید معرفت خیلیا درگیر میکنه گلوتو پس رسوب هیچ عیبی ندراه تو این زمونه بگذار سرت درد بگیرد بگذار تنت خسته شه بگذار عاشق بشی این روزا ای مریض زیاده عزیز من بگذار اشکت در بیاد بگذار چشمت خون شه کاری نداره،بگذار مویرگات خالی از خون شه افراد زیادی تو صف هستند،برا اهدا خون،برای هدیه دادن اشک..جانا زیادن زیآآآآد حسرت بخور آه بکش ابزار نفست بند بیاد نفسگیرای حسرت آور کم نیستن راستی بزار بی رفیق بمونی بی دوست بی همراز بی همدرد و هم مونس میدونی چیه؟ رفیقای خوش فراق ...
598509

موافقید؟

از ایمان سخن نگو! بگذار از نوری که بر چهره داری ، آن را احساس کند. از عقیده برایش نگو! بگذار با پایبندی تو آن را بپذیرد. از عبادت برایش نگو! بگذار آن را جلوی چشمش ببیند . از اخلاق برایش نگو ! بگذار آن را از طریق مشاهده ی تو بپذیرد . از تعهد برایش نگو ! بگذار مردم با اعمال تو خوب بودن را بشناسند
209681

خدایا...

خدایا سفره را چیده ام.. کجا می نشینی ؟ می خواهم کنارت بنشینم ... یک آن ؛ هفت اسمانت را بگذار و سر هفت سین من؛ آغاز بهارم شو ....
1382934

بگذار تو را بکشد...

آنچه را عاشقانه دوست می داری بیاب و بگذار تو را بکشد بگذار غرقت کند در آن چه که هستی بگذار بر شانه هایت بچسبد سنگینت کند تو را به سمت پوچی ببرد بگذار تو را بکشد و تمامت را ببلعد زیرا هر چیزی تو را خواهد کشت دیر یا زود اما چه بهتر آنچه دوستش میداری تو را بکشد .چار بوکوفسکی
1039076

پانصد و نود و یک

+ کی ببینمت؟ - هان !؟ آها ! باشه ! کمی فرصت .. . . [بگذار کمی ! خودم را جم و جور کنم ! خودم را، از ته خودم جمع کنم ! بگذار کمی هم بزنم خودم را ! اَه ! مـ نِ لعنتی ! به هم چپیده ام .. بگذار کمی در انفرادی خودم آب خنک بخورانم به خودم ! فکر فرتوتم را رها کنم ! بلکه رقیق شوم ! بگذار کمی خودم در خودم جاری شوم ! بگذار لبخند ف تنی ام را از زیر آوار صورتک ها بیابم ! بالا بیاورمش ! روی صورتم !.. اَه ! چه طعم تلخی ! تف ! بیچاره ی بی بر و رو ! بگذار یکی یکیِ حرف هایم را هم پیدا کنم ! گم و گور شده اند ! در به درها خاک گرفته اند ! باید خودم را زور کنم بیاورم کمکم کند یکی یکیِ شان را فوت کنیم !.. ...
1079085

پانصد و نود و یک

+ کی ببینمت؟ - هان !؟ آها ! باشه ! کمی فرصت .. . . [بگذار کمی ! خودم را جم و جور کنم ! خودم را، از ته خودم جمع کنم ! بگذار کمی هم بزنم خودم را ! اَه ! مـ نِ لعنتی ! به هم چپیده ام .. بگذار کمی در انفرادی خودم آب خنک بخورانم به خودم ! تا که فکر فرتوتم آزاد شود ! بلکه رقیق شوم ! بگذار کمی خودم در خودم جاری شوم ! بگذار لبخند ف تنی ام را از زیر آوار صورتک ها بیابم ! بالا بیاورمش ! روی صورتم .. اَه ! چه طعم تلخی ! تُف !.. بیچاره ی بی بر و رو ! بگذار یکی یکیِ حرف هایم را هم پیدا کنم ! گم و گور شده اند ! در به درها خاک گرفته اند ! باید خودم را زور کنم بیاورم کمکم کند یکی یکیِ شان را فوت ک ...
1194769

شاملو میفرماید این بار....!

"الگوی زیبایی برای دیگران باش" سعی کن ی که تو را می بیند، آرزو کند مثل تو باشد. از ایمان سخن نگو! بگذار از نوری که بر چهره داری، آن را احساس کند. از عقیده برایش نگو! بگذار با پایبندی تو آن را بپذیرد. از عبادت برایش نگو! بگذار آن را جلوی چشمش ببیند. از اخلاق برایش نگو! بگذار آن را از طریق مشاهده ی تو بپذیرد. از تعهد برایش نگو! بگذار با دیدن تو، از حقیقت آن لذت ببرد. "بگذار مردم با اعمال تو خوب بودن را بشناسند مرحوم احمد شاملو
780464

بگذار بکُشَدَت!

آن چه را عاشقانه دوست می داری، بیاب، و بگذار تو را بکُشد. بگذار خالی ات کند، از هرچه هستی. بگذار بر شانه هایت بچسبد، سنگینت کند، به سوی یک پوچی تدریجی. بگذار بکشدت و باقیمانده ات را ببلعد. زیرا هر چیزی تو را خواهد کشت، دیر یا زود اما چه بهتر که آن چه دوست می داری، بکشدت. | چار. بوکفسکی / ترجمه: مهیار مظلومی |
54862

منبرک

1- سعی کن .ی که تو را می بیند، آرزو کند مثل تو باشد. 2- از ایمان سخن نگو! بگذار از نوری که بر چهره داری ، آن را احساس کند. 3- از عقیده برایش نگو! بگذار با پایبندی تو آن را بپذیرد. 4- از عبادت برایش نگو! بگذار آن را جلوی چشمش ببیند. 5- از اخلاق برایش نگو ! بگذار آن را از طریق مشاهده ی تو بپذیرد . 6- از تعهد برایش نگو ! بگذار مردم با اعمال تو خوب بودن را بشناسند ! « الگویی زیبا برای دیگران باش »
2757495

همه ی ما بچه ایم!!!!

کودک درونت را زنده کن بگذار برای خودش ابکاری کند ، توپش را بالا و پایین بیندازد و با عروسکش کلنجار برود .... بگذار ، بلند و بدون مانع گریه کند و لجباز باشد ... برایش هر چه را که می خواهد ب و بگذار آزادانه ، روی تاب ، شعر بخواند بگذار دستان کوچکش را میان گِل های سرد و چسبناک فرو کند و قاه قاه بخندد بگذار کودک درونت نفس بکشد آن را در اتاق رشد حبس نکن بگذار کودک درونت همانطور کودک بماند جلوی رشدش را بگیر بگذار حداقل یک گوشه از ذهنت شادی را ، سادگی را و عشق را بلد باشد .... +++ : چه معضلای انسانی ای هستن که اذیتتون می کنن ؟ ( مثل : شعور کم ، نشاط کم و... ) ...
2256171

نیلوفر...

‏در این دنیای لجن زار ‎نیلوفر باش. بگذار تک تک عناصر جهان از دیدنت به وجد بیایند، بگذار با مهربانی ات رنگی به رنگهای جهان ملحق شود، بگذار و اجازه زندگی به دیگر موجودات ده بگذار از مهری که در نهادت خدای مهربان قرار داده دیگران استفاده کنند مثل گل بخشنده باش و مثل آب حیات بخش. حیات حقیر به لبخندت بسته است، چه تصنعی و چه واقعی بخند...
2124878

بگذار بگویند

بگذار هرچه میخواهند بگویند!بگویند زیاده روی میکنم در هواداریبگذار بگویندبیش ازاندازه به فکرت هستم(:بگذار بگویند دنیای حقیقی ام را ازدست داده امبگذار بگویند از سرم می افتد!بگذار بگویند فراموشت میکنمبگذار بگویند ازصدایت دل زده میشوم!بگذار بگویند وبگویندوبگویند!چندتفر که هیچ بگذار دنیا بگویدومن بازهم هوادار توباشم...بگذار بگویندوبازبی توجهی کنمآنان که نمیدانند چه دنیایی ساخته ای❤آنها که نمیدانند که چه نوای آرام بخشی داریانان که نمیدانند تکراری؛وتکرار نشدنی هستیبگذار بگویند...و من تا ابد هوادارت میمانم بهترینپ.ن:اسن متن خیلی به دلم نشستیعنی قشن ...
2697745

ریشه

هر روز از کنارت میگذشتند گلِ زردِ رنگِ گوشه ی باغ هر دست نوازشی بر سرت میکشید و میرفت تو رنگ نمیباختی هیچ ندید ریشه ی این گل رنگین از خاک بیرون آمده هیچ ندید که سرش را میخواست به آفتاب برساند هر روز از کنارت میگذشتند و سرمای روزهای برفی را در خانه ی های گرمشان در کنار چوب های آتش گرفته میگذراندند و ندیدند برف با یک گل زرد چه میکند هر روز از کنارت میگذشتند و ندیدت که یک گلبرگ زرد رنگ در باد رها شده است کاش فقط ی ریشه ات را به خاک برمیگرداند هر روز از کنارت میگذشتند و امروز دیگر در بادها رها شده ای رها رها رها
1180214

که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد...

اصلا بگذار امشب با این همه ناراحتی همه چیز تمام بشود... بگذار عاشقت باشم و دورت کنند...بگذار بروی و گریه کنم... بگذار آزرده شوم و آزرده شوی... بگذار دلم ش ته شود و دلت ش ته شود... بگذار تمام اشک هایمان را امشب تا صبح بریزیم... بگذار در حسرت دیدنت عذاب بکشم.. بگذار تمام تنم یخ کرده باشد نفسم از گریه های متوالی ام قطع شده باشد ولی همه چیز تمام بشود! بگذار زین پس فقط ع هایت را ببینم... برو عزیزترینم... دلم برایت تنگ میشود...! برای حرکاتت!برای خنده هایت!برای صدایت!برای همه چیزت...! تو را از من دور د و من فقط باید نظاره گر باشم،باید اشک بریزم و اشک بریزم و اشک بریزم...! ? ...
1210177

زینبم، عاشق دیرینه و سرگردانت

زینبم، عاشق دیرینه و سرگردانت جان خواهر به فدای دل بی سامانت آه ای خون خدا، شاه رشید علوی من نمردم که در این معرکه بی یار شوی بگذارم برَوی جام بلا نوش کنی؟! نکند زینب خود را تو فراموش کنی!!! یاد تو بوده ام و ذکر تو شد هر نفسم جان زینب شده روزی به کنارت نرسم؟ چهره ات قبله گه راز و نیازم بوده دیدن روی تو آغاز م بوده (۱) خاطرت مانده کنارت چه سکوتی ؟ سر عقدم به خدا شرط و شروطی تو فقط اذن بده، از تو فقط دل بردن پیشکش شان... عون و محمد با من چه کنم تا بگذاری که به میدان بروند؟ بگذار این دو علی زاده شهیدت بشوند نگذار این که پناهنده به قرآن بشوم بروم ...
1345625

سنگین اما زیبا.....????

الگوی زیبایی برای دیگران باش…. سعی کن ی که تو را می بیند، آرزو کند مثل تو باشد. از عقیده برایش نگو! بگذار با پایبندی تو آن را بپذیرد. از عبادت برایش نگو! بگذار آن را جلوی چشمش ببیند. از اخلاق برایش نگو! بگذار آن را از طریق مشاهده ی تو بپذیرد. از تعهد برایش نگو! بگذار با دیدن تو، از حقیقت آن لذت ببرد. “بگذار مردم با اعمال تو خوب بودن را بشناسند نه با حرفهایی که درباره ی خودت میزنی! ⚫
995

شعری برای امید

نفس های عمیق و فکر داشتن چیزهای خوب مثل جاکلیدی نو کفش تازه و مداد تراشی سبز مرا دفن میکند بین ابرها و فکرم میکشد به اولین سیبی که در دامنم افتاد بگذار بگذرد بگذار ناتوان بمیرم بی هیچ امیدی از کامل شدن بگذار غمگین بمانم و از دردهایم مقبره ای بسازم برای پرستش تا هرساله زائرانم را در آغوش بگیرم بگذار اشک چشمهایم خشک شود و گل مژه های سیاهم بیفتد بر خاک بگذار آهویی شوم . . در دهان سگی بگذار دیگر طاقت نداشته باشم بگذار آنقدر راه بروم تا به خورشید برسم و آنگاه بسوزد تمام اندوه من آه ای زائر تو بگو پس کی میشکفد غنچه های امیدم از میان استخوان های به خ...
113212

این نوشته مخاطب خاص دارد...

کجایی پادشاه دلم ملکه بودنم روی دست هایم مانده از ان روزی که کنارت نشستم عادت . که ملکه ات باشم همیشه با تو بدون تو هیچ . اسمان دلم را افت. نخواهد دید بگذار این هوای دو نفره طعنه ام بزند بگذار این ادم ها هوای دو نفره را به رخم بکشند تنها می نشینم تنها زیر باران قدم می زنم خودم اشک هایم را پاک می کنم اما نمی گذارم .ی به جز تو باشد بدان که بعد تو هیچ گاه سر بلند نمی کنم بعد تو حرف های دلم را به هیچ . نمی گویم ارزوهایم را در اعماق قلبم پنهان می کنم ارزوهایی که با تو رنگ بودن و تحقق را به خود می گیرند بعد تو غریبه ای بیش نیستم در این دنیای خاکی
1385183

پسر بیخیال فرداها

بگذار مثل کودکی ها چشم هایم را ببندم و راه بروم فارغ از تمام دنیا بگذار در خیابان . دست در جیب . سوت ن راه بروم بیخیال همه حرف ها بگذار ب را یادم برود بی که سه ساعت دیگر میشود 24 ساعت گذشته ! من میخواهم دوباره بشوم همان پسر بیخیال فردا ها همانی که هیچ چیز و هیچ ی نمیتواند سرعت پیشروی آینده اش را کم کند نه رفتنی آزارش میدهد . نه آمدنی خوشحالش بگذار کمی هم من عقب بکشم بگذار کمی هم من خسته شوم از این دویدن ها ! دویدن برای رسیدن رسیدنی که هیچ پایانی ندارد بگذار من هم کمی از خودم خودخواهی نشان بدهم بگذار این مردم یادشان نرود من هنوز یک شاهم کمی فرصت ...
1630798

بگذار ...

بگذار تن بمیرد، جان بسازد بگذار حادثه، حادثه بماند رهگذر راه بماند خاطره، خاطره بماند بگذار فردا را برای فردا بگذار من بمانم تنها + اینم یه شعر قشنک دیگه و فقط همین ...
55415

شب یلدا

شب را همه تا سحر کنارت هستم با دفتر شعر تر کنارت هستم امشب شب یلداست و من خوشحالم یک ثانیه بیشتر کنارت هستم «حسین شادمهر» #یلدا_مبارک #یلدامبارک #شب_یلدا #یلدا
901163

بگذار سر به . ی من تا که بشنوی

بگذار سر به . ی من تا که بشنوی آهنگ اشتیاق دلی درد مند را شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق آزار این رمیده ی سر در کمند را بگذار سر به . ی من تا بگویمت اندوه چیست، عشق کدامست، غم کجاست بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان عمریست در هوای تو از آشیان جداست دلتنگم، آنچنان که اگر بینمت به کام خواهم که جاودانه بنالم به دامنت شاید که جاودانه بمانی کنار من ای نازنین که هیچ وفا نیست با منت تو آسمان آبی آرامو روشنی من چون کبوتری که پرم در هوای تو یک شب ستاره های تو را دانه چین کنم با اشک شرم خویش بریزم به پای تو بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح بگذار تا بنوشمت ای چش?...
682431

پیراهنم باش بگذار بگذار بپوشمت،

پیراهن اگر تو باشی می پوشمتعطر اگر تو باشی می زنمتشعر اگر تو باشی می خوانمتاما تو نه شعر باش نه عط یراهنم باش بگذار بگذار بپوشمت،بویت عطر شود و حالم شعری سپیدبگذار سروده شویم به عشق،و حالمان چاپ شود در کت. به نام زنی که دیوانه تو بود "زهرا مصلح"
2586356

بی خی نشوم

یک شب به خیال خویش گفتم ، یکبار بگذار کمی که بی خی بشوم اینگونه مرا به خواب و رویا تو مبر بگذار که بی خیال ِ ح بشوم مارا تو ببین و حال و روز ما را بگذار که فارغ از جم بشوم از خویش بریده ام به تو پیوستم بگذار اب ِ بی مث بشوم در جمع نشسته ام ولی تنهایم بگذار که مست از آن وص بشوم برآتش خود نشسته ام چون ققنوس بگذار که فارغ از مل بشوم ما را چو "رسا" ز خویش بیگانه مخوان مگذار خیال ِ لامح بشوم #گیتی_رسائی
899280

آه بگذار

آه بگذار گم شوم در تو . نیابد دگر نشانه ی من روح سوزان و آه مرطوبت بِوَزد بر تن ترانه من آه بگذار زین دریچه باز .ه بر بال گرم رویاها همره روزها سفر گیرم بگریزم ز مرز دنیاها
2352258

نه عشق

نه عشق نه دوست داشتن...!هیچکدام از این دو حرف را بامن نگو، بگذار احساسی هم اگر هست با دست هامان بگوییم با انگشتان شست با اشارت های موزون...بگذار نوازشت کنم بگذار نوازشم دهی...#حمید_رها
819503

دیر یا زود

آنچه را عاشقانه دوست می داری بیاب و بگذار تو را بکشد. بگذار غرقت کند.. در آن چه که هستی. بگذار بر شانه هایت بچسبد ، سنگینت کند ، تو را به سمت پوچی ببرد ، بگذار تو را بکشد و تمامت را ببلعد . زیرا هر چیزی تو را خواهد کشت دیر یا زود... اما چه بهتر ، آنچه دوستش میداری بکشدت ... چار. بوکفسک
2647159

ای یارِ بی زنهارِ من [یادداشتِ شخصی]

چون بساعت واهمدان آیی، شرحِ این نامه بمشافهه بشنوی و اگرنه این را نیز در کیسه ی حم عسق نگه می دار. (مکتوبات، عین القضات، ص ۱۹۵) ~ یک این بار راحت ام بگذار. یک بار فقط. همین یک بار بگذار من تاریخِ خودم را از یاد ببرم. بگذار از گذشته ام عبرت نگیرم. بگذار این ذغالِ افروخته را چند لحظه بیشتر توی مشت ام نگه دارم. بگذار حرف بزنم. از مواجهه ی من با سپیده چه چیزی در من یا از من ماند؟ بگذار بگویم. یک رشته به باریکیِ مو از من به زمین وصل بود و حالا نیست. تمامِ حاصلِ من از واقعه ب ِ این رشته بود. حالا دیگر هیچ خبری برای من تلخ نیست. من مثلِ تاریکی به هر کجا می سُرم، س? ...
2654078

ای یارِ بی زنهارِ من [یادداشتِ شخصی]

چون بساعت واهمدان آیی، شرحِ این نامه بمشافهه بشنوی و اگرنه این را نیز در کیسه ی حم عسق نگه می دار. (مکتوبات، عین القضات، ص ۱۹۵) ~ یک این بار راحت ام بگذار. یک بار فقط. همین یک بار بگذار من تاریخِ خودم را از یاد ببرم. بگذار از گذشته ام عبرت نگیرم. بگذار این ذغالِ افروخته را چند لحظه بیشتر توی مشت ام نگه دارم. بگذار حرف بزنم. از مواجهه ی من با سپیده چه چیزی در من یا از من ماند؟ بگذار بگویم. یک رشته به باریکیِ مو از من به زمین وصل بود و حالا نیست. تمامِ حاصلِ من از واقعه ب ِ این رشته بود. حالا دیگر هیچ خبری برای من تلخ نیست. من مثلِ تاریکی به هر کجا می سُرم، س? ...
440931

کنارت، حتی زندگی را فراموش می کنم...

آن قدر دوستت دارم که گاهی فراموش می کنم آمده ام به دنیا تا پیدا کنم تو را و در کنارت زندگی کنم! برای همین است -که می خواهم- فارغ از تمام با هم بودن ها سرم را گوشه ای از چادرت بگذارم و همانجا برایت بمیرم...
2422035

مجال من همین باشد،که پنهان عشقِ او ورزم...

بیا این اللهم انی وقفت ها را کنار بگذاریم بیا این قی و النقی گفتن ها را کنار بگذاریم بیا این یا سیدنا و مولاناها را فراموش کنیم بگذار جایش بساط عاشقی پهن کنیم بگذار فریاد بزنم و بگویم که چقدر عاشقتم هستم که بگویم عشقت رخنه کرده در تک تک وجودم در بند بند سلوهایم در این دل خانه اب که یک پایش باب الجواد گیر کرده و یک پاپش باب القبله حرم ارباب بگذار بازی کلمات را فراموش کنیم بگذار ارام حرف بزنم بگذار آرام گریه کنم بگذار بگویم که اگر نبودی من یقینا نبودم بگذار این اشک ها سرازیر شوند بگذار بغض ها را رها کنم همین جا همگام با نسیم و خنکای نیمه شب همین صح ...
2626342

مجال من همین باشد،که پنهان عشقِ او ورزم...

بیا این اللهم انی وقفت ها را کنار بگذاریم بیا این قی و النقی گفتن ها را کنار بگذاریم بیا این یا سیدنا و مولاناها را فراموش کنیم بگذار جایش بساط عاشقی پهن کنیم بگذار فریاد بزنم و بگویم که چقدر عاشقتم هستم که بگویم عشقت رخنه کرده درتمام روحم درتک تک سلول هایم در بند بند وجودم در این دل خانه اب که یک پایش باب الجواد گیر کرده و یک پاپش باب القبله حرم ارباب بگذار بازی کلمات را فراموش کنم بگذار ارام حرف بزنم بگذار آرام گریه کنم بگذار بگویم که اگر نبودی من یقینا نبودم بگذار این اشک ها سرازیر شوند بگذار بغض ها را رها کنم همین جا همگام با نسیم و خنکای ن? ...
258278

بگذار زن باشم

بگذار کودکم را شیر بدهم نگران برگشت چک های تو باشم شب ها که دیر به خانه می آیی بهانه هایت را باور کنم و تو را ببخشم . بگذار زن باشم من ه.لم را نمی کشم یوسفم را در چاه نمی اندازم ه. را در بیابان رها نمی کنم و اسماعیلم را به سلاخ خانه نمی برم . بگذار زن باشم و تاریخ را تو رقم بزن . | راضیه بهرامی خشنود |
2707607

کنارت که باشم...

کنارت که باشمکوب کوب قلبم آرام میگیردو تو در من انعکاس پیدا میکنیچه حس خوبیستاین باهم بودناین منع شدنو زندگی را در آغوش هم لمس چشم هایت که مهربان باشندتجربه بی نظیر عشق غیر ممکن نیست
2370322

بگذار آسمان به زمین بیاید.

یک بار بگو « دوستت دارم». بگذار آسمان به زمین بیاید. یک بار مرا در آغوش بگیر، بگذار آسمان به زمین بیاید. یک بار دستم را در دستت بگیر و زیر باران قدم بزن، یک بار بگذار سرم روی شانه ی گرمت آرام بگیرد،یک بار بگذار گرمی نفست را روی گونه هایم احساس کنم ... از خدا خواسته ام آسمان را نگه دارد، نگران نباش...
953440

بگذار سیر نگاه کنمت

بگذار سیر نگاه کنمت پیچ گیسوانت را کمان ابروانت بگذار سیر نگاه کنمت مهتاب چشمانت را برق لبانت را بگذار سیر نگاه کنمت حرف های شیرینت را اندام سیمینت را بگذار سیر نگاه کنمت . . شاید فر. نباشد آوایی نباشد حسینی
1631846

بگذار ...

بگذار تن بمیرد، جان بسازد بگذار حادثه، حادثه بماند رهگذر راه بماند خاطره، خاطره بماند بگذار فردا را برای فردا بگذار من بمانم تنها
679056

. بگذار میترا بخوابد

. بگذار میترا بخوابد با کیفیت بالا. بگذار میترا بخوابد. بگذار میترا بخوابد این . بر اساس رمانی ساخته شده است به نام (بگذار میترا بخوابد) که توسط آقای کامران محمدی نوشته شده است . این رمان بسیار جذاب است و . را بر اساس واقعیت های داخل رمان ساخته اند . این . را فلورا ربیعی ساخته است و تهیه کنندگی آن را بر عهده دارد و نویسنده و کارگر دان این . را نیز آرش سنج. بر عهیده گرفته است . مشخصات . بگذار میترا بخوابد :اسم . : بگذار میترا بخوابداسم انگلیسی : bogzar mitra bekhabadسال ساخت: 1394سال پخش: 95سایت منتشر کننده : ن. لودتهیه کننده: فلورا ربیعینویسنده و کارگردان : آرش سنج. بازیگر?...
985014

بگذار

بگذار بگذار لحظه یی فقط لحظه یی سر بر شانه ات بگذارمو بخوابم در آغوشتوآرام بگیرمتا کره ی زمین برای مدتی به توازن برسد
2352090

ا ین نامه عاشقانه

چشم هایت را روی هم بگذار بانوی قصه های من،که هنوز هم شیطنت های کودکیت در پس مهربانی چشمانت ه است...بگذار ندای قلب من هر چند مسکوت،هر چند خاموشلمش کند دریچه چشمانت را...بگذار سال های گذشته در خواب فرو روند ...بگذار هر چه گشت،بگذرد...و بگذار فاصله ها به خواب روند...بانوی بازیگوش قصه هایم هر جا هستی شاد و دلت از هر غصه ای دور بادومن بعد از خواب هزارساله فراموشی ،چشم باز کرده ام تا دوباره از تو بگویم حتی اگرنخواهی ،حتی اگر نخوانیمرا دیگر غمی نیست زیرا ی در گوشم کرد است #فریاد قاصدک ها را#با احترام کاکتوسبرای مخاطب خاص
819380

دو شعر از عزیز نسین

می دانم قبل از آن که بگویی می بینم که روزی گریزان می شوی نمی توانم اصرار کنم، نمی توانم فرار کنم صدایت را اما برایم بگذار می دانم روزی جدا می شوی نمی توانم موهایت را نگه دارم بوی خوشت را اما برایم بگذار می فهمم که روزی می روی همین حالا هم .ابم، نمی توانم فروبریزم رنگت را اما برایم بگذار حس می کنم که روزی از دست می روی که بزرگ ترین درد من است گرمایت را اما برایم بگذار به وضوح می بینم که روزی فراموش می کنی دردْ دریای خا.تری وسیعی ست طعمت را اما برایم بگذار هیچ جا نمی روی حق ندارم نگهت دارم خودت را اما برایم بگذار ...
226864

بگذار...

بگذار دردت ز ما بگذرد... قول می دهم... دوباره نفس کشیدن را... به زیر .وارها خاک... آرام آرام تمرین کنم... بگذار فقط لحظه ای از خاطرم بری... تا ببینی ... پیش خدا هیچ گناهی جز... دوست داشتن تو نداشتم...
866825

یک سالگی مون مبارکککککککککک

عزیز دلم از ته دل دوستت دارم تو این یک سال خیلی چیزها ازت یاد گرفتم خیلی ساعات ولحظات خوبی رو کنارت داشتم دلم میخواد تا100000000000000000سالگی هم کنارت باشم همه زندگی منی عمر منییییییییییی بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس از تهههههههههههههه دلللللللللللل
876791

وفادار ....

بگذار که درحسرت دیدار بمیرم درحسرت دیدار تو بگذار بمیرم دشوار بود مردن و روی تو ندیدن بگذار به دلخواه تو دشوار بمیرم بگذار که چون ناله ی مرغان شباهنگ در وحشت و اندوه شب تار بمیرم بگذارکه چون شمع کنم پیکر خود آب در بستر اشک افتم و ناچار بمیرم می میرم از این درد که جان دگرم نیست تا از غم عشق تو دگر بار بمیرم تا بوده ام، ای دوست، وفادار تو بودم بگذار بدانگونه وفادار.... بمیرم ..... # .

بگذار کنارت زندگی کنم