آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا


2846924

شعر آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

دست خط شهریار از شعر «آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟» یکی از مشهورترین اشعار شهریار شعری با مطلع «آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟» است که با دست خط شهریار برای اولین بار منتشر می شود. به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، شاید یکی از مشهورترین اشعار شهریار سروده «آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟» باشد. ادامه مطلب
86178

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

شعر آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا یکی از شعر های دوست داشتنی مرحوم . شهریار زیبایی اوج احساس یک عشق را بدینگونه بیان می کند ومی گوید آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟بی وفا، بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا ؟نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدیسنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا ؟عمر ما ار مهلت امروز و فردای تو نیستمن که یک امروز مهمان توام فردا چرا ؟نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایمدیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا ؟وه که با این عمر های کوته بی اعتباراین همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا ؟آسمان چون جمع مشتاقان ، پریشان می کنددرشگفتم من نمی پا
1535436

شعر آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا|داستان شعر آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

امدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟ بى وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا؟ نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی سنگدل این زودتر مى خواستی, حالا چرا؟ عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست من که یک امروز مهمان توأم, فردا چرا؟ نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا؟ وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا ای شب هجران که یک دم در تو چشم من ن این قدر با بخت خواب آلود لالا چرا؟ ...
1554570

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی سنگدل این زودتر میخواستی حالا چرا عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست من که یک امروز مهمان توام فردا چرا نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم دیگر اکنون به جوانان ناز کن با ما چرا
557976

آمدی جانم به قربانت/شهریار

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا ادامه مطلب
2852476

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا 2-شهریار

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ...؟ بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا...؟ نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی...؟ سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا...؟ عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست...؟ من که یک امروز مهمان توام فردا چرا...؟ نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم...؟ دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا...؟ وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار...؟ اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا...؟ شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود...؟ ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا...؟ ای شب هجران که یک دم در تو چشم من ن اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا...؟ آسمان چون جمع مشتاقا ...
961962

آمدی جانم به قربانت

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چر وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا #شهریار
1618734

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟بی وفا، بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا ؟نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدیسنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا ؟عمر ما ار مهلت امروز و فردای تو نیستمن که یک امروز مهمان توام فردا چرا ؟نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایمدیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا ؟وه که با این عمر های کوته بی اعتباراین همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا ؟آسمان چون جمع مشتاقان ، پریشان می کنددرشگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا ؟شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفرراه عشق است این یکی بی مونس و تنها چرا ؟بی مونس و تنها چرا ؟تنها چرا ؟ حالا چرا
2915207

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چر وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا . نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدیسنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا . عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیستمن که یک امروز مهمان توام فردا چرا . نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایمدیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا . وه که با این عمرهای کوته بی اعتباراینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا . شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بودای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا . ای شب هجران که یک دم در تو چشم من ن اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا . آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کنددر شگفتم من ن ...
866526

آمدی جانم به قربانت

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چر وفا حالا که من افتاده ام از پا چرانوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدیسنگدل این زودتر می خواستی حالا چراعمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیستمن که یک امروز مهمان توام فردا چرانازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایمدیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چراوه که با این عمرهای کوته بی اعتباراینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چراشور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بودای لب شیرین جواب تلخ سربالا چراای شب هجران که یک دم در تو چشم من ن.اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چراآسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کنددر شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرادر خ...
1265770

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست من که یک امروز مهمان توأم, فردا چرا؟

آمدی جانم به قربانت-شهریار-دکلمه رضا پیربادیان متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب 5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟ بى وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا؟ نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی سنگدل این زودتر مى خواستی, حالا چرا؟ عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیستمن که یک امروز مهمان توأم, فردا چرا؟ نازن ...
891686

جانم به قربانت بیا

جانم به قربانت بیا بی تو در این سر زمین با سر زمینماندکی بر من بتاب ای ا.ینمتو نت. خسته ام چون کمترینمنیم نگاهی بر دلم ، ای شاه زمینمبی تو دریای غم است قلب حزینمچشم براه مقدمت ، روی ماهت را ببینمتو بیایی .م است این سرزمینمجانم به قربانت بیا ، ای بهترینم
2142594

آمدی جانم به قربانت، ولی چرا اِنقد گران!؟????

آمدی جانم به قربانت، ولی چرا اِنقد گران!؟ گوجه سبزی ظاهراً، اما رقیب زعفران! باز خوبه لااقل، ع ت نصیب ما شده! مزه ی تُرشَت ولی، شد سهمِ از ما بهتران
2118608

....

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟!بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا؟!نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی.....خوب میشم...! :)))قول میدم..."مریم آینده" بهم نخند...
1562728

شهریار/حالاچرا

حالا چرا ؟! آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ...؟ بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا...؟ ادامه مطلب
2087436

........

سلام این شعر شهریار رو خیلی دوست دارم،موقع هم ش پخش می شد،وقتی شعر خوند براش کف زدم.بچه ها اینقدر از دستم،عصبانی شدند. آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی سنگدل این زودتر می خواستی حالا چر
2197856

جیزیز

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا....
831744

جانم به قربانت

آمدی جانم به قربانت ولی حال وفا حالا که من افتاده ام از پا چرانوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدیسنگدل این زودتر می خواستی حالا چراعمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیستمن که یک امروز مهمان توام فردا چرانازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایمدیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چراوه که با این عمرهای کوته بی اعتباراینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چراشور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بودای لب شیرین جواب تلخ سربالا چراای شب هجران که یک دم در تو چشم من ن.اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چراآسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کنددر شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرادر خزان ...
898450

. شهریار

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست من که یک امروز مهمان توام فردا چرا نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا
2621116

مرثیه محرم

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا تا نگشتم گم نشدم در نگاه مولا چرا سخت بر من می گذشت و نمی فهمیدم سختی راه تحمل هست والا چرا بعد سختی آسان شود همه راه و روش نیافته ایم همه سر وجودش،غم آلا چرا بیا جانم به قربانت همه سر وجود هستی به غیر تو هر انچه سر زد هست پستی تو آنستی که آنی بی تو ام هست نیستی هست مستی در هستی از این سر مستی گفت که بر منشاء هستی شد جفای دوران بعد از آن این زندگانی به کام نباشد یاران کربلا؟ جانان چه سان شد بر زیر سم اسبان ظلم فرون شد بر اهل بیت(ع) نالان شدند اسبان از زیر سنگها خون گریست زمین ماتم گرفت تمام عالم ? ...
2485398

دارم فکر میکنم

مدام دارم فکر میکنم! امیدوارم به زودی اقدام کنم! آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا، حالا که من افتاده ام از پا چرا؟ !!
1631502

نوحه واحد حضرت علی-ذاکرالحسین مهدی حق وردی

ساغی علی،ساغر علی بعد خدا داورعلی ای فاتح خیبر علی ای دلبر زهرا علی جانم علی جانم علی(۲) ای گردان علی ای ثانی قرآن علی ای شاه شاهانم علی جانم به قربانت علی جانم علی جانم علی(۲) علی جان،ساغی کوثرتویی علی جان،از همه سرتر تویی توی تمام دنیا دلبرو سرور تویی جانم علی جانم علی(۲)
2065150

ترانه قدیمی : آهنگ قدیمی حالا چرا از غلامحسین بنان

بهترین آهنگ های قدیمی آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی سنگدل این زودتر میخواستی حالا چرا عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست من که یک امروز مهمان توام فردا چرا نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا ای شب هجران که یک دم در تو چشم من ن اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا آسمان چون جم? ...
1114944

سلام

باز آمدی جانم به قربانت ولی اینجا کجاست؟
1041396

حال اب

مرحبا ای دل که شیرین سوی فرهاد آمدی با چنین دلدادگی با داد و فریاد آمدی آمدی اما چو بر این خانه و حال اب چون بر آتش و بر حال ناشاد آمدی با دل خون گشته از هجران و بر آه و فغان همچو مرغی چون به صید و دام صیاد آمدی بس شکایت ها چو دارد دیده از سبلاب غم با همه آشفتگی ها چون پریزاد آمدی مالامال درد و نیست یک دم مرهمی بر طر یق عشق بازی به چه آمدی سوی من عصیان چو کردی سوخت بر می خانه دل ل بر نقش عصیان پر ز بیداد آمدی آمدی جانم به قربانت ولی دیر آمدی با همه شیرین و با من بر سر داد آمدی
471676

شعر حالا چرا از شهریار

حالا چرا ؟آمدی جانم به قربانت ولی حالا چر وفا حالا که من افتاده ام از پا چرانوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدیسنگدل این زودتر می خواستی حالا چراعمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیستمن که یک امروز مهمان توام فردا چرانازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایمدیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چراوه که با این عمرهای کوته بی اعتباراینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چراشور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بودای لب شیرین جواب تلخ سربالا چراای شب هجران که یک دم در تو چشم من ن.اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چراآسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کنددر شگفتم من نمی پاشد ز هم دن...
405396

.......

حالا چرااااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟آمدی جانم به قربانت ولی حالا چر وفا حالا که من افتاده ام از پا چرانوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدیسنگدل این زودتر می خواستی حالا چراعمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیستمن که یک امروز مهمان توام فردا چرانازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایمدیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چراوه که با این عمرهای کوته بی اعتباراینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چراشور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بودای لب شیرین جواب تلخ سربالا چراای شب هجران که یک دم در تو چشم من ن.اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چراآسمان چون جمع مشتاقان پری...
258644

نمی آید چرا؟

از تفأل های حافظ خسته ام ای شهریار "آمدی جانم به قربانت"، نمی آید چرا؟! امین شاهسواری
1517538

پاییز

آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شدکاسه صبرم از این دیر آمدن لبریز شد تیر دیوانه شد و مرداد هم از شهر رفتاز غمت شهریورِ بیچاره حلق آویز شد مهر با بی مهری و نامهربانی می رسدمهربانی در نبودت اندک و ناچیز شد بی تو یک پاییز ابرم، نم نم باران کجاست؟بی تو حتی فکر باران هم خیال انگیز شد کاش می شد رفت و گم شد در دل پاییز سرد!بوی باران را تنفس کرد و عطرآمیز شد آمدی جانم به قربانت، ولی حالا چرا؟آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد (فرهاد شریفی)
1317390

پاییز

آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شدکاسه صبرم از این دیر آمدن لبریز شد تیر دیوانه شد و مرداد هم از شهر رفتاز غمت شهریورِ بیچاره حلق آویز شد مهر با بی مهری و نامهربانی می رسدمهربانی در نبودت اندک و ناچیز شد بی تو یک پاییز ابرم، نم نم باران کجاست؟بی تو حتی فکر باران هم خیال انگیز شد کاش می شد رفت و گم شد در دل پاییز سرد!بوی باران را تنفس کرد و عطرآمیز شد آمدی جانم به قربانت، ولی حالا چرا؟آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد (فرهاد شریفی)
1427828

faram

نه وصلت دیده بودمٖ کاشکی ای گل، نه هجرانت که جانم در جوانی سوخت ای جانم به قربانت #شهریار
1824524

شهریار

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چر وفا حالا که من افتاده ام از پا چرانوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدیسنگدل این زودتر می خواستی حالا چراعمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیستمن که یک امروز مهمان توام فردا چرانازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایمدیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چراوه که با این عمرهای کوته بی اعتباراینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چراشور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بودای لب شیرین جواب تلخ سربالا چراای شب هجران که یک دم در تو چشم من ن اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چراآسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کنددر شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرادر خ ...
718614

|آمدی بالا چرا

آمدی جانم به قربانت، ولی این جا چرادر محل کار ما را می کنی رسوا چرا خوب من، محبوب من، گفتم همان پایین بمانحرف من را کج شنیدی، آمدی بالا چرا آمدی، در مقدمت شور قیامت شد به پامی زنی در را، بزن، آ. ولی با پا چرا گفتی این جا جای من بوده ست، من گفتم به چشمبا زبان خوش بگو پا می شوم، تیپا چرا تا به اینجا محوری در شعر من موجود بودیک دو بیتی هم همین طوری بسازم با «چرا»: با تو ام، بابای لیلا! عاشقان را درک کنعاشق مجنون صفت را می کنی دعوا چراامید مهدی نژاد
2791184

دنیا به ا نرسیده قسمت دو

رفتم برای ثبت نام گفت دیر اومدی خیلی دیره گفتم میخوام روانشناسی بخونم گفت:آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟؟؟ روانشناسی و بدون کنکور ثبت نام نمیکنیم گفتم :نعععععععععع این قراااااررررمووون نبود خلاصه که تصمیم گرفتم این ی ال و دنبال کارهایی برم که حال دلم و خوب کنه شاید نظرمم راجب رشته ای که انتخاب عوض بشه خدایا حال خوب و خوب زندگی یادمون بده میسی
1974104

شهریار

محمد حسین شهریار1285 صدای:*چو بستی در به روی صبر رو آهنگ: ana / rashid bebudov*آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟ آهنگ: ala goz / rashid bebudov*آشیان ِ عنقا آهنگ: ترانه ای با صدای بولبول murtuza mammadov (bulbul) l * عاشقان بردی ندارد از نداران پرس آهنگ: عزیر حاجی بیکف - arazbari uzeyir hajibeyov-chamber
1981128

سیدمحمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار

سیدمحمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟ بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا؟ سیدمحمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار فرزند حاج میرآقا خشکن که خود از اهل ادب بود ، در تبریز چشم به جهان گشود. شهریار همزمان با انقلاب مشروطیت و بین سال های 1285-1283 خورشیدی در روستای خشکناب نزدیک بخش قره چمن متولد گردید. محمدحسین (شهریار) تحصیل را در مکتب خانه قریه زادگاهش با گلستان سعدی، نصاب قرآن و حافظ آغاز کرد و نخستین مربی او مادرش و سپس مرحوم خیزی بود . ادامه مطلب
2509606

زبان حال سیستان، خطاب به نیرو: آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا - بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا؟

عباس نورزائی طی بیست سال گذشته، شدیدترین و مزمن ترین شرایط آبی در منطقه ی سیستان سیطره یافته، سطوح زیر کشت به حداقلی متمایل به صفر رسیده، جمعیت زیادی در ح ی جگر اش ترک دیار نموده، مهاجرت کرده اند، بدترین شکل آلودگی های زیست محیطی در اوج گرما و نارسایی های غیرقابل تصور از خدمات ت در منطقه، نمایان است. مسئولین متعدد و غیرمستقیمی با اغراض و نیات متفاوتی به استان آمدند و رفتند و گفتند و نمایش دادند و منت گذاشتند و در انتها، تنها چیزی که ممکن نشد و مردم احساس و ادراک ن د، نتیجه ی مؤثری بود که باید می بود. مشکل اصلی سیستان آب است و وظیفه مند ترین فرد ...
2173078

آهنگ محلی گروه رستاک

ترانه و شعر آهنگ محلی کرماشو و لاره از گروه رستاک اَمشوی شو کَرماشوئِه،ته گِره تو اَمشو برو » امشب شب گرگ و میش است، جانم به قربانت بیا هراز او تا زانوئِه ، ته گره تو اَمشو بِرو » آب هراز تا زانوست ، جانم به قربانت بیا ************************** اَمی سِره میون مَحلوئِه » خانه ما میان محله است اَمی مِنزل بالا خِنوئِه » منزل ما در بالا خانه است اَمِه گَتِه مار سَخت اِشنوئِه » گوش مادر بزرگم سنگین است گَتِه بِرار مَحله شوئِه » برادر بزرگم به محله می رود ************************** خُورده بِرار مَستهِ خوئِه » برادر کوچکم غرق خواب است ایوون چِراغ مَشت شوئِه » چراغ ایوان پر ? ...
2178656

آهنگ محلی گروه رستاک

ترانه و شعر آهنگ محلی کرماشو و لاره از گروه رستاک اَمشوی شو کَرماشوئِه،ته گِره تو اَمشو برو » امشب شب گرگ و میش است، جانم به قربانت بیا هراز او تا زانوئِه ، ته گره تو اَمشو بِرو » آب هراز تا زانوست ، جانم به قربانت بیا ************************** اَمی سِره میون مَحلوئِه » خانه ما میان محله است اَمی مِنزل بالا خِنوئِه » منزل ما در بالا خانه است اَمِه گَتِه مار سَخت اِشنوئِه » گوش مادر بزرگم سنگین است گَتِه بِرار مَحله شوئِه » برادر بزرگم به محله می رود ************************** خُورده بِرار مَستهِ خوئِه » برادر کوچکم غرق خواب است ایوون چِراغ مَشت شوئِه » چراغ ایوان پر نور است ا ...
2881854

مگیر از من نگاهت را

مگیر از من نگاهت رامرادیدی نیاوردی برون سر از گریبانتکدامین سنگ دل کرده چنین زار و پریشانتمگیر از من نگاهت را که جانم بر لب آوردیچه بیم از آن که گردم من هلاک برق چشمانتز عشق جان گداز تو فقط یک آرزو دارمکه بعد از من بدانندم هلاک عشق سوزانتچه می شد گر فلک می گشت یک شب بر مراد منکه بودم در کنار تو سرم بر روی دامانتبه جز از حسرت رویت (رها)طرفی نخواهد بستغمت هم عالمی دارد شود جانم به قربانت علی میرزائی(رها)
1081798

قربانت شوم من

آرزو شبی در دل که مهمانت شوم من اینکه زندانی در آن چشمان زندانت شوم من خواستم من مثل کعبه دور چشمانت بگردم حال وقت آن شده قبلش که قربانت شوم من
1223326

کتاب فروشی ِ خونی

برگشتی جانم به قربانت و چه دیوانه کننده است که حالا برگشتی ... حالا که قیل و قال حسینیست برگشتی؟ ... مصداق حسینی شدن شدی ... سر تا پایت عطر دار اوست ... همان اول که خبرت پیچید درگیر حیرت شدم که مگر چه کرده که تا این حد این همه مرد و زن را به لرزه درآورده ... آیا صرفا جنگ در ی مظلوم؟ ... قضیه روشن شد وقتی فهمیدم کتابفروشی داشتی ... تا دیروقت پی مطالعه بودی برای آماده مطالبی برای کانال تلگرامی ات ... میدان تو فقط نبود سرباز ... بسم اللّه ... تو پی ساختن خودت هم بودی ... حججی جان تو فرشته نیستی و من میدانم نجف آباد چندکیلومتری خانه ی من است ... تالاپی از آسمان نبودی و ... در بین ...
2491950

نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانت...

نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانت که جانم در جوانی سوخت ای جانم به قربانت تحمل گفتی و من هم که سال ها اما چقدر آ تحمل بلکه یادت رفته پیمانت چو بلبل نغمه خوانم تا تو چون گل پاکدامانی حذر از خار دامنگیر کن دستم به دامانت تمنای وصالم نیست عشق من مگیر از من به دردت خو گرفتم نیستم در بند درمانت ...!
446812

. رمان سرگشته ی ناز | های اندروید ، pdf ، آیفون و جاوا

برای . رمان سرگشته ی ناز با . بر روی لینکهای زیر کلیک نمایید . نسخه pdf . نسخه epub . نسخه اندروید با فرمت apk . نسخه جاوا با فرمت jar خلاصه رمان : نازلی تبریزی دختریست درد کشیده با بازگشت غریبه ای آشنا به زندگی تاریکش این تاریکی فزونی می یابد و گذشته ی همیشه مجسم برای نازلی قصه مجسم تر می شود. حال این بازگشت قرار است پیامدهایی به دنبال داشته باشد..! پیامدهایی از تلخی و شیرینی.. از غم و شادی.. از عشق و عشق و در آ. عشق…! صفحه اول رمان : آمدی جانم به قربانت! ولی حالا چرا؟» کرایه ی راننده ی تا.ی را پرداختم و با لبخندی که از سر صبح روی لب هایم نشسته کلید د
1394958

\حسین جانم ، حسین جانم\

تو حال و هوام ، میباره چشمامتو گل میکنی به روی لبامبرای منی ، برای توامهمه میدونن ، گدای توام گدای توام...نگاهت رو نگیر نگاه تو دنیامهنگاه لطف تو دلیل نفس هامهنگاه به گنبدت بهونه ی چشمامهبه خوبی هات بدی نمیشه روم که برگردم"حسین جانم ، حسین جانم" @seyedrezanarimaniتو تنهاییام صدات میکنم جونم رو یه روز فدات میکنممن آلوده ام ، تو خیر کثیر ی حسین ، و نعم ال ی حسین ، و نعم ال ....میدونم با گناه دل تورو لرزوندماگرچه با بدی تو رو از خودم روندمبگیر دست منو حالا که تو راه موندمنه حالی هست ، نه احوالیببین دستام شده خالی"حسین جانم ، حسین جانم" @narimani_matnدوای منه زیارت تون ...
1743512

۶۲۱-دخترانه

+با دوست حرف زدم و بسیار ذوق بابت حرفها و تعریفات....اسمش روی گوشی میاد حال دل من خوب میشه..انرژی میگیرم...از این دوستهای خوب نصیبتون کنه خدا:-)خوب بود..خوب بودم...از خوب بودنش خوبتر شدم....اما ناخوداگاه غم دلمو گرفت..غم گرفت...غم گرفت....سرم بشکل وحشتناکی سنگین شد و ناخوداگاه...شاید تاثیر ناخوداگاه اهنگیه که دوساعته داره پلی میشه...اهنگ هم از اینجا نشات میگیره که من هر چی توی گروه میفرستم دوستان تبعیت میکنن دیگه!!حالا من قبلا اهنگ از سالار عقیلی فرستادم و شاد بود...لطف دوستان همیشه در صحنه اهنگ از سالار عقیلی فرستادن و اون هم اهنگ:امدی جانم به قربانت ولی حالا چر? ...
1721340

#پرچم_من_جان_من

به کوری چشم ( دشمنان )، اغت گران هیچ غلطی ن د و در آینده هم نخواهند کرد.فقط اومدن بگن: که منافقن. و دوست دارن محاکمه و مجازات بشن که در دستور کار قرار گرفت و مشکلشون هم حل شد. و برن خوش بگذرونند... . این کشور کم خون نریخته تا این شده حالا شما جوجه ها اومدین مثلا... ههه # جانم فدای م # جانم فدای کشورم # جانم فدای ایرانم # جانم فدای هموطنانم # امنیت حق همه مخصوصا ایران دیگه نبینم ی خ نکرده به ع م چپ نگاه کنه!!!
2229454

نیامدی جانم به قربانت :|

خلاصه از بحران دراومدیم جو خونه آروم شده بعد از دو هفته حال روحیم خوبه خدارو شکر یه دلیل خوب شدنم دوست فرشته داشتنه شک نکنید. هوا هم که عالیه ماه رمضون (عشق) هم نزدیکه فقط مونده جای خالیه تو ...
2722248

جانم رضا جانم رضا

جانم رضا جانم رضا ای جان جانانم رضا == من دست خالی آمدم دست منو دامان تو سرتا به پا دردو غمم دردمنو درمان تو اکنون منم مهمان تو کولطف وکواحسان تو جانم رضا جانم رضا ای جان جانانم رضا == من از ازل جامانده ام من مانده و وامانده ام یاخوانده یا ناخوانده ام اکنون منم مهمان تو کولطف وکواحسان تو جانم رضا جانم رضا ای جان جانانم رضا == توهرچه خوبی و من بدم من برتو روی آورده ام من آبرو آورده ام اکنون منم مهمان تو کولطف وکواحسان تو جانم رضا جانم رضا ای جان جانانم رضا = پای من از ره خسته شد بال وپرم بش ته شد ...
549242

قربانت بشوم جانم

عشق جان قربون صدااات قربون خنده هات قربون جدی بودنت قربون رانندگی ات قربون راه رفتنت قربون کنجکاویت قربون من تسلیم ،گفتنااات آآخه
2333786

خسته - قسمت اول

نه و نیم صبح است. پتوپیچ درون خودش جمع شده.[ صدای زنگ گوشی ]تکانی می خورد. با دست هایش دنبال گوشی می گردد.- الو؟ جانم؟... آره خوبم... زیر پتو، تخت خواب، خوابگاه... چی؟ مگه ساعت هشت بود امتحان؟!؟... عه؟ جدی؟ ... خب... طوری نی... قربانت، خداحافظ...[ گوشی را قطع می کند و دوباره می خوابد. ]
1395410

شهریار - دستم به دامانت

نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانت که جانم در جوانی سوخت ای جانم به قربانت تحمل گفتی و من هم که سال ها اما چقدر آ تحمل بلکه یادت رفته پیمانت چو بلبل نغمه خوانم تا تو چون گل پاکدامانی حذر از خار دامنگیر کن دستم به دامانت تمنای وصالم نیست عشق من مگیر از من به دردت خو گرفتم نیستم در بند درمانت امید خسته ام تا چند گیرد با اجل کشتی بمیرم یا بمانم پادشاها چیست فرمانت شبی با دل به هجران تو ای سلطان ملک دل میان گریه می گفتم که کو ای ملک سلطانت چه شبهایی که چون سایه خزیدم پای قصر تو به امیدی که مهتاب رخت بینم ? ...
2417882

عشق!!!

بعد از چند وقت رفتم خانه مادربزرگم.تا من را دید گفت: میدانی 17 روز است اینجا نیامده ای؟ طفره رفتم. خندید و گفت: میای ببوسمت؟ چشم هایم را در هم کشیدم و گفتم: نه قهقهه زد و گفت: خیلی خوب، پس بیا ببوسمت! جانم به قربانت عزیز دل زنده باشی به حرمت و احترام
2369884

ترنم شبانه

نمی گویمبروای جانِ جانانمترا ازخود نمی رانم،نمیرانم.چه گویم از دل و از مستی چشمتنخورده می؛ پریشانم ، پشیمانم. فدای ناله های مست چشمانتبمیرم یا بمانم؟! پاک حیرانم! وجودم سوخت به یک جانم به قربانت به این محفل چو شمعی ناز، سوزانم.nazi.h.sنازی صالحی/صبور
2663804

مداحی ترکی فارسی

لباس خاکیمو بیار مادر جبهه علمدارو علم میخواد بزار برم که سادات بازم م ع حرم میخواد به سر شوق حرم دارم_یه سربازم سرباز علمدارم (حسین جانم…حسین جانم) تموم هم سنای من رفتن تا برسن به ظهر عاشورا تورو خدا بزار برم مادر حیف که من جا بمونم اینجا خدایا روسفیدم کن_با سربند یا زهرا شهیدم کن (حسین جانم…حسین جانم) یادت میداد شیرم میدادی تو با روضه های علی اصغر یادت میاد که آرزو داشتی یه روز بشی شبیه اون مادر حالا میشه تو دریا شی_وَهَب مَن تو اُم وَهَب باشی (حسین جانم…حسین جانم) یه مدته شبیه بارونم یه مدت که این دلم خونه حس میکنم دوباره تو خی? ...
1909656

موضوع انشا از دل تا قلم

موضوع انشا: از دل تا قلم شهر خسته؛مردمان بی روح،امید ها ناامید،آسمان اندوهگین،و خورشید شرمگین از قضاوت بی رحمانه ی مردم؛با چشمانشان قضاوت می د!حس نمی د،نمی شنیدند،نمی چشیدند،فقط می دیدند و متهم می د!ریاکار بودند و ساده جلوه می د.دوست بودند و دشمنی می د.مرد بودند و نامردی می د.بنده ای بیش نبودند و خ د.متهم می د،متهم می د،متهم می د.... آمد؛آمد و روح دمید به عالم پر درد.درد خودش درد ندارد؛این بی همدم بودن بود که درد را بر آدمیان غلبه می کرد!کاش دنیا هم مکثی کرده بود،کاش توقف می کرد اندکی در برابر غم ها.آمد!دل ها فریاد می زدند:"آمدی جانم به قربانت ولی...."نه،? ...
584476

زن که باشی......

گاهے دلت فقط یک "جانم" مےخواهدیک جانم سادہ..حتے بے بهانہ..فقط یک جانم...صدایت کہ کرد ..اسمت را کہ با عشق بہ زبان آورد.. بلہ نگو.. در بلہ هیچ حس و حالے نیست.اصلا جانم مثل آغوش است...از یاد نمےرودهیچ جانمے از یاد هیچ زنے نمیرود .زن کہ باشے ادامه مطلب
1190156

دل و جانم

دستم را از همه جا بریده ای تا تنها، بودن تو را باور کنم، نه؟! میدانم که چشم دوختن به غیر خودت را دوست نداری. فدای حساسیت های خالقانه ات! امشب هم مانند تمام ثانیه های پیش از این، هستی و می بینی چه غربتی گرفته است دلم را. دلیلش را هم نگفته می دانی. پس حالا که خودت امیدم را از زمینی ها گرفتی؛ حالا که خودت مرا به تناقض غم و شادی این تنهایی دچار کردی؛ حالا که میخواهی تنها آرام و قرارم خود خودت باشی؛ بیا و وجود بی نیازت را جایگزین تمام حسرت های جانم کن. که سخت محتاجم..
702274

با شاعران -وصل /وصال یار

سعدی: ای که گفتی هیچ مشکل چون فراق یار نیست گر امید وصل باشد همچنان دشوار نیست حافظ: مرا امید وصال تو زنده می دارد وگرنه هر دمم از هجر توست بیم هلاک مولوی: ای خدا این وصل را هجران مکن سرخوشان عشق را نالان مکن ف.الدین ابراهیم عراقی: یک لحظه دیدن رخ جانانم آرزوست یک دم وصال آن مه خوبانم آرزوست شهریار: نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانت که جانم در جوانی سوخت ای جانم به قربانت صائب تبریزی: گر به هجران شادمانم از امید وصل اوست در قفس،بلبل صفیر از شوق گلشن می کشد رهی معیری: برون نمی رود از خاطرم خیال وص. اگر چه نیست وصالی،ولی خوشم به خی. ...
1349844

تحقیق در مورد محمدحسین شهریار 16 ص

تحقیق در مورد محمدحسین شهریار 16 ص لینک و ید پایین توضیحات دسته بندی : وورد نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت ) تعداد صفحه : 16 صفحه قسمتی از متن .doc : محمدحسین شهریار سید محمدحسین بهجت تبریزی (۱۲۸۵ - ۲۷ شهریور ۱۳۶۷) متخلص به شهریار (قبل از آن بهجت) شاعر ایرانی بود که شعرهایی به زبان های فارسی و ترکی آذربایجانی دارد. از شعرهای معروف او می توان به «علی ای همای رحمت» و «آمدی جانم به قربانت» به فارسی و «حیدر بابایه سلام» (به م ... دریافت فایل

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا